کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن وَ عَلى عَلِىّ بْنِ الْحُسَیْن و َعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْن وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن ««
امروز چهارشنبه 18 دی 1387 23:34

 


همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند




ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 21 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست : آيا قرآن شيعيان با سني ها تفاوتي دارد ؟
پستارسال شده در : سه شنبه 17 دی 1386 01:27 
Member
Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
سه شنبه 28 آبان 1386 03:09

پست : 66

محل سکونت : اصفهان

سپاس از دیگران : 0
سپاس از ایشان : 2 بار به 2 پست
سلام و دو صد سلام :

من یک سوالی داشتم در رابطه با اینکه میخواستم بدونم قرآن سنی ها با قرآن شیعیان فرقی داره یا نه ؟ اگر فرقی داره در کجاشه ( کدام سوره یا آیه یا ... ) ؟ و اینکه اگر فرق داره در قرآن شیعیان از غدیر خم صحبتی به میان آمده یا خیر ؟ اگر به میان آمده در قرآن سنی ها چطور ؟

با تشکر .  :razz:   :razz:


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : سه شنبه 18 دی 1386 08:31 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 1540

سپاس از دیگران : 1297
سپاس از ایشان : 1706 بار به 509 پست
به نام خدا
باسلام خدمت دوست گرامي و عرض خوشامد ؛ :razz:

قرآن در ميان همه ، يکي است ؛ متن آن و الفاظ آن هيچ تفاوتي ندارد .

لذا واقعه غدير نيز در آن ذکر شده و بين همه مشترک است .  :razz:

(اما همانطور که به خيلي از مسائل قرآن التزام عملي وجود ندارد ، اين مورد نيز ممکن است مورد توجه و عمل قرار نگيرد ، و اين به اين دليل نيست که در قرآنشان نيامده ، بلکه به اين دليل است که قصد فهم عميق و عمل به آن مفاهيم، کم رنگ است )

موفق باشيد ::sh


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : چهارشنبه 18 دی 1386 01:35 
Member
Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
سه شنبه 28 آبان 1386 03:09

پست : 66

محل سکونت : اصفهان

سپاس از دیگران : 0
سپاس از ایشان : 2 بار به 2 پست
با سلام ,
ممنون از جوابتون .
با این حساب میشه از ایران به کشوری مثل عربستان قرآن برد یا برعکس ؟
ميشه اسم سوره يا سوره هايي را که ماجراي غدير خم ( و امامت حضرت علي (ع) ) در آن ذکر شده بنويسيد ؟
باز هم متشکرم .  :razz:   :razz:


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : چهارشنبه 19 دی 1386 06:37 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 1540

سپاس از دیگران : 1297
سپاس از ایشان : 1706 بار به 509 پست
به نام خدا


سلام مجدد خدمت شما

سوره مبارکه مائده آيات سوم و 67 ام  ، به ذکر واقعه غدير پرداخته اند .

براي آشنايي با ساير مدارک قرآني وحديثي توصيه مي شود به بخش امام شناسي  مراجعه فرماييد و تاپيک هاي

مختلفي که در مورد امامت در قرآن و حديث وجود دارد را مطالعه نماييد .


اما در مورد اینکه آیا می شود قرآن را به آن کشورها برد ، بله مشکلی ندارد . اما اینکه مثلا از عربستان آورد اگر فقط متن قرآن باشد مشکلی ندارد

اما اگر ترجمه های فارسی که اخیرا وهابی ها زده اند باشد ، بخاطر غلط های فراوان اعتقادی و شبهه های نامربوط ، توصیه نمی شود اورده شود .


موفق باشید .

_________________
.


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : يکشنبه 7 بهمن 1386 04:39 
Member
Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
سه شنبه 28 آبان 1386 03:09

پست : 66

محل سکونت : اصفهان

سپاس از دیگران : 0
سپاس از ایشان : 2 بار به 2 پست
باز هم سلام ,
و باز هم سوال :
چرا قرآن معجزه است ؟ مگر در قرآن چه چيزي هست که در کتابهاي ديگر نيست ؟ مگر يک نويسنده , يک محقق يا يک دانشمند نميتواند کتابي مثل قرآن را بنويسد ؟
چند روز پيش محرم که بود با يک نفر هم صحبت شدم , بعد از مدتي که با هم صحبت کرديم ميگفت : اين قرآن را من هم ميتوانم بنويسم , يکي ديگه هم ميتواند بنويسد , هرکسي ميتواند بنويسد . يک کتاب علمي هم همه اينها را ميگويد , پس بايد نويسنده اش را پيغمبر دانست ؟ و ميگفت من فقط خدا را قبول دارم آنهم چون دارم نشانه هايش را ميبينم .
اين بود که ميخواستم بدانم روي چه حسابي ميگن قرآن معجزه هست ؟
با تشکر  :razz:  :razz:  :razz:

_____________

سوال دوم :
چرا با اینکه ما فارسی زبان هستیم باید نماز و قرآن را عربی بخوانیم ؟ آیا فارسی خواندن جملات بهتر از عربی خواندن نیست ؟ انسان روزی پنج بار نماز میخواند . این طرز نماز خواندن یا قرآن خواندن به چه درد میخورد که نه معنی آنرا میفهمیم و نه هیچ چیز از آن . فقط تعدادی جمله های عربی را تکرار میکنیم . آیا ثواب اینکه انسان مثلا قران را به زبان خودش بخواند تا مفهوم آنرا واقعا درک کند بیشتر از آن نیست که مرتب جمله های عربی و جمله هایی را که معنی آنها را نمیداند را طوطی وار تکرار کند و هیچ از آن نفهمد ؟ مگر قرآن از کلمات تشکیل نشده است ؟ کلمات نیز همیشه برای این بکار میروند تا منظور و مطلبی را به شخصی بفهمانند . پس چرا ما قران و نماز و دعا را عربی میخوانیم حال آنکه هیچ از ان نمیفهمیم ؟ آیا این کار کوته فکری نیست ؟ آیا خداوند دستور داده که نماز را باید عربی بخوانیم ؟ کدام سوره ؟
باز هم تشکر  :razz:   :razz:   :razz:


