.
امامت در مكتب اهل بيت (عليهمالسلام)
در مكتب اهل بيت عليهمالسلام مسأله امامت به صورت ديگرى مطرح مىشود ، و چنان كه ديديم
امامت بر اساس انتصاب الهى شكل مىگيرد .پيشوايان اين مكتب و دانشمندان آن به اين آيه از قرآن كريم استناد مىكنند :
«وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَا هِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَـتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» (22)
خداوند ابراهيم را با كلماتى امتحان كرد . او با كمك الهى از امتحان با سرافرازى بيرون آمد .
در نتيجه خداوند فرمود : من تو را امام مردم قرار دادم .
ــ كلماتى كه با آن ، خداوند متعال ابراهيم خليل (عليهالسلام ) را امتحان فرمود در چه زمينهاى بوده است؟
ــ آيا در آن از كشتن فرزند دلبندش ، اسماعيل ، سخن رفته بوده؟
ــ و يا جنگ با طاغوت بزرگ زمان ، نمرود؟
ــ و يا در مورد رفتن به آتش نمرود ، و سوختن با نهايت خشنودى فرمان رسيده است ؟ يا همه اينها بوده است؟
از متن آيه دقيقا روشن نيست؛ هر چه بوده حادثه يا حوادثى بس عظيم بوده كه براى ابراهيم خليل امتحانى بزرگ محسوب شده است .
در هر حال آنگاه كه اين پيامبر بزرگ از پيچ و خم اين امتحانات به سلامت گذشت ، و مانند هميشه عمرش سربندگى و اخلاص
به درگاه ربوبى ساييد ،
به مقام والاى امامت نائل شد . مقام امامت ، آن هم پس از نيل به نبوّت و رتبه اولوالعزمى و خلّت (دوستى خداوند) چه مقامى مىتواند باشد كه نيل بدان ، ابراهيم عليهالسلام را آن چنان به وجد مىآورد كه آن را براى فرزندانش نيز درخواست مىكند!ابراهيم با شنيدن اين پيام ا لهى و رسيدن به اين مرتبت عظمى ، به اقتضاى بشريت از خداى خويش تقاضا مىكند كه
اين مرتبت در فرزندان وى هم باقى بماند . او به مناسبت طبيعت بشرى ، دوستدار فرزندان خويش است و مىخواهد كه
آنها هم به اين سرفرازى باطنى برسند . لذا عرضه مىدارد:
« وَمِنْ ذُرِّيَّتى » : « آيا از ذرّيه من نيز ؟ »
خداوند متعال جواب مىفرمايد :
« لاَ يَنَالُ عَهْدِى الظَّــلِمِينَ » (23) « امامت عهد خاصّ من است با بندهام ، و اين عهد ، به اشخاص ستمكار و ظالم نمىرسد » .ظالم كيست ؟ در عرف و فرهنگ قرآن ،
ــ
گاهى به كسى كه به خودش ظلم مىكند ، ستمكار گفته مىشود .مثلاً كسى كه بت مىپرستد يا خودكشى مىنمايد ، به خود ستم كرده ، بنا بر اين ، اسلام بدو ظالم مىگويد .
ــ
و گاهى به كسى كه ديگران را مورد ستم قرار مىدهد و به حقوقشان تجاوز مىكند ، ستمكار گفته مىشود . مانند كسى كه مال مردم را مىبرد يا از ايشان ربا مىگيرد و يا به ناموسى تجاوز مىكند .
بنا بر اين ، به طور كلّى هر كسى كه به هر عنوان خداى متعال را نافرمانى بكند ، در بينش قرآن و اسلام ظالم خواهد بود . (24)آن كسى كه لحظهاى در ستم به خود و ديگران به سر برده است ، بر اساس موازين دقيق نظام ربوبى ، ظالم است و سزاوار عهد خدايى (امامت) نيست .بنا بر اين ، بر اساس اين استدلال قرآن ، امام بايد معصوم باشد .
گذشته از اين آيه كريمه ، در جاهاى ديگرى از قرآن كريم نيز از امامت سخن رفته
و در آنها امام براساس جعل و قرارداد الهى معرّفى شده است .مانند :
«وَ جَعَلْنَـهُمْ أَلـإمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَ تِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِيتَآءَ الزَّكَوةِ وَ كَانُواْ لَنَا عَـبِدِينَ » (25)
« ايشان را امامان و پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مىكردند ، و به ايشان مجموعه كارهاى خوب ،
به ويژه برپا داشتن نماز و اداى زكات را وحى فرموديم و ايشان براى ما بندگانى مطيع بودند . »
«وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَلـإمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُواْ وَ كَانُواْ بِـٔايَـتِنَا يُوقِنُونَ» (26)
« برخى از ايشان (بنىاسرائيل) را امامانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مىكردند ؛
آنگاه كه صبر و خويشتندارى كردند و در يقين به آيات ما پا برجا بودند . »
بنا بر اين ، بر اساس قرآن كريم ،
مسأله امامت در مكتب اهل بيت تنها براساس تعيين و جعل و قرارداد الهى امكانپذير است و بس .
_________________________________
22 . بقره : 124 .
23 . سوره بقره : 124 .
24 . سوره طلاق : 1 . «وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ»
25 . سوره انبياء : 73 .
26 . سوره سجده : 24 .