نسخ در تورات و انجيل
از آن چه در فصل پيش گفتيم، پاسخ استدلال يهوديان و مسيحيان بر عدم امكان نسخ روشن شد. پيروان تورات و انجيل، نسخ را در قوانين و احكام الهى محال مىدانند و در نتيجه به استمرار و هميشگى بودن شريعت حضرت موسى معتقد مىباشند ولى ما گفتيم كه:
اولاً:
نسخ در شرايع و احكام الهى امكان دارد، زيرا نسخ جز تقييد و تخصيص در بعد زمان، چيز ديگرى نيست و همان طور كه تقييد و تخصيص از ابعاد ديگر ممكن است، از بعد زمان نيز امكانپذير مىباشد.
و ثانياً:
مىگوييم كه نسخ در موارد متعدد از تورات و انجيل مشاهده مىشود با اين حال جاى تعجب است كه پيروان اين دو كتاب، نسخ در احكام را محال مىدانند و از اين طريق به استمرار و هميشگى بودن شريعت و احكامشان اصرار و پافشارى مىكنند.
اينك به عنوان نمونه به چند مورد از تورات و انجيل كه نسخ در آنها واقع شده است، اشاره مىشود:
1ـ در تورات باب چهارم از سفر اعداد، عدد 2 - 3 چنين آمده است:
خداوند موسى و هارون را خطاب كرده، گفت: به تعداد بنى قهات از ميان بنى لاوى بر حسب قبايل آنان و خاندان پدرانشان بگير كه از سى ساله به بالا تا پنجاه ساله، وارد سپاه شوند و در خيمه اجتماع كار كنند.
ولى به طورى كه در باب هشتم از همان سفر اعداد، عدد 23 - 24 آمده است، اين حكم نسخ شده و شرط سنى پذيرش در خيمه اجتماع، بيست و پنج سال تعيين شده است. متن تورات اين است:
و خداوند موسى را خطاب كرده گفت: اين است قانون لاويان كه از بيست و پنج ساله به بالا داخل سپاه شوند تا در خيمه اجتماع مشغول خدمت شوند.
باز به طورى كه در باب بيست و سوم از كتاب اول تواريخ بند 24 - 32 آمده است، اين حكم براى دومين بار نسخ گرديده و اولين سن قبولى در خدمت، بيست سال معين شده است. تورات در اين باره مىگويد:
اينان پسران لاوى به تعداد خاندانهاى آباء خود و رؤساى خاندانهاى آباء از آنانى كه شمرده شدند، بر حسب شماره اسماى سرهاى خود بودند كه از بيست ساله به بالا در عمل خدمت خانه خدا مىپرداختند... و براى نگه داشتن خيمه اجتماع و وظيفه برادران خود بنى هارون در خدمت خانه خداوند.
2ـ در باب بيست و هشتم از سفر اعداد بند 3 - 7 چنين آمده است:
و ايشان را بگو! قربانى آتشين را نزد خداوند بگذرانيد؛ اين است دو بره نرينه يك ساله بىعيب، هر روز به جهت قربانى سوختنى دائمى يك بره را در صبح قربانى كن و يك عشير «ايفه» آرد نرم مخلوط شده با يك ربع «هين» روغن زلال براى هديه آردى... و هديه ريختنى آن يك ربع هين به جهت هر برهاى باشد، اين هديه ريختنى مسكرات را براى خداوند در قدس بريز.
اما همان گونه كه در كتاب حزقيال نبى باب چهل و ششم بند 13 - 15 آمده است، اين حكم نسخ شده و قربانى آتشين هر روز يك بره يك ساله و هديه آن يك ششم «ايفه» آرد و يك سوم «هين» روغن تعيين شده است متن تورات اين است:
و يك بره يك ساله بىعيب هر روز به جهت قربانى سوختنى براى خداوند خواهى گذرانيد، هر صبح آن را بگذران و هر بامداد آردى آن را خواهى گذرانيد، يعنى يك سدى ايفه و يك ثلث هين روغن كه بر آرد نرم پاشيده شود كه هديه آردى دائمى براى خداوند به فريفته ابدى خواهد بود، پس بره و هديه آرديش و روغنيش را هر صبح به جهت قربانى سوختنى دائمى خواهند گذرانيد.
3ـ در باب بيست و هشتم بند 9 - 10 از سفر اعداد آمده است:
و در روز سبت دو بره يك ساله بىعيب و دو عشر ايفه آرد نرم سرشته شده با روغن به جهت هديه آردى با هديه ريختنى آن، اين است؛ قربانى هر روز سبت سواى قربانى سوختنى دائمى با هديه ريختنى آن.
ولى، در باب چهل و ششم از كتاب حزقيال بند 4 - 5 اين حكم بدين صورت نسخ گرديده است:
و قربانى سوختنى كه رئيس در روز سبت براى خداوند بگذراند، شش بره بىعيب و يك قوچ بىعيب خواهد بود و هديه آرديش يك ايفه براى هر قوچ باشد و هديهاش براى برهها هر چه از دستش بر آيد و يك هين روغن براى هر ايفه.