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : يکشنبه 7 بهمن 1386 13:37 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 1540

سپاس از دیگران : 1297
سپاس از ایشان : 1706 بار به 509 پست
به نام خدا


سلام خدمت شما  :razz:

می توانید پاسخ سوال اول خود را از تاپیک زیر مطالعه بفرمایید که مفصلا در مورد اعجاز قرآن بحث شده است :



_________________
.


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : سه شنبه 8 بهمن 1386 00:14 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
جمعه 13 بهمن 1385 22:31

پست : 408

سپاس از دیگران : 246
سپاس از ایشان : 171 بار به 53 پست
با سلام خدمت شما دوست عزيز

ابتدا بايد خدمت شما چند نكته را توضيح بدهم :

اول اينكه خداوند هر پيامبري را به زبان قوم خودش مي فرستد :

و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم .. . ( سوره ابراهيم / 4 )


خوب پس معلوم شد چرا قرآن عربي نازل شده و همينطور كه در ادامه آيه آمده علت اين امر تبيين و روشن شدن مطالب براي آن قوم بوده و اين مسلم است كه اگر

قرآن به زبان عربي نبود و پيامبر از ميان آن قوم و همزبان ايشان نبود هيچگاه اعراب جاهلي كلامش را نمي شنيدند تا چه رسد كه معاني را دريابند.

خوب الحمدلله خدا اين افتخار را نسيب ما نمود كه بي هيچ تعصب جاهلي نه تنها با عمق جان كلام خدا و پيامبرش را بشنويم بلكه معاني كلامش را دريابيم و در قيد

تعصبات قومي و زباني گرفتار نشويم و با آنكه زبان مادريمان قند پارسي بوده بزرگترين خدمات را به تدوين علوم ديني و كشف قواعد زبان عربي بنماييم براي نمونه از

ميان هزاران هزار دانشمند اين سرزمين سيبويه شيرازي بزرگترين عالم علم نحو  (قواعد زبان عربي) و رضي الدين استر آبادي (نام قديم گرگان) صاحب كتب گران

سنگي چون شرح كافيه در نحو و شرح شافيه در صرف بايد نام برد و در علم حديث شيعه شيخ صدوق رازي (اهل ري) شيخ طوسي و . ..

و از بين لغت شناسان زبان عربي جوهري فارابي (صاحب كتاب صحاح اللغه) و راغب اصفهاني (صاحب مفردات)

در طب ابن سينا و زكرياي رازي در نجوم و منطق و فلسفه و كلام خواجه نصير طوسي .

اينها را براي چه گفتم ؟ تنها براي اين كه بدانيم اگر اين افراد تعصب قومي و زباني داشتند هيچگاه به اين جايگاه نمي رسيدند چرا كه تعصب انسان را نسبت به

واقعيات كور مي كند و ديگر شخص غير خود را نمي بيند و اين همان مشخصات انسانهاي جاهليت است چه پارس و چه عرب و . .

اينجاست كه انسان قدر كلام گوهر باري را كه حضرت صادق عليه السلام  از جد بزرگوارش رسول خدا صلوات الله عليه و آله نقل كرده در مي يابد آنجا كه فرمود:

{20773} . . . عن ابي عبدالله(عليه السلام) قال قال رسول الله (صلي الله عليه و آله ) : من كان في قلبه حبة من خردل من عصبية بعثه الله مع اعراب الجاهلية.

حضرت صادق عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل فرمودند:

آنكس كه در قلبش به اندازه دانه خردلي از تعصب باشد خداوند او را با اعراب جاهلي برمي انگيزاند.


وسايل الشيعه ج 15 ص371 باب تحريم التعصب علي غير الحق


حال بايد بدانيم كه همه چيز در قرآن نيامده همچون بسياري از جزئيات احكام مثل ركعات نماز و ... پس اگر چيزي از حقايق ديني را در قرآن نيافتيم نبايد منكرش

شويم  اول بايد گفت كه در مورد نماز دستور آن به اين صورت آمده كه عربي خوانده شود

ثانيا وزني كه آيات دارند تاثير رواني بي بديلي دارد كه در ترجمه قابل انتقال نيست با كمي دقت وزن را در ميابيد.

ثالثا بسياري از الفاظي كه در ترجمه مي آيد معناي حقيقي كلمات را نمي رساند مثلا اگر به شما بگويند صراط كه در سوره حمد آمده يعني چي؟

شما مي گوييد :راه

بعد اگر به عربي بگوييد راه به عربي چه مي شود؟ مي گويد :سبيل

پس در صراط چيزي نهفته كه در سبيل نيست همينطور در بقيه كلمات رحيم را به معني مهربان ترجمه مي كنند با آنكه رحيم اسم مبالغه است و كسي است كه

گويي كاري جز مهرباني ندارد اگر چه اين نيز معناي دقيق آن نيست . و اين نكات مهم تنها با آموختن زبان عربي ممكن است بخاطر همين دستور به يادگيري زبان

عربي داده اند.

[7780]  . . .  عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي كَلَّمَ بِهِ خَلْقَهُ (وَ نَطَقَ بِهِ لِلْمَاضِينَ) الْحَدِيث‏


وسايل الشيعه ج 6 ص 220[/align]

از همه اينها كه بگذريم خود خواندن قرآن از روي كتاب شريف قرآن (مصحف)آثار بسياري دارد كه در وسايل الشيعه در بابي در جلد 6 آمده و آنكس كه قرآن را بخواند به

آن پاداشها مي رسد چه معاني را بداند و چه نداند (كه البته دانستن بهتر است اما خواندن خالي هم فوايدي دارد) و حتي ائمه عليهم السلام به بعضي از

اصحابشان با آنكه حافظ قرآن بودند مي فرمودند قرآن را از روي مصحف بخوانيد تا به آن پاداشها دست يابيد

چرا ؟ چون پاداشها فقط در مورد فهم و درك معاني نيست بلكه فراتر از آن است و در عين حال درك و تفكر در آيات هم آثار بزرگ ديگري دارد كه از بحث ما خارج است .

