السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج) 
کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت
اله من زکه پرسم نشان یوسف چاهت
چقدر ناز غزل را کشیده ام که سر آید
تمام سوز دلم را ز دور دست نگاهت
به کوچه های عبورت چقدر آب بپاشیم
یواشکی من و این چشم های مانده به راهت
هنوز می رسد از لابه لای این همه تقویم
صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت
چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت
نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پرآهت
چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت
چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت
چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت
به وقت گفتن این شعر، یا رکاب سپاهت
شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی
خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت
تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند
به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت
دعا ترین دعا ها همین دعای نگار است
امان بده که بمیرم به پای بقیة الهت
العجل یا مولای یا صاحب الزمان