بسم الله الرّحمن الرّحيم
سستي در کشورهاي اسلامي يکي از خطراتي است که هميشه افراد را تهديد مي کندو مي توان به بعضي کشورهاي عربي که به پول زياد و خانه و اتومبيل هاي گرانقيمت آمريکايي عادت کرده اند اشاره کرد. اين کشورها معمولا در برابرخطراتي از جمله رژيم منحوس صهيونيستي با وجود تسليحات پيشرفته ضعيف خواهندبود.
سستي عواملي همچون:
1. ناآگاهي و غفلت
2. نبود انگيزه
3. هوس مداري
ناآگاهي و غفلت:
در قرآن کريم آمده شده است که در آيات بسيار تامل کنيد.
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْباب»
«اين كتابى است پر بركت كه بر تو نازل كردهايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند!» (ص 29)
برخي ها از بي توجهي و نداشتن آگاهي نسبت به وظايف خود در امور اجتماعي و شخصي و خانوادگي و ... بي تفاوتند.
غفلت باعث سست شدن و سپس متلاشي شدن بنيان هاي خانوادگي مي شود لذا خداوندبزرگوار و گرانقدر و تعالي مردم را به تفکر و تعقل دعوت کرده است.
خواندن قرآن مسير حرکتي است که با پيمودنش به رستگاري مي رسيم.
نبود انگيره:
مهمترين عامل وهن يا سستي نبود انگيزه است. ما بهچيزي که احساس کنيم بيهوده است انگيزه اي نداريم اما در برخي عوامل اشتباهمي کنيم. انسان به چيزهايي که باعث شادي اش شود انگيزه دارد اما بعضي ازعوامل شادي آور يا براي او خطرناک هستند يا او به عوامل مفيد بي توجه استو انگيزه اي براي آن ندارد.
شوق حرکت به عمل مي آورد، چه بسا انسان از شوقش براي رسيدن به کمال استفاده کند.
گاهي هم فرد تمايل به کار ديگري دارد که مي خواهد کار خود را رها و به کار ديگري دست بزند.
اينکار هم مي تواند درست باشد و هم غلط.
قرآن مجيد براي رهايي از سستي در اعمال ديني و پاک انساني همواره انسان رااز عالم هميشگي به اسم فردوس يا بهشت آگاه کرده است و آن را مختص کساني کهکارهاي واجب را انجام داده و از محرمات دوري کردند و حق ديگران را نخوردهاند و به يکديگر ستم و تمسخر نکردند داده است.
«وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُون »
«و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از راه راست منحرفند » (مومنون 74)
هوس مداري:
هوس مداري و هوس انسان را به زنجيرهاي دنيا مي بندد و آزادگي او را مي گيرد و از قدرت تفکر او مي کاهد.
بال و پر انسان را مي سوزاند و قدرت پرواز را مي گيرد.
پاهايش را به هم زنجيز و انسان را وادار به تعظيم در برابر چيزهاي پست مي کند.
اين کار انسان را از قيود انساني باز مي دارد و به اعمال غير انساني و ناپاک سوق مي دهد.
فرد هوس مدار نسبت به همه کار از جمله کارهاي عادي روزانه سست است و دليلشهم اين است که به چيز ديگري که پست تر است فکر مي کند و تمايل دارد به آنبرسد.
تمايلات انساني ممکن است براي چيزهاي بد نباشد ولي بيشتر به سمت تمايلات نفساني است.
قرآن کريم انسان را به پرهيز از بدي ها و شهوانيت و رسيدن به خصوصيات و خواص انساني دعوت مي کند.
«أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلىعِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِغِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُون »
« آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده و خداوند اورا با آگاهى (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبشمُهر زده و بر چشمش پردهاى افكنده است؟! با اين حال چه كسى مىتواند غيراز خدا او را هدايت كند؟! آيا متذكّر نمىشويد؟!» (جاثيه 23)
قرآن کريم در آيه به ما مي فرمايد که هوس بر چشم انسان پرده مي افکند وقلب او هرگز چهره ي نور هدايت نخواهد ديد تا وقتي که به خوبي ها کشيده شود.
تنها راه دوري از هوس مداري آزادگي است.
نجات از سستي:
1. توکل
2. دعا
3. تهذيب نفس
4. رياضت
5. صبر
6. استقامت