کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال » اللهم عجل لولیک الفرج
امروز شنبه 29 اسفند 1388 22:04

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند





ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 34 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 8 مهر 1386 01:00 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=184]
فصل سوم



«« اعمــال  »»




از چه راه باید رفت ؟

پیش از این در ابتدای کتاب به اثبات رسید که پیروی در گفتار و کردار از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) واجب است و باید در روایات

و آثار آن بزرگواران به درستی اندیشید و تامل کرد . این جانب ، هیچ نیکی و خوبی ای نبود مگر آنکه آن را در روایات و احادیث اهل بیت (ع) بازیافتم .

در احادیث ، تمامی حکمت های خداوندی ، به صراحت شرح داده شده است . اگر کسی با قلب سلیم و خِرَد ناب وارد شود و خویش را در کژفهمی نیندازد

و با گمراهی گمراهان مأنوس نباشد ، راه نیل  به رستگاری وسعادت و مقامات عالی را از احادیث در خواهد یافت ؛

به عبارت دیگر کسی که پردۀ کوری از پیش دیدگان بصیرت به کنار زند و به خدای خود پناه برد و نیت خویش را خالص کند ، خداوند وعده داده است که او را

هدایت خواهد فرمود :

« و الّذین جاهَدوا فینا لَنَهدینَّهم سُبُلَنا »


« و کسانی که در راه ما کوشیده اند ، به یقین راه های خود را بر آنان می نماییم »
  (سوره عنکبوت ، آیه 69)


اگر انسان از آن «راه» که خداوند فرموده وارد شود ، محال است که هدایت نشود و خداوند خُلف وعده کند . بنابر این ، نخستین گام برای کسی که می خواهد

در دین خدا وارد شود ، خالص کردن نیت است ، زیرا اعتبار و ارزش اعمال و کمال و قبول افتادنشان ، در گرو نیت و مراتب آن است .

خلوص نیت و درستی اعمال نیز حاصل نمی شود ، مگر این که انسان به تمام و کمال به خداوند توسل کند و از شر شیطان و هوی وهوس بدو پناه آورد .

سپس باید دربارۀ هدفی والا بیندیشد و نیز در این که پس از رحلت از این دنیای فانی ، بازگشت بدان ممکن و اعمال دنیوی اش جبران پذیر نیست .

باید خویشتن را از گرفتاری و حسرت و مصیبت پس از مرگ برهاند . باید بیندیشد و باور کند که این دنیا ، فانی و زودگذر است و احوالش تغییر می یابد و

اعتماد و اعتنایی بر آن نمی توان کرد و چیزی ندارد که بتوان بر آن فخر کرد و به خود بالید . در همین حال باید به احادیث امامان (ع) رجوع کند که

دربارۀ فنای دنیا سخن گفته اند . نباید به سخن دیگران در این باره توجه کند و بدانها بپردازد ؛ زیرا احادیث امامان (ع) دارای تأثیری شگفت و ژرف است .

کلام آنان از سرچشمۀ وحی و الهام جاری شده است و کلام دیگران دارای چنین تاثیری نیست
، هرچند مضمون و معنای سخن هردو گروه ، یکی باشد .

در سخنان کسانی چون غزّالی و ابوطالب مکّی و ... ، حق و باطل به هم آمیخته است . اینان نظریه های باطل خویش را به لباس حق در می آورند

و با سخنان حق می آمیزند تا مردم به اشتباه افتند و در دامشان اسیر شوند .

(19)

_________________


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 13 مهر 1386 19:05 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=184]نیت و مراتب عبادت کنندگان


میان مردم مشهور است که نیّت ، عبارت از خطور قلبی یا تلفظ زبانی به عربی یا غیر عربی است ، ولی این درست نیست ؛

بلکه نیت همان انگیزۀ قلبی است که باعث انجام کار می شود . نیت ، امری درونی و نهانی است . آگاهی کامل از نیت (که درجۀ خلصش چقدر است ) ،

ممکن نیست ؛ مگر برای کسانی که خداوند آنان را بر کاستی ها و عیوب خود و نیز درد و درمانش آگاه ساخته است ؛

چنانکه می فرماید : « فألهَمَها فُجورَها و تَقویها » : « پس ، پلیدکاری و پرهیز کاری اش را به انان الهام کرد » (1)

نیت و انگیزۀ هرکس ، با حال و مرامی که دارد ، متناسب و سازگار است ؛ چنانکه در روایت ، این آیه کریمه که خداوند فرموده :

« قُل کلّ یَعملُ علَی شاکلَته » : « بگو: هر کس بر حسب ساختار (= نیت) خود عمل می کند » (2) بر همین معنا تفسیر شده است .


