 |
| Super Moderator |
 |
تاريخ عضويت : جمعه 11 آبان 1386 15:06
پست : 1833
تشکر کرده اید : 5933 تشکر شده : 4998 مرتبه به 1470 پست
|
بسم الله الرحمن الرحیم
معاملات حرام
مسئله: معاملات حرام بسيار است از آن جمله اين موارد است :
اول خريد و فروش مشروبات مسكر , و سگ غير شكارى و خوك و هم چنين مردار نجس بنابر احتياط , و در غير اينها در صورتى كه بشود
از عين نجس استفاده حلال نمود , مثلا غايط را كود نمايند خريد و فروش جايز است , اگر چه احتياط در ترك است .
دوم خريد و فروش مال غصبى .
سـوم بـنـابـر احـتـياط خريد و فروش چيزى كه نزد مردم مال نيست مثل حيوانات درنده , در صورتى كه منفعت محلله قابل توجهى نداشته باشند.
چهارم معامله چيزى كه منافع معمولى آن فقط كار حرام باشد.مانند:اسباب قمار.
پنجم معامله اى كه در آن ربا باشد.
شـشـم مـعامله اى كه در آن غش باشد مثل فروش جنسى كه با چيز ديگر مخلوط است , در صورتى كه آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار
نگويد , مثل فروختن روغنى كه آن را با پيه مخلوط كرده است , پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه وآله فرموده اند از ما نيست كسى كه در معامله با مسلمانان
غش كند , يا به آنان ضرر بزند يا تقلب و حيله نمايد و هر كه با برادر مسلمان خود غش كند , خداوند بركت روزى او را مى برد و راه معاش او را مى بندد و
او را به خودش واگذار مى كند.
مسئله: فـروختن چيز پاكى كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است , اشكال ندارد , و هم چنين است , اگر آب كشيدن آن ممكن نباشد , ولى منافع
محلله متعارفه اش توقف بر پاك بودنش نداشته باشد - مانند بعضى از روغنها - بلكه اگر توقف هم داشته باشد چنانچه منفعت محلله قابل توجهى داشته
باشد , باز هم فروختنش جايز است .
مسئله: اگـر كـسـى بـخواهد چيزى را كه نجس است , بفروشد بايد نجس بودن آن را به خريدار بگويد در صورتى كه اگر نگويد خريدار در معرض مخالفت
تكليف الزامى قرار مى گيرد , مثل اين كه آب نجس را در وضـو و يـا غسل به كار مى برد و با آن نماز واجبش را مى خواند , و يا از آن چيز نجس در خوردن و
آشاميدن اسـتفاده مى كند , البته اگر بداند كه گفتن به او فايده اى ندارد , چون مثلا آدم لاابالى است كه نجاست و طهارت را رعايت نمى كند , لازم نيست
به او بگويد.
مسئله: خـريـد و فروش دواهاى نجس خوردنى و غير خوردنى اگر چه جايز است ولى بايد نجاستش را در صورتى كه در مساله پيش گفته شد به
مشترى بگويند.
مسئله: خـريـد و فروش روغن هايى كه از ممالك غير اسلامى مى آورند , اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشكال ندارد.
روغـنـى را كـه از حـيـوان بـعد از جان دادن آن مى گيرند , چنانچه از دست كافر بگيرند يا از ممالك غير اسلامى بياورند , در صورتى كه احتمال آن برود
كه از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده اگر چه پاك و خريد و فروش آن جايز است ولى خوردنش حرام و بر فروشنده لازم است كيفيت را به
خريدار بگويد , در صورتى كه اگر نگويد , خريدار در معرض مخالفت تكليف الزامى قرار داشته باشد , نظير آنچه در مسائل قبل گذشت.
مسئله: اگر روباه و مانند آن را به غير دستورى كه در شرع معين شده كشته باشند , يا خودش مرده باشد , خريد و فروش پوست آن بنابر احتياط جايز نيست.
مسئله: چرمى كه از ممالك غير اسلامى مى آورند , يا از دست كافر گرفته مى شود , در صورتى كه احتمال بـرود از حـيـوانى است كه به دستور شرع
كشته شده خريد و فروش آن جايز است , و هم چنين نماز در آن بنابر اقوى صحيح مى باشد.
