کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال » اللهم عجل لولیک الفرج
امروز دوشنبه 2 فروردین 1389 04:01

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند





ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 34 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 11 مرداد 1386 16:35 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

- همچنین ، عبادت صلیب و هرگونه بت و سجده برای غیر خدا ، به قصد عبادت ، کفر است .

نیز به اعتقاد به آن که خداوند در جسم برخی انسانها حلول کرده است ، کفر است ؛

چنان که گروهی از صوفیان و همچنین طایفه غلات  چنین اعتقادی دارند .

غلات بر این باورند که روح خداوند در جسم برخی از امامان (ع) حلول کرده است .

اعتقاد به اتحاد خداوند با غیر خود ، که عقیده گروهی دیگر از صوفیان است ، کفر است .


- اگر کسی معتقد باشد که خداوند دارای زن و فرزند و شریک است ، کافر است ؛ مانند نصارا که بر این اعتقادند .

همچنین است اگر کسی برای خداوند ، صورت ، عضوی بدنی و جسمانی و یا هر گونه جزو قائل شود .


- دیدن خداوند چه در این دنیا و چه در آن دنیا با دیده سر ممکن نیست . آیات و روایاتی نیزکه در این باره وارد شده ، دارای معنایی دیگرند

و باید به همان معنا تأویل شوند ؛ یعنی مراد از« دیدن» در آنها ، دیدن به دیده دل است .

دیگر آنکه باید بدانی که فهم ذات خداوند یا فهم کنه صفات او محال است .


- همچنین اعتقاد به « تعطیل » و نفی صفات از خداوند جايز نیست . چنین عقیده ای لازمۀ این اعتقاد است که برخی می گویند :

وجود خداوند و دیگر موجودات به حسب لفظ ، مشترک است . اعتقاد درست در این باره آن است که صفات را به گونه ای برای خدا ثابت کنی

که موجب نقص نشود ؛

مثلا باید بگویی : خداوند عالم است ، ولی عالم بودنش چون عالم بودن مخلوقات نیست ؛

یعنی علمش حادث نیست یا چنین نیست که بواسطه اسباب و آلات یا از علتی حاصل شده باشد .

بدین سان ، با داشتن چنین اعتقادی ،  از طرفی علم را برای خدا ثابت کرده ای و از طرفی دیگر آن دسته از ویژگیهای علم را که مربوط به مخلوقات است ،

از خداوند نفی کرده ای . البته اینکه علم خدا چیست و چگونه است ، هیچگاه بر ما روشن نمی شود .  



(11)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 14 مرداد 1386 18:29 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

- دیگر آنکه باید معتقد باشی که خداوند بر تمامی ممکنات ، قادر است .

قدرت ما مخلوقات ، صفتی است زاید بر نفس ما ، و این صفت ، حادث است و بواسطه اسباب و آلات حاصل می گردد .

از این رو دربارۀ قدرت خداوند باید معتقد بود که خداوند بذاته قادر است ، بدون آنکه صفتی زاید بر ذات خویش داشته باشد و بدون آنکه این صفت ،

حادث باشد و یا بواسطه اسباب و آلات حاصل گردد.

ذات مقدس خدا ، بسیط است و غیر مرکب . کنه ذات مقدسش را نمی توان به ادراک آورد و همین ذات مقدس برای آفریدن هر چیزی کافی است .


- دیگر آنکه خداوند، دارای اراده است. لازمه ارادۀ ما انسانها ، چند امر است که مقدمۀ حصول آنند :

نخست تصور کاری که می خواهیم به انجام رسانیم ؛ دوم تصور سودی که از گذر آن کار برای ما حاصل می شود ؛

سوم ترتّب غالبی کار مذکور با سود مورد نظر . چون امور فوق حاصل شود ، در نفس انسان انگیزش و عظمی به وجود می آید که او را به انجام آن کار

وا می دارد و اعضای بدن به حرکت در می آیند و به کار مورد نظر می پردازند .

ولی اراده خداوند چنین نیست ! بلکه عبارت است از علم قدیم و ذاتی خداوند بر اشیاء و مصلحتی که در آنها نهفته است .

پس از این است که کار ، در زمان مناسب و مقرون به مصلحت ، انجام می پذیرد .