اميدوارم خداوند به  همه ما توفيق درك كلام آسمانيش را عنايت بفرمايد.آمين

_________________
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : شنبه 20 بهمن 1386 21:36 
Member
Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
سه شنبه 28 آبان 1386 03:09

پست : 66

محل سکونت : اصفهان

سپاس از دیگران : 0
سپاس از ایشان : 2 بار به 2 پست
سوال ديگه اينکه چرا در قرآن در مورد موضوع به اين مهمي يعني غدير خم و جانشيني حضرت علي (ع) اينقدر کم بحث شده ؟ ( البته ميدانم که اگر هم زياد بحث ميشد باز هم عده اي گوش شنوا نداشتند , همانطور که قرآن به دفعات انسان را به احترام به والدين امر نموده ولي غالبا اطاعت نميشود ) . ولي ميخواهم جواب شما را بدانم .

_________________
* خدايا چنان کن سرانجام کار   ***   تو خشنود باشي و ما رستگار *


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : شنبه 20 بهمن 1386 21:57 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 1540

سپاس از دیگران : 1297
سپاس از ایشان : 1706 بار به 509 پست
به نام خدا


با سلام و احترام ؛

چون این بحث قبلا به طور مفصل در چند تاپیک بررسی و پاسخ داده شده است ، توصیه می شود لینک های زیر را مطالعه فرمایید :




موفق باشید  :razz:

_________________
.


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : چهارشنبه 28 فروردین 1387 04:36 
Member
Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
سه شنبه 28 آبان 1386 03:09

پست : 66

محل سکونت : اصفهان

سپاس از دیگران : 0
سپاس از ایشان : 2 بار به 2 پست
با سلام مجدد , در جايي خواندم که نوشته بود :

<< به روايت ابن نديم دوازده سوره كه عبارتند از: سوره‏هاى عنكبوت، لقمان، دخان، ذاريات، طور، قمر، تحريم، سئل سائل، مزمل، مدثر، بلد و عصردر قرآن ابی ابن کعب وجود نداشته است البته در کتاب الاتقان از هفت سوره ديگر ياد می شود که در قرآن های امروزی وجود نداشته است

اما دو سوره در قرآن ابی ابن کعب وجود داشته که در قرآن های امروزی وجود ندارد آن دو سوره «خلع‏» و «حفد»هستند که به ترتيب سوره های 90 و 92 در اين قرآن می باشند

سوره «خلع‏»:

بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم انا نستعينك ونستغفرك. ونثني عليك ولانكفرك. ونخلع ونترك من يفجرك;

به نام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط از تو يارى و آمرزش مى‏خواهيم. تو را سپاس مى‏گوييم و بر تو كفر نمى‏ورزيم. و كسانى را كه گناه كنند رد نموده و ترك مى‏كنيم.
سوره «حفد»:

بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم اياك نعبد. ولك نصلي ونسجد. واليك نسعى ونحفد. نخشى عذابك. ونرجو رحمتك. ان عذابك بالكفار ملحق;

به‏نام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط تو را مى‏پرستيم. و فقط براى تو نماز مى‏خوانيم و به سجده مى‏رويم. و تنها به سوى تو قدم برداشته و مى‏شتابيم. از عذابت مى‏ترسيم. و به رحمتت اميدواريم. قطعا عذاب تو به‏كافران خواهد رسيد. >>

حالا سوال من اين است که مگر خداوند نميفرمايد که من خودم از قرآن محافظت ميکنم و اجازه انحراف در آن را نميدهم ؟ پس چطور طبق نوشته بالا چندين قرآن نوشته شده است که هر کدام از نظر تعدادي از سوره ها با همديگر متفاوتند ؟

_________________
* خدايا چنان کن سرانجام کار   ***   تو خشنود باشي و ما رستگار *


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : چهارشنبه 28 فروردین 1387 05:22 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 1540

سپاس از دیگران : 1297
سپاس از ایشان : 1706 بار به 509 پست
بسم الله الرحمن الرحیم


یک سوال ساده ؛ اگر شما دو نفر را بشناسید ، یکی به راستگویی و دیگری وضعش را بر فرض ندانی ...

اگر آن فرد راستگو به شما چیزی گفت و آن فرد دیگر خلاف آن را گفت ، شما چه می فهمید ؟ (با اینکه می دانید حق یکی است و هردو احتمال صدق ندارند)

مطمئنا نتیجه می گیرید که فرد دوم دروغگوست .



وقتی خود شما اقرار می کنید به اینکه پروردگارتان در کتابش فرموده که من این قرآن را حفظ می کنم . اگر همۀ دنیا هم بگویند چیز دیگری است شما اطمینان دارید

که خدای شما دروغ نمی گوید ... (  و اگر فم شک کنید در صدق خدا ، مشکل از توحید شماست ! )

پس با یک فرمول ساده نتیجه می گیریم که روایات تحریف قرآن همگی غیر قابل استناد هستند و ساخته دست کسانی که می خواستند قرآن را از حجیت بیندازند .

چرا که اگر شما بپذیرید که سوره ای بوده و حذف شده ، قطعا این شک هم بوجود می آید که سوره های دیگر قرآن نیز شاید برخی آیاتش حذف شده باشد .

و الی آخر نتیجه بگیرید چه خواهد شد ...

