کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


امیرالمومنین على عليه السلام : « آن كس از شما ايمانش كاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد »
امروز شنبه 29 اسفند 1388 14:25

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند





ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 3 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست: «» مناقب و و فضایل امام حسن مجتبي(ع)«»
پستارسال شده در: دوشنبه 18 شهریور 1387 02:49 
Moderator
Moderator
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06

پست : 1577

تشکر کرده اید :
3125
تشکر شده : 5343 مرتبه به 1284 پست

 

آفلاين

 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


مناقب و و فضایل امام حسن مجتبي(ع)


«»طرز صحیح امر به معروف و نهی از منکر«»


نوشته اند که روزی حسن (ع)  و حسین (ع)  پیرمردی را دیدند که وضو می گیرد ، اما وضوی او درست نیست . در این هنگام برای اینکه او را به خطایش آگاه سازند ، به طو ساختگی با یکدیگر مجادله کردند و هر یک به دیگری می گفت که تو درست وضو نمی گیری و برای پایان گرفتن جدال نزد پیرمرد رفتند و به او گفتند :

ای پدر ، تو را به داوری می طلبیم تا درباره وضو گرفتن ما حکم کنی و بگویی که کدامیک از ما درست وضو می گیرد . پیرمرد که به وضو گرفتن آنها دقیق می نگریست ، پس از مدتی گفت : هر دوی شما درست وضو می گیرید ، اما این مرد نادان وضویش درست نیست و هم اکنون از شما آموخت و به برکت شما و مهر و دلسوزیتان نسبت به امت جد بزرگوارتان ، راه درست را شناخت .


روزی ابن عباس در موقع سوار شدن بر مرکب نسبت به حسن (ع)  و حسین (ع) فروتنی نمود و آنان را در سوار شدن یاری کرد . « مدرک بن زیاد » بر وی معترض شد که چرا چنین می کنی، در حالیکه تو از نظر سن برتر ازآن دو هستی . ابن عباس به تندی پاسخش گفت که : « ای فرومایه! آیا نمی دانی این دو کیستند؟ فرزندان پیامبر خدا! و آیا سزاوار نیست که من در برابر نعمتی که خدا بر ما ارزانی داشته مرکب آنان را نگاه دارم؟! »

در تذکره الخواص از ابن عباس روایت شده که پیامبر (ص) برای دو فرزند خود حسن و حسین این تعویذ ( دعایی را گویند که برای دفع بلا و آفت چشم زخم در کاغذ می نویسند و به گردن یا بازو می بندند ) را تلاوت فرمود :

اعیذ کما بکلمات الله التامه من کل شیطان هامه و من کل عین لامه
شما را از شر هر شیطان آزار دهنده و هر چشم شومی به پناه کلمات تام خدایی می برم .


سپس بیان داشت که این عبارت ، تعویذی است که ابراهیم علیه السلام برای اسماعیل و اسحق تلاوت نموده است .

_________________
اللهم اجعل نفسي مطمئنّة بقدرك, راضية بقضائك, مولعة بذكرك و دعائك
صابرة علي نزول بلائك, شاكرة لفواضل نعمائك, ذاكرة لسوابغ الائك, مشتاقة الي فرحة لقائك  





بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 22 شهریور 1387 05:11 
Moderator
Moderator
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06

پست : 1577

تشکر کرده اید :
3125
تشکر شده : 5343 مرتبه به 1284 پست

 

آفلاين

 

«» سخاوت و بخشندگی«»


ابونُعَیم در حلیه الابرار می نویسد:

«حسن بن علی(ع) دارایی خود را با پروردگار خود به دو بخش یکسان تقسیم نمود.»


هم او می نویسد: «حسن بن علی(ع) دو بار مال الله را از دارایی خود خارج نمود و سه بار دارایی خود را به دو نیم کرد، نیمی را خود برداشت و نیم دیگر را در راه خدا داد؛ بگونه ای که اگر دو جفت کفش داشت، یک جفت را برای خود بر میداشت و جفت دیگر را به نیازمندان می بخشید.»
مانند همین مطلب را محمد بن حبیب در کتاب «امالی» خود نقل نموده است. ابن سعد در «الطبقات الکبری» می نویسد: «آ« حضرت سه بار مال خود را بدو نیم کرد، نیمی را در راه خدا بخشید و نیمی را برای خود نگه داشت، حتی اگر دو جفت کفش یا دو جفت پاپوش داشت، یک جفت را برای خود بر میداشت و جفت دیگر را به نیازمندان می رساند. همچنین دو بار از مال خود، مال الله را اخراج فرمود.»

درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است که ابوجعفر محمد بن حبیب در کتاب امالی خود نوشته است: «حسن بن علی(ع) به فردی شاعر مبلغی پول عطا کرد. فردی که در آنجا نشسته بود، به ایشان اعتراض کرد که چرا به شاعری مال میدهی که گناه خدا را بجا می آورد و سخن ناروا و بی اساس می گوید. حضرت در پاسخ او فرمودند: «ای بنده خدا بهترین مالی که انسان می بخشد، آن مالی است که انسان به وسیله آن آبروی خود را نگاه می دارد و یکی از موارد کسب خیر، دوری گزیدن از بدی است.»