بنابر این اراده خداوند می تواند به دو معنا باشد : یکی بدین معنا که او چیزی را بوجود می آورد ؛ چنان که احادیثی وارد شده که این معنا را تأیید می کند ،

و دیگر به معنای علم او به اینکه فلان چیز بهتر و خوبتر است ؛ چنان که متکلمان بر این معنا رفته اند .


- دیگر آنکه خداوند ، شنونده و بیننده است . آن شنوایی و بینایی که برای ما کمال محسوب می شود ، در واقع عبارت است از عالم بودن

به شنیدنیها و دیدنیها . ولی به دلیل ناتوانی ، این علم از گذر چشم و گوش به ما می رسد ؛

در حالی که علم و دانش خداوند به دیدنیها و شنیدنیها – در ازل و ابد ، و در اول و آخِر – با ذات مجرد و بسیط خود است ،

بدون آنکه نیاز به حادث شدن صورتی افتد یا محتاج به اسباب و آلات یا شرطی دیگر باشند ، زیرا چنین اموری گواه بر نقصند .


(12)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 16 مرداد 1386 21:34 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

- دیگر آنکه خداوند ، زنده است . زندگی برای ما ، انسانها ، صفتی است زاید و لازمه اش عبارت است از حسّ و حرکت .

ولی صفت زنده بودن به گونه ای بر خداوند صادق است که هیچ کاستی و نقصی بر او وارد نمی سازد .

خداوند هم زندگی بخش است و هم زنده به ذات خود . زیرا کردار و افعالی عجیب و غریب از او سر می زد و همه چیز را می داند .

وجودی که بدین گونه باشد ، شکی نیست که زنده است . ذات مقدس و بسیطش برای او ، چون صفات و آلات ماست برای ما .

هر چیزی که در صفت زنده بودن است و گونه ای کمال و فضیلت محسوب می شود – مانند مُدرِک و فعّال ما یشاء بودن – برای خداوند ثابت است ؛

ولی آنچه نقص و کاستی است و موجب نیازمندی به کیفیات ، اسباب و آلات ، برای خداوند ثابت نیست .


- صفت دیگر این است که خداوند گوینده (متکلم) است . سخن گفتن ما ، بوسیله اسباب و آلات صورت می پذیرد ، لیک سخن گفتن خدا چنین نیست ،

بلکه با ایجاد و آفرینش یک صوت در یک شئ است : در فرشته ، پیامبر و جز آن .

چنین تکلم و سخنگویی ای ، به گونه ای است که خداوند در آن نیازمند به اسباب ، آلات و ابزار نیست . این تکلم حادث است و از صفات فعل خداوند .

سخن گفتنی که برای خداوند کمال ذاتی محسوب می گردد ، قدرت او بر سخن گفتن و دانش و آگاهی اش بر مدلول و معنای سخن و کلام است .

این دانش و آگاهی ، قدیم است  و صفتی است برای ذات مقدسش و البته زاید بر ذات نیست .

تمامی صفات خداوند چنین اند . نباید صفات را از او نفی کرد و نیز نباید صفتی را که لازمه اش کاستی و ناتوانی است ، بدو نسبت داد ؛

به عبارت دیگر نباید بگویی که او هیچ صفتی ندارد و از سوی دیگر نباید بگویی که او دارای صفات کاستی و ناتوانی است .



- دیگر آنکه ، خداوند ، صادق است . نسبت دروغ بدو محال است و روا نیست .


- باید معتقد باشی که جهان هستی و هر چه غیر خداست ، همه حادث اند و ابتدا نبوده اند و سپس به وجودآمده اند

و سر انجام نیز از میان خواهند رفت و اینکه برخی گفته اند : « جهان ، حادث ذاتی است نه زمانی » عقیده ای باطل است .

زیرا حدوث زمانی جهان ، مورد اتفاق و اجماع تمامی ادیان و ملل است . وانگهی ، روایات نیز بر حدوث زمانی و ذاتی ماسوی الله به طور متواتر گواه است . (1)

اعتقاد به قدمت عالم و وجود عقول ده گانه تا هیولا ، که فیلسوفان بر آن رفته اند ، کفر و زندقه است .  