4ـ در باب سىام بند 2 از سفر اعداد آمده است:
چون شخصى براى خداوند نذر كند يا قسم خورد جان خود را به تكليفى الزام نمايد، پس كلام خود را باطل نسازد، بلكه بر حسب آن چه از دهانش بر آمد، عمل نمايد.
اما اين حكم و جواز قسم خوردن كه به دستور تورات ثابت شده است، با آن چه كه در انجيل متى باب پنجم بند 33 - 34 آمده، نسخ گرديده است كه مىگويد:
باز شنيدهايد كه به اولين، گفته شده است كه قسم مخور، بلكه قسمهاى خود را به خدا وفا كن! ليكن من به شما مىگويم، هرگز قسم مخوريد!
5ـ در باب بيست و يكم بند 23 - 24 تورات درباره قصاص چنين آمده است:
و اگر اذيتى ديگر حاصل شود، آن گاه جان به عوض جان بده! چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان و دست به عوض دست و پا به عوض پا و داغ به عوض داغ و زخم به عوض زخم و لطمه به عوض لطمه.
اما اين حكم يعنى قصاص نيز در شريعت عيسى نسخ شده است. چنان كه در انجيل متى باب پنجم باب 28 - 29 به طور كلى از قصاص نهى شده است و مىگويد:
شنيدهايد كه گفته شده است، چشم به چشم و دندان به دندان، ليكن من به شما مىگويم، با شرير مقاومت مكنيد، بلكه هر كس به رخساره راست تو طپانچه زند، ديگرى را نيز به سوى او بگردان و اگر كسى خواهد با تو دعوا كند و قباى تو را بگيرد، عباى خود را نيز بدو واگذار.
6ـ در باب 17 از سفر پيدايش بند 10 درباره گفتار خدا با ابراهيم آمده است:
اين است عهد من نسبت به شما كه بايد در ميان من و شما و در ميان ذريّه تو بعد از تو نگهدارى شود و آن اين كه از هر ذكورى از شما مختون شود.
اين حكم در شريعت خود حضرت موسى نيز امضا شده است. در بند 48 - 49 باب 12 از سفر خروج مىگويد:
و اگر غريبى نزد تو نزيل شود و بخواهد فصح را براى خداوند مرعى بدارد، بايد تمامى ذكورانش مختون شوند و بعد از آن مرعى بدارد و در اين صورت مانند بومى خواهد بود و اما هر نامختون از آن خورد، يك قانون خواهد بود براى اهل وطن و به جهت غريبى كه در ميان شما نزيل شود.
و باز در بند 3 از باب 12 از سفر لاويان مىگويد:
بنى اسرائيل را خطاب كرده، بگو! چون زنى آبستن، پسر بزايد آن گاه هفت روز نجس باشد، موافق ايام طمث و حيضش نجس باشد و در روز هشتم گوشت غلفه آن پسر مختون شود.
اين حكم نيز با آن چه در بند 24 - 30 از باب پانزدهم اعمال رسولان و در قسمتى از نامههاى پولس آمده است، نسخ شده كه مىگويد:
مشكله ختنه از پيروان موسى و عيسى برداشته شده است.
7ـ در موضوع طلاق در تورات، سفر تثنيه باب بيست و چهارم بند 1 - 3 آمده است:
چون زنى گرفته به نكاح خود درآورد، اگر در نظر او پسند نيايد، از اين كه چيزى ناشايسته در او بيايد، آن گاه طلاق نامه نوشته به دستش دهد، او را از خانهاش رها كند و از خانه او روانه شده و زن ديگرى شود و اگر شوهر ديگر نيز او را مكروه دارد و طلاق نامه نوشته به دستش دهد و او را از خانهاش رها كند يا اگر شوهرى ديگر كه او را به زنى گرفت بميرد، شوهر اول كه او را رها كرده بود نمىتواند دوباره او را به نكاح خود درآورد.
ولى انجيل اين حكم را نسخ و طلاق را تحريم نموده است، زيرا در باب پنجم بند 31 - 32 از انجيل متى چنين آمده است:
و گفته شده است كه هر كس از زن خود مفارقت جويد، طلاق نامهاى بدو بدهد، ليكن من به شما مىگويم، هر كس به غير علت زنا زنان خود را از خود جدا كند، باعث زنا كردن او مىباشد و هر كه زن مطلقه را نكاح كند، زنا كرده باشد.
و مانند اين حكم در باب دهم بند 11 - 12 از انجيل مرقس و در باب شانزدهم بند 17 از انجيل لوقا نيز آمده است.
اين موارد هفتگانه كه درباره وقوع نسخ در تورات و انجيل آورديم، براى كسانى كه داراى گوش شنوا و چشم بينا باشند، كفايت مىكند و كسانى كه بخواهند بيشتر از اين به دست بياورند، به كتاب اظهارالحق (2) و الهدى الى دين المصطفى (3) مراجعه نمايند.
پی نوشتها :
========
1 ) در تفسير منسوب به ابن عباس، معمولاً تبصره زدن بر كليات و عمومات نسخ ناميده شده است.
2 ) كتاب اظهارالحق تأليف شيخ رحمةاللَّه بن خليل الرحمن هندى مىباشد كه اين كتاب در موضوع خود بهترين و سودمندترين كتاب است.
3 ) تأليف علامه فقيد شيخ جواد بلاغ