ابن شهر آشوب در مناقب روایت می کند که مردی از آن حضرت تقاضای کمک مالی نمود. حضرت پنجاه هزار درهم و 500 دینار بوی ارزانی داشتند، سپس فرمودند: «برو باربری را بیاور که این پولها را برای تو حمل کند». مرد باربری را آورد، حضرت عبای سبز خود را به مرد سائل داده و فرمودند: «این کرایه بار بر است.»

روزی فردی از بیابان نشینان بخدمت حضرتش شرفیاب شده پیش از آنکه اظهار نیاز بکند، حضرت امر فرمودند که هر چه در خزانه هست به او بدهند. وقتی به سراغ خزانه رفتند، مبلغی برابر بابیست هزار درهم در آنجا یافتند و همه را به سائل دادند. او که سخت به شگفت آمده بود، عرض کرد: ای آقای من آیا بمن امان ندادید که نیاز خود را بیان کنم و در مدح شما سخن بگویم. پاسخ شنید: «ما گروهی هستیم که بخششمان تازه و بیدرنگ صورت می گیرد.»

مدائنی می گوید: حضرت امام حسن(ع)  و حضرت امام حسین(ع)  و عبدالله بن جعفر هر سه به قصد زیارت حج حرکت نمودند، اما اثاث و لوازم خود را فراموش کردند، در نتیجه در راه گرفتار گرسنگی و تشنگی شدند. در این هنگام پیرزنی را دیدند که در خیمه ای زندگی می کند. از او آب خواستند. پیرزن عرض نمود: این گوسفند کوچک مال من است، از او شیر بدوشید و بنوشید. آنان چنین کردند، سپس خواستار غذا شدند. عرض کرد: من جز این گوسفند غذای دیگری ندارم، پس یکی از شما آنرا بکشد. آنان نیز چنین کردند و پوست گوسفند را کندند. آنگاه پیرزن از گوشت گوسفند مقداری را بریان نموده از میهمانان خود پذیرایی کرد. میهمانان نیز از آن غذا خوردند و مدتی در همان خیمه اقامت کردند و سپس براه افتادند. در موقع خداحافظی به پیرزن گفتند ما از افراد قریشیم و در راهرفتن به خانه خدا می باشیم، اما وقتی باز گشتیم، تو نزد ما بیا تا این بزرگمنشی ترا جبران کنیم.

چون شب فرا رسیده و همسر پیرزن به منزل آمد، او را از جریان روز آگاه کرد. مرد اندکی رنجید و به او گفت: وای بر تو! گوسفند مرا برای افرادی ناشناخته، کشته ای و می پنداری که آنها از قبیله قریش هستند.
مدت زمانی گذشت و زندگی پیرزن به سختی افتاد، ناچار از جایگاه خود کوچ نمود و در بین راه به مدینه رسید. در این بین حضرت امام حسن(ع) او را دیده و شناختند، نزدیک رفتند و از او پرسیدند که آیا مرا می شناسی؟ پیرزن ابتدا اظهار ناآشنایی کرد، حضرت فرمودند: من در فلان روز میهمان تو بودم. سپس دستور داد که به او هزار گوسفند و هزار دینار ببخشند و او را با فردی به سوی امام حسین(ع)  و سپس به سو عبدالله بن جعفر فرستاد و آندو نیز هر یک بهمین مقدار به او بخشیدند
.

_________________
اللهم اجعل نفسي مطمئنّة بقدرك, راضية بقضائك, مولعة بذكرك و دعائك
صابرة علي نزول بلائك, شاكرة لفواضل نعمائك, ذاكرة لسوابغ الائك, مشتاقة الي فرحة لقائك  





بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 23 شهریور 1387 16:47 
Moderator
Moderator
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06

پست : 1577

تشکر کرده اید :
3125
تشکر شده : 5343 مرتبه به 1284 پست

 

آفلاين

 

«» فروتنی امام حسن (ع)«»


ابن شهر آشوب در کتاب «مناقب» خود از کتاب «فنون» و کتاب «نزهه الابصار» نقل می کند که روزی حضرت امام حسن(ع) بر جمعی از فقرا گذشت که برزمین نشسته بودند و استخوانهایی را در دست داشتند که ذرات گوشت را در آنها یافته و می خوردند. هنگامی که امام حسن(ع)  را دیدند، از او خواستند که با آنان هم غذا شود. حضرت بدون درنگ نشسته، مشغول به خوردن غذا شد و فرمود:

خداوند افراد متکبر را دوست نمی دارد.

سپس از آنان خواست که با او به خانه اش بروند و به آنان غذا و پوشاک بخشید.

_________________
اللهم اجعل نفسي مطمئنّة بقدرك, راضية بقضائك, مولعة بذكرك و دعائك
صابرة علي نزول بلائك, شاكرة لفواضل نعمائك, ذاكرة لسوابغ الائك, مشتاقة الي فرحة لقائك  





بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات  
تشکر کرده اید 
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 3 پست ] 

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  


News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.126s | 21 Queries | GZIP : On | Load : 4.52 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo Powered by  MyPagerank.Net