ويليام جيمز نيز فايده دين را چنين وصف ميكند:
«هنگاميكه در نبرد زندگي ،
همه اميدها بر باد مي رود،
وقتي كه دنيا به آدمي پشت مي كند ،
احساسات مذهبي دست اندركار شده،
در اندرون ما چنان شورو هيجاني برپا مي سازد كه
مارا جوان كرده و زندگي دروني مارا كه تيره و تاربوده است
دگرگون مي سازد.
اگر بخواهيم براي مذهب يك معني قاطع و منجزي قايل شويم
بايد آنرا ميدان پردامنه وپر شور و حرارت معنوي دانست
كه برهمه چيز غلبه ميكند.
در اينجاست كه اخلاق سر فرود آورده
ميدان را براي رقيب خالي ميكند. » 1
و در ادامه میگوید :
«مصيبت و گرفتاري براي فرد مذهبي معني ندارد...»2
و:
« ما بعداً خواهيم ديد كه حتي در پارساييهاي بسيار ساده
با يك ساختمان بدني بسيار سالم و معمولي
چگونه اين مشكل حل مي شود
و چطور آن مردم مذهبي لذتهاي عاليتري را
ما فوق اين لذتهاي جسمي و زميني قرارمي دهند»
جیمز:
« درموزة لوورپاريس تابلويي است از رافائل نقاش معروف كه نشان مي دهد ميشل مقدس پاي برگرده شيطان نهاده است . حتي در زيبايي يك تابلو ،شيطن هم مي تواند سهيم باشد و دامنه معناي اسرار اميز آن را توسعه دهد. زيرا جهان اگر اهريمني نداشته باشد ارزش كنوني خود را نخواهد داشت و اگر در دنيا شيطان و مخالفي نباشد كه پاي خود را به گردن او بگذاريم و بالا رويم چه چيز آن جالب خواهد بود ارزش عالم مذهب هم دراين است و همين معني است كه به مذهب عمق و ارزش حقيقي ميدهد» 4
و در ادامه میگوید:
«مذهب فداكاريها و از خودگذشتگيها و خويشتن داريهايي كه
در زندگي ضروري وناچاريست را آسان و دلنشين مي سازد
و حتي پذيرفتن آنها را سعادت ميشمارد
اگر مذهب نتيجه ديگري جز اين امر ،
در زندگي بشري نداشته باشد ،
باز مذهب مهمترين عامل زندگي بشري است .
و اگر امر ديگري نتواند اين نتيجه نيروبخش و آرامش ده را در زندگي ما ايجادكند
مذهب چرخ اصلي زندگي ما به شمار خواهد آمد
از ديده علم زيستشناسي نيز نميتوان از اين نتيجه مهم صرف نظر كرد
و نتيجه ميگيرد كه مذهب چيزي نيست كه
باقيمانده از زمانهاي قديم باشد .
مذهب عامل هميشگي، ابدي و ازلي روح بشر است».5
-------------------------
1- دين و روان ، ص 27
2- همان ص 28
3- همان مأخذ
4- همان ص 30
5- همان ص 193