| نويسنده |
محتواي پيام |
|
پرستوی-مهاجر
|
موضوع پست: تو که یک عمر سرودی تو کجایی؟"تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟" ارسال شده در: چهارشنبه 21 اسفند 1387 00:19 |
|
 |
| Bronze |
 |
تاريخ عضويت : سه شنبه 29 مرداد 1387 17:22
پست : 261
محل سکونت : کره زمین
تشکر کرده اید : 230 تشکر شده : 834 مرتبه به 192 پست
|
|
به نام خدای خالق مهدی زیبای من
مثل هر بار براي تو نوشتم:
دل من خون شد ازين غم، تو كجايي؟ و اي كاش كه اين جمعه بيايي! دل من تاب ندارد، "همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو کجایی؟ تو کجایی..."»
و تو انگار به قلبم بنويسي: كه چرا هيچ نگويند مگر اين رهبر دلسوز، طرفدار ندارد، كه غريب است؟
و عجيب است
كه پس از قرن و هزاره
هنوزم كه هنوز است
دو چشمش
به راه است
و مگر سيصد و اندي نفر از شيفتگانش
زياد است
كه گويند به اندازه يك « بدر » علمدار ندارد!
و گويند چرا اين همه مشتاق، ولي او سپهش يار ندارد!
[B]تو خودت! مدعي دوستي و مهر شديدي[/B]! كه به هر شعر جديدي، ز هجران و غمم ناله سرايي، تو كجايي؟
تو كه يك عمر سرودي «تو كجايي؟» تو كجايي؟
باز گويي كه مگر كاستي اي بُد ز امامت، ز هدايت، ز محبت، ز غمخوارگي و مهر و عطوفت ۲
تو پنداشته اي هيچ كسي دل نگران تو نبوده؟ چه كسي قلب تو را سوي خداي تو كشانده؟ چه كسي در پي هر غصه ي تو اشك چكانده؟ چه كسي دست تو را در پس هر رنج گرفته؟ چه كسي راه به روي تو گشوده؟
چه خطرها به دعايم ز كنار تو گذر كرد، چه زمان ها كه تو غافل شدي و يار به قلب تو نظر كرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتي كجايي!؟ و اي كاش بيايي!
**** هر زمان خواهش دل با نظر يار يكي بود، تو بودي ... هر زمان بود تفاوت، تو رفتي، تو نماندي. خواهش نفس شده يار و خدايت، و همين است كه تاثير نبخشند به دعايت، و به افاق نبردند صدايت، و غريب است امامت.
من كه هستم، تو كجايي؟ تو خودت! كاش بيايي. به خودت كاش بيايي. ***
التماس دعای فرج
_________________ یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتید
خانه مادری ما همه بیت ازهرا ست
یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد
مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
|
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
 |
|
کاربران زیر از پرستوی-مهاجر به خاطر این پست تشکر کرده اند: HamidSHS, mahdieh, mohammad.moein, محب فاطمه |
 |