اگر کمی در اصول استنباط دین مطالعه فرموده باشید ، تمام این احتمالات ، بصورت عقلی و نقلی رد می شود . (چرا که هر حدیثی با متن قرآن معارض باشد

قابل استناد نخواهد بود و از حجیت ساقط است )

متن این به اصطلاح آیاتی هم که آوردند ، کاملا مشخص است انسانی است و حالت دعای معمولی دارد تا اعجاز خدایی .  :eek:


ضمنا اگر دقت کرده باشید هیچ سندی از شما برای این ادعا نخواستیم ( با اینکه اصل ادعا کردن باید مستند باشد: ابن ندیم کجا این را گفته (مدرک کامل حرف)،

از چه کسی نقل کرده ، آن فرد معتبر بوده یا خیر ، راستگو بوده یا دروغگو ... هرکسی از راه برسد و ادعایی بکند بر فرض اینکه حتی از علمای ظاهری باشد هیچ

حجیتی ندارد و از کجا این حرف را آورده و  ... ؛ که در علم حدیث باید سند و متن کاملا بررسی شود )

دلیل نخواستن سند هم از شما این بود که بیش از این ، درباره تحریف قرآن ، روایت جعل شده و البته توسط محدثین گرانقدری تحقیق شده و

مردود بودن آنها ثابت شده است .

رجوع کنید به کتاب القرآن الکریم و روایات المدرستین علامه عسکری ، التحقیق فی نفی التحریف ایت ا.. میلانی .


و قبل از همه اینها تاکید می شود که کمی در مباحث اصلی قرآنی و حدیثی مطالعه صورت پذیرد تا پس از طی این مقدمات بتوان وارد بحث شد .


خدا همه ما را در فهم صحیح دین موفق بدارد  :razz:

_________________
.


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : پنج شنبه 28 فروردین 1387 01:08 
Member
Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
سه شنبه 28 آبان 1386 03:09

پست : 66

محل سکونت : اصفهان

سپاس از دیگران : 0
سپاس از ایشان : 2 بار به 2 پست
با تشکر از توضيحات خوب شما .
من اين مطلب را از يک سايت مسيحي نقل قول کردم و چون اولين باري بود که چنين چيزهايي ميشنيدم به همين دليل مطلب را اينجا قرار دادم تا  يک جواب منطقي برايشان بفرستم .
در مورد متن آيات هم که فرموديد انساني است , من خودم همان موقع که مطلب را ميخواندم کاملا متوجه شدم که انساني است . و اين خود مدرکي ديگر است بر اينکه هيچ انساني نميتواند کلامي مانند کلام قرآن بياورد . ( چون موقع خواندن معلوم ميشود )
و مورد ديگر اينکه اگر آيه اي از آيات قران دست کاري شود به دليل وجود اعداد شگفت انگيزي که در اثر تحليل و بررسي قرآن پدا شده اند اين اعداد هم کم و زياد ميشوند و معلوم ميشود نوشته جعلي بوده . و ده ها راه ديگر هم وجود دارد تا بتوان فهميد که مطلب جعلي است .
<< اما هدف من از گذاشتن اين مطلب در سايت اين بود تا جوابي پيدا کنم که بتواند يک < مسيحي > را قانع کند .

_________________
* خدايا چنان کن سرانجام کار   ***   تو خشنود باشي و ما رستگار *


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : جمعه 30 فروردین 1387 11:29 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 1540

سپاس از دیگران : 1297
سپاس از ایشان : 1706 بار به 509 پست
به نام خدا


سلام ؛

تلاش شما برای دفاع از دین اسلام و قرآن ، در مقابل سایر اندیشه ها ستودنی است . اما چند مطلب را باید مد نظر داشت :

1- یک بحث علمی لازمه اش این است که روش علمی پیش گرفته شود . اگر فرد مقابل چیزی را از کتب مسلمین نقل می کند باید

آدرس دقیق آن مطلب ذکر شود تا شما بتوانید آن را بررسی کند .

2- اینکه هر دوطرف ، تخصص علمی لازم را برای آن بحث داشته باشند . ممکن است شما دارا باشید اما آن فرد مسیحی مقابل شما خیر ؛

لذا ابتدا او باید مبانی علمی و دینی شما را بداند تا بعد شما بتوانید با او بحث کنید .

3- نیت افراد هم مهم است . بارها دیده شده که مبشرین مسیحی ( که به اسم مستشرق ) برای مطالعه کتب مسلمانان به شرق آمده اند

و به بهانه شناخت اسلام ، اما با نیت پیدا کردن رههایی برای ضربه زدن به اسلام بوده اند ، شبهه های زیادی را از کتب خود آنها مطرح کرده اند .

و اصلا هم قصد بحث ندارند و می گویند و می روند . متاسفانه در جستجوی نقطه ضعفی برای ضربه به دین ، کتب غیر مکتب اهل بیت (ع) را یافتند ؛

چون در مکتب اهل بیت (ع) چیزی برای ضربه آنچنانی به دین ندیدند ، سراغ کتب سایر مذاهب اسلامی رفتند .

یکی از ضربه هایی که مسیحیان خواستند بزنند این بود که قرآن را نیز مثل اناجیل خودشان تحریف شده نشان دهند تا به مقاصد بعدی برسند .

4- وقتی بحث ، علمی شد و او نشانی دقیق ادعاهای خود را آورد . تازه باید صحت این مطالب را بررسی کنید . صاحب چنین کتابی این مطلب را از چه کسی نقل کرده

آن فرد راوی از چه کسی ، اینها مبانی علم حدث در نزد مسلمانان است ؛

مسلّم است که یک مسیحی اینها را در وهله اول نمی فهمد . پس باید علوم ما را بیاموزد  تا بررسی متن و سند حدیث را فرا بگیرد .

