6- انجام فرائض
ويحمد الله ويثني على نبيّه ويعظ بالتقوى
من خطبة له (عليه السلام)
[يحمد الله ويثني على نبيّه ويعظ بالتقوى]
[حمد الله]
أَحْمَدُهُ شُكْراً لاِِنْعَامِهِ، وَأَسْتَعِينُهُ عَلَى وَظَائِفِ حُقُوقِهِ، عَزِيزَ الْجُنْدِ، عَظِيمَ الْـمَجْدِ.
[الثناء على النبي]
وَأَشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، دَعَا إِلَى طَاعَتِهِ، وَقَاهَرَ أَعْدَاءَهُ جِهَاداً عَنْ دِينِهِ، لاَ يَثْنِيهِ عَنْ ذلِكَ اجْتَِماعٌ على تَكْذِيبِهِ، وَالِْتمَاسٌ لاِِطْفَاءِ نُورِهِ.
[العظة بالتقوى]
فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللهِ، فَإِنَّ لَهَا حَبْلاً وَثِيقاً عُرْوَتُهُ، وَمَعْقِلاً[1] مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ[2]، وَبَادِرُوا الْمَوْتَ[3] وَغَمَرَاتِهِ[4]، وَامْهَدُوا[5] لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ، وأَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ، فَإِنَّ الْغَايَةَ الْقِيَامَةُ، وَكَفَى بِذلِكَ وَاعِظاً لِمَنْ عَقَلَ، وَمُعْتَبَراً لِمَنْ جَهِلَ! وَقَبْلَ بُلُوغِ الْغَايَةَ مَا تَعْلَمُونَ مِنْ ضِيقِ الاَْرْمَاسِ[6]، وَشِدَّةِ الاِْبْلاَسِ[7]، وَهَوْلِ الْمُطَّلَعِ[8]، وَرَوْعَاتِ الْفَزَعِ، وَاخْتلاَفِ الاَْضْلاَعِ[9]، وَاسْتِكَاكِ الاَْسْمَاعِ[10]، وَظُلْمَةِ اللَّحْدِ، وَخِيفَةِ الْوَعْدِ، وغَمِّ الضَّرِيحِ[11]، وَرَدْمِ الصَّفِيحِ[12].
فَاللهَ اللهَ عِبَادَ اللهِ! فَإِنَّ الْدُّنْيَا مَاضِيَةٌ بكُمْ عَلَى سَنَن[13]، وَأَنْتُمْ وَالسَّاعَةُ فِي قَرَن[14]، وَكَأَنَّهَا قَد جَاءَتْ بِأَشْرَاطِهَا[15]، وَأَزِفَتْ[16] بِأَفْرَاطِهَا[17]، وَوَقَفَتْ بِكُمْ عَلَى سِراطِهَا، وَكَأنَّهَا قَدْ أَشْرَفَتْ بِزَلاَزِلِهَا، وَأَنَاخَتْ بِكَلاَكِلِهَا[18]، وَانْصَرَمَتِ[19] الدُّنْيَا بِأَهْلِهَا، وَأَخْرَجَتْهُمْ مَنْ حِضْنِهَا، فَكَانَتْ كَيَوْم مَضَى وَشَهْر انْقَضَى، وَصَارَ جَدِيدُهَا رَثّاً[20]، وَسَمِينُهَا غَثّاً[21]، فِي مَوْقِف ضَنْكِ الْمَقَامِ، وَأُمُور مُشْتَبِهَة عِظَام، ونَار شَدِيد كَلَبُهَا[22]، عَال لَجَبُهَا[23]، سَاطع لَهَبُهَا، مُتَغَيِّظ[24] زَفِيرُهَا[25]، مُتَأَجِّج سَعِيرهَا، بَعِيد خُمُودُهَا، ذَاك[26] وُقُودُهَا، مَخُوف وعِيدُهَا، عُم قَرارُهَا[27]، مُظْلِمَة أَقْطَارُهَا، حَامِيَة قُدُورُهَا، فَظِيعَة أُمُورُهَا.
(وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً)، قَدْ أُمِنَ الْعَذَابُ، وَانْقَطَعَ الْعِتَابُ، وَزُحْزِحُوا عَنِ النَّارِ، وَاطْمَأَنَّتْ بِهِمُ الدّارُ، وَرَضُوا المَثْوَى وَالْقَرَارَ، الَّذِينَ كَانَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا زَاكِيةً، وَأَعْيُنُهُمْ بَاكِيَةً، وَكَانَ لَيْلُهُمْ فِي دُنْيَاهُمْ نَهَاراً، تَخَشُّعاً وَاسْتِغفَاراً، وَكَانَ نَهَارُهُمْ لَيْلاً، تَوَحُشّاً[28] وَانَقِطَاعاً، فَجَعَلَ اللهُ لَهُمُ الْجَنَّةَ [مَآباً، وَالْجَزَاءَ] ثَوَاباً،(وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَها) في مُلْك دَائِم، وَنَعِيم قَائِم.
فَارْعَوْا عِبَادَ اللهِ مَا بِرِعَايَتِهِ يَفُوزُ فَائِزُكُمْ، وَبِإضَاعَتِهِ يَخْسَرُ مُبْطِلُكُمْ، وَبَادِرُوا آجَالَكُمْ بأَعْمَالِكُمْ، فَإِنَّكُمْ مُرْتَهَنُونَ بِمَا أَسْلَفْتُمْ، وَمَدِينُونَ بِمَا قدَّمْتُمْ، وَكَأَنْ قَدْ نَزَلَ بِكُمُ الْـمَخُوفُ، فَلاَ رَجْعَةً تَنَالُونَ، وَلاَ عَثْرَةً تُقَالُونَ.
اسْتَعْمَلَنَا اللهُ وَإِيَّاكُمْ بِطَاعَتِهِ وَطَاعَةِ رَسُولِهِ، وعَفَا عَنَّا وَعَنْكُمْ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ.
الْزَمُوا الاَْرْضَ[29]، وَاصْبِروُا عَلَى الْبَلاءِ، وَلاَ تُحرِّكُوا بأَيْدِيكُمْ وَسُيُوفِكُمْ [فِي ]هَوَى أَلْسِنَتِكُمْ، وَلاَ تَسْتَعْجِلُوا بِمَا لَمْ يُعَجِّلْهُ اللهُ لَكُمْ، فَإِنّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَهُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ عَزَّوَجَلّ وَحَقِّ رَسُولِهِ وَأَهْلِ بَيْتِهِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ مَاتَ شَهِيداً، وَوَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللهِ، واسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ، وَقَامَتِ النِّيَّةُ مَقَامَ إِصْلاَتِهِ لِسَيْفِهِ[30]، فإِنَّ لِكُلِّ شَيْء مُدَّةً وَأَجَلاً.
از خطبههاى امام(ع)كه در آن از:حمد خداوند،تمجيد پيامبر موعظه و اندرز سخن به ميان آورده است.[1]
ستايش خداوندخداوند را به پاس بخشيدن نعمتهايش مىستايم.و بر انجام فرمانش از او يارىميجويم خداوندى كه سپاهيانش نيرومند،و مجد و عظمتش بزرك است.
پيامبر راستين گواهى مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم بنده و فرستاده او است،انسانها را به اطاعت از حقدعوت فرمود،و با دشمنان خدا در راه دين پيكار كرد و پيروز شد،و هيچگاه هماهنگى واتحاد دشمنانش در تكذيب و خاموش ساختن نور او،وى را از كوشش در راه آئينش بازنداشت.
اندرز به تقوا بنابراين تقوا پيشه كنيد كه رشتهاى است استوار،دستگيرهاى است محكم و قله آنپناهگاهى است مطمئن.خود را براى مرك و پيشامدهاى هنگام آن،پيش از فرا رسيدنشآماده سازيد،و قبل از اينكه مرك شما را فرا گيرد آنچه لازمه روياروئى با آن است مهياكنيد:چه اينكه مرك پايان زندگى است كه منتهى به قيامت مىشود.و آن براى خردمندانپند و اندرز و براى جاهلان وسيله عبرت است(آرى)پيش از فرا رسيدنش خويش را مهيا كنيدبراى آنچه آگاهى داريد از:تنگى قبرها،شدت غم و اندوه،ترس از قيامت، بيمهاىمكرر،به هم ريختن و درهم فرو رفتن استخوانها،كر شدن گوشها،تاريكى لحد، وحشتاز آينده،غم و اندوه در تنگناى گور و پوشاندن آن از سنگ و خاك.