-----------  پي نوشت ---------------

1-   مراد از « حدوث زمانی جهان » این است که زمانی بوده که هیچ چیز جز خداوند نبوده است .
مراد از « حدوث ذاتي جهان » این است که جهان نیز همواره بوده است ، ولی متکی بر وجود خداوند ؛
مانند نور خورشید که همواره با خورشید موجود است ، ولی وجودش وابسته به وجود آن است .



(13)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, panda_419, مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 28 مرداد 1386 23:55 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=167]ضروریات دین


انکار آنچه ضروری دین است و همه مسلمانان – جز افرادی نادر – می دانند که آن امر از ضروریات دین است ، کفر و منکرش مستحق قتل است .

ضروریات دین ، بسیارند ؛ مانند وجوب نمازهای پنج گانه و شمار رکعت ها و زمان انجام آنها ، شمول آنها بر رکوع و سجود و تکبیرة الاحرام و قرائت .

ضروری دیگر _ به عنوان نمونه – غسل جنابت و حیض است . بلکه بنابر اظهر ، غسل نفاس و حتی ، بنابر احتمالی ، اینکه بول و غایط و ریح ،

وضو را باطل می کنند ، از ضروریات دین است . همچنین است وجوب غسل مردگان ، نماز بر آنها و کفن و دفنشان ،

وجوب زکات روزه ماه رمضان و باطل شدنش بواسطه خوردن و آشامیدن و جماع ، و نیز وجوب حج و شمولش بر طواف و بلکه سعی صفا و مروه

و احرام و وقوف عرفات و مشعر ، ذبح قربانی و تراشیدن سر و رمی جمرات اعم از اعمال واجب و مستحب – بنابر احتمالی – از ضروریات دین است.

نیز وجوب جهاد – بنابر اظهر – و برتری نماز جماعت بر فُرادی و صدقه به بینوایان ، فضیلت علم و اهل علم بر دیگران ،

فضیلت راستگویی – مگر آنکه مصلحت نباشد – و دروغ مصلحت آمیز ، حرمت زنا و لواط و شرابخواری نیز ضروری دین است .

دیگر ، حرمت ازدواج با مادر ، دختر ، خواهر ، دختران خواهر و برادر و نیز ازدواج با عمه و خاله و بلکه مادر زن و نیز ، بنابر اظهر ، خواهر زن

– یعنی حرمت ازدواج با دو خواهر در یک زمان – ضروری دین است و نیز به احتمالی ، حرمت ربا و ستم بر مردم و خوردن مال دیگران  ،

کشتن مردم بدون آنکه حق باشد . بلکه ناپسند بودن دشنام و نسبت زنا و لواط دادن و – بنابر اظهر – پسندیده بودن سلام گفتن و پاسخ آن دادن

و نیز نیکی بر پدر و مادر و زشتی عاق والدین و بنابر احتمالی ، پسندیده بودن صله رحم ، ضروری دین است .

همچنین است دیگر اموری که حکم آنها میان مسلمانان چنان مشهور است که جز اندکی از مردم کسی در آن شک روا نمی دارد .


(14)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, tahoora, مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 13 شهریور 1386 03:57 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=167]* ضروریـات مذهـب دوازده امـامـی    

دربارۀ ضروریات مذهب دوازده امامی باید گفت ، که هرکس آنها را انکار کند به مخالفان این مذهب ملحق خواهد شد ؛

و دیگر بر مذهب ائمه اطهار (ع) نخواهد بود . مانند آنکه امامت امامان دوازده گانه یا یکی از آن بزرگواران را انکار کند و یا منکر برتری و دانش آنان شود

و یا وجوب اطاعت از آنان و فضیلت زیارت ایشان را نپذیرد .

وجوب دوستی و بزرگداشت آنان نیز از ضروریات دین اسلام است و منکرش ـ مانند ناصبیان (1) و خوارج ـ کافر محسوب می شود .

از جمله ضروریات این مذهب ، حلال بودن «متعه» (2) ، حج تمتع و وجوب برائت از غاصبان خلافت امامان (ع) و کسانی که با حضرت امیر (ع)

و اولاد پاکش (ع) به جنگ پرداختند و تمامی قاتلان امام حسین (ع) و دیگر امامان بزرگوار (ع) ؛ و گفتن «حی علی خیر العمل » در اذان می باشد.  

