کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


امیرالمومنین على عليه السلام : « آن كس از شما ايمانش كاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد »
امروز پنج شنبه 27 اسفند 1388 05:30

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند





ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 64 پست ]  برو به صفحه قبلي  1 ... 3, 4, 5, 6, 7  بعدي
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: شنبه 15 فروردین 1388 21:34 
Bronze
Bronze
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 دی 1387 18:02

پست : 314

تشکر کرده اید :
1726
تشکر شده : 1126 مرتبه به 298 پست

 

آفلاين

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان




هفت سین جبهه


بچه ها تحویل سال           یادش بخیر شلمچه

         چییده بودیم تو سفره      سربند و یک سرنیزه          
بچه ها خیلی گشتن    تو جبهه سیب نداشتیم

بجای سیب تو سفره        کمپوتشو گذاشتیم

تو اون سفره گذاشتیم    یه کاسه سکه و سنگ

سمبه به جای سنجد           یه سفره رنگارنگ

اما یه سین کم اومد         همه تو فکری رفتیم

مصمم و با خنده              همه یک صدا گقتیم

به جای هفتیمن سین     تو سفره سر میزاریم

سر کمه هر چی داریم      پای رهبر می زاریم


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از mahdieh به خاطر این پست تشکر کرده اند:
a.r.karami, hasan21, hhyeganeh, پارسا
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: پنج شنبه 20 فروردین 1388 19:50 
Bronze
Bronze
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 دی 1387 18:02

پست : 314

تشکر کرده اید :
1726
تشکر شده : 1126 مرتبه به 298 پست

 

آفلاين

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان


کرامتی از یک شهید

یکی از شهدای دفن شده در مقبرة الشهداء مسجد فائق، دیگر گمنام نیست ...









همانطور که بخاطر دارید، در روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان همین امسال، روز شهادت مولی متقیان امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) در خیابان ایران محله عباس آباد(شهید فیاض بخش) تهران، پیکرهای پاک 5 شهید گمنام دوران دفاع مقدس با حضور گسترده و باشکوه مردمی قدرشناس و روزه دار با احترام خاصی تشییع و در محوطه مقبرة الشهداء مسجد فائق به خاک سپرده شدند.
امام جماعت محترم مسجد فائق، حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید علی اکبر حسینی بعد از مراسم تشییع پیکرهای شهدا طی صحبتهایی دلنشین، ضمن تقدیر از مردم روزه دار حاضر در مراسم، اظهار داشتند این شهدا دریچه ای از آسمان به روی مردم این منطقه بلکه مردم این شهر گشوده اند و همگی باید قدر این نعمت بزرگ در این محل را بدانیم و از آن استفاده ببریم.
شب همان روز در صدا و سیما گوشه هایی از این مراسم باشکوه پخش شد و در اخبار سراسری نیز خبر مربوط به مراسم اعلام شد.
همان شب شخصی در روستای کاظم آباد کرمان، از دیدن و شنیدن صحنه های معنوی تشییع پیکر پاک شهدا از تلویزیون تحت تأثیر قرار گرفته و با خود می گوید: خوشا به سعادت این مردم، که در این ماه عزیز و با زبان روزه، شهدا را در تهران تشییع می کنند.
شب هنگام، جوانی 16 ساله را در خواب می بیند که در کمال زیبایی و آرامش بر روی تختی از تختهای بهشتی نشسته است.
گفت و گویی صمیمی بین آن مرد کرمانی و این جوان بهشتی صورت می گیرد و طی آن، جوان خود را جزو یکی از پنج شهید تشییع شده در تهران معرفی می کند و نام و سن و محل سکونت خانواده اش را بدین شرح بیان می دارد:
شهید حسین اکبر – 16 ساله اهل کرمان، روستای خانوک و ...
سپس شهید از مرد کرمانی می خواهد که به روستای پدر او رفته و پدر و مادرش را که همچنان پس از 24 سال چشم انتظار اویند، از محل دفن پیکر وی در تهران آگاه سازد، و در مقابل به وی قول شفاعت داده و می گوید در آن مقبره پنج شهید دفن شده اند که سومین آنها من هستم (از هر طرف که شمارش شود.)
صبح روز بعد در حالیکه مرد کرمانی از رؤیای صادقه ای که دیده بود در عجب بود، خود را مهیای سفر به روستای خانوک نمود و پس از پرس و جو محل آن روستا را پیدا کرده و با همسر خود عازم آنجا شد.
او با خود اندیشید بهترین راه برای شناسایی این شهید مراجعه به باغ بهشت این روستاست، اما در آنجا هرچه روی سنگ قبرها را خواند نامی از «حسین اکبر» نیافت.
از اهالی روستا کمک می خواهد اما آنان نیز اطلاعاتی از این شهید و خانواده اش ندارند.
ناامید به سمت خروجی ده حرکت می کند که پیرمردی را خارج ده می بیند و با خود می گوید: از آخرین نفر هم سوال خواهم کرد.
... پیرمرد روستایی، «حسین اکبر» را می شناسد و می گوید: این نام، نام محلی او در این روستا بود و اگر اهل ده از او ابراز بی اطلاعی می کردند چون 24 سال از آن زمان گذشته است. البته سنگ قبری هم برای او     به نام «شهید حسین عرب نژاد» در باغ بهشت این روستا به رسم یادبود وجود دارد. در همین لحظات خودروی وانتی از کنار آنان عبور می کند و پیرمرد با اشاره به فرد داخل وانت می گوید: او پدر همان شهید است.
مرد با شنیدن این حرف بلافاصله به طرف خودرو رفته و آنرا متوقف می کند و از پدر، درباره فرزند شهیدش می پرسد. پدر شهید، او و همراهانش را به خانه دعوت می کند.
... خانواده شهید با شنیدن رؤیای صادقانه ای که مرد کرمانی دیده، متعجب و بی تاب می شوند. پدر شهید برای اطمینان کامل از حرفهای مرد، عسکهای متفاوتی را به او نشان می دهد که فرزند شهیدش را در میان آن تصاویر شناسایی کند. ۷-۶ تا عكس شهيد مي آورد. مرد کرمانی میگوید: نه، هيچکدام اينها نيست! حاج اكبر ميرود و یک عكس ديگری می آورد. مرد کرمانی با دیدن این عکس بلافاصله می گوید: بله! خودش است...