مسئله: روغنى كه از حيوان بعد از جان دادنش گرفته شده يا چرمى كه از دست مسلمان گرفته شود , و انـسـان بـداند كه آن مسلمان آن را از دست كافر
گرفته و تحقيق نكرده كه از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده يا نه , هر چند محكوم به طهارت است و خريد و فروشش جايز است ولى خوردن
آن روغن جايز نيست .
مسئله: مشروبات مسكر معامله آنها حرام و باطل است .
مسئله: فروختن مال غصبى باطل است , و فروشنده بايد پولى را كه از خريدار گرفته به او برگرداند.
مسئله: اگـر خريدار جدا قاصد معامله است ولى قصدش اين باشد كه پول جنسى را كه مى خرد ندهد اين قصد به صحت معامله ضرر ندارد , و لازم است
پول آن را به فروشند بدهد.
مسئله: اگر خريدار بخواهد پول جنسى را كه به ذمه خريده , بعدا از مال حرام بدهد , معامله صحيح است .ولى بايد مقدارى را كه بدهكار است از مال
حلال بدهد تا اين كه ذمه اش برى گردد.
مسئله: خـريد و فروش آلات لهو حرام مثل تار و ساز جايز نيست و بنابر احتياط سازهاى كوچك كه بازيچه بـچـه هـا اسـت نـيـز آن حـكم را دارد , و اما
آلات مشتركه مثل راديو و ضبظ صوت در صورتى كه به قصد استعمال در حرام نباشد خريد و فروش آن مانعى ندارد.
مسئله: اگـر چيزى را كه مى شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد اين بفروشد كه آن را در حرام مصرف كـنـند , مثلا انگور را به اين قصد بفروشد
كه از آن شراب تهيه نمايند , معامله آن حرام , بلكه بنابر احتياط باطل است .ولـى اگـر به اين قصد نفروشد و فقط بداند كه مشترى از انگور شراب
تهيه خواهد كرد ظاهر اين است كه معامله اشكال ندارد.
مسئله: ساختن مجسمه جاندار مطلقا بنابر احتياط حرام است ولى خريد و فروش آن مانعى ندارد اگر چه احوط ترك است و اما نقاشى جاندار بنابر
اقوى جايز است .
مسئله: خـريـدن چـيزى كه از قمار , يا دزدى , يا از معامله باطل تهيه شده حرام است , و اگر كسى آن را بخرد , و از فروشنده بگيرد , بايد به صاحب
اصليش برگرداند.
مسئله: اگـر روغـنـى را كـه با پيه مخلوط است بفروشد , چنانچه آن را معين كند مثلا بگويد اين يك من روغـن را مـى فـروشم , در صورتى كه مقدار پيه
در آن زياد باشد , به طورى كه آن را روغن نگويند معامله باطل است , و اگر مقدار پيه كم باشد , به طورى كه آن را روغن مخلوط با پيه بگويند معامله صحيح
است , ولـى مـشترى خيار عيب دارد و مى تواند معامله را بهم بزند , و پول خود را پس بگيرد , و اما اگر روغن از پـيـه مـتمايز باشد , معامله به مقدار پيهى
كه در آن است باطل مى باشد , و پولى كه فروشنده براى پيه آن گـرفـتـه مال مشترى و پيه مال فروشنده است , و مشترى مى تواند معامله روغن خالصى
را هم كه در آن اسـت بـهم بزند , ولى اگر آن را معين نكند , بلكه يك من روغن در ذمه بفروشد , بعد روغنى كه پيه دارد بدهد , مشترى مى تواند آن روغن
را پس بدهد و روغن خالص را مطالبه نمايد.
مسئله: اگـر مـقدارى از جنسى را كه با وزن يا پيمانه مى فروشند , به زيادتر از همان جنس بفروشد , مثلا يـك مـن گـندم را به يك من و نيم گندم بفروشد ,
ربا و حرام است , بلكه اگر يكى از دو جنس , سالم و ديـگـرى مـعـيـوب يـا جنس يكى خوب و جنس ديگرى بد باشد , يا با يكديگر تفاوت قيمت داشته باشند ,
چـنـانـچـه بيشتر از مقدارى كه مى دهد بگيرد , باز هم ربا و حرام است , پس اگر مس درست را بدهد , و بيشتر از آن مس شكسته بگيرد , يا برنج صدرى
را بدهد و بيشتر از آن برنج گرده بگيرد يا طلاى ساخته را بدهد و بيشتر از آن طلاى نساخته بگيرد , ربا و حرام مى باشد.