زنهار!زنهار!شما را به خدا اى بندگان خدا دنيا با روش مخصوص خود بر شماخواهد گذشت، رشته شما و قيامتبهم پيوسته،و گويا علامتهاى آن فرا رسيده و با تمامبلاها و نشانههايش نزديك شده است،گوئى شما را در طريق خود متوقف ساخته،زلزله-هايش در شرف وقوع است و سينه بر زمين گذارده،دنيا از اهل خويش بريده و آنها را ازآغوش گرم خود خارج ساخته است.زندگى بر آنان(كه رفتند)چون روزى بود كه گذشتو يا ماهى كه سپرى شد تازههاى آن كهنه شده،و فربههايش لاغر گرديدهدر جايگاهى تنگ،در ميان مشكلاتى بزرك، آتشى پر شور،كه صداى زبانههايشوحشتزا و شرارههايش تا دل آسمان زبانه مىكشد،غرشش پر هيجان،فروزنده و گدازندهو خاموشيش بسيار دور،آتشگيرهاش مشتعل،تهديدش خوفناك،قرارگاهشتاريگ،اطراف و جوانبش تيره و ظلمانى،ديگهاى جوشانش سخت داغ، و اوضاعشسخت وحشتناك(اين جايگاه گناهكاران است)
(اما)«پرهيزكاران را گروه،گروه بسوى بهشت رهنمون مىشوند»(زمر-71.)
از كيفر و عذاب ايمنند،و از سرزنشها آسوده،و از آتش بر كنارند،در خانههاىمطمئن قرار گرفته،و از اين قرارگاه خشنودند،اينها كسانى هستند كه در دنيا كردارشانپاك،چشمانشان گريان،شبهايشان در دنيا در اثر خشوع و استغفار روز،و روزشان از بيم(گناه)شب بوده است.و خداوند بهشت را سر منزل(شادمانى آنها)قرار داده است،آنها سزاوار اين نعمت و شايسته آن بودند و در اين خانه جاودانى،در ميان نعمتهاى پايدار ونابود نشدنى قرار خواهند داشت.
انجام فرائض بنا بر اين اى بندگان خدا!مراقب چيزى باشيد كه رستگاران با رعايتش به رستگارىرسيدند و تبهكاران با ضايع ساختنش در خسران و زيان قرار گرفتند.پيش از آنكه مرگتان فرارسد خويش را با
اعمالتان آماده سازيد چه اينكه شما در گرو كارهائى هستيد كه پيشتر
انجامدادهايد،و مديون كردارى هستيد كه از پيش فرستادهايد. (از هم اكنون)فكر كنيد مرك وحشتناك به شما حمله آورده و ديگر بازگشتى نيست،و ازلغزشها نميتوان پوزش خواست.خداوند ما و شما را در راه اطاعتخود و پيامبرش وا دارد و ازما و شما بفضل و رحمتش بگذرد.
بر جاى خود بايستيد!
(و بدون اجازه دستبه نبردى مبريد)در برابر بلاها ومشكلات استقامت ورزيد،شمشيرهايتان را در راه هوا و هوس و كلماتى كه از زبانتانبيرون مىآيد به كار نيندازيد،
و در باره آن چه خداوند تعجيل آن را لازم ندانسته شتابمكنيد زيرا آنكس از شما كه در بستر خويش بميرد،ولى بطور شايسته معرفتخدا و پيامبر و اهلبيتشرا داشته باشد«شهيد»از دنيا رفته،و اجر و پاداشش بر خدا است.و ثواب اعمال شايستهاى را كه قصد انجام آن را داشته است مىبرد،و نيتش،جانشين ضرباتشمشيرش قرار مىگيرد،(اين سخن را به اين خاطر مىگويم كه)هر چيزى وقت مشخصىدارد و سر آمدى معين. خطبه 190/ نهج البلاغه