البته اگر کسی خود بیندیشدو تامل کند ، معنای مذکور برایش آشکار می گردد ؛ مثلا کسی که طریقه و مرامش حبّ و حرص بر دنیاست ،

تمامی اعمالش از خیر گرفته تا شر ، همه در مسیر دنیا و گرد آوردن اموال دنیوی است . نماز خواندن چنین کسی برای این است که مبادا در اثر ترک نماز

به دنیایش خللی وارد شود . او ، حتی اگر به شرابخواری روی آورد ، بدین دلیل است که آن را برای دنیای خویش مفید می داند .

کسی که میل دارد با پادشاهان ، دمخور و نزد آنان مقرّب باشد ، تمامی اعمالش در جهت نزدیک شدن بدانان است و نشان چنین حقیقتی آن است که

او بیشتر اعمال نیک را بدین دلیل که موافق طبع پادشاه نیست ، ترک می کند .


اینک ، که این مطلب آشکار شد ، باید دانست که نیّات مردم ، دارای مراتب و درجات است :

نخست...



------------------- پی نوشت ---------------------------
1- سوره مبارکه شمس ، آیۀ 8 .
2- سوره مبارکه اسراء ، آیۀ 84 .


(20)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه 18 مهر 1386 15:56 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

نخستین مرتبه همان است که پیش از این بدان اشاره شد ، یعنی کسانی که شقاوت و سیاه بختی آنان را در برگرفته است .

نیت و انگیزه آنان ، جز آنچه ذکر شد ، نیست . وقتی چنین کسی در اصلاح خود نکوشد و حال خویش را عوض نکند ، روز به روز در شقاوت و قساوت

به پیش می رود تا این که سر انجام ، دین و اعتقاد خویش را نیز ترک می کند و دیگر امیدی به بازگشتن او نیست .  


در مرتبه یا درجه دوم ، کسی ایستاده است که از این جایگاه خبیث گذشته و رسته است .

در او ، هم حبّ دنیا یافت می شود و هم حبّ آخرت . گمان می کند که می تواند این دو را با هم گرد آورد . گاه حب آخرت بر او غالب می آید

و عملی در آن سوی به انجام می رساند . اگر چنین کسی این مقام و درجه را ترک کند ، به زودی به همان درجه نخست سقوط خواهد کرد  .


درجه سوم ، از آن کسی است که خوف از عذاب خداوند بر وجودش سیطره یافته و هموار متنبه است و در سختی و شدت عذاب و عقاب اخروی

می اندیشد . این خوف باعث شده که دنیا در نظرش ناچیز و بی ارزش جلوه کند . او از روی ترس و وحشت عمل می کند یا عملی ناپسند را ترک می کند .

چنین عبارتی هر چند درست است ، حاکی از کمال نیست ؛ چنان که از امام صادق (ع) روایت شده است که این عبادت ، « عبادت بردگان » است .


در مرتبه یا درجه چهارم ، کسی مقام دارد که اشتیاق به درجات و پاداشی که خداوند برای نیکوکاران در بهشت آماده فرموده ، او را بی تاب کرده است .

عبادات چنین شخصی برای رسیدن به آن درجات است . روایت امام صادق (ع) _ که پیش از این بدان اشاره شد _ این مرتبه از عبادات را « عبادات مزدوران »

(به دنبال مزد و پاداش)  نامیده و می توان گفت که این مرتبه ، نزدیک به مرتبه پیش است .


:razz: درجه پنجم ، از آن کسی است که خداوند رابدان دلیل عبادت می کند که او را شایستۀ عبادت یافته است . این درجه ، درجه صدیقان است .

چنان که از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است که فرمودند :

« ما عبدتک خوفاً من نارک و لا طمعاً فی جنتک ولکن وجدتُک اهلاً للعبادة فعَبَدتُک . »


( تو را نه از روی ترس دوزخت عبادت می کنم و نه از روی طمعی که به بهشت دارم ، بلکه تو را شایسته عبادت یافتم و از این روی به عبادت مشغولم . )


همچنین از امام صادق (ع) نقل است که اینگونه عبادات را « عبادات آزادگان » خوانده است .