تازه اگر برفرض محال ، همه این روایت هایی که او در مورد تحریف قرآن آورد ، از نظر سندی صحیح بودند ، در قوانین علوم حدیث داریم :

که اگر متن حدیثی مخالفت صریح با آیات قرآن داشته باشد ، از اعتبار ساقط خواهد شد . لذا فهماندن این مسائل به یک مسیحی حوصله زیادی می برد

چون اکثرشان خیال می کنند که اگر علمای قدیمی مسلمین کتابی نوشته اند، مثل کتب خودشان یک نظریه علمی یک دانشمند است ؛

در صورتی که اینگونه نیست ، در کتب حدیثی اسلامی ، نویسنده تنها نقل روایاتی را می کند که از گذشتگان به او رسیده ؛

و افرادی که پس از او خواهند آمد ، خود را بی نیاز از بررسی ادعاهای آن نویسنده نمی دانند !

5- لذا باید ادعاهای فردی که بحثی را مطرح می کند ، مستند به کتب معتبر باشد . و از او تقاضای مدرک شود . مبانی علمی ما به او توضیح داده شود .

و همه اینها در صورتی است که او واقعا دنبال حقیقت باشد ، نه شبهه افکنی صرف .


در تمام مراحل موفق باشید  :razz:

_________________
.


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
 موضوع پست :
پستارسال شده در : دوشنبه 8 اردیبهشت 1387 02:55 
Member
Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت :
سه شنبه 28 آبان 1386 03:09

پست : 66

محل سکونت : اصفهان

سپاس از دیگران : 0
سپاس از ایشان : 2 بار به 2 پست
به نام خدا و باز هم سلام ,
اين روزها با اين پستهايي که من مينويسم حالا هر کسي ندونه فکر ميکنه من مسيحيم ! ولي بالاخره بايد جواب سوالات و شک و شبهه ها يي که برايم پيش ميايد يا

اينطرف و آنطرف ميخوانم را بگيرم .
دفعه قبل به اين نتيجه رسيديم که اون آيات جعلي بودند و منبعي هم نداستند . ولي الان يک سري چيزهاي جديد خواندم که بيشترشان منبع هم دارند . مطالب را اينجا

قرار ميدهم .
در ضمن من ميدانم که خدا در قرآن راست گفته ( البته خدا کلا دروغ نميگويد ) ولي ميخواهم بدانم که اين مطالبي که قرار ميدهم تا چه حدي از نظر منبع معتبر

ميباشند ؟ آيا خود منبع راست گفته يا خير ؟ و ... . البته غلطها و اشکالات فاحشي هم در ميان مطالب ديده ميشود ولي در مورد ما بقي مطالب لطفا راهنمايي کنيد .

مطالب را عينا در زير نقل ميکنم ( البته قسمتهاي توهين آميزش حذف ميشود ) در آخر پيشنهاد ميکنم اگر صلاح ميدانيد اين نوشته ها را پاک کنيد :

تحريف قرآن
کلر تيسدال محقق مشهور که در ميان مسلمانان کار ميکرد اشاره ميکند که حتي در نسخه هاي امروزي قرآن نيز مغايرتهايي وجود دارد: از قرائتها متفاوت ميتوان به

موارد زير اشاره کرد:
سوره قصص 48 برخي کلمه سحران را ساحران ميخوانند.
سوره احزاب 6 در برخي قرآنها بهد از امهاتم عبارت و هو ابون لهم اضافه شده است
سوره سبا 19 عبارت ربنا بعيد را عده اي ربنا بعادا ميخوانند.
سوره ص 23 در برخي نسخه ها به جاي تسعون کلمه تسعتون آمده است
سوره مريم 33 عبارت تنترون را برخي يمترون ميخوانند.
هر چند در ميان مسلمانان شيعيان ادعا ميکنند که عثمان عمدا بسياري از آيات قرآن را که مربوط به علي بوده حذف کرده ولي سوال اينجا است چرا بايد حذف شود

مگر اين يک پيام الهي نيست. چرا خداوند از اين پيام محافظت نکرده؟؟؟
اين هم سوالاتي است که اسلام قادر به پاسخگويي آن نيست .

يک مورد ديگر از يگانگي قرآن:
تناقض ديگر در اين واقعيت نهفته که قرآن مدعي است: سخنان خدا را تغيير و تبديلي نيست يونس 64 که مسلمانان مصداق آن را قرآن ميدانند زيرا هيچ کس کلمات

خدا را تغيير نتواند داد انعام 34 ولي با اين وجود قرآن آموزه ناسخ و منسوخ را تعليم ميدهد که به موجب آن آيات جديد آيات قبلي راباطل مي سازد. در اينجا با آياتي

روبرو ميشويم که نسخ کنيم آن را متروک سازيم بقره 106 به علاوه محمد اذعان ميکند که بهتر از آن يا مانند آن مي آوريم و با اين گفته بر نظريه معاصرانش که او

را جعل کننده مي ناميدند مهر تاييد مي زند.
سوره هاي قرآن را بعضي 112 برخي 116 دانسته اند ولي نظر درست که مورد قبول جمهور صحابه است 114 سوره است که 84 سوره در مکه و 30 سوره در

مدينه نازل شده و اولين سوره در مکه نازل شد سوره اقر و آخرين سوره که در مدينه نازل گرديد سوره عنکبوت- برخي سوره برائت يا سوره نصر دانسته اند. آيه

هاي قرآن که تعيين آن منسوب به علي بن ابيطالب است 6236 آيه است و برخي آنها را 6204 و بعضي ديگر آنها را 6666 آيه ميدانند. در شماره کلمه قرآن

اختلاف کمتر است و شماره آنها را 77439 گلمه دانسته اند. در شماه حروف قرآن اختلاف بيشتر است که از 321120 تا 323671 دانسته اند.
برگرفته شده از کتاب تفسير ادبي و عرفاني قرآن مجيد اثر خواجه عبدلله انصاري نگارش حببيب الله آموزگار جلد اول چاپ و انتشارات اقبال سال 1382
اينها آخرين مطالبي هست که در اين رابطه درج ميکنم
گرد آوري قرآن به شکل امروزي به تدريج و به دست افراد و گروه هاي مختلف صورت گرفته است.
بسياري را عقيده بر آن است که كه جمع و ترتيب سوره‏ها پس از وفات محمد براى نخستين بار به دست على، و سپس ‏زيد بن ثابت و ديگر ياران محمد انجام گرفت.

