نخستین مرتبه همان است که پیش از این بدان اشاره شد ، یعنی کسانی که شقاوت و سیاه بختی آنان را در برگرفته است .
نیت و انگیزه آنان ، جز آنچه ذکر شد ، نیست . وقتی چنین کسی در اصلاح خود نکوشد و حال خویش را عوض نکند ، روز به روز در شقاوت و قساوت
به پیش می رود تا این که سر انجام ، دین و اعتقاد خویش را نیز ترک می کند و دیگر امیدی به بازگشتن او نیست .
در مرتبه یا درجه دوم ، کسی ایستاده است که از این جایگاه خبیث گذشته و رسته است .
در او ، هم حبّ دنیا یافت می شود و هم حبّ آخرت . گمان می کند که می تواند این دو را با هم گرد آورد . گاه حب آخرت بر او غالب می آید
و عملی در آن سوی به انجام می رساند . اگر چنین کسی این مقام و درجه را ترک کند ، به زودی به همان درجه نخست سقوط خواهد کرد .
درجه سوم ، از آن کسی است که خوف از عذاب خداوند بر وجودش سیطره یافته و هموار متنبه است و در سختی و شدت عذاب و عقاب اخروی
می اندیشد . این خوف باعث شده که دنیا در نظرش ناچیز و بی ارزش جلوه کند . او از روی ترس و وحشت عمل می کند یا عملی ناپسند را ترک می کند .
چنین عبارتی هر چند درست است ،
حاکی از کمال نیست ؛ چنان که از امام صادق (ع) روایت شده است که این عبادت ، «
عبادت بردگان » است .
در مرتبه یا درجه چهارم ، کسی مقام دارد که اشتیاق به درجات و پاداشی که خداوند برای نیکوکاران در بهشت آماده فرموده ، او را بی تاب کرده است .
عبادات چنین شخصی برای رسیدن به آن درجات است . روایت امام صادق (ع) _ که پیش از این بدان اشاره شد _ این مرتبه از عبادات را «
عبادات مزدوران »
(به دنبال مزد و پاداش) نامیده و می توان گفت که این مرتبه ، نزدیک به مرتبه پیش است .
درجه پنجم ، از آن کسی است که خداوند رابدان دلیل عبادت می کند که او را شایستۀ عبادت یافته است . این درجه ، درجه
صدیقان است .
چنان که از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است که فرمودند :
« ما عبدتک خوفاً من نارک و لا طمعاً فی جنتک ولکن وجدتُک اهلاً للعبادة فعَبَدتُک . »
( تو را نه از روی ترس دوزخت عبادت می کنم و نه از روی طمعی که به بهشت دارم ، بلکه تو را شایسته عبادت یافتم و از این روی به عبادت مشغولم . )
همچنین از امام صادق (ع) نقل است که اینگونه عبادات را «
عبادات آزادگان » خوانده است .
ادعای چنین عباداتی ، جز از سوی معصومین (ع) روا نیست . یعنی تنها برای کسانی رواست ـ که ادعای چنین عبادتی می کنند ـ که خود می دانند
اگر بهشت و دوزخی نیز در کار نباشد و حتی _ العیاذ بالله _ گناهکاران را به بهشت برند و نیکوکاران را به دوزخ ، باز هم خداوند را به سبب شایستگی اش ،
عبادت خواهند کرد .
در مرتبه ششم ، کسی جای دارد که خداوند را از روی
سپاس و شکرگزاری عبادت می کند .
او نعمتهای بی شمار خداوند را می بیند و عقلش حکم می کند که این ولیّ نعمت حقیقی و نعمت دهنده نا متناهی ، شایسته و اهل عبادت است
و باید او را شکر و سپاس گفت .
در مرتبه هفتم ، آنانند که از روی شرم و حیا خداوند را عبادت می کنند . عقل آنان به زشتی گناه و نیکی فرمانبرداری حکم می کند و نیز می داند
که خداوند ، بر وی و تمامی حالاتش آگاه است . از این رو ، چنین کسی از روی شرم و حیا عبادت می کند و توجهی به ثواب و عذاب ندارد .
مقام احسان را نیز بر همین معنا تفسیر کرده اند ؛ یعنی عبادت کردن به گونه ای که گویی عابد ، خداوند را می بیند و اگر
به چنین حدی نرسیده و خدا را نمی بیند ، دست کم باور دارد که خداوند او را می بیند .
مرتبه هشتم ، از آن کسی است که خداوند را از روی محبت عبادت می کند . این مرتبه _
یعنی عشق به آفریدگار _
والاترین مرتبه کمال است .
محبت ، جز با ذکر دائم خداوند از روی عشق و عبادت فراوان و یادآوری نعمت ها و الطاف الهی حاصل نمی شود .
چون محبت الهی فراهم آید ، عقل حکم می کند که دیگر مخالفت با دوست ( یا معشوق حقیقی ) روا نیست و چنین کسی دیگر به سود و زیان نیز التفاتی ندارد.
سر انجام
نهمین مرتبه ، از آنِ کسی است که برای
تقرب به خداوند ، او را عبادت می کند . « قرب » را معانی بسیاری است .
در این جا تنها به برخی از آنان اشاره می کنم . برای خداوند ، نزدیکی مکانی و زمانی متصور نیست . از این رو مراد از قرب ، نزدیکی در درجه و کمال است ؛
بدین معنا که شخص ناقص ، بی نهایت از خداوند به دور است . چون در رفع کاستیهای خود بکوشد و بخشی از آن را بزداید و یا دارای کمالاتی شود ،
دوری اش نیز از خداوند کم می شود و به پاره ای از اخلاق الهی متخلّق می گردد .
معنای دیگری که می توان برای « قرب » ذکر کرد ، این است که مقصود ، همراهی معنوی و یاد مداوم خداوند باشد . زیرا کسی که در مشرق است
و دوستی در مغرب دارد و همواره به یاد و در خدمت اوست و به چیزهایی که با دوستش مربوط است ، می اندیشد ،
شکی نیست که از کسی که با وی دشمن است ولی در کنار اوست ، به او نزدیکتر است .
بی گمان این دو معنا _ که برای « قرب » ذکر کردیم _ جز با عبادت فراهم نمی آید .
از این رو ممکن است مقصود انسان در عبادت ، نیل به چنین قربی باشد . 
(21)