ادعای چنین عباداتی ، جز از سوی معصومین (ع) روا نیست . یعنی تنها برای کسانی رواست ـ که ادعای چنین عبادتی می کنند ـ که خود می دانند

اگر بهشت و دوزخی نیز در کار نباشد و حتی _ العیاذ بالله _ گناهکاران را به بهشت برند و نیکوکاران را به دوزخ ، باز هم خداوند را به سبب شایستگی اش ،

عبادت خواهند کرد .


در مرتبه ششم ، کسی جای دارد که خداوند را از روی سپاس و شکرگزاری عبادت می کند .

او نعمتهای بی شمار خداوند را می بیند و عقلش حکم می کند که این ولیّ نعمت حقیقی و نعمت دهنده نا متناهی ، شایسته و اهل عبادت است

و باید او را شکر و سپاس گفت .


در مرتبه هفتم ، آنانند که از روی شرم و حیا خداوند را عبادت می کنند . عقل آنان به زشتی گناه و نیکی فرمانبرداری حکم می کند و نیز می داند

که خداوند ، بر وی و تمامی حالاتش آگاه است . از این رو ، چنین کسی از روی شرم و حیا عبادت می کند و توجهی به ثواب و عذاب ندارد .

مقام احسان را نیز بر همین معنا تفسیر کرده اند ؛ یعنی عبادت کردن به گونه ای که گویی عابد ، خداوند را می بیند و اگر

به چنین حدی نرسیده و خدا را نمی بیند ، دست کم باور دارد که خداوند او را می بیند .


مرتبه هشتم ، از آن کسی است که خداوند را از روی محبت عبادت می کند . این مرتبه _ یعنی عشق به آفریدگار _ والاترین مرتبه کمال است .

محبت ، جز با ذکر دائم خداوند از روی عشق و عبادت فراوان و یادآوری نعمت ها و الطاف الهی حاصل نمی شود .

چون محبت الهی فراهم آید ، عقل حکم می کند که دیگر مخالفت با دوست ( یا معشوق حقیقی ) روا نیست و چنین کسی دیگر به سود و زیان نیز التفاتی ندارد.


سر انجام نهمین مرتبه ، از آنِ کسی است که برای تقرب به خداوند ، او را عبادت می کند . « قرب » را معانی بسیاری است .

در این جا تنها به برخی از آنان اشاره می کنم . برای خداوند ، نزدیکی مکانی و زمانی متصور نیست . از این رو مراد از قرب ، نزدیکی در درجه و کمال است ؛
بدین معنا که شخص ناقص ، بی نهایت از خداوند به دور است . چون در رفع کاستیهای خود بکوشد و بخشی از آن را بزداید و یا دارای کمالاتی شود ،
دوری اش نیز از خداوند کم می شود و به پاره ای از اخلاق الهی متخلّق می گردد .


معنای دیگری که می توان برای « قرب » ذکر کرد ، این است که مقصود ، همراهی معنوی و یاد مداوم خداوند باشد . زیرا کسی که در مشرق است
و دوستی در مغرب دارد و همواره به یاد و در خدمت اوست و به چیزهایی که با دوستش مربوط است ، می اندیشد ،
شکی نیست که از کسی که با وی دشمن است ولی در کنار اوست ، به او نزدیکتر است .



بی گمان این دو معنا _ که برای « قرب » ذکر کردیم _ جز با عبادت فراهم نمی آید .
از این رو ممکن است مقصود انسان در عبادت ، نیل به چنین قربی باشد .
  :razz:



(21)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 22 مهر 1386 22:08 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=184]  چگونـه راه را آغـاز کنیم ؟


میان درجات و مراتب نیّت ، درجات و مراتبی است بی نهایت . آنچه گفتیم ، نمونه ای از آنها بود تا سالک الی الله به اهمیت و خطر این راه آگاه شود

و به خداوند متعال توسل کند و خداوند او را از مهلکه های این راه ، نجات بخشد . اگر چنین شود ، او در زمرۀ بندگان مخلَص خدا درخواهد آمد و

از شرّ شیطان در امان می ماند ؛ چنانکه خداوند می فرماید :

« إنّ عبادی لیس لک علیهم سلطان »

در حقیقت ، تو را بر بندگانم تسلطی نیست .


چه نیک است که شیطان را به سگی تشبیه کرده اند که بر درِ خانه ای ایستاده و هر کس را که بخواهد بدان وارد شود ، می گزد ؛ راندن این سگ ممکن نیست ،

مگر آنکه صاحب خانه ، سگ را از گزیدن بازدارد و براند ، و یا سگ ، آن شخص را که می خواهد وارد شود ، بشناسد و بداند که او از دوستان صاحب خانه است .

