. آيه هفتم: « الُوا رَبَّنا اَمتَّنَا اثْنَتيْنِ وَاَحْيَيْتَنَا اثْنتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنا فَهَلْ اِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبيلٍ » (31)
ــ وقتى كفار حيات پس از مرگ را در خود احساس كنند، شك و ترديدشان،به يقين تبديل مى شود و در آن حال گويند: « رَبّنا اَمتَّنَا اثْنَتيْنِ » بارالها، ما را دوبار (در دنيا و برزخ) ميراندى!
« وَاَحْيَيْتَنَا اثْنتَيْنِ » و دو بار (در برزخ و آخرت) زنده كردى!
« فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنا » اينك، از يقين آورندگانيم و به گناهان خود اعتراف مى نماييم.
« فَهَلْ اِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبيلٍ » آيا راهى هست كه ما از اين رنج و مصيبت خارج شويم؟
ندا خواهد رسيد كه هيچ راهى براى خروج از اين عالم نداريد (وآنچه در دنيا كِشته ايد، اينك مى درويد!)
ــ بدون « حيات برزخى » ، دو بار مردن و دو بار زنده شدن امكان ندارد. آيه زير هم، اين معنى را تأييد مى كند:
« كُنْتُم اَمْواتاً فَاَحْياكُم ثُمَّ يُميتُكُم ثُمَّ يُحْيِيكُم ثُمَّ اِليْهِ تُرْجَعُونَ » (32)
« مرده بوديد؛ خدا شما را زنده كرد. ديگر بار نيز بميراند، باز شما را زنده گرداند؛ تا اينكه سرانجام به سوى او بازگشت كنيد. »
ــ در مورد دلالت آيه هفتم بر حيات برزخى، اشكالاتى بدين شرح مطرح شده است:
اشكال اول: عده اى از مفسران مى گويند:
«اين آيه دلالتى بر حيات برزخى ندارد؛ بلكه مراد از دوبار مردن، مرگ حال نطفگى و دنياست و مراد از دوبار زنده شدن، زندگى دنيا و قيامت است».
پاسخ: مرگ، وقتى صادق است كه قبلاً حياتى بوده باشد؛ بنابراين، مرگ نسبت به نطفه صدق نمى كند و مراد از زنده شدن،
حياتى است كه موجب يقين به معاد گردد؛ زيرا كفار در دنيا، قيامت را انكار مى كنند و حيات دنيايى آنان نيز موجب يقين به معاد و اعتراف به گناهان
نمى گردد.
(33) اشكال دوم: گروهى ديگر پنداشته اند:
«دو بار مرگ و زندگى، تأكيد در مرگ و زندگى دنيا مى باشد و دلالتى بر موت و حيات برزخى ندارد؛ چنانكه در آيه زير هم بدين مطلب اشارت رفته است:
« ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ » (34) «باز هم به چشم بصيرت، دقت كن».
پاسخ : حكيم و مفسر الهى، مرحوم « علامه طباطبايى » در پاسخ به اين اشكال، مى گويد:
«اين حرف (كه مراد از تثنيه و دوبار، تأكيد است؛ نه تثنيه واقعى و حقيقى) وقتى درست است كه خداوند تعالى، كلمات « اماته و اِحياء » را تثنيه آورد؛
يعنى بگويد: امتنا اماتتين و احييتنا احيايتين؛(35) (و حال آنكه كلمه (اثنتين) كه هم خانواده «تثنيه» و به معناى «دو» مى باشد؛ استعمال شده و لذا
به هيچوجه معناى تأكيد از آن فهميده نمى شود) ».
---------------------- فهرست مآخذ -----------------------
31. مؤمن (40) آيه 11.
32. بقره (2) آيه 28.
33. بر گرفته از: «تفسير الميزان»، ج 17، ص 312 - 314.
34. ملك (67) آيه 4.
35. «تفسير الميزان»، ج 17، ص 313. «ترجمه تفسير الميزان»، ج 34، ص 180. .