عقیدۀ دیگری که باید بدان ایمان داشت ، عصمت رسول خدا (ص) و ائمه هدی (ع) است . بدین گونه که ایشان از ابتدا تا انتهای عمر از گناه کبیره و صغیره

و نیز اشتباه و خطا و نسیان معصوم و پاک اند . دربارۀ دیگر پیامبران و فرشتگان نیز باید چنین معتقد بود .


اعتقاد به جایز بودن چنین امری از پیامبر اکرم (ص) و امامان ، از مذهب غیر شیعیان است .



باید باور داشت که امامان (ع) از تمامی آفریدگان ، پیامبران ـ جز جدّ خود: پیامبر اکرم (ص) ـ  ، فرشتگان برتر و شریف ترند و

نیز این که آنان تمامی علوم پیامبران و علم ماکان و مایکون را می دانند . یعنی از هرچه پیش از این روی داده و هر چه پس از این روی می دهد ، آگاهند .

و کتابها و آثار تمامی پیامبران ، مانند تورات و انجیل و زبور ، صحف آدم ؛ عصای موسی و انگشتر سلیمان ، پیراهن ابراهیم ،

تابوت عهد و لوح های موسی (علیهم السلام) و جز آن ، نزد ایشان است . باید ایمان داشت که جنگ و جهاد و صلح و سکوت آنان ،

همه به امر خدا و اذن او بوده است .


باید باور داشت که رسول اکرم (ص) هرچه را که خداوند بدو آموخته ، به حضرت امیر (ع) آموخته است  ؛

همچنین هر امامی ، تمامی علوم امام پیش از خود را می داند و امام بزرگوار به رأی و اجتهاد خویش سخن نگفته اند ،

بلکه از طریق خدای تعالی از حکم هر چیز آگاهند و به چیزی جاهل نیستند . هر چه از آنان بپرسند ، پاسخ می دهند ؛

به تمام زبان ها و لغات آشنایند و می دانند که چه کس کافر و چه کس مومن است ، و هر روز اعمال امت بر آنان عرضه می شود چه نیک و چه بد !


دیگر آنکه باید باور داشت که معراج پیامبر اکرم (ص) ، معراج جسمانی و روحانی بوده است . یعنی پیامبر (ص) همراه با جسم مبارک خویش

به آسمان ها رفته و عروج کرده ، نه با روح تنها ؛ معراج از ضروریات دین و انکارش کفر محض است .





---------------- پی نوشت ----------------
1- ناصبیان : دشمنان امامان (ع)
2- متعه : ازدواج موقت ، که در زمان عمر بن الخطاب ، ممنوع شد .



(15)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 17 شهریور 1386 12:52 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

باید در برابر هر حدیث معتبری که از امامان (ع) می رسد ، تسلیم بود . هرگاه معنای آن به گونه ای است که فهمش ممکن است ،

باید به تفصیل بدان ایمان اورد و اگر معنایش به گونه ای است که فهمش با عقل ما ممکن نیست ، باید به اجمال بدان ایمان آورد و

فهم تفصیلی اش را به خود آن بزرگواران واگذارد . نباید بدین دلیل که حدیثی را با عقل ناقص خویش نمی توانیم فهمید ، آن را ردّ کنیم و از قبولش سر باز زنیم .

زیرا چه بسا حدیثی به واقع از آن بزرگواران باشد و ما آن را ردّ کنیم و بدین وسیله خدای تعالی را تکذیب کنیم ؛

چنانکه از امام صادق (ع) نیز نقل است که ما را از چنین کاری باز می دارد .


حالات و علوم امامان (ع) شگفت و غریب ، و عقل ما از فهم آن ناتوان است . از این رو ، به هیچ وجه جایز نیست که چیزی از حالات و علوم آنان را ردّ کنیم

و ناممکن بدانیم .

دیگر آن که باید معتقد بود که رسول خدا (ص) و امامان پاک (ع) به هنگام مرگ هرکسی ، از مؤمن گرفته تا کافر ، و از نیکوکار گرفته تا فاجر ،

حاضر خواهند شد و شفاعت آنان شامل حال مؤمن می شود  و جان دادن را بر او آسان می کند . و نیز سختی مرگ را بر منافقان و دشمنان می افزاید . (1)

در روایت است :

اشکی که به هنگام جان دادن از چشمان مؤمن برون می آید ، به دلیل خوشی و سروری است که با دیدن آن بزرگواران بدو دست می دهد .



