. « منشأ ايمان »
از آراى انديشمندان نامبرده - كه برگرفته از روح اسلام است - پى مى بريم كه منشأ ايمان و اعتقاد به
« حيات برزخى » ،
آيات ، روايات و
اخبار متواتر از معصومان(ع) است؛ از اين روى،در ادامه مباحث این بحث در این مورد صحبت خواهد شد ، به گونه اى كه براى رهروان مكتب
وحى و پيروان راستين خط امامت و ولايت، اطمينان آور باشد؛ بنابراين، ديگر نيازى به اثبات چنين عالمى از طريق دلايل عقلى نيست .
« برزخ در آیات نورانی قرآن »
« حَتى اِذا جاءَ اَحَدَهُم الْمَوتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى اَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلّا اِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهم بَرزخٌ اِلى يَومِ يُبْعَثُونَ » (1)
(كافران در فراموشى و غفلتند) تا آنگاه كه يكى از آنها را مرگ فرارسد ( آگاه و پشيمان گشته) گويد: پروردگارا! مرا به دنيا بازگردان!
شايد گذشته ام را جبران كرده و كارهاى نيك انجام دهم!(به او خطاب شود) هرگز! آنچه مى گويى،
اينك بى فايده است و از لحظه مرگ تا روزى كه برانگيخته شوند، «برزخ» و فاصله است.»
اين آيه، تنها آيه اى است كه از نظر لفظ و معنى، كاملاً تصريح دارد به اينكه انسان پس از مرگ - و قبل از فرا رسيدن قيامت - داراى نوعى زندگى
است و در آن عالم به خاطر جبران گناهانش درخواست بازگشت مى كند و از كرده خويش اظهار ندامت مى نمايد ؛ اما دست رد به سينه اش زده
مى شود و او را در همان عالم (برزخ) محبوس مى دارند.
(2) امام سجاد(ع) برزخ را در آيه بالا چنين تفسير مى فرمايند:
«(الْبَرزخ) هُوَ الْقَبْر؛ وَ إِنَّ لَهُم فيه لَمَعيشةً ضَنْكا؛ و اللَّهِ إنَّ الْقَبْرَ، لَرَوضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ؛ اَوْحُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِالنّيرانِ ». (3)
« برزخ، همان عالم قبر است كه در آن جهان (براى كفار و گنهكاران) زندگى بسى سخت و دشوار است. سوگند
به ذات هستى بخش كه همانا قبر (براى نيكوكاران) همچون باغى است از باغستانهاى بهشت و
(براى بدكاران) همچون گودالى از گودالهاى آتشين جهنم است. »
امام صادق(ع) در اين باره مى فرمايند:
« البَرزخُ: الْقَبْرُ؛ وَ هُوَ الثَّوابُ وَالْعِقابُ بَيْنَ الدُّنيا و الآخِرةِ ». (4)
« برزخ، عالم قبر است كه عبارت از ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت مى باشد. »
حدود
20 آيه ديگر از آيات قرآن ، بدون دربرداشتن لفظ برزخ، از نظر معنى، بر جهان برزخى دلالت دارد.
ــ اينك، به سراغ تعدادى از اين آيات مى رويم:
« وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سبيلِ اللَّهِ اَمْواتٌ بَلْ اَحْياءٌ وَلكِنْ لاتَشْعُرُون » (5)
« كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپنداريد؛ بلكه زنده اند و شما نمى دانيد. »
« وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِم يُرْزَقُونَ فَرِحيِنَ بِما اتيهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
وَ يَسْتَبْشِرونَ بِالَّذين لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِنْ خَلْفِهِم اَلّا خَوْفٌ عَلَيْهم وَلاهُم يَحْزَنون » (6)
« كشته شدگان راه خدا را گمان مبر كه مرده اند؛ بلكه زنده اند و نزد پروردگار خويش رزق و روزى داده مى شوند. آنان بدانچه كه
خداوند از فضل و رحمت خويش نصيبشان كرده است، شادمانند.( و به دوستان دنياشان كه رهرو آن راهند)
و هنوز بديشان نپيوسته اند، مژده و بشارت دهند كه هيچ ترس و اندوهى نداشته باشيد. »
« اَلَّذينَ تَتَوفّاهُمُ الْمَلائكةُ طَيِّبينَ يَقولونَ سَلامٌ عَليْكُمُ ادْخُلوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُم تَعْمَلوُن » (7)
« آنان در حالى كه (از ستم، شرك و ديگر گناهان) پاكند، فرشتگان درمى يابندشان
و بديشان گويند: «درود بر شما! به سبب كردار نيكتان به بهشت درآييد».
