رفتار او در حوزه جزا، نمود کامل عدالت تصحيحى است. کيست اندکى با تاريخ صدر اسلام آشنايى داشته باشد و شکوه سفارش هاى امام را در بستر مرگ درباره رعايت حقوق قاتل کينه توز خود، تحسين نکند ؟اى فرزندان عبدالمطلب، مبادا که در خون مسلمانان فرو رفته باشيد و بانگ برآوريد که: اميرالمؤمنين کشته شد !
بدانيد که نبايد به قصاص خون من جز قاتلم کشته شود. بنگريد اگر من از يک ضربت، که او زده است، کشته شوم، شما نيز يک ضربت بر او زنيد.
اعضايش را مبريد، که من از رسول خدا شنيدم که فرمود: "بپرهيزيد از مثله کردن حتى اگر سگ گيرنده باشد." دليل پايبندى شديد امام على عليه السلام به عدالت، آگاهى آن حضرت، از نقش بديل ناپذير عدالت در سعادت فرد و جامعه است.وقتى از او درباره نسبت عدل و جود پرسيده ميشود، برخلاف بسيارى از مردم که گمان ميکنند بخشش ارزش بيشترى دارد، عدل را برتر از جود ميشمرد؛ زيرا عدل مبناى نظم عمومى است و ميتواند سعادت فرد را همراه با سعادت جمع فراهم سازد.
اما جود و بخشش، روال طبيعى جامعه را بر هم ميزند و نظم اجتماعى را - که بستر سعادت جامعه و فرد است - متزلزل ميکند. اهميت عدالت در نگاه حضرت على عليه السلام چنان است که پايبندى به آن يکى از ويژگيهاى اهل تقوا است.
امام در تحليل عدالتى که شرط تقوا است به نکته ظريفى اشاره ميکنند و آن اينکه اولين گام در مسير عدالت و به تبع تقوا و رستگاري، رهايى از بند هوا و هوس است؛ زيرا کسى که در دام هوس نفسانى اسير باشد، هرگز نمى تواند عدالت پيشه کند و روح عدل را در کالبد اعمال و برنامه هاى خود ببيند.قد الزم نفسه العدل فکان اول عدله نفى الهوى عن نفسه.
امام على عليه السلام بر خلاف بسيارى از انسانها که به زيبايى از عدالت سخن ميگويند؛ ولى به دشوارى بدان تن ميدهند، کمتر ميگويد و بيشتر عمل ميکند؛ اما همين جملات اندک روشنگر نکات بسيارى درباره عدالت است.منابع و مآخذ:.....................................................................
۱ ) ارسطو، اخلاق نيکو ماخوس، ترجمه محمد حسين لطفي، طرح نو، ص ۱۷
۲ ) "inclusive end " تعبير "غايت" براى اين است که سعادت يک غايت است؛ برترين و نهايى ترين و کاملترين غايتى که همگان در جست و جوى آنند.
۳ ) "dominant end " از آنجا که در طول تاريخ فلسفه اخلاق، تنها نامزد اصلى براى "غايت غالب" فعاليت عقلى يا نظر پردازى بوده - که مورد تاييد فيلسوفان يونانى بوده است - گاهى به جاى غايت غالب، غايت عقلى و يا به طور ساده تر، نظريه عقل گرايانه سعادت، هم گفته شده است.
۴ ) "p. ۲۹۹ hardi , the final good in aristotles ethics"
۵ ) البته در تعدا مؤلفه هاى سعادت و نيز تعيين آنها، بين طرفداران تفسير "غايت جامع" اختلاف بسيارى وجود دارد.
۶ ) ر. ک: سرچشمه ارزش از نظر ارسطو و کانت، کريستين کرسگارد، ترجمه محسن جوادي، ارغنون، شماره ۱۶، تابستان ۱۳۷۹، ص ۹۹ - ۱۱۱
۷ ) تامس نگل که مدافع تفسير غايت غالب است، ميگويد:
"از ديدگاه ارسطو تنها عنصر با ارزش، عقل آدمى است و تمام فعاليتهاى ديگر براى فراهم کردن فعاليت عقل ارزش دارند؛ چنان که خوردن و آشاميدن و ساير قواى آدمى براى انديشيدن است. انجام اعمال اخلاقى نيز براى فراهم کردن زمينه فعاليت خاص عقل، يعنى تأمل و نظر پردازى است."
ر. ک: " thomas nagel , aristotle on eudaimonia p. ۱۳ "
۸ ) کسانى مانند لوئى اشتراوس و ماجد فخري، فارابى را مدافع تفسير "غايت غالب" ميدانند؛ ولى گروهى به استناد اهتمام او به سياست که مقوله اى عملى است، وى را مدافع تفسير جامع ديده اند.