دیگر آنکه باید باور داشت ، که چون انسان می میرد ، روحش از بین نمی رود و به بدنی دیگر ، که مانند بدن دنیوی اوست ، می پیوند (جسم مثالی) .

روح انسان به هنگام تشییع جنازه ، از حقیقت مرگ و نیز حال تشییع کنندگان آگاه است . اگر این انسان مؤمن باشد ، مردم را سوگند می دهد

تا او را زودتر در قبر گذارند و بدین وسیله به نعمت ها و مقاماتی که خداوند وعده داده است دست یابد ؛

و اگر منافق باشد مردم را سوگند می دهد که شتاب نکنند و او را در قبر نگذارند ، زیرا از عذاب الهی می ترسد .

بدین سان ، روح با تشییع کنندگان و آن کس که جسدش را می شوید ـ تا هنگامی که دفنش می کنند ـ همراه است و آنان را می بیند .

سپس روح به بدن اصلی خویش می پیوندد (برای پاسخگویی به دو ملک )

اگر شخصی که مرده منافق باشد ، دو فرشته به نام نکیر و منکر با سیمایی وحشتناک به سویش می آیند

و اگر از مؤمنان و نیکوکاران باشد ، دو فرشته به نام بشیر و مبشّر با سیمایی نیک به سویش می آیند .

فرشتگان از او دربارۀ اعتقادات می پرسند و نیز نام امامان (ع) را یکی یکی . اگر پاسخ ندهد یا پاسخ درست ندهد ،

با گرزی آتشین چنان بر او می زنند که قبرش تا روز قیامت از آتش پر می شود ؛ ولی اگر پاسخ درست بدهد ، بدو مژده می دهند :

مژدۀ بهره مندی از نعمت های الهی و می گویند : «چون عروس با چشمی روشن و آسوده بخواب » .


نباید کسی وجود این دو فرشته را به چیزی دیگر معنا کند و بگوید : مراد چیزی دیگر است . زیرا اعتقاد به آنان از ضروریات دین است .

برخی بی دینان گفته اند مقصود از دوفرشتۀ مذکور ، عقل و نفس فلکی است . نباید به سخن اینان اعتنایی کرد ؛

چرا که در آیات و روایات بسیاری آمده است که آن دو دارای جسمی لطیفند و به هر شکلی بخواهند در می آیند .

رسول خدا (ص) و امامان هدی (ع) نیز آنان را می دیده اند . این دو فرشته دارای چند بالند . فرشتگان هم شمارشان بسیار است

و همچنین در آفرینش از بزرگترین آفریدگان خداوند عالمند . در روایاتی بسیار از امامان پاک (ع) از عظمت و چگونگی احوال و آفرینش شگفت

و غریب فرشتگان سخن رفته است .


-------------------- پی نوشت -----------------------
1- لازم نیست خود را به زحمت بیندازیم و بیندیشیم که حضور آنان بر بالین شخص در حال مرگ ، آیا با همین جسم اصلی است یا
با جسم مثالی و جز آن ؛ همچنین نباید این احادیث را تاویل کنیم و بگوییم : مقصود ، دانش امامن (ع) است یا مقصود این است که صورت آن بزرگواران
در خیال شخص منعکس می گردد . زیرا چنین تاویل و توجیهی ، گونه ای تحریف حدیث است و به تباهی کشانیدن اعتقادات مؤمنان



(16)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
بهاره نارنج, مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 18 شهریور 1386 01:04 
New Member
New Member

تاريخ عضويت :
دوشنبه 12 شهریور 1386 00:47

پست : 8

تشکر کرده اید :
0
تشکر شده : 4 مرتبه به 3 پست

 

آفلاين

 

بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن تشکر از شما و با توجه به اینکه مهمترین ضروریات این مذهب شناخت امام است ، قابل عرض است که شناخت امام تنها به دایره دانستن نام
و سلسله نصب شریفه ایشان محدود نمیباشد  . بطور خلاصه اهمیت این موضوع تا بدانجاست که فرموده اند :

[size=134]
« مَن ماتَ و لم يَعرف امامَ زمانه ماتَ ميتـةً جاهليّـة » :  «كسى كه بميرد و نشناسد امام زمانش را ، همانا با مرگ در جهالت مرده است‏ »


مؤید و منصور باشید .
یاحق


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از تسنيم به خاطر این پست تشکر کرده اند:
بهاره نارنج, مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 18 شهریور 1386 15:25 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

بسم الله الرحمن الرحیم


با سلام خدمت دوست عزیز و تشکر از دقت نظر و حسن توجه شما  :D

مطلب کاملا صحیحی را فرمودید ، معرفت امامان (ع) از نقاط کلیدی و حساس اعتقادات ماست که تناسب بسیار

با اعمال ما و نیز پذیرش اعمال ما دارد .

البته تصور می کنم تذکری که شما دادید شاید مربوط به عبارت « نام امامان (ع) را یکی یکی » در پست قبل باشد .

که لازم به توضیح است که این عبارت ، پس از عبارت کلی اعتقادات آمده و مقصود تاکید بیشتر است . یعنی به هنگام

سوال و جواب قبر ، که می پرسند : مَن ربّک ، مَن نبیّک و ... ، حتماً «مَن إمامُک» را هم می پرسند !

و برای اینکه تاکیدی باشد بر اینکه نام امام را هم در این سوالات اولیه و مهم اعتقادی می پرسند ،

عبارت مورد نظر در ادامه هم دوباره بعد از اعتقادات ذکر شد .


و این منافاتی ندارد با اینکه معرفت امام (ع) هم لازمه اعتقادات است ! و یا اینکه دانستن نام و نسب امامان ، پرسش از معرفت به آنها

را کفایت می کند .


اگر کسی نام امامش را ببرد ولی در عمل بویی از آن الگوها نبرده باشد ، بی تردید امام حقیقی او چیز دیگری است ؛

و پاسخش پذیرفته نخواهد بود .


معرفت حقیقی آن ذوات مقدسه (ع) ، از نام و نسب ایشان شروع می شود ، و به پیروی کامل از سیره و منش ایشان

در همه حالات زندگی می انجامد .




-------------------------------------------------------------------
به امید اینکه از پیروان حقیقی آن راهبران نور باشیم .

با تشکر از همراهی شما دوست عزیز   :razz:

موفق و موید باشید .  :D


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست: ادامه مطالب ...
پستارسال شده در: جمعه 30 شهریور 1386 20:46 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

باید باور داشت که آسمان ها از یکدیگر جدایند و چسبیده به یکدیگر نیستند . از هر آسمان تا آسمان دیگر به قدر صد ها سال ها راه است .

میان آنها پُر است از فرشتگان . در روایات آمده است که در آسمان ها در هر قدمی ، فرشته ای است که خداوند را تسبیح می گوید .


دیگر آن که ایمان به وجود فشار قبر به طور اجمال  واجب است . ولی آیا فشار قب ربرای تمام مردم است یا تنها برای مؤمنانِ غیر کامل ؟

باید در پاسخ گفت که از احادیث بر می آید که فشار قبر ، تنها ویژۀ غیر کاملان است . فشار قبر بر بدن اصلی انسان وارد می شود ، نه بر قالب مثالی .

پس از فشار قبر و پرسش های دو فرشته ، روح انسان به بدن مثالی ـ یعنی بدنی که شبیه بدن دنیوی اوست ـ منتقل می گردد .

گاه هنگامی که کسی به زیارت قبر شخصی می رود ، روح در قبر خویش حاضر می شود و چنانچه زیارت کننده مومن باشد ، از بابت زیارت او ،

سودی به روح عاید می شود . گاه روح به وادی السلام ـ که در نجف اشرف می باشد ـ می رود و گاه جسد های مثالی مومنان به بهشت دنیا منتقل

و در آن جا از نعمت های خداوند بهره مند می شوند و از میوه هایش می خورند و از نهرهایش می نوشند ؛ چنان که خدای متعال می فرماید :

« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون ، فرحین بما اتاهم الله من فضله ...»  (1)


هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید ، بلکه زنده اند و نزد پروردگار شان روزی داده می شوند .

به انچه خدا از فضل خود به ایشان داده است شادمانند .


اگر صاحب روح ، کافر و معاند باشد ، او را به دوزخ دنیوی می برند و تا روز قیامت عذاب می دهند ، و اگر مستضعف (2) باشد ـ یعنی توان بازشناختن خوب و بد

و حق و باطل را نداشته باشد ـ از پاره ای احادیث بر می آید که تا روز قیامت بدو مهلت می دهند و نه نعمتی بدو می دهند و نه عذابی بر او وارد می سازند .  (3)

لذا باید باور داشت که خداوند در این دنیا نیز بهشت و جهنمی دارد ، علاوه بر بهشت و دوزخ اخروی و همیشگی .

از امام رضا (ع) به طریق معبر روایت است که:  آدم (ع) در بهشت دنیا بوده است نه بهشت آخرت .
(چون بهشت آخرت جاودانه است و کسی که داخل آن شود دیگر خارج نمیشود)


همچنین باید به وجود بهشت و دوزخ اخروی ایمان داشت . زیرا صاحب دین مبین ، به گونه ای که شکی در آن باقی نمی ماند ، از آن خبر داده است .

بنابر این به هیچ وجه نباید به تاویل آن پرداخت ، و معنایی غیر از معنای ظاهر برایش ساخت ؛ مثلا بگوییم : مراد اخلاق نیک و بد است ،

یا مراد معلومات حق و باطل است . چنین تاویل و تفسیری ، نشانۀ کفر و الحاد است . باید ایمان داشت که بهشت و دوزخ اخروی ، در حال حاضر موجود است .

و نه اینکه در قیامت آفریده خواهد شد !

در روایتی صحیح از امام رضا (ع) آمده است که :

هر کس وجود بهشت و دوزخ در حال حاضر را منکر شود ، در واقع آیات قرآنی و معراج پیامبر اکرم (ص) را

انکار کرده است . زیرا پیامبر اکرم (ص) در معراج خود آنها را دیده است .





------------------------- پی نوشت ----------------------------

1- آل عمران 169 ، 170 .
2- در اینجا مراد از مستضعَف ، «مستضعَف اعتقادی» است . یعنی کسی که به هیچ وجه ، توان و امکان بازشناختن حق را نداشته است .
3- در برخی روایات آمده است که چنین کسانی را در آن جهان می آزمایند تا سرنوشت خویش را رقم بزنند . بنگرید به کافی ج3 (فروع کافی)
«کتاب الاموات» .



(17)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 3 مهر 1386 01:21 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5708 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

اصل دیگری که باید بدان ایمان آورد رجعت است .

اعتقاد به رجعت از ویژگی های مذهب اثنا عشریه است . در میان سنیان و شیعیان مشهور است که امامان (ع) رجعت را مسلّم و قطعی دانسته اند .

در روایاتی صحیح که از آنان نقل شده ،آمده است که هر کس به رجعت ما پیش از قیامت ایمان ندارد ، از ما نیست .

درباره رجعت آنچه از روایات فهمیده می شود این است که  خداوند متعال هنگام ظهور قائم آل محمد (ع) یا زمانی نزدیک بدان ، گروهی از مؤمنان را زنده می کند

تا چشمشان به دیدن امامشان و حکومت عالم گیرش روشن شود . همچنین جماعتی از کافران و منافقان را زندگانی دوباره می بخشد تا پیش از قیامت

از آنان انتقام کشیده شود . ولی برای مستضعفان از هر دو فرقه تا روز قیامت رجعتی نیست .

امامان نیز رجعت می کنند . روایات بسیاری گواهند بر اینکه حضرت امیر (ع) و حضرت سید الشهداء (ع) رجعت خواهند کرد .

گروهی از روایات نیز بر رجعت رسول اکرم (ص) و دیگر امامان (ع) ناطقند . ولی آیا رجعت امامان (ع) در زمان ظهور حضرت قائم است یا زمانی دیگر ؟

در این باره روایات مختلفی وارد شده است . از این رو باید تنها به طریق اجمال به رجعت برخی از  مردم و امامان (ع) ایمان آورد و نباید روایتی را رد کرد .

جزئیات و تفصیل مطالب را باید به خود امامان (ع) واگذارد .


باید ایمان داشت که خداوند متعال تمامی مردم را در روز قیامت محشور می فرماید و ارواح آنان را به بدنهای اصلی شان باز می گرداند .

انکار یا تأویل این مطلب ، به گونه ای که معنای ظاهر آن نفی شود ، کفر است ؛ چنان که در زمان ما ، ملحدانی هستند که چنین می کنند .

حشر روز قیامت ، اجماع تمامی مسلمانان است و در بیشتر مواضع قرآن بر آن تأکید شده و نیز کافر بودن کسانی که منکر آن شوند ، مورد تأئید قرار گرفته است .

نباید به سخن آن دسته از فیلسوفان گوش فرا داد که اعاده معدوم را محال می دانند و آیات و احادیث را به تأویل می برند و می گویند :

« مقصود از معاد ، معاد روحانی است . » زیرا چنین عقیده ای کفر است .

باید باور داشت که حساب قیامت ، حق است  و در آن هنگام ، نامه اعمال هر کس منتشر و به دست چپ یا راست او نهاده می شود .

خداوند دو فرشته بر هر انسانی گمارده است تا یکی در سوی راست باشد و اعمال نیک را ثبت کند و یکی در سوی چپ باشد و اعمال بد را بنویسد .

هنگام شب این دو فرشته به بالا می روند و اعمال را می برند و دو فرشته دیگر می آیند و اعمال شب را می نویسند .

مبادا این فرشتگان را به چیزی دیگر تأویل کنیم ؛ چنان که در زمان حاضر از برخی شنیده می شود .


واجب است به شفاعت حضرت رسول اکرم (ص) و ائمّه هدی (ع) ایمان آوریم .

همچنین به اینکه خداوند ، پیمان شکنی نمی کند و به آن کس که از او فرمان برداری کند ثواب می دهد . البته ممکن است کسی را که وعده عذاب داده است ،

عذاب نکند و این در صورتی است که آن شخص ، مؤمن باشد . دیگر آنکه خداوند بنابر وعده ای که داده ، توبه را می پذیرد .


باید باور داشت که کافران و دشمنان امامان ، در آتش جاودانه خواهند ماند و ولی مستضعفان _ که عبارتند از کم خردان و کسانی چون اطفال که حجّت خداوند

بر آنان تمام نشده و حق را به طور شایسته نشناخته اند _ به فضل و بخشایش خدا ، امید نجاتشان می رود .

باید ایمان آورد که مؤمنان به بهشت می روند و در آنجا جاودانه می شوند ، ولی بهشتی شدن آنان بر سه گونه است و مؤمنان از این رو بر سه گروهند :

یکی گروهی که بی عذاب به بهشت می روند و نه در برزخ و در آخرت عذابی بدانان نمی رسد .

دوم گروهی که در برزخ عذاب می شوند ، ولی از آتش دوزخ در امان خواهند ماند .

گروه سوم به دوزخ می روند و به قدر گناهانشان عذاب می کشند و سپس در بهشت جای می گیرند .

شکی نیست که شفاعت حضرات معصومین (ع) تنها نصیب مؤمنان (= شیعیان ) است و نصیب کسی دیگر نمی شود .

همچنین شکی نیست که برخی اعمال حسنه ، با گناه از میان می رود و نیز برخی گناهان بوسیله اعمال حسنه پوشیده و محو می شود و

به عبارتی دیگر برخی گناهان و اعمال حسنه یکدیگر را محو می کنند .

آیات و روایاتی بسیار بر این حقیقت گواه است و نباید به دلایلی که برخی متکلمین علیه آن می آورند ، اعتنایی کرد ؛

همچنان که اگر در این دلایل به خوبی بیندیشیم ، به راحتی بر پوچ بودنشان آگاه می شویم .

سر انجام باید به هر چه از صاحب شرع رسیده ، ایمان آوریم ؛ از صراط گرفته تا میزان و تمامی حالات و هولهای قیامت .

نباید آنچه را در دین آمده تأویل کنیم ، مگر تأویلی که از خود صاحب شرع رسیده باشد . زیرا نخستین گام در وادی کفر و الحاد ، تأویل و تصرف در نصوص

و احادیث صریح امامان (ع) به عقل ضعیف و هوا و هوس است . امید است که خداوند متعال ما را و دیگر مؤمنان را از آن حفظ فرماید .


(18)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 34 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  


News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.251s | 36 Queries | GZIP : On | Load : 1.65 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo Powered by  MyPagerank.Net