دینی را به موئی بسته اند یا نه؟یكی از شاخصه های صوفیان بویژه در فرقه نعمت اللهی گنابادی مساله گذاشتن سبیل(شارب)بلند است
هر چند گذاشتن شارب بلند مكروه است وروایات زیادی در ذم آن وارد شده ولی این فرقه سعی دارد برای این موضوع توجیهاتی بسازد...
یكی از شاخصه های صوفیان بویژه در فرقه نعمت اللهی گنابادی مساله گذاشتن سبیل(شارب)بلند است
هر چند گذاشتن شارب بلند مكروه است وروایات زیادی در ذم آن وارد شده ولی این فرقه سعی دارد برای این موضوع توجیهاتی بسازد
اینها معمولا در سخنان ونوشته ها از قول سلطان محمد گنابادی موسس این فرقه می گویند:دینی را به مویی نبسته اند
اما آیا واقعا اینطور است.
اگر دینی را به مویی نبسته اند وشما داعیه انجام اعمال دینی را در حد انجام مكروهات ومستحبات(شعاری برای جلب عوام)است دارید چرا از این عمل كه همه علمای مسلمین اعم از شیعه وسنی با مدارك معتبر آنرا مكروه می دانند پرهیز نمی كنید
در جواب آقایان آسمان ریسمان كرده وطبق معمول سعی كرده اند از آن حرفهایی كه مدركش مثل مدرك ولایت اقطاب محرمانه است بگویند
در این زمینه سلطان حسین تابنده یكی از اقطاب این فرقه دست به جعل روایت زده ودر توجیه این عمل آسمان ریسمان كرده و میگوید:
باضافه این موضوع امری است اجتهادی و از احكام مسلّمه كه مخالفت آن جایز نباشد، محسوب نمیشود؛ زیرا اخباری كه در باب زدن شارب رسیده غالباً یا نبوی است كه شیعه آنها را بهواسطه روّات ضعیف میدانند و یا از حضرت صادق - علیهالسّلام - روایت شده و از غیر آن حضرت در باب شارب روایتی به نظر نرسیده. از این نظر بعضی از صوفیه میگویند كه میتوانیم آنها را حمل بر تقیه كنیم؛ چون اهل سنّت به زدن آن خیلی مقید بودند و حضرت هم در زمانی واقع شده بود كه مجبور بود به تقیه رفتار نماید.
حال سوال اینست كه مگر روایات امام صادق با سایر ائمه فرق دارد كه چون از ایشان رسیده نباید عمل كرد.عجیب است كه صوفیان امامت را نیز تقسیم بندی كرده اند.ثانیا چه كسی گفته روایات امام صادق علیه السلام از روی تقیه است.جالب است كه بیشترین زمانی كه ائمه توانسته اند علوم دینی را گسترش دهند وفشار كمتری بوده است دوران امام باقر وامام صادق علیهما السلام بوده است
بعد ایشان بدون ذكر سند آنهم از كتب مقاتل می گوید:
بعضی از بزرگان نوشتهاند كه این چند خبر را در بعض كتب مقاتل دیدهاند و آنها این است: اَلدَّمُ یقْطُرُ مِنْ شَوارِبِهِ(از شاربهای آن حضرت خون میچكید). جای دیگر است: وَالنّورُ یسْطَعُ مِنْ شَواربِهِ(از شاربهای آن حضرت نور ساطع می گشت) و نیز وَالرّیحُ یحرِّكُ شارِبَهُ یمیناً و شِمالاً(باد سبیلهای آنحضرت را به راست وچپ می برد). و به حضرت امیر(ع) نسبت داده شده كه در جنگ جمل به اصحاب فرمود: قَصِّروا لِحاكُم وَ وَفِّروا سِبالَكُم فَاِنَّهُ اَهْیبُ لِلْعَدُوِّ(۱۵۸) كه همه اینها بر وجود شارب دلالت دارند ولی خود نگارنده ندیدهام.
عجیب است گفته های ایشان برخی وبعضی است واتهام وجسارت به ائمه هدی است كه باد سبیل آنحضرت را به راست وچپ می برد
باید به حال دین گریست كه ملعبه دست اینان شده است
آقایان اگر راست می گویند كه دینی را به موئی نبسته اند بیایند ودر مرحله عمل اثبات كنند
