کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


امیرالمومنین على عليه السلام : « آن كس از شما ايمانش كاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد »
امروز شنبه 29 اسفند 1388 12:49

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند





ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 64 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدي
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: سه شنبه 11 فروردین 1388 21:09 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
شنبه 25 آبان 1387 15:57

پست : 426

محل سکونت :
خیلی دور ، خیلی نزدیک

تشکر کرده اید :
3158
تشکر شده : 1383 مرتبه به 376 پست

 

آفلاين

 

هوالمحبوب
شهید چمران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت 9 سال در لبنان بود. او ابتدا به دعوت امام موسی صدر مسئولیت مدیریت هنرستان صنعتی جبل عامل را در جنوب لبنان بر عهده گرفت و پس از در تقویت حرکت المحرومین و تاسیس اولین جنبش نظامی شیعیان جنوب لبنان «امل» نقشی اساسی داشت.     



پایگاه پرس تی وی بیروت تا 31 خردادماه (سالروز شهادت دکتر چمران) برای معرفی هر بیشتر این شخصیت بی مانند به مرور مجموعه ای از دستنوشته های او را منتشر خواهد کرد. برخی از این دستنوشته ها ممکن است پیش از این منتشر شده باشند، اما بسیاری از آنها برای اولین بار است که منتشر می شوند.

هجوم چپ و راست
- خدایا روزگاری آمد که مسیحیان کتائبی از جلو به ما حمله ور شده و مارا می کشتند و خانه های ما را زیر بمبارانها به آتش می کشیدند، و احزاب و منظمات افراطی چپ نیز از پشت بما خنجر می زدند، روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونهای چپ و راست بما فحش می دادند و ما را متهم به خیانت می کردند، همه راهها مسدود شده بود، خدایا ترا شکر میکنم که راه پرافتخار شهادت را در جلوی ما گشودی، که با ایمان بتو و اطمینان خاطر، در راه حق، قدم برداریم و با تکیه به شهادت همه دشمنان را خلع سلاح کنیم.
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
منبع :  لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

_________________
محیطی گرم و دوستانه برای تویه .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
انجمن مهدی یاران .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از hasan21 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, mahdieh, unknown, برایم دعاکنید
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: چهارشنبه 12 فروردین 1388 14:14 
Bronze
Bronze
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 دی 1387 18:02

پست : 314

تشکر کرده اید :
1726
تشکر شده : 1126 مرتبه به 298 پست

 

آفلاين

 

  



 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


ما بعد از شما هيچ نكرديم!!!

لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين و لابه لاي سيم
خاردارها رها
کرديم،عهدمان را شكستيم و دعاي عهد را فراموش كرديم،زمان ندبه و سمات را گم
كرديم.
شربت هاي صلواتي را با نیسان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم.
تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم...

عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم...
اما باز هم اميدي هست!!!
آري ! تا ولايت هست هنوز اميد داريم.
ما امروز تنها منتظر و گوش به فرمان رهبر مظلوم و جانباز خويش هستيم و منتظر اذن

آن شاهد منتقم خون شهيد...


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از mahdieh به خاطر این پست تشکر کرده اند:
hasan21, Labbaik, برایم دعاکنید
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: چهارشنبه 12 فروردین 1388 19:32 
New Member
New Member

تاريخ عضويت :
چهارشنبه 12 فروردین 1388 19:26

پست : 1

تشکر کرده اید :
4
تشکر شده : 2 مرتبه به 1 پست

 

آفلاين

 

به نام خدا
با سلام
مطالب جالب بود فقط ای کاش اشعار ونثرها جدا گانه بود.


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از برایم دعاکنید به خاطر این پست تشکر کرده اند:
hasan21, mahdieh
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: چهارشنبه 12 فروردین 1388 19:41 
Bronze
Bronze
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 دی 1387 18:02

پست : 314

تشکر کرده اید :
1726
تشکر شده : 1126 مرتبه به 298 پست

 

آفلاين

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان



دوست عزیز سلام


این قسمت مخصوص شهداء است به این دلیل همه چیز در این قسمت نوشته میشود


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از mahdieh به خاطر این پست تشکر کرده اند:
hafez1001, hasan21
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: چهارشنبه 12 فروردین 1388 20:14 
New Member
New Member

تاريخ عضويت :
چهارشنبه 12 فروردین 1388 00:51

پست : 1

تشکر کرده اید :
3
تشکر شده : 1 مرتبه به 1 پست

 

