. « اشاره به براهين عقلى »
بسيارى از آيات كريمه قرآن ، لحن استدلال عقلى بر ضرورت معاد دارد و مى توان آنها را ناظر به
برهانهاى حكمت و
عدالت دانست.
از جمله به صورت
استفهام انكارى مى فرمايد:
« افحسبتم انما خلقنا كم عبثاً و انكم الينا لا ترجعون. » (29)
« مگر پنداشته ايد كه شما را بيهوده آفريده ايم و به سوى ما باز گردانده نمى شويد؟ »
اين آيه شريفه به روشنى دلالت دارد بر اينكه اگر معاد و بازگشت به سوى خداى متعال نباشد ،آفرينش انسان در اين جهان بيهوده خواهد بود.
ولى خداى حكيم ، كار عبث و بيهوده ، انجام نمى دهد. پس جهان ديگرى براى بازگشت به سوى خودش بر پا خواهد كرد. اين برهان ، يك
قياس استثنائى است و
مقدمه اول آن ـ كه يك قضيه شرطيه است ـ دلالت دارد بر اينكه هنگامى آفرينش انسان در اين جهان ،
هدف حكيمانه خواهد داشت كه به دنبال اين زندگى دنيا ، بازگشت به سوى خدا كند و در جهان آخرت ، به نتايج اعمالش برسد.
و اما
مقدمه دوم ( خدا كار بيهوده نمى كن د) همان مساله حكمت الهى و عبث نبودن كارهاى اوست كه در بخش خداشناسى به اثبات رسيد.
بنابراين ، آيه مزبور كاملاً قابل انطباق بر برهان نامبرده است .
اكنون مى افزاييم:
با توجه به اينكه آفرينش انسان به منزله غايت و هدفى براى آفرينش جهان است اگر زندگى انسان در اين جهان ،
بيهوده و فاقد هدف حكيمانه باشد آفرينش جهان هم بيهوده و باطل خواهد بود. و اين نكته را مى توان از آياتى استفاده كرد كه وجود
عالم آخرت را مقتضاى حكيمانه بودن آفرينش جهان دانسته است. و از جمله در وصف خردمندان
( اولوالالباب ) مى فرمايد:
« ... و يتفكرون فى خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النار. » (30)
« ... و درباره آفرينش آسمانها و زمين مى انديشند ( و آنگاه مى گويند: ) پروردگارا ، اين ( جهان ) را باطل نيافريده اى ،
تو منزهى ( از اينكه كار باطل ، انجام دهى ) پس ما را از عذاب آتش نگهدار. »
از اين آيه ، استفاده مى شود كه تامل در كيفيت آفرينش جهان ، انسان را متوجه حكمت الهى مى سازد ؛ يعنى خداى حكيم از اين آفرينش عظيم ،
هدف حكيمانه اى را در نظر داشته و آن را گزاف و پوچ نيافريده است و اگر جهان ديگرى نباشد كه هدف نهائى از آفرينش جهان ، محسوب شود ،
خلقت الهى ، پوچ و بى هدف خواهد بود.
________________ فهرست آیات ________________ 29ـ موئمنون 115/.
30ـ آل عمران 19/. .