شیطان حقیقی نیز چنین است ؛ او بر درِ خانۀ خدا ایستاده و در کمین است که بیگانگان و کسانی را که سعادت و قرب الهی ندارند ، از ورود باز دارد ؛

وقتی بندۀ عبادت کننده ، « اعوذ بالله » می گوید و از شرّ شیطان به خدا پناه می بَرَد ، خداوند شیطان را می راند ؛

و یا وقتی شیطان می داند که این شخص از مقرّبان درگاه الهی است و بیشتر اوقات در این درگاه آمد و شدی دارد ، مانعش نمی شود .

(یعنی نمی تواند گزندی به او برساند )




از این روست که خداوند دستور داده است که استعاذه کنیم و از شرّ شیطان بدو پناه بریم . چون وقتی کسی به خدا توسّل جوید و نیت خود را خالص کند

و تنها آنچه را به صلاح آخرت اوست ، بجوید و اهمیتی ندهد که نادانان روزگار ، او را قشری و خشک بخوانند و یا دنیاپرستان ، جاهل و  نادانش بدانند ،

حقّ و حقیقت برایش نمایان می شود و راه درست را در می باید .  :razz:  




(22)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 30 مهر 1386 07:19 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

دانش جـویـی


سالک الی الله ، نخست باید استادی برای خود برگزیند ؛ استادی که با احادیث اهل بیت عصمت (ع) مأنوس است

و آنها را به خوبی می فهمد و بدانها ایمان دارد . نه استادی که احادیث را از روی رأی و هوا و هوس تاویل و تفسیر می کند

و برایشان معنا می تراشد . استاد باید کسی باشد که اعتقادات خویش را بر احادیث ، تصحیح و بنا کرده است .

سپس ، سالک باید علم بیاموزد ، آن هم تنها برای خشنودی خدا ؛ آنگاه در احادیث اهل بیت (ع) بیندیشد و خوب در آنها تامل کند . هدف او از دانشجویی

باید عمل باشد . زیرا عمل بدون علم بهره ای نمی دهد ؛ چنان که در حدیثی صحیح از امام صادق (ع) نقل است که

« هر کس بدون علم و آگاهی ، عمل کند ، چون کسی است که راهی جز راه راست و حقیقی را می پیماید و او هر قدر سرعتش بسیار شود ،

از مقصد بیشتر دور خواهد شد »


از سویی دیگر ، علم و دانش نیز بدون عمل سودی ندارد و اساساً علم بی کوشش و عمل حاصل نمی شود . چنان که در احادیث آمده است که :

« هر کس به آنچه می داند عمل کند ، خداوند آن علمی را که نمی داند نیز بدو می آموزد . »


(در حدیثی) امام صادق (ع) ،
علم و دانش را به چراغی تشبیه کرده است که وقتی شخصی این چراغ را در تاریکی به دست می گیرد ،

اطرافش روشن می شود . اگر او عمل نکند و راهی نرود ، تنها همان جا روشن خواهد شد ، ولی اگر راه برود ،

مکانهای دیگری نیز برایش روشن و آشکار می شود
.


پس ، دانش ، در صورت عمل کردن ، انسان را یاری می دهد و از سویی دیگر ، عمل کردن ، بر دانش انسان می افزاید .

از این رو ، شایسته است که انسان ، روز خود را به سه بخش تقسیم کند : در یک بخش ، به دنبال رزق و روزی حلال برود ،

و در بخش دوم در پی علم و دانش باشد و ، در بخش سوم ، خویشتن را به عبادات واجب و مستحب مشغول کند .

سزاوار است که ابتدا مقداری از علوم پایه بیاموزد (1) زیرا فهم احادیث نیازمند یادگیری این علوم است ،

علومی چون صرف و نحو و اندکی اصول و منطق . همچنین برخی از کتاب های فقهی را نیز بخواند .

سپس ، باید تمام کوشش خویش را صرف مطالعۀ احادیث کند و «کتب اربعه» را ـ که عبارت اند از کافی ، من لا یحضره الفقیه ،

تهذیب و استبصار ـ بخواند . همچنین ، کتابهای دیگر ، از جمله کتاب های مرحوم صدوق و نیز غیر از او را ....


این جانب به حمد و سپاس خدای متعال ـ افزون بر کتب اربعه ـ نزدیک به دویست کتاب را گرد آورده و مطالبشان را در کتاب بحار الانوار تفسیر کرده ام .