« لايَسْمَعونَ فيها لَغْواً إلّا سَلاماً وَلَهُم رِزْقُهُم فيها بُكْرةً وَعَشيّاً » (8)
« در آن بهشت، هرگز سخن بيهوده و عبث نشنوند؛ بلكه همه گفتارشان، سلام و درود به يكديگر است
و روزى آنها در صبح و شب بديشان مى رسد. »
« قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يالَيْتَ قَومي يَعْلَمونَ بِما غَفَرلي رَبّي وَجَعَلَني مِنَ الْمُكرَمينَ » (9)
« پس از مرگ، به مؤمن آل يس(ياسين) گفته شد: «داخل بهشت شو!».
گفت: «اى كاش! خويشانم (كه سخن مرا نشنيدند) اكنون، آگاه مى شدند كه خدا چگونه مرا آمرزيد و مورد مهربانى و بخشش قرار داد ».
« وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَاِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرهُ يَوْمَ القِيامَةِ اَعْمى » (10)
« هر كس از ياد من روبگرداند؛ زندگى اش (در قبر) به سختى و تنگى خواهد گذشت و در روز قيامت نيز نابينا محشورش كنيم. »
« قالوا رَبَّنا اَمتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَاَحْيَيْتَنا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنوبِنا فَهَل اِلى خُروجٍ مِنْ سَبيلٍ » (11)
« گويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى تا به گناهان خود معترف شديم ؛
آيا راهى هست كه از اين عذاب به درآييم؟ ».
« فَوَقيهُ اللَّهُ سَيّئاتِ مامَكَرُوا وَحاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ العَذابِ النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوّاً وَعَشِيّاً
وَ يَوْمَ تَقُومُ السّاعةُ اَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ اَشَدَّ العَذابِ » (12)
« پس، خدا، موسى ( و قومش ) را از مكر و شرّ فرعونيان نگه داشت و ( بعد از غرق شدن ) ، عذاب ناراحت كننده آتش
بر فرعونيان فرا رسيد ( كه آن عذاب عبارت است از اينكه ) هر بامداد و شامگاه بر آتش نمايانده شوند
تا قيامت كه خطاب رسد: « فرعونيان را در سخت ترين عذاب بيفكنيد ».
« اِذِ الْاَغْلالُ في اَعْناقِهِم وَالسَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ فِي الْحَميمِ ثُمَّ فِي النّارِ يُسْجَرونَ » (13)
« ( بدكاران، به زودى كيفركردارشان را خواهند يافت ) آنگاه كه گردنهايشان با غُل و زنجيرهاى آتشين كشيده شود
و در آب جوشان انداخته شوند تا قيامت كه درآتش، افروخته خواهند گشت. »
« مِمّا خَطيئاتِهِم اُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ اَنْصاراً » (14)
« ( قوم گنهكار نوح ) به سبب زيادى كفر و خطا در دريا غرق شدند و پس از آن به آتش درافتادند؛
و جز خدا بر خود هيچ يار و ياورى نيافتند. »
------------------- فهرست مآخذ -------------------
1. مؤمنون (23) آيه 99 - 100.
2. در برخى از آيات ديگر نيز آمده است: وقتى انسانهاى بدكردار، خود را در عذاب و وعده الهى را حق مى بينند؛ اظهار مى دارند:
الف - (ربنا ابصرنا و سمعنافارجعنا نعمل صالحاً انا موقنون)
پروردگارا! ما اينك چشمهايمان بينا و گوشهايمان شنوا گشته و به حقايق اين عالم، يقين آورديم؛ پس ما را به دنيا بازگردان تا كارهاى شايسته انجام دهيم.
سجده (32) آيه 12.
ب - (يا ليتنا نردّ و لانكذّب بآيات ربنا)
اى كاش، ما را به دنيا باز مى گرداندند؛ و دگر بار نشانه هاى الهى را دروغ نمى پنداشتيم.
انعام (6) آيه 27.
3. «بحار الانوار»، ج 6، ص 214.
4. «مدرك پيشين»، ص 218.
5. بقره (2) آيه 154.
6. آل عمران (3) آيه 169 - 170.
7. نحل (16) آيه 32.
8. مريم (19) آيه 62.
9. يس (36) آيه 26 - 27.
10. طه (20) آيه 124.
11. مؤمن (40) آيه 11.
12. مؤمن (40) آيه 45 - 46.
13. مؤمن (40) آيه 71 - 72.
14. نوح (71) آيه 25.