مسئله: اگـر چـيزى را كه اضافه مى گيرد , غير از جنسى باشد كه مى فروشد , مثلا يك من گندم به يك مـن گندم و يك قران پول بفروشد , باز هم ربا و
حرام است بلكه اگر چيزى زيادتر نگيرد , ولى شرط كند كه خريدار عملى براى او انجام دهد ربا و حرام مى باشد.
مسئله: اگـر كـسى كه مقدار كمتر را مى دهد چيزى علاوه كند , مثلا يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم بفروشد , اشكال ندارد ,
در صورتى كه قصدشان آن باشد كه دستمال در مقابل مقدار زيادى باشد و معامله هم نقدى باشد و هم چنين اگر از هر دو طرف چيزى زياد كنند ,
مثلا يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم و يك دستمال بفروشد , چنانچه قصدشان آن باشد كه دستمال و نيم من گندم در طرف اول در
مقابل دستمال در طرف دوم باشد اشكال ندارد.
مسئله: اگـر چـيـزى را كـه مثل پارچه با متر و ذرع مى فروشند , يا چيزى را كه مثل گردو و تخم مرغ با شماره معامله مى كنند , بفروشد و زيادتر بگيرد,
اشكال ندارد - مگر در صورتى كه هر دو از يك جنس بوده و مـعـامـلـه با مدت باشد , كه صحت آن در اين صورت محل اشكال است , مثل اين كه ده دانه
گردو نقدا بدهد كه دوازده دانه گردو پس از يك ماه بگيرد - و از اين قبيل است فروختن اسكناس , پس مانعى ندارد كـه مثلا تومان را به جنس ديگر از اسكناس
مثل دينار يا دولار نقدا يا با مدت بفروشد , ولى اگر بخواهد به جـنـس خـودش بفروشد و زيادتر بگيرد , نبايد معامله با مدت باشد , و گرنه صحت آن محل
اشكال است , مثل اين كه صد تومان نقدا بدهد كه صد و ده تومان بعد از شش ماه بگيرد.
مسئله: جـنـسـى را كه در غالب شهرها با وزن , يا پيمانه مى فروشند و در بعضى از شهرها با شماره معامله مى كنند , بنابر اقوى جايز است كه آن
جنس را به زيادتر در شهرى كه با شماره معامله مى كنند بفروشد , و هـم چـنين در صورتى كه شهرها مختلف باشند , و چنين غلبه اى در بين نباشد,
حكم آن در هر شهرى بر طبق معمول آن شهر است .
مسئله: در چـيـزهـايى كه با وزن يا پيمانه فروخته مى شوند , اگر چيزى را كه مى فروشد , و عوضى را كه مـى گـيـرد , از يك جنس نباشد ,
و معامله نقدى باشد , زيادى گرفتن اشكال ندارد , ولى اگر معامله با مدت باشد , محل اشكال است , پس اگر يك من برنج را به دو من گندم تا يك ماه
بفروشد , صحت معامله خالى از اشكال نيست .
مسئله: اگـر مـيـوه رسـيده را با ميوه نارس آن معامله كند , نمى تواند زيادى بگيرد , و مشهور فرموده اند جنسى را كه مى فروشد , و عوضى را كه
مى گيرد , اگر از يك چيز عمل آمده باشد , بايد در معامله زيادى نگيرد , مثلا اگر يك من روغن گاو بفروشد و در عوض آن يك من و نيم پنير گاو بگيرد ,
ربا و حرام است ولى كليت اين حكم محل اشكال است .
مسئله: جو و گندم در ربا يك جنس حساب مى شود , پس اگر مثلا يك من گندم بدهد و يك من و پنج سير جو بگيرد.ربا و حرام است و نيز اگر مثلا ده من
جو بخرد كه سر خرمن ده من گندم بدهد , چون جو را نقد گرفته و بعد از مدتى گندم را مى دهد , مثل آن است كه زيادى گرفته و حرام مى باشد.
مسئله: پـدر و فـرزند و زن و شوهر مى توانند از يكديگر ربا بگيرند , و هم چنين مسلمان مى تواند از كافرى كه در پناه اسلام نيست ربا بگيرد ,
ولى معامله ربا با كافرى كه در پناه اسلام هست حرام است , البته پس از انجام معامله اگر ربا دادن در شريعت او جايز باشد , مى تواند از او ربا بگيرد.
|
|