این کتاب ، چون امانتی در دست شماست . در آن دریای ژرف فرو روید و از آن بهره جویید ؛

زیرا بی شک این کتاب ، دریایی است بزرگ ؛ چنان که از نامش پیداست .
(2)




--------------------- پی نوشت -----------------------------

1- مقصود از «علوم پایه» در این جا ، علومی است که پایۀ فهم و درک قرآن و حدیث اند .
2- «بحار» جمع «بحر» است. بنابراین «بحارالانوار» به معنای «دریاهای نور» است .


(23)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 7 آبان 1386 15:46 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=184]حضور قلب ؛ روح عبادت


ای برادر ! بی گمان ، هر عبادتی دارای روح و جسد ، و ظاهر و باطن است . جسد و ظاهرش ، همان حرکات مخصوص بدنی است .

باطن عبادت ، آن ثمراتی است که مقصود از انجام عبادت ، حصول همان ثمرات است . روح عبادت ، حضور قلب است و طلبیدن مقصود آن عبادت .

آن ثمرات ، جز با این روح حاصل نمی شود.

به عنوان نمونه ، نماز ستون دین است . خداوند نماز را برترین و بهترین اعمال و عبادات بدنی قرار داده و آثاری عظیم بر آن مترتّب کرده است ؛

چنان که می فرماید :
« إن الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر »


به راستی که نماز ، (انسان را) از کار بسیار زشت و ناپسند بازمی دارد .

(1)

رسول اکرم (ص) دربارۀ نماز فرموده است :
« الصلاة معراج المؤمن»


نماز ، معراج مومن است .


کسی که به گناه آلوده و از پیشگاه خداوند به دور مانده است ، باید پیش از نماز ، زاری کند و خود را در معرض بخشایش و آمرزشش درآورد تا
شایستگی راز و نیاز با پروردگار را بازیابد .


تکبیر ، بهترین وسیلۀ تنزیه حق تعالی از شریک است و تقدیس از نیاز و کاستی . تکبیر ، تنزیه خدای است از درآمدن به عقل و خرد انسانی .

تکبیر ، گونه ای یادآوری است و عقاید راستین دینی را در ژرفای دل می نشاند .


آن گاه که نمازگزار ، دعای توجه را بر زبان می آورد (2) ، خلوص نیت را به خویش تلقین می کند و در پیشگاه عظمت حق تعالی

به کرنش می افتد و تمامی ذرات جسم و جانش روی به سوی خدا می کند و از ماسوای او روی بر می تابد .

قرائت ، سخن گفتن با محبوب حقیقی بندگان است و راز دل بازگفتن با خدای منان . نمازگزار ، نخست صفات والای خاوند را بر زبان می آورد و

«الأدب مع الله » را در سخن گفتن با خدای متعال ارج می نهد ؛ و سپس از بندگی خویش آشکارا سخن می گوید و خود را در برابر پروردگار از هر توانی ،

عاری می داند . آن گاه از خدای می خواهد که یاری اش دهد و او را در کارها و به ویژه در عبادت و طاعت ، مدد رساند .

سپس ، از او می خواهد که به راه راست هدایتش فرماید . (اهدنا الصراط المستقیم)

راه راست ، همان راه رسول خدا (ص) و امامان پاک (ع) است (صراط الذین انعمت علیهم) .

سپس ، از گام گذاردن در راه دشمنان اهل بیت (ع) به خدای پناه می برد . راهی که همۀ کژیها و نادرستی ها در آن است . ( غیر المغضوب علیهم و لا الضالین)

قلّۀ رفیع خضوع و خشوع انسان در برابر حق تعالی ، سجده و رکوع است . بدین سان ، چون ادمی ارجمندترین اعضای خویش را برخاک می نهد ،

از آلودگی خودبینی و خویشتن را پرستیدن و فخر فروختن می پیراید .


نماز ، دارای چنین فواید و ثمراتی نخواهد بود ، مگر با حضور قلب که روح آن است . زیرا بدنی که روح ندارد ، هیچ حرکت و عملی

نیز نمی تواند داشت . از این روست که نمازی که ما می خوانیم ، نه ما را از فحشا و منکر باز می دارد و نه باعث عروج ما می شود .

نماز ، معجونی الهی و مَرکبی آسمانی است که اگر با شرایط و اداب به جای آورده شود ، تمامی بیماری های نفسانی و دردهای روحانی را شفا می بخشد .


انسان باید در هر فعلی از نماز ، که به جای می آورد ، بیندیشد و آگاه باشد که سرّ و غرض و مقصود از آن چیست ؟!