آفلاين

 

mahdieh نوشته است:
به نام خداوند بخشنده و مهربان


سلام به آنان که خود را سرباز می پندارند و همه اعمالشان در این جهت است که بهترین باشند  انشاءالله همگی در لشگر آن منتقم باشیم  


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از hafez1001 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
hasan21
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: چهارشنبه 12 فروردین 1388 22:50 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
شنبه 25 آبان 1387 15:57

پست : 426

محل سکونت :
خیلی دور ، خیلی نزدیک

تشکر کرده اید :
3158
تشکر شده : 1383 مرتبه به 376 پست

 

آفلاين

 

هوالباقی
عکس هایی از سردار شهید حاج حسين خرازي - فرمانده لشكر 14 امام حسين (ع)
منبع : لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

_________________
محیطی گرم و دوستانه برای تویه .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
انجمن مهدی یاران .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از hasan21 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, mahdieh, unknown, اسماني
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: پنج شنبه 13 فروردین 1388 00:15 
Moderator
Moderator
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06

پست : 1577

تشکر کرده اید :
3125
تشکر شده : 5343 مرتبه به 1284 پست

 

آفلاين

 

ماهی یک بار ، بچه های مدرسه جمع می شدند و می رفتند زباله های شهر را جمع می کردند. دکتر می گفت

« هم شهر تمیز می شود، هم غرور بچه ها می ریزد.»


شهید چمران

_________________
اللهم اجعل نفسي مطمئنّة بقدرك, راضية بقضائك, مولعة بذكرك و دعائك
صابرة علي نزول بلائك, شاكرة لفواضل نعمائك, ذاكرة لسوابغ الائك, مشتاقة الي فرحة لقائك  





بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
hasan21, mahdieh
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: جمعه 14 فروردین 1388 10:53 
Bronze
Bronze
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 17 بهمن 1387 14:14

پست : 110

تشکر کرده اید :
72
تشکر شده : 327 مرتبه به 97 پست

 

آفلاين

 

بسم رب الشهدا والصديقين

]
                                                               روزگاري شهر ما ويران نبود ............دين فر وشي اينقدر ارزان نبود
     
صحبت از موسيقي عر فان بود..............هيچ صوتي بهتر از قران نبود

دختران را بي حجابي ننگ بود............ رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

د ختر حجب حيا غر تي نبود ...................... خانه فرهنگ کنسرتي نبود

مرجعيت مظهر تکريم بود .......................حکم او عالمي را تسليم بود

يک سخن بود و هزاران مشتري............ ان هم از لوث قرائت ها بري

واي که در سالهاي سياه دوهزار................کار فرهنگي شده پخش نوار

ذهن صاف نوجوانان محل.............................پر شد از فيل هاي مبتذل

پشت پا بر دين زدن ازادگيست ........... حرف حق گفتن عقب افتادگيست

اخر اي پرده نشين فاطمه.......................... تو برس بر داد دين فاطمه

بي تو منکر ها همه معروف شد ..........کينه توزي با ولي مکشوف شد

در به روي رشوه گيران باز شد.................. دشمني با نائبش اغاز شد

بي تو دلهامان به جان امد بيا.................... کاردها بر استخوان امد بيا

گوش کن اينک نواي جنگ را ........... قصه اي از شهر بعد از جنگ را

قصه اي پرسوز تاب و التهاب.............. قصه اي تلخ و سراسر اظطراب

قصه اي پرسوز تاب و التهاب.............. قصه اي تلخ و سراسر اظطراب

قصه شهري که غرق درد بود.................. اتش شهوت درونش سرد بود

شهر ما شب هاي خيبر ياد داشت............. رمز يا زهرا وحيدر ياد داشت

شهر ما همت درونه سينه داشت........... با شهادت انس از ديرينه داشت

شهر ما روح خدا در دست داشت...... صد هزاران عاشق سرمست داشت

ناگهلن اين شهر ما بي درد شد ................. اتش غيرت درونش سرد شد

حال راز ها در شهر قصه چپ شد.......... .... پوشش خاکي لباس رپ شده

ديگر از جبه در ين جا رنگيست.......... ديگر ان حال و هواي جنگ نيست

يا خميني اي خليل بت شکن ...................خيز و بنگر فتنه هاي شهر من

جبهه و ياران من گم گشته اند............... غرق در نسيان مردم گشته اند

پس چه شد ياد پرستوهاي جنگ؟................ ياد جبه ياد ان خونين تفنگ

شهر من حجب و حيايت پس چه شد ............ ناله مهدي بيايت پس چه شد

اي بسيجي کو صفاي جبهه ها ؟................. کفر نگويم کو خداي جبهه ها ؟

اي جماعت ناله ام را بشنويد..................... درد چندين ساله ام را بشنويد

اي شما ان سوي اتش رفتگان................... اي شما اغئش ليلا خفته گان

بنگريد اين لکه هاي ننگ را.................... فتنه هاي شهر بعد از جنگ را

عدهاي با نامتان نان مي خورن............. اي شهيدان خو نتان را مي خورن

جنگ رفت و شهر ما تاريک شد.................. راه وصل عاشقان باريک شد

شما رفته مردم ريايي شدند.......................... و بر خي دگر شيميايي شدند

نه ان شيمايي که در جنگ بود بود............. نه ان گاز سمي که بي رنگ بود

هماناني که رنگ ريا مي زنن......................... و بر سينه سنگ خدا ميزنند

هماناني که يادي زبن مي کنن....................... فضا را پر از ادکلن مي کنن

به يک چک رشوه خور ميشوند.................. به يک حکم مسئول کل ميشوند

هماناني که در بي حجابي تکند........................ سزاوار يک قبضه نارنجکند

به سنگ تحاجم محک مي شوند..................... و مثل عروسک بزک ميشوند

از اينها بپرسد که مهارن کجاست....... شلمچه حلبچه فاو و مريوان کجاست؟

از اينها بپرسيد همت کيست ؟................ از اي ن ها بپرسيد باکري که بود ؟

اين از اين ها بپرسيد که بابايي که بود...... رجايي حسنپور اللهياري که بود ؟

کسي فکر گلهاي اين باغ نيست................ کسي مثل ان روزهاي داغ نيست

همه ناگهان عافيت خو شدند................. و يک شب از اين ر به ان رو شدند

کسي بر شهيدان سلامي نگفت......................... رضاي خدا را کلامي نگفت

بياييد که مردم بهتر شويم........................... در اين ابشار خدایی تر شويم

بياييد تجديد پيمان کنيم................................... نگاهي به قبر شهيدان کنيم



با اندکی تغییر

منبع

<!-- m --> لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
tobeh.org

_________________
.                                                تالارهای گفتگوی توبه          توبه کردن فقط برای آدمهای بد نیست     لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
                                                 وبسایت قرآنی ترتیل                                                                لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
                                                خبر خوان قرآنی مبین                                                           لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از tartil به خاطر این پست تشکر کرده اند:
hasan21, Labbaik, mahdieh
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: جمعه 14 فروردین 1388 11:15 
Bronze
Bronze
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 17 بهمن 1387 14:14

پست : 110

تشکر کرده اید :
72
تشکر شده : 327 مرتبه به 97 پست

 

آفلاين

 

شعر شهدا
آی قصه قصه قصه   نون وپنیروپسته   یک زن قدخمیده   روی زمین نشسته

یک زن دل شکسته       که چادرش خاکیه      روی زمین نشسته     شکسته وتکیده

صورت خیس وگلفام       دست میکشه روی قبر   قبرشهیدگمنام

ازتوکیفش یه جعبه     خرمامیاره بیرون    میزاره روی اون قبر     بهش میگه مادرجون

بابات کیه عزیزم؟    برادرت خواهرت؟   حرف بزن عزیزم      منم جای مادرت

تو هم عین بچمی    بچه بی نشونم     همون که رفت وباخود    برده گرمی خونم

همون که آخرین بار    وقتی که ترکم میکرد   نذاشت برم دنبالش    گفت که مامان تو برگرد

صورت من رو بوسید    برگشتش و دویدش    لبخند زدو زورکی    سرکوچه رسیدش

چه شبها که به یادش    با گریه خوابم میبرد    باباش چقدر زورکی    بغضش رو هی فرو خورد

الهی که بمیرم     چشماش به در سفید شد     آخر نفهمید علی     اسیر یا شهید شد

منبع
http://www.salar00750.blogfa.com/post-8.aspx

_________________
.                                                تالارهای گفتگوی توبه          توبه کردن فقط برای آدمهای بد نیست     لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
                                                 وبسایت قرآنی ترتیل                                                                لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
                                                خبر خوان قرآنی مبین                                                           لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از tartil به خاطر این پست تشکر کرده اند:
hasan21, mahdieh
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: جمعه 14 فروردین 1388 12:33 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
شنبه 25 آبان 1387 15:57

پست : 426

محل سکونت :
خیلی دور ، خیلی نزدیک

تشکر کرده اید :
3158
تشکر شده : 1383 مرتبه به 376 پست

 

آفلاين

 

به نام خدا
زندگی نامه شهید خرازی

قامتش رشيد رفتارش متين و با وقار بود و نور ايمان در چهره اش هميشه تابان . او را در حقيقت مي توان بشير سبز بهار اسلام دانست که از همان آغاز سالک کوي عرفان متکي به ايمان الهي بود ودر خط نوراني قران سير مي کرد روح مصفاي او با تلا وت قران پالا يش يافته بود .

حسين در سال1343 وارد مدرسه شد .تحت توجهات پدر ومادر مومنش درعين فراگيري دانش کلاسيک لحظه اي از اموزش مسائل ديني غفلت نمي کرد.

پدرش مي گفت:(هميشه به محض تمام شدن برنامه کلاسش او را به مسجد مي بردم تا از تعاليم روح پرور قران و صراط مستقيم دين غافل نماند.سرانجام درسال 1355 موفق به اخذ ديپلم از دبيرستان شبانه شد سپس به سربازي احضارگرديد.

ضمن گذراندن دوران سربازي خود در مشهد به تحصيل علوم قرآن و شرکت در مجامع مذهبي مبادرت مي نمود .در سال 57 به فرمان امام امت از سربازي گريخت و به صورت علني به صف انقلابيون مسلمان پيوست و در کميته هاي مردمي به فعاليت پرداخت .

قبل از شروع جنگ به منظور رفع غائله کردستان به همراه چند نفر ديگر ازهمرزمان به آن سامان رفت و به قلع وقمع گروهکهاي خود فروخته پرداخت. در همين مآموريت مجروح شد وبه حال سينه خيز مسافت زيادي را طي نمود تا خود را از مهلکه نجات داد.به محض شروع جنگ تحميلي به جبهه آمد در عمليات زيادي شرکت داشت . او خود را وقف جنگ نمود واز غير جنگ دست کشيد و براي هيشه سنگر نشين شد.کار خود را از فرماندهي دسته و گروهان آغاز کرد درطول نبرد حق عليه باطل لحظه اي از پاي ننشست . وي در عمليات«فتح المبين»چند لشگر تحت فرماندهي داشت .بعد از اين فتح عظيم به ميل و خواست خود تنها به فرماندهي لشگر امام حسين (ع)قناعت کرد در طي عمليات مختلف بارها مجروح شد و روي هم رفته سي بار ترکش توپ و خمپاره به او اصابت کرد و هميشه به محض بهبودي نسبي دوباره از تخت بيمارستان به سرعت راهي جبهه ها مي شد از جمله در عمليات خيبر بود که به شدت مجروح شد و دست راستش را تقديم اسلام عزيز نمود پس از قطع شدن دستش سفارش يک نوع اسلحه مخصوص را داد تا به راحتي با يک دست بتواند تيراندازي کند.وسرانجام در عمليات کربلاي 5 که با هدف ترميم خطوط پدافندي از3/12/65شروع گرديد در هفتم اسفند ماه به ساعتهاي آخرين خود نزديک مي شد . ماشين جنگي عراق در اين عمليات ضربات سختي را متحمل شد . بيش از سي هزار نفر کشته وهشتاد هزار نفر زخمي از دشمن نشاندهنده گستردگي عمليات تعيين کننده و سر نوشت ساز کربلاي 5 است. اکنون حسين با کوله باري از اخلاص وعشق به خداوند و دوستي اهلبيت آماده سفر جاودان است . براي حسين کربلاي 5 و نهر جاسم پايان راه اين دنيايي وآخرين وداع است

منبع : http://www.tobeh.org

_________________
محیطی گرم و دوستانه برای تویه .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
انجمن مهدی یاران .
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از hasan21 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
mahdieh, unknown, اسماني
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 64 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدي

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 2 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  


News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.242s | 35 Queries | GZIP : On | Load : 1.99 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo Powered by  MyPagerank.Net