نظر شيعه بر آن است که على نخستين كسى بود كه پس از وفات محمد به جمع قرآن مشغول ‏گرديد ..... مي گويند که او مدت شش ماه در منزل نشست و اين كار را به

انجام ‏رساند .... ابن نديم گويد: «اولين مصحفى كه گرد آورى شد مصحف على بود و اين ‏مصحف نزد آل جعفر بود» .... سپس مى‏گويد: «مصحفى را ديدم نزد

ابويعلى حمزه ‏حسنى كه با خط على بود، و چند صفحه از آن افتاده بود و فرزندان حسن بن على ‏آنرا به ميراث گرفته بودند» ..... محمد بن سيرين از عكرمه نقل مى‏

كند: «در ابتداى‏ خلافت ابوبكر، على در خانه نشست و قرآن را جمع آورى كرد» .....
سپس مى‏گويد: «مصحفى را ديدم نزد ابويعلى حمزه ‏حسنى كه با خط على بود، و چند صفحه از آن افتاده بود و فرزندان حسن بن على ‏آنرا به ميراث گرفته بودند»

..... محمد بن سيرين از عكرمه نقل مى‏كند: «در ابتداى‏ خلافت ابوبكر، على در خانه نشست و قرآن را جمع آورى كرد» .....
گويد: «از عكرمه پرسيدم: «آيا ترتيب و نظم آن مانند ديگر مصاحف بود؟ ... آيا رعايت ترتيب نزول در آن شده بود؟» ..... گفت: «اگر جن و انس گرد آيند و

بخواهند مانند على قرآن را گرد آورند، نخواهند توانست‏» ......... ابن سيرين مى‏گويد: «هر چه دنبال كردم تا بر آن مصحف دست ‏يابم، ميسرم نگرديد» .... ابن

جزى كلبى گويد: «اگر مصحف على يافت مى‏شد، هر آينه در آن علم فراوان يافت مى‏گرديد» ...... شيعان مدعي هستند که اين قرآن اکنون در دست امام زمان است و

در اين قرآن از محمد و آل او به کرات ياد شده است ......

سليم بن قيس هلالى (متوفاى 90) كه از ياران خاص علي بود، از سلمان فارسى نقل مي کند که موقعى كه على بى‏مهرى مردم را نسبت‏ به خود احساس كرد، در خانه

نشست و از خانه بيرون نيامد تا آن كه قرآن را كاملا جمع آورى كرد .... پيش از جمع آورى حضرت، قرآن روى پاره‏هاى كاغذ و تخته‏هاى نازك شده و ورق‏ها نوشته

شده و به صورت پراكنده بود .....على پس از اتمام، طبق روايت‏ يعقوبى آنرا بار شترى كرده به مسجد آورد ..... در حاليكه مردم‏ پيرامون ابوبكر گرد آمده بودند، به

آنان گفت: «بعد از مرگ پيامبر تا كنون به ‏جمع آورى قرآن مشغول بودم و در اين پارچه آن را فراهم كرده، تمام آنچه بر پيامبر نازل شده است جمع آورده‏ام .....

نبوده است آيه‏اى مگر آن كه پيامبر، خود بر من خوانده و تفسير و تاويل آنرا به من آموخته است..... مبادا فردا بگوييد: از آن غافل ‏بوده‏ايم‏» .... آنگاه يكى از سران

گروه به پا خاست و با ديدن آن چه على عليه السلام در آن‏نوشته‏ها فراهم كرده بود، بدو گفت: به آنچه آورده‏اى نيازى نيست و آنچه نزد ما هست ما را كفايت مى‏كند

....على عليه السلام گفت: «ديگر هرگز آنرا نخواهيد ديد» ....... آنگاه ‏داخل خانه خود شد و كسى آنرا پس از آن نديد ..
اما پس از جنگ يمامه بسياري از حافظان قرآن کشته مي شوند ..... تعداد کشته شدگان افرادي که قرآن را حفظ بودند حداقل 70 نفر ذکر شده است حتي در برخي کتب

تاريخي اين تعداد را تا 400 نفر ذکر مي کنند .
پس از اين حادثه خطر نابودي گفته هاي محمد بطور جدي احساس مي شد ..... و اين موضوع باعث شد تا خليفه وقت ابوبکر زيد بن ثابت ‏خواست تا قرآن را جمع

آورى كند ..... زيد مى‏گويد:

«ابوبكر مرا فرا خواند، و پس از مشاوره با عمر -كه در آن جا بود- گفت: بسيارى از قاريان و حافظان قرآن در حادثه يمامه كشته شده‏اند و بيم آن مى‏رود كه در موارد

ديگر نيز گروهى ديگر كشته شوند و قسمت عمده قرآن را از بين برود ....... آنگاه ‏جمع آورى قرآن را مطرح ساخت ....... گفتيم: چگونه مى‏خواهيد كارى كنيد كه

محمد ‏آن را انجام نداد؟ .... گفتند: «اين كار ضرورت دارد و بايد انجام شود .... و آن اندازه سخن‏ گفتند و به من اصرار ورزيدند تا آنرا پذيرفتم ...... آنگاه ابوبكر به

من گفت: مى‏بينم كه ‏جوان عاقلى هستى و هرگز ما به تو انديشه ناروا نمى‏داريم ...... تو كاتب وحى رسول ‏خدا بودى، اين كار را دنبال كن و به خوبى انجام ده ...

