- اعمال و افعال بندگان ، نه از روی
جبر است و نه
تفویض (1) . بلکه
چیزی میان این دو است . اگر کسی معتقد باشد که انسان در اعمال و افعالش مجبور است ،
لازمۀ این اعتقاد ، نسبت دادن ظلم و ستم است به خداوند .
- اعتقاد بر اینکه خداوند در اعمال و افعال بندگان دخالتی ندارد و میان این اعمال و افعال ، با خداوند ارتباطی نیست ، کفر است .
زیرا تفویض ، همین است . پس باید باور داشت که خداوند در اعمال و رفتار و طاعات بندگان دخالت دارد . این دخالت ، از طریق
هدایت کردن و موفق ساختن آنان
در انجام افعال یا ترک این هدایت و توفیق است . در شرع مقدس اسلام ، چون خدوند ، هدایت و توفیق خویش را زا کسی باز می دارد ، بدان «
إضلال »
می گویند .
البته باید توجه داشت که دخالت خداوند در افعال و اعمال بندگان موجب آن نمی شود که اختیار از آنان سلب شود .
-
نباید بیش از حد در شبهه های قضا و قدر اندیشید و بحث کرد ؛ زیرا ائمه اطهار (ع) ما را از این عمل نهی کرده اند .
سبب آن ، این است که در مسئله قضا و قدر ، شبهه هایی عمیق (و بی اساس) وارد کرده اند که عقل بیشتر مردم در آن به گمراهی می افتد
و توان حل آنها را ندارد . در این وادی ، حتی بسیاری از علما به ضلالت افتاده اند . بنا بر این ، بر حذر باش از اینکه در قضا و قدر بسیار بیندیشی و خود را بدان
مشغول سازی ، که این جز گمراهی و تباهی فایده ای ندارد .
- واجب است به حقانیت تمامی پیامبران الهی به گونه اجمالی
(2) ایمان آوری و بر عصمت و پاکی ایشان اقرار کنی و به هیچ وجه فرمایشهای ایشان را
انکار مکنی و مبادا سخنی درباره آنان بگویی که باعث استهزا یا حقیر شمردن آنان و یا عیب گویی شان شود . این عمل ، به هر گونه که باشد، کفر است .
آدم ، نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی ، داوود، سلیمان (علیهم السلام) ، و باقی کسانی که نامشان به پیامبری در قرآن آمده است ، پیامبران مشهورند .
-
ایمان به حقانیت قرآن و هر چه در آن است ، به گونه اجمالی ، واجب است و همچنین ایمان به آنکه قرآن از طرف خداوند برای بشر نازل شده است .
انکار و کوچک شمردن قرآن به هر شکلی که باشد ، کفر است و همچنین هر عملی که موجب کوچک شمردن و بی احترامی شود ؛
سوزانیدن قرآن و - العیاذ بالله – آلودن آن به نجاست . ولی عملی که موجب بی احترامی نشود ، مانند دراز کردن پا نزد قرآن ، چنانچه با قصد اهانت همراه نباشد ،
اشکالی در آن نیست ، لیک اگر قصد اهانت در کار باشد ، موجب کفر است .
- احترام و بزرگداشت کعبه واجب است و اهانت بدان و هر عملی که موجب اهانت شود ، کفر است ؛ مانند حدث ، اگر از روی اختیار باشد ؛
یا بر زبان آوردن سخنی که موجب اهانت باشد .
- همچنین احترام گذاردن به کتابهایی که احادیث پیامبر(ص) و ائمه در آن مکتوب است ، واجب است . البته انجام برخی اعمال حرام ،
موجب آن می شود که شخص ، از زمرۀ مذهب دوازده امامی بیرون بیاید ، نه از اصل دین اسلام .
- اعتقاد به وجود فرشتگان نیز واجب است . همچنین اعتقاد به اینکه همه فرشتگان یا برخی از آنها دارای اجسامی لطیفند
و برخی دارای بال برای پروازند و بالا می روند و پایین می آیند .
----------- پی نوشت ---------------
1- « جبر » به معنای این است که ما ، در کارهایمان بی اختیاریم . یعنی هر چه از ما سر می زند به زور جبر است . بدین سان ، هیچ کس مسئول اعمال خویش نیست
و نمی توان کسی را برای انجام گناه ، کیفر داد یا برای کاری نیک پاداش داد . زیرا این کار ، گونه ای ستم است .
« تفویض » در برابر « جبر » است . یعنی انسان به تمام و کمال ، سر نوشت خویش و اختیار تمامی اعمال و رفتار خویش را در دست دارد و هر چه بخواهد ، می کند .
بنابر روایات اهل بیت (ع) ، نه اعتقاد به جبر رواست و نه اعتقاد به تفویض . بلکه باید به چیزی میان آن دو اعتقاد داشت .
2- واژه « اجمال » که در جای جای کتاب آمده است ، در برابر « تفصیل » است . مراد از اینکه باید به حقانیت پیامبران به گونه اجمالی ایمان آورد ،
این است که لازم نیست یک به یک همۀ آنها را بشناسیم و بر حقانیتشان گواهی دهیم ، بلکه همین کافی است هر کس را که قرآن و حدیث ، پیامبر دانسته اند ،
بر حق بدانیم و گرامی بداریم . اساس واجبات و احکام و مقررات اسلام ، به ویژه مذهب تشیع ، بر خرد و منطق است و از این رو ، هیچ عملی واجب در آن
نمی توان یافت که نابخردانه و وسوسه آمیز و پر مشقت باشد .
(10)