مرد کرمانی مأموریت خود را به پایان می رساند و به منزل خود در روستای کاظم آباد حرکت می کند. چند روز بعد برادرانی از بنیاد شهید آن استان به منزل او می روند و حکایت آن رؤیای صادقانه را می پرسند.
بررسی های کارشناسی از محل و تاریخ شهادت آن شهید به عمل می آید و معلوم می شود همه چیز طبق واقع است و آنرا ثبت می کنند.
آری! به واقع آن شهید گمنام دیگر نامش مشخص شده... او «حسین عرب نژاد» است.
در اوایل بهمن ماه نیز خانواده «شهید حسین عرب نژاد» همراه جمعی از اهل روستا به تهران می آیند و با شور و حال خاصی بر سر مزار فرزندشان واقع در مقبرة الشهداء مسجد فائق حاضر می شوند و آن مرد کرمانی هم حکایت خواب آن شب و صحبتهای بین خودش و حسین را در فضایی معنوی و روحانی خطاب به اهل محل و دیگران که در مسجد فائق بودند روایت می کند.
پدر شهید پس از زیارت مزار فرزندش که پس از 24 سال در خاک آرمیده می گوید: «
فرزندم خود این مکان را برای دفن پیکرش انتخاب کرده، و چه جایی بهتر از جوار خانه خدا و مقبرة الشهداء و من پس از 24 سال، گویی گم کرده خود را پیدا کردم


«و لاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون» سوره بقره، آیه ۱۵۴
به آنها که در راه خدا کشته می شوند مرده مگویید بلکه آنها زنده اند ولی شما درک نمی کنید.


شهیدان زنده اند الله اکبر       به حق پیوسته اند الله اکبر



=http://faeghmosque.persiangig.com/


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از mahdieh به خاطر این پست تشکر کرده اند:
a.r.karami, ensye, Labbaik, mokhtarani, اسماني, سيد معمار, علی اصغر حسین
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: شنبه 29 فروردین 1388 03:12 
Moderator
Moderator
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06

پست : 1577

تشکر کرده اید :
3125
تشکر شده : 5343 مرتبه به 1284 پست

 

آفلاين

 

دژبان بود ، اما هنوز ریشش در نیامده بود . لباس سپاه به تنش زار می زد.
از مصطفی کارت خواست، نداشت. می خواست برود تو . اسلحه اش را گرفت سمت مصطفی .
پیاده شد ، زد تو گوشش . زنجیر را انداخت .ایستاد کنار. مصطفی دستش را روی شانه اش گذاشت.
گفت« دردت اومد؟»
بغض کرد، سرش را برگرداند . گفت« نه آقا! طوری نیست.»
بغلش کرد. دست کشید به سرش . بوسیدش. نشست روی زانوهایش ، تا هم قد او شد.
گفت « بزن تو گوشم تا برم»

خاطره ای از شهید مصطفی ردانی پور

_________________
اللهم اجعل نفسي مطمئنّة بقدرك, راضية بقضائك, مولعة بذكرك و دعائك
صابرة علي نزول بلائك, شاكرة لفواضل نعمائك, ذاكرة لسوابغ الائك, مشتاقة الي فرحة لقائك  





بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
mahdieh, سيد معمار
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: يکشنبه 30 فروردین 1388 14:14 
Bronze
Bronze
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 17 بهمن 1387 14:14

پست : 110

تشکر کرده اید :
72
تشکر شده : 327 مرتبه به 97 پست

 

آفلاين

 

شهید از جانش گذشته

من میتونم از اسمم بگذرم؟ از عضو افتخاری بودنم بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من میتونم از    bronze کنار اسمم بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من می تونم از تعداد سپاس هایی که از من شده بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من می تونم از مالم بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من می تونم از یک انگشتم بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من می تونم از دندانم بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من میتونم از هوا و هوسها بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من میتونم از دنیا بگذرم؟

شهید از جانش گذشته

من میتونم از جانم (شوخی نیست) از جانم بگذرم؟

خوبه این سوال ها رو از خودمون بکنیم

اگر تونستید بگذرید (برای خدا)به خودتون افتخار کنید

_________________
.                                                تالارهای گفتگوی توبه          توبه کردن فقط برای آدمهای بد نیست     لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
                                                 وبسایت قرآنی ترتیل                                                                لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 
                                                خبر خوان قرآنی مبین                                                           لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از tartil به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, mahdieh, اسماني, سيد معمار
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: شنبه 5 اردیبهشت 1388 18:24 
Moderator
Moderator
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06

پست : 1577

تشکر کرده اید :
3125
تشکر شده : 5343 مرتبه به 1284 پست

 

آفلاين

 

گفتم «دکتر جان ، جلسه رو می ذاریم همین جا، فقط هواش خیلی گرمه . این پنکه هم جواب نمی ده . ما صد ، صد و پنجاه تا کولر اطراف ستاد داریم ، اگه یکیش را بذاریم این اتاق ...»

گفت « ببین اگه می شه برای همه ی سنگرا کولر بذارید، بسم ا... آخریش هم اتاق من.»

خاطره ای از شهید چمران

_________________
اللهم اجعل نفسي مطمئنّة بقدرك, راضية بقضائك, مولعة بذكرك و دعائك
صابرة علي نزول بلائك, شاكرة لفواضل نعمائك, ذاكرة لسوابغ الائك, مشتاقة الي فرحة لقائك  





بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
mahdieh
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: چهارشنبه 6 خرداد 1388 05:08 
Senior Member
Senior Member

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 8 اسفند 1387 16:17

پست : 169

تشکر کرده اید :
141
تشکر شده : 317 مرتبه به 128 پست

 

آفلاين

 

به نام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است و ما در آسمانها دنبال او می گردیم.

نه تن مونه،نه پیر اهن بمونه

مگه خاکستری از من بمونه

دعا کن گر نمونه چیزی از من

چراغ لاله ها روشن بمونه

قزوه

_________________
مهدیا، کعبه شد از تاب تو بی تاب،بتاب
.....................................................

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند              هر یوسفی یوسف زهرا نمی شود
سلامتی امام زمان صلوات


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از پارسا به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, mahdieh
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: پنج شنبه 7 خرداد 1388 05:32 
Senior Member
Senior Member

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 8 اسفند 1387 16:17

پست : 169

تشکر کرده اید :
141
تشکر شده : 317 مرتبه به 128 پست

 

آفلاين

 

به نام خدا

بزرگداشت شهید یعنی:

اصالت بخشیدن به آن هدفها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار

«مقام معظم رهبری»

_________________
مهدیا، کعبه شد از تاب تو بی تاب،بتاب
.....................................................

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند              هر یوسفی یوسف زهرا نمی شود
سلامتی امام زمان صلوات


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از پارسا به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, mahdieh, mokhtarani, اسماني, يا.حسن
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: شنبه 13 تیر 1388 23:53 
Junior Member
Junior Member

تاريخ عضويت :
سه شنبه 19 شهریور 1387 00:16

پست : 23

تشکر کرده اید :
116
تشکر شده : 66 مرتبه به 20 پست

 

آفلاين

 

ای خدای بزرگ ، ای ایده ال نمایی من ،

ای نهایت ارزوهای بشری،

عاجزانه در مقابلت به خاک می افتم ،تو را سجده میکنم ، میپرستم ، ستایش میکنم،

که فقط تو ، اری فقط تو ای خدای بزرگ ،شایسته سپاس و ستایشی ،

ولی افسوس که اغلب تظاهرات فریبنده و زود گذر دنیا را به جای تو می پرستم

به انها عشق می ورزم و تورا فراموش میکنم

اگر چه نمیتوانم  آن را هم فراموشی بنامم چون یک زیبایی یا یک تظاهر فریبنده نیز جلوه توست و مسحور تجلیات تو شدن نیز عشق به ذات توست.
                                                                                                                                      شهید چمران


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از يا.حسن به خاطر این پست تشکر کرده اند:
اسماني, مائده آسمانی
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: يکشنبه 14 تیر 1388 00:27 
Junior Member
Junior Member

تاريخ عضويت :
سه شنبه 19 شهریور 1387 00:16

پست : 23

تشکر کرده اید :
116
تشکر شده : 66 مرتبه به 20 پست

 

آفلاين

 

عنایت شهید حسن باقری

استاد مشفق کاشانی  یکی از شاعران نامدار ایران می باشد. نقل میکند

"قرار بود در مراسم کنگره سرداران شهید استان تهران ، درباره شهید باقری شعر بگویم، به خاطر برخی مشکلات از گفتن شعر صرف نظر کردم و تصمیم گرفتم انصراف خود را به دبیر شورای شعر کنگره اطلاع دهم.شب در عالم رویا خواب شهید باقری را دیدم .
او از من پرسید که چرا نمیخواهی شعر بگویی؟
به او گفتم که توان شعر گفتن ندارم .
گفت:تو شروع بکن می توانی .
وقتی از خواب برخاستم حس کردم که نیروی تازه ای در من دمیده شده است.با نشاط تمام شعر گفتن را شروع کردم و بی وقفه نزدیک 500 بیت درباره او شعر گفتم"


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از يا.حسن به خاطر این پست تشکر کرده اند:
اسماني, پارسا
 موضوع پست: Re: چقدر خوبه همدیگه را نمی شناسیم.!!بوی شهادت میاد/شما هم بیاید
پستارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1388 13:23 
Junior Member
Junior Member

تاريخ عضويت :
سه شنبه 19 شهریور 1387 00:16

پست : 23

تشکر کرده اید :
116
تشکر شده : 66 مرتبه به 20 پست

 

آفلاين

 

"شبهای عملیات از زبان شهید همت"

"در شبهای عملیات ، انسان یاد و خاطره های حادثه کربلا را تداعی میکند . بچه هایی هستند  که هر کدام گوشه ای نشستند . یکی عاشورا  می خواند ، یکی توسل می خواند ، یکی برای پدر و مادرش وصیتنامه می نویسد و یکی که واقعا انسان را به یاد آن  دنیا و روز قیامت و جزا می اندازد ،ان بسیجی 10-13 ساله می باشد که قبر کوچکی برای خود کنده و در درون این قبر با خدای خود راز و نیاز می کند . ما اینها را شاید در کتابها خوانده ایم که بزرگان و علمایی بوده اند که این کار را میکردند که ترس و قبر و برزخ در انان کمتر شود، اما اینجا به عینه این عزیزان را میبینیم که نشسته ،اشک می ریزد و هر چه زودتر میخواهد به معبودش برسد"


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از يا.حسن به خاطر این پست تشکر کرده اند:
پارسا
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 64 پست ]  برو به صفحه قبلي  1 ... 3, 4, 5, 6, 7  بعدي

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  


News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.229s | 33 Queries | GZIP : On | Load : 3.79 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo Powered by  MyPagerank.Net