زيد به جمع آوري قرآن مشغول مي گردد و در اين کار روش خاص خود را پي ميگيرد و در اين کار از گروهي از ياران محمد کمک مي گيرد .... اولين اقدام او اين

بود که اعلام کرد :هر كس هر چه از قرآن نزد خود دارد، بياورد ...... يعقوبى‏ مى‏گويد: «وى گروهى مركب از 25 نفر را تشكيل داد» و خود رياست آن گروه را

برعهده گرفت ...... اين گروه هر روز در مسجد گردهم مى‏آمدند و افرادى كه آيه يا سوره‏اى‏ از قرآن در اختيار داشتند به اين گروه مراجعه مى‏كردند ..... اين گروه از

هيچ كس، هيچ ‏چيز را به عنوان قرآن نمى‏پذيرفتند، مگر آن كه دو شاهد ارائه دهند كه آن چه‏ آورده است جزء قرآن است ..... شاهد اول نسخه خطى، يعنى نوشته‏اى

كه حكايت ازوحى قرآنى داشته باشد ..... شاهد دوم شاهد حفظى، يعنى ديگران نيز شهادت دهند كه آنرا از زبان محمد شنيده‏اند ....

نکته بسيار جالبي که در اينجا قابل ذکر است از خزيمة بن ثابت انصارى دو آيه آخر سوره برائت ‏بدون شاهد پذيرفته شد، زيرا محمد شهادت او را به جاى شهادت دو

نفر قرار داده بود.

زيد قرآن را جمع آوري کرد ولي هيچ نظمي به آن نداد و دست نوشته هاي خود را كه سوره‏هاى قرآنى بر آن‏ نگاشته شده بود، پس از اتمام به ابوبكر داد ........ اين

مجموعه پس از ابوبكر به‏ عمر انتقال يافت و پس از وفات وى نزد دخترش حفصه نگهدارى شد، و هنگام‏ يكسان كردن مصحف‏ها، عثمان آنرا به رعايت گرفت تا

نسخه‏هاى ديگر قرآن را با آن مقابل كند، و سپس آن را به حفصه باز گردانيد .... چون حفصه در گذشت، مروان كه ‏از جانب معاويه والى مدينه بود، آنرا از ورثه

حفصه گرفت و از بين برد ..... پس از مرگ محمد علاوه بر زيد،عده ديگرى از بزرگان صحابه به جمع قرآن پرداختند ..... از جمله: عبدالله بن مسعود، ابى بن كعب،

مقداد بن اسود، سالم مولى ابى حذيفه، معاذ بن جبل، و ابوموسى‏ اشعرى ............ گويند: نخستين كسى كه سوره‏هاى قرآن را مرتب نمود، سالم مولى ابى حذيفه بود

...... وقتى قرآن جمع آورى و نوشته شد، آنگاه خود و همفکرانش گرد هم آمدند و درباره نام آن به شور نشستند ......... برخى نام‏ «سفر» را پيشنهاد كردند، سالم و

ديگران آنرا نپسنديدند، زيرا نام كتابهاى يهود است ....

سپس سالم عنوان مصحف را پيشنهاد كرد و گفت: همانند اين كتاب (صحيفه‏هاى‏ جمع شده) را در حبشه ديدم كه آنرا «مصحف‏» مىگفتند ...... همه حاضران نام ‏

مصحف را براى صحيفه‏هاى جمع شده پذيرفتند .

منابع:

الفهرست - طبقات ابن سعد،ج 2 - الاستيعاب در حاشيه الاصابة ج2- الاتقان- ابن جزي الكلبي- التسهيل لعلوم التنزيل ج1- التمهيدج 1 - محمد جواد بلاغى،آلاء

الرحمان،ج 1 - تفسير برهان،ج 1 - تاريخ يعقوبى،ج 2 - السقيفة - فتح البارى،ج 7 - صحيح بخارى،ج 6 - مصاحف سجستانى- ابن اثير،الكامل في التاريخ،

البرهان،ج13- تاريخ يعقوبى،ج 2 - الاتقان،ج 1 - الكشاف،ج 1 - تفسير طبرى،ج 5
همانطور که در مطلب قبلي گفتم در زمان ابوبکر خطر از بين رفتن قرآن بطور جدي مطرح گرديد .
و ابوبکر تصميم به حفظ قرآن گرفت و توسط زيد ابن ثابت اين جمع آوري صورت گرفت .
چنانچه اشاره شد، زيد فقط قرآن را جمع کرد و هيچ نظمي به آن نداد .... اما در همان روزها ديگر ياران محمد نيز کم و بيش سعي در نگارش قرآن هايي به نام خود

داشتند که حداقل هفت قرآن معتبر به نام آنان در تاريخ ثبت شده است .


***برخي قرآن هاي معروف :

1) قرآن به روايت ابن مسعود:
ابن مسعود معتقد به اصالت معني بود و مي گفت کلمات قرآن را براي راحت تر شدن ميتوان به مترادف آن تبديل کرد......... در قرآن بروايت ابن مسعود، سوره حمد

و سوره معوذتين نبود او اين دو سوره آخر را جزء قرآن نميدانست و هر گاه قرآني را با اين دو سوره مي ديد آنها را پاک مي کرد و مي گفت قرآن را با غير قرآن

خلط نکنيد و خودش هرگز از اين دو سوره در نماز استفاده نمي کرد و معتقد بود اين دو سوره دعاي چشم زخم مي باشد ....


2) قرآن به روايت ابي ابن کعب:


قرآن ابي ابن كعب هم با قرآن هاي امروزي تفاوت زيادي داشت که در نوشته هاي قبلي توضيح داديم ...