-------------------------- پی نوشت -----------------------------------

1- سوره مبارکه عنکبوت ،آیه  45 .

2- إنّی وَجّهتُ وجهیَ للّذی فَطرَ السّموات و الارض ، حنیفاً مسلماً و ما أنا مِن المُشرکین .


(24)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه 16 آبان 1386 00:02 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=184]آمادگی پیش از نماز


دعاهایی که باید پیش از نماز خواند ، دعاهایی است که دلهای رمیده و ناآرام را رام می کنند ، تا به هنگام نماز

با خداوند متعال ارتباط یابند ؛ دلهایی که در زندگانی مادّی روزانه ، از معنویت دور می شوند و رنگ و بویی مادّی به خود می گیرند .

از شرایط دیگر قبول عمل در پیشگاه الهی ، تقوا و ورع از گناهان است . زیرا انسان با ارتکاب گناه ، از درگاه خداوند ،

دور می شود . خداوند متعال می فرماید :

« إنّما یتقبّل من المتّقین »


(خدواند ، اعمال را ) تنها از پرهیزکاران می پذیرد . (1)


روایاتی صحیح وارد شده است که برای هر بخشی از نماز ، اسرار و حکمت هایی عجیب بیان می کند . آنچه ما در این جا

بر آن اشاره کردیم ، تنها نمونه ای از آنها بود و اگر بخواهیم همه را بازگوییم ، هزاران کتاب نیز گنجایش آن را نخواهد داشت .

از این رو ، شخص سالک باید به احادیثی که در این باره وارد شده است رجوع کند و در اسرار و حکمت های تمامی عبادات به دقت بیندیشد و

سپس هر بخشی از عبادات را بر آن گونه که باید ، انجام دهد تا موجب قُرب به درگاه الهی گردد و نفس را به کمال رساند و به راه نجات

رهنمایی اش کند .


-------------- پی نوشت -----------------------
1- سوره مبارکه مائده ، آیه 27 .


(25)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 25 آبان 1386 15:30 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=184]دعـا ؛ نزدیکترین راه به سوی خـدا


بنابر آنچه از ظاهر آیات بسیار و احادیث بی شمار به فهم می آید ، نزدیکترین راه به سوی خداوند ، راه دعا و مناجات است .

ولی دعا و مناجات دارای شرط هایی است : حضور قلب ، توسل تامّ ، قطع امید از ماسوی الله (غیرخدا) ، اعتماد کامل بر او ، و سرانجام

توجه کامل در تمامی امور ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ بدو .

اول : دعاها و اذکاری که در هر شبانه روز باید خواند . انسان به وسیلۀ این دسته از دعاها و اذکار ، اعتقادات خویش را تازه و محکم می کند

و از خداوند ، روزی و حاجت  می طلبد ، و شرّ دشمن و مانند آن را از خویشتن دفع می کند .

سالک باید در هنگام دعا ، به طور کامل با حضور قلب باشد ، به دقت به آن توجه کند و حالتی از تضرع و خواری ، بر خود حاکم سازد .

البته اگر چنین کاری برایش ممکن نیست ، نباید دعا را رها کند !



دوم : عبارت از مناجات است . مقصود ، آن دسته از دعاهایی است که سخنان و کلماتی را دربارۀ توبه ،

استغاثه ، اعتذار ، اظهار دوستی ، خواری ، مسکنت و سرشکستگی در پیشگاه خداوندی دربردارند . به گمانم ، خواندن این دعاها ،

جز با گریه و ناله و تضرع و خشوع تام روانیست . باید این مناجات ، در اوقاتی مخصوص خوانده شود . نباید در حالتی غیر از آنچه گفتیم بدین مناجات پرداخت .

زیرا مناجاتی که بی حضور قلب و خشوع باشد ، بیشتر شبیه به تمسخر است تا مناجات .

به برکت وجود اهل بیت (ع) ، از این گونه دعاها ، آنقدر نزد ما هست که حتی نمی توانیم یک دهم آن را با فرصتی که داریم بخوانیم .

بیشتر دعاهایی که از نوع اول است ، در کتاب مصباح شیخ طوسی ، مصباح کفعمی ، سمات و اقبال ابن طاووس ، در میان تعقیبات و اعمال دعاهای

روزهای هفته و .. آمده است .(1)

نوع دوم نیز در همین کتابها و نیز کتابهای دیگر آمده  است . مانند دعای خمس عشر از امام سجاد (ع) ، مناجات مشهور به الإنجیلیة و دعای کمیل و ... .

صحیفۀ سجادیه به طور کامل از نوع دوم است .


پاره ای از دعاها ، با مقام خوف سازگارند ، و پاره ای با مقام رجا . برخی برای رفع بلایند و برخی برای برکت بخشیدن به نعمت ها .
همچنین است دعاهای دیگر که هریک با حال و مقامی از احوال و مقامات انسان سازگارند . از این رو ، سزاوار است که هر کس دعای مناسب حال خویش
را بخواند ، آن هم با تدبّر و اندیشه در معنای آنچه می خواند و با حالت گریه و زاری .


چون سالک در این راه برود ، خود یقین خواهد کرد راه دعا و مناجات ، نزدیک ترین راه به سوی خداوند است و می توان به واسطۀ آن ،

حاجات دنیوی و اخروی خویش را حاصل کرد و ... .




--------------- پی نوشت -------------
1- سال ها پس از علامه مجلسی ، محدث قمی ، مهم ترین این دعاها را در کتاب مفاتیح الجنان گرد آورد .


(26)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 3 آذر 1386 00:41 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=167]راه رهایی از صفات زشت


بزرگترین سعادت برای نفس انسانی ، مزیّن بودن به اخلاق و صفات نیک و پشندیده است ؛ صفاتی چون بخشش ، اخلاص ، فروتنی ، علم

و دیگر صفاتی که عقل و شرع آنها را نیک دانسته است . بزرگترین بدبختی ، که می تواند انسان را هلاک کند ، اخلاق و صفات زشت و ناپسند است ؛

صفاتی چون بُخل ، جبن ، خودپسندی ، ریا ، غضب ، حسد و صفاتی دیگر که عقل و شرع آنها را زشت دانسته است .

انسان باید بکوشد تا از صفات و خلق و خوی زشت پاک شود و به صفات و خلق و خوی نیک آراسته گردد .

صوفیان می پندارند که تنها راه برای نیل به این مقصود ، آن است که انسان از مردم و اجتماع دوری گزیند ، سختی بکشد ، همیشه گرسنه بماند ،
شب ها نخوابد و کارهای سخت دیگری انجام دهد که در میان آنان رسم است .


این جانب ، خود ، شخصی از اینان را دیده ام که سختی و مشقتی بسیار بر خویش هموار کرده بود ، ولی اخلاق و صفات زشتش بسیار بود و

اخلاق و صفات نیکش اندک . زیرا ریاضت کشیدن به طریق صوفیان ، بر سودا (1) می افزاید . احدی نیست که با ایشان همنشینی و گفتگو کند ،

ولی از بدخلقی ، تکبر و خودپسندی شان ، آزرده نشود . ریاضت باعث می شود که اینان خیال کنند که مقامشان از مقام پیامبران (ص) نیز فراتر رفته است

و از این روست که با تمامی مردم دشمنی می کنند و از آنان می هراسند . تمامی صفات صوفیان اینچنین است ، ولی آنها را از مردم پوشیده می دارند

و دلیل دیگر فرارشان از مردم نیز همین است .

در باورم ، راه رهایی از صفات زشت آن است که ابتدا انسان به خداوند توسل کند و پاکیزه شدن خویش از این صفات را از خدای بزرگ بخواهد .

آن گاه در فرجام شوم این بیماری ها بیندیشد و به دقت در آنها بنگرد . او باید به آثار زیانباری که این صفات بر او خواهند گذارد و عمل و نیت اش را

به تباهی خواهند کشاند ، به خوبی توجه کند . آن گاه باید خود را وادارد که هر چه می کند ، بر خلاف آنها باشد

و انقدر چنین کند که بر آن ، خوی گیرد ؛ و روایاتی که این صفات ناپسند را نکوهش کرده و صفات پسندیده را ستوده اند مطالعه کند .

این روایات در کتاب کافی ، بخش «کتاب الایمان و الکفر » به بسیاری نقل شده اند .

به عنوان نمونه ، کسی که به بیماری بُخل دچار است ، نخست باید به خداوند توسّل کند و سپس بیندیشد که مال و ثروت به آن جهانش چه سودی می رساند
و بدین حقیقت دست یابد که اگر دیگران را از مال خویش بهره مند کند ، از سویی در آخرت ذخیره ای برای او می شود و از سویی دیگر در همین جهان نیز
خداوند بدان برکت می بخشد و برآن می افزاید . او باید ایمان آورد که خداوند پیمان خویش را نمی شکند و نیکوکاری اش را بی عوض نمی گذارد .
آن گاه در آیات و روایاتی که بخل را نکوهش کرده اند ، بیندیشد و خود را وادارد که به بخشش روی آورد . البته ، ابتدا بخشش برای چنین کسی دشوار است ،
ولی پس از گذشت زمان و مداومت ، بدان خوی می گیرد .


اگر کسی به صدرنشینی در مجالس دلبسته است و به شدت بدان خوی گرفته است ، پس از انجام انچه گفتیم ، باید همواره در جایی بنشیند که از شأن

و مقامش پایین تر است تا آنگاه که بدین کار خوی گیرد . همچنین است درمان دیگر بیماری های اخلاقی .

دعای بیستم صحیفه سجادیه (ع) ، که آن را دعای مکارم الاخلاق گویند و دعای هشتم ، که آن را دعای استعاذه خوانند ،

از بهترین دعاهایی است که برای پیراستن خویش از اخلاق ناپسند و آراستن به اخلاق نیک ، کارساز و کار افزاست .


باید بدانیم که همان عبادت های شرعی ، اگر با شرایط لازم همراه شوند ، برای رهایی از اخلاق زشت و آثار شوم آنها کافی است

و دیگر نیازی به بدعتگذاری و ریاضت های غیر شرعی نیست .


---------------- پی نوشت -----------------------------
1- خصلت سردی و خشک خلقی ؛ نوعی جنون که به صورت هیجانات شدید و خیال بافی بروز می کند .
و نیز خشم و عصبانیت هم معنی شده .

(27)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 8 آذر 1386 15:16 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5705 مرتبه به 1330 پست

 

آفلاين

 

[size=184]دعاهایی که باید خواند ، و اعمالی که باید انجام داد :


ای برادر ! نمازهای نافلۀ شبانه روز ـ به خصوص نافله های شب ـ جبران کنندۀ کاستی هایی است که در نمازهای واجب

روی می دهد .
این نافله ها از سنت های رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) است . آن حضرت به هیچ وجه تا آخر عمر شریفشان

آنها را ترک نکردند . تو نیز آنها را ترک مکن و اگر احیاناً ترک کردی ، قضای آنها را هنگامی که توانستی به جای آور .

روزهای پنجشنبۀ اول و آخر هر ماه ، و چهراشنبۀ دهۀ دوم هر ماه را روزه باش . این نیز از سنت های حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله) است .

در نماز شب ، گریه و تضرع و زاری کن که هنگام نماز شب ، هنگامی است که بنده به خدای خود نزدیک می شود و در آن وقت ، درِ دعا

و مناجات و رحمت ، باز و قلب آدمی از مشاغل دنیوی فارغ است . وانگهی می توان گفت که در چنین وقتی ، عبادت و عمل انسان

دارای خلوص نیت بیشتری  است ؛ چنان که خداوند می فرماید :

« إنّ ناشئةَ اللّیل هیَ أشدّ وطأً و أقوَمُ قیلاً » (1)


بی گمان ، رنج برخاستن شب ، بیشتر و گفتار (در هنگام) ، راستین تر است .



در کتاب تهذیب ، کافی و علل الشرایع ، در تفسیر این آیۀ کریمه از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده است :

« مراد ، برخاستن از رختخواب به هنگام شب است ؛ زمانی که مومن می خواهد نماز شب بخواند ،

و نیّتی جز خشنودی خداوند و مقصدی جز او ندارد . »



و در تفسیر صافی ، معنای آن چنین آمده است : « مقصود ، عبادتی است ، که هنگام شب و به وقت نماز شب از انسان صادر می شود .

این عبادت ، سخت و مشکل است و بدین جهت که حضور قلب در آن بسیار است ، محکم و استوار است . »


چون در آن وقت به عبادت مشغول می شوی ، مؤمنان را یک به یک دعا کن . زیرا این دعا باعث می شود که حاجت خودت نیز روا گردد و

از سویی دیگر مأجور شوی و خداوند دوبرابر و بلکه چند برابر آنچه دعا کرده ای به تو عطا فرماید . بر خود لازم بشمار که حتماً دعاهایی را

که از امامان (علیهم السلام) رسیده است ، در تعقیب نماز صبح بخوانی . زیرا در این ساعات از روز ، روزی مردم تقسیم می شود ،

و دعا تاثیری بسیار دارد ، و در محلّ اجابت است .


------------ پی نوشت --------------
1- سوره مبارکه مزّمّل ، آیۀ 6 .


(28)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 34 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  


News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.243s | 35 Queries | GZIP : On | Load : 5.06 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo Powered by  MyPagerank.Net