تقسيم حكومت بر شهرها
اميرالمؤمنين "ع" فرمانداران شهرها را برحسب كفايت و درايت تعيين فرمود و محروميّت بنى هاشم و غير قريش را رفع كرد. و از انصار قيس بن سعد بن عباده را والى مصر و عثمان بن حنيف را والى بصره و سهل بن حنيف را والى مدينه فرمود. و از بنى هاشم قثم بن عبّاس را والى مكّه و عبيدالله بن عبّاس را والى صنعأ يمن، و پس از جنگ جمل عبدالله بن عبّاس را والى بصره نمود. وهمچنين ديگران را در شهرهاى ديگر.
نتيجه اين سياست
چنانكه اين گونه سياست حكومت پيش مى رفت، همه ى امتيازات قشرهاى ممتاز در جامعه ى مسلمانان نابود مى شد. امّ المؤمنين عايشه كه سالى دوازده هزار درهم مى گرفت، مى بايست با بنده ى آزاد شده اش كه سالى دويست درهم مى گرفت، يكسان شود. و همچنين طلحه و زبير و ديگر سردمداران صحابه.
اين عدالت و مساوات بر صحابه ى قريشى گران آمد، ولى بر انصار گران نيامد؛ چه آنها پس از بيست و پنج سال، براى اوّلين بار با برادران مهاجرى خود كه از قريش بودند، يكسان مى شدند. بدين سبب مهاجران قريشى كه همه ى امتيازات خود را از دست داده بودند، يكديگر را هشدار دادند و در پى چاره بر آمدند. عمروعاص به معاويه نوشت: ''امّا بعد: آماده باش تا هر چه دارى على "ع" از تو بگيرد و تو را مانند چوب درختى سازد كه برگهاى آن را بريزند''. [ مروج الذهب، ج2، ص354. ]
در اين باره قريش نمى توانست به مردم بگويد: على "ع" امتيازات ما را لغو كرد؛ بياييد با او بجنگيم، و لذا چاره را در آن ديد كه بانگ برآورد:
اى مسلمانان! خليفه و امام مسلمانان عثمان، مظلوم كشته شد. در پى خونخواهيش قيام كنيد.
قريش پس از آنكه مسلمانان را تهييج كرد، امام را قاتل عثمان معرّفى كرد و اوّلين كسى كه چنين شعار داد امّ المؤمنين
''عايشه'' بود.
حكومت خلفا، چنانكه بيان داشتيم، از خانه ى پيامبر "ص" عايشه را برگزيد و او را در جامعه ممتازترين فرد در خانه ى پيامبر "ص" معرّفى كرد، و سخت كوشيد تا او را مورد احترام خاصّ جامعه گرداند، تا بدين وسيله از پرتو شخصيّت فاطمه"س" يگانه دخت پيامبر "ص" در جامعه بكاهد و آن را كم فروغ سازد و مبارزه ى سخت فاطمه"س" را با دستگاه خلافت بى اثر كند.
در اثر پيشرفت اين سياست، عايشه توانست در زمان عثمان عليه او قيام كند تا كشته شود.
پس از عثمان، عايشه در برابر على "ع" قيام كرد و براى گردآورى مسلمانان، خونخواهى عثمان را شعار داد وپيش برد. عايشه در خانه ى خدا خيمه زد و بانگ برآورد:
''عثمان مظلوم كشته شد و قاتلش على "ع" است. براى خونخواهى عثمان قيام كنيد. يك روزِ عثمان از همه ى عمر على "ع" بهتر است و...''
اين خبر به قريش رسيد و از مدينه و ديگر شهرها به مكّه گرد آمدند. بنى اميّه نيز با تيره هاى ديگر قريش هماهنگ شدند. خونيان ديروز همرزمان امروز گرديدند و به سركردگى عايشه به بصره روانه شدند.
على "ع" به دنبالشان رفت. در لشكر عايشه تيره هاى قريش بودند و در لشكر على انصار و اندكى از قريش. عايشه شكست خورد و جنگ به نفع اميرالمؤمنين "ع" تمام شد و على "ع" از بصره به كوفه رفت.
قريش ديگر باره به گرد ''معاويه'' جمع شدند و معاويه پس از آن توانست به نام خونخواهى عثمان صدهزار مرد شمشير زن به جنگ على "ع" ببرد و جنگ صفّين را به پا كند. در اين جنگ دو تن از انصار با معاويه، و سايرين با على "ع" بودند. اين جنگ با قرار رجوع به حكميّت متوقّف شد؛ ليكن قيام قريش عليه على "ع" ادامه يافت. على "ع" از اين بابت چنين به خدا شكوه مى برد:
اللَّهمَّ اًّنّى أسْتَعديك مِن قُرَيش...؛
[ نهج البلاغه، خطبه ى 215. ]
خدايا به تو از قريش شكايت مى آورم. قريش ظرف مرا واژگون ساخت و اجماع بر مبارزه با من كرد و....
قريش در عصر پيامبر "ص" عليه پيامبر "ص" قيام كرد و با او جنگى پس از جنگ ديگر به پا ساخت و انصار در همه ى جنگها در ركاب پيامبر "ص" با آنها جنگيدند.
در عصر على "ع" نيز قريش عليه وصىّ پيامبر "ص" قيام كرد و با او جنگيد و انصار در ركاب على "ع" با قريش جنگيدند.
على "ع" به ''كوفه'' بازگشت و
كوفه را مركز حكومت خود قرار داد.
كوفه مركز حكومت ايران بود "بجز قسمت جنوب ايران" و تازه مسلمانان ايرانى كه آنها را موالى "آزادكردگان" و الحمرأ* مى ناميدند، در اين شهر تجمّع داشتند. در جامعه ى طبقاتى آن روز مسلمانها، ''موالى'' پايين ترين قشر جامعه را تشكيل مى دادند و از نظام اسلامى چيزى جز آن نمى دانستند. و آنگاه كه آن حاكم جديد، على وصىّ پيامبر"ص" كوفه را پايتخت قرار داد، آن نظام را بكلّى درهم شكست، و در هيچ امرى بين عجم و سران قريش و شيوخ قبايل عرب و نامداران صحابه فرق نگذاشت.
ايرانيان تازه مسلمان عدالت اسلامى را در كارهاى اين حاكم و اين رهبر لمس كردند و پروانه وار به گرد شمع وجودش تجمّع كردند. اين كار بر تمام قشرهاى نژاد عرب بسيار گران آمد....
* [در كتب لغت عرب گفته اند: الحمرأ: العجم؛ لأنّ الشقرة تغلب عليهم، و ابن الأمة. ]