به نام خدا
با سلام و عرض خوشامد خدمت دوست گرامی
در بررسی آیات قرآنی توجه به فضای آیاتی که یک آیه در میان آنها واقع شده است بسیار مهم است . آیه مد نظر شما در بین آیاتی قرار دارد که خداوند با مشرکین احتجاج می نماید .
و در این احتجاج ، به مشرکین می گوید در عین اینکه شما عقیده دارید زنان پست هستند و هنگامی که دختر دار می شوید چنان خشمگین می شوید ،
حال با این فرض و عقیده ای که دارید ، این موجودِ به نظر خودتان بد را ، به خدای کامل متعال نسبت می دهید ؟؟؟ و آنچه به نظرتان بهتر است (پسر) را برای خودتان بر می دارید ؟!!
این نهایت بی انصافی است ؟! (دقت کنید که خداوند با فرض خود آنها جلو می آید و اگر غیر این راهی بر می گزید ، بی انصافی آنها ثابت نمی شد)
پس در این آیات خداوند به جنس خاصی توهین نمی کند و برای خودش توهین نمی شمارد ، بلکه این عقیده و عمل مشرکین را توهین آمیز می داند .
( که ادمی هرچیزی را خوب می پندارد برای خود بخواهد و هرچیزی را بد می داند برای دیگری)
اما نکته بعدی که به ظرافت در آیات به آن اشاره شده است :
بیان ویژگی های خلقت زن است . واین نوعی بیان غیر مستقیم است . چون ویژگی آیات در اینجا و جاهای دیگر فقط یک موضوع نیست.
یعنی مثلا اینجا فقط تحدی نمی کند با مشرکین ، بلکه جنبه آموزشی نیز برای سایر مخاطبین دارد . چنانکه بیان می دارد که زن در زینت و ناز و نعمت پرورش می یابد (و زیور از نیازهای او قرار داده شده)
و نیز از دیگر ویژگی های او این است که در جدال ها و خصام نمی تواند منظور خود را دقیق تبیین کند و این به دلیل برتری قوه شفقت و عطوفت او بر قوه تعقل او است .
نه اینکه عقلش ضعیف است ! بلکه قوه عطوفتش برتری دارد ... (دقت کنید)
یعنی اینکه اگر در جدل و مشاجره ای قرار گیرد به سختی می تواند منظور خود را بیان کند ، و یا اگر در جدالی به عنوان قاضی قرار بگیرد تصمیم گیری صحیح برای او مشکل است .
این چنین مسائلی که نوعا نقص و عدم کمال جنس بشر را می رساند (چه زن و چه مرد) ، انتساب آنها به خدا کار خطایی است که در اینجا قرآن به دلیل ادعای مشرکین طبیعتا فقط زنان را مثال زده
وگرنه اگر مردان نیز با نقص های عدیده ای که دارند به خدا نسبت داده می شدند بازهم چنین اشکالی بر آن وارد بود .
لذا اینجا اصلا قصد مقایسه بین زن و مرد نیست ، بلکه در بحثی که با مشرکین بود و آنها چنین برتری های بی حدی برای مردان قائل بودند و زنان را نقص محض می دانستند ،
خداوند انتساب هر نوع نقصی را به خود رد می کند ؛ اما در قالب همان نقصی که خود آنها قبول داشتند و با مثال قابل فهم برای مشرکین این امر تبین شد .
و به این معنی نیست که نقص بشری در هر زمینه ای فقط منحصر به همین مثالی است که خداوند بیان فرموده است . بلکه در هر آیه بنابر مقتضای فضای آن چنین بیانی می آید .
موفق باشید