3) قرآن به روايت ابو موسي اشعري


4) قران به روايت ابن سود


5) قرآن به روايت سالم مولي


6) قرآن به روايت ابي حديقه


7) قران به روايت معاذ ابن جبل
در آن زمان دسترسي به قرآن و نسخه صحيح آن آنقدر مشکل بود که برخي از صحابه محمد هم از داشتن قرآن محروم بودند، و از کساني که توانايي جمع آوري قرآن

را داشتند کمک مي خواستند تا براي خود قرآني داشته باشند ..... قرآن هاي فوق هم با همديگر اختلافات فاحشي داشتند و حتي جغرافياي آنها هم متفاوت بود ..... مثلا

در کوفه، مردم قرآن ابن مسعود را صحيح ميدانستند، ولي در مدينه قرآن ابي ابن کعب معتبر بود، و ساير قرآنها اعتباري نداشتند .... اما در بصره قرآن ابوموسي

اشعري طرفدار داشت، و قرآن ابن اسود در دمشق رايج بود ....

اختلافات اين قرآنها بحدي بود که بين مسلمانان اختلاف و چند دستگي ايجاد کرده بود و هر گروه قرآن خود را صحيح و ساير قرآن ها را تحريف شده مي دانست و

اين امر موجب نزاع هاي شديدي در بين آنها مي گشت ....

حذيقه ابن سعيد ابن عاص ميگويد: زماني که از جنگ ارمنستان باز مي گشتم، مردمي را از حمص ديدم که قرآن خود را صحيح مي دانستند و آنها قرآن را به روايت

مقداد مي خواندند ... اهل کوفه را ديدم که قرآن خود را به روايت ابن مسعود مي خوانند و همين اعتقاد را در مورد قرآن خود دارند و نيز مردم کوفه حتي نام قرآن

خود که به روايت از ابو موسي اشعري است را به نام الباب القلوب مي خوانند و آن را صحيح مي دانند .

در اين زمان حتي در مورد نام قران نيز اتفاق نظر نبوده است و ديديم که مثلا ابي حدطقه قرآن را به نام مصحف ميخوانده است ....

در اوايل خلافت عمر، وضعيت يافتن نسخه صحيح قرآن بسيار اسف بار بود، و بين مسلمانان هم اختلافات شديدي وجود داشت .... واضح است که اگر تفاوت هاي

بين قرآن ها ناچيز بود هرگز باعث درگيري بين مسلمانان نمي شد .
البته عمق اين اختلاف از حد درگيري هاي ساده نيز گذشته بود و هر گروه، گروه ديگر را تکفير مي کرد ....

در تاريخ مي خوانيم که زماني که حديقه به مدينه باز مي گردد، بلافاصله نزد عثمان مي رود و مي گويد: «در جنگ ارمنستان شرکت داشتم، در آنجا مردم شام، قرآن

را به روايت ابي ابن کعب مي خواندند که مواردي از آن را مردم عراق نشنيده بودند، و مردم عراق قرآني را مي خواندند که مردم شام از قسمت هايي از آن بي اطلاع

بودند و هر گروه گروه ديگر را تکفير مي کرد» ...

اين ماجرا که در کتب مختلف تاريخي آمده است عمق اختلافات بين قرآن ها را نشان مي دهد .... فكر عثمان مطمئنا نگران اين موضوع بود، كه حل نشدن اين

موضوع باعث از هم پاشيده شدن امپراطوري نو پاي او خواهد شد ..... عثمان شديدا مضطرب بود و تصميم جدي گرفت که قران ها را يکسان سازد .....
اما اين کاري بس عظيم و دشوار مي نمود ...... اسلام در آن زمان در دامنه وسيع جغرافيايي گسترش يافته بود و نسخه هاي متفاوتي از آن در سراسر سرزمين هاي

اسلامي منتشر شده بود که هر کدام با ديگري اختلافات بيشماري داشت ...... اين احتمال مي رفت که هر قومي براي حمايت از قران خود قيام کند و مانعي بر سر

يکسان سازي بوجود آورد ..... لذا عثمان تصميم مي گيرد که با نهايت خشونت و سختگيري اين کار را به انجام برساند، به طوري که کسي جرات مخالفت نداشته باشد

........ او براي اينکار نياز به حمايت بزرگان صحابه محمد داشت ..... لذا عثمان همه ياران محمد را که در مدينه زندگي مي کردند را در يک جلسه جمع مي کند و

موضوع را با آنها در ميان ميگذارد و همه آنان بر اين نکته اتفاق نظر داشتند که قرآنها بايد يکي شوند و بهاي اين کار هر چه هست مي بايد پرداخت گردد و در انجام

اين کار جاي هيچ درنگ نيست ..... عثمان بدون آنکه درنگ کند در يک فراخوان عمومي از ياران محمد ياري مي جويد و چهار نفر آنان که مورد اعتماد خودش

بودند را براي هدايت اين کار بر مي گزيند و اين چهار نفر عبارت بودند از


1) زيد ابن ثابت


2) سعيد ابن عاص


3) عبدالله ابن ابي زبير


4) عبدالرحمن ابن حارث


اين چهار نفر کميته تاليف قرآن را بعهده مي گيرند


اما يکسان سازي قران (در اين مرحله تحريفات اساسي وارد قران ميشود) کار کوچکي نبود و اين انتخاب عثمان باعث اعتراضات شديدي مي گردد و عثمان را ناگزير

مي کند که دوازده نفر ديگر را به اين جمع اضافه کند.

منابع : .... علاوه بر منابع قبلي ...... :
مصاحف سجستاني، طبقات ابن سعد، الکامل في التاريخ، و صحيح بخاري ...

_________________
* خدايا چنان کن سرانجام کار   ***   تو خشنود باشي و ما رستگار *


بازگشت به بالای صفحه

 مشخصات ايميل  
سپاس 
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 21 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين بخش: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
 cron

RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs
Translation & Optimization By : CentralClubs

[ Time : 0.210s | 40 Queries | GZIP : On | Load : 2.4 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo server monitor This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme