هيثمى روايت ديگرى از زهرى كه از ديدگاه اهل سنّت فرد بزرگى است، نقل مى كند.
محمّد بن شهاب زهرى مى گويد:
عبدالملك بن مروان از من پرسيد: چه حوادثى در روز قتل حسين پيدا شد؟
در پاسخ به او گفتم:
لم ترفع حصاة ببيت المقدس إلاّ وجد تحتها دم عبيط
در بيت المقدس سنگى از روى زمين برداشته نشد، مگر آن كه خون تازه از زير آن پديدار مى شد.
عبدالملك در تأييد زهرى پاسخ داد:
إنّي وإيّاك في هذا الحديث لقرينان;
من هم مثل تو از اين قضيّه خبر دارم.
هيثمى ضمن تأييد اين روايت از حيث سند مى گويد:
تمام سلسله راويان اين حديث، راست گو هستند.3در اين مورد طبرانى حديث ديگرى را به سند از زهرى اين گونه روايت مى كند:
ما رُفِعَ بالشامِ حَجَرٌ يوم قتل الحسين بن علي عليهما السلام إلاّ عن دم
در روز شهادت حسين بن على عليهما السلام هيچ سنگى را در شام برنداشتند، مگر زير آن سنگ خون بود.
راويان سند اين حديث نيز صحيح هستند.
هيثمى از فرد ديگرى چنين روايت مى كند:
لمّا قتل الحسين عليه السلام انتبهت جزور من عسكره، فلمّا طبخت إذا هي دمٌ
آن گاه كه حسين عليه السلام كشته شد، شترى را از لشكر آن حضرت به سرقت بردند، زمانى كه آن حيوان را (ذبح كردند و) پختند، گوشت آن به خون تبديل شد.
هيثمى و ديگران درباره سند اين روايت مى گويند:
رجاله ثقاتٌ;4
راويان اين حديث راست گو هستند.
ابن كثير دمشقى نيز در اين زمينه سخنى دارد. در عبارات او خوب دقّت كنيد; چرا كه
او هيچ ارتباطى با اهل بيت عليهم السلام ندارد و شاگرد ابن تيميّه است. وى در تاريخ خود مى گويد:
وأمّا ما روي من الأحاديث والفتن الّتي أصابت مَن قَتَلَهُ، فأكثرها صحيح، فإنّه قلّ من نجى من اولئك الّذين قتلوه من آفة وعاهة في الدنيا، فلم يخرج منها حتّى اُصيب بمرض وأكثرهم أصابه الجنون;5
بيشتر رواياتى درباره فتنه ها و بلاهايى كه بر قاتلان حسين عليه السلام واقع شد، صحيح هستند. آن ها دچار آفت و بيمارى شدند و بيشتر آن ها مبتلا به ديوانگى شدند.
1 .مجمع الزوائد: 9 / 196.
2 .همان: 197.
3 .مجمع الزوائد: 9 / 169.
4 .مجمع الزوائد: 9 / 169.
5 .البداية والنهايه: 8 / 220.