کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


امیرالمومنین على عليه السلام : « آن كس از شما ايمانش كاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد »
امروز سه شنبه 25 اسفند 1388 01:30

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند





ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 2 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست: آشنايي با علم « اصول فقه »
پستارسال شده در: پنج شنبه 3 مرداد 1387 04:07 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5694 مرتبه به 1329 پست

 

آفلاين

 

بسم الله الرحمن الرحیم



[size=184]«  علم اصول ، منطق علوم و معارف دينى   »



" استاد گرانقدر شیخ محمّد سند "




در روند تكاملى علم اصول، هر يك از نظامهاى اصولى و مكاتب وابسته به آن، سعى داشته‏اند تعريفى فراگير براى اين علم ارائه دهند كه خود بخشى از كتب اصول را پر كرده است.

به نظر ما - با توجه به كاربرد علم اصول - مى‏توان آن را « منطق معرفت دينى‏ » و « ميزان سنجش فقه كل دين‏ » - و نه فقه به معناى اصطلاحى‏اش - دانست.

همان‏گونه كه علم منطق، ميزان سنجش و معيار تفكر صحيح در معارف بشرى است، علم اصول هم، منطق تفكرات و معارف در حوزه‏ى علوم وابسته به دين است.


ميزان و معيار صحت و سقم استدلالهاى به كار رفته در علوم دينى مى‏باشد.



بسيارى از بحث‏هاى مقدماتى اين علوم، رابطه‏ى تنگاتنگى با اصول دارند. در علم تفسير مباحثى همچون حجيت ظواهر كتاب مجيد، حجيت تاويل و موارد نزول،

حجيت قرائات سبعه، ثبوت نسخ، نسبت‏حجيت قرآن با حجيت‏سنت، همگى با ابزارهاى اصولى قابل بررسى و تحقيق است.

در علم كلام، بحث‏حجيت عقل نظرى و عملى و شئون مربوط به آن و حجيت ادراكات و طرق آن، تمامى به بركت قواعد اصولى است.

در فوائد رجالى علم رجال بحث‏هاى اصولى مهمى همچون منشا حجيت قول رجالى و حجيت قرائن و امارات توثيق ديده مى‏شود.

در مباحث تاريخى مربوط به تاريخ اسلام نيز بحث‏هايى همچون حجيت قول و عمل، سيره رسول الله (ص)، چگونگى تعارض و ترجيح اقوال راويان تاريخ و سيره و غزوات پيامبر و كيفيت‏حل آنها،

به چشم مى‏خورد كه همگى بحث‏هاى اصولى‏اند.

در عرفان هم يكى از ادوات معرفت، كشف و شهود است كه در معرفت توحيدى و نبوى و ولوى و اخروى و درجات وجودى انسانى نقش بسزايى دارد. ولى يك نكته در آن بسيار حايز اهميت است و آن اين كه چگونه بين كشف و شهود رحمانى و كشف شيطانى امتياز دهيم؟ حجيت مكاشفات رحمانى و ميزان روشنگرى آنها از حقايق و واقعيات به چه كيفيت است؟ و اين خود يكى از مباحث كليدى عرفان است و بزرگان اين طريق متذكر آن شده‏اند كه بايد مكاشفات و شهودات، بر كتاب و سنت عرضه شوند تا بتوان براى آنها درجاتى از حجيت قايل شد و اين جاست كه عرصه جولان علم اصول است.


قواعد اطلاق و تقييد، عام و خاص، ناسخ و منسوخ، ظاهر و باطن، محكم و متشابه و موازين تعارض، در اين ميدان كاربرد وسيعى دارند.



بحث‏حجيت تاويلات و اين كه آيا از قبيل ظهورات است‏يا خير؟ تاويل به عهده‏ى چه كسى است و در چه زمينه‏هايى برد دارد؟ همگى ابحاث اصولى‏اند.

آن قسمت از علم اخلاق كه متكفل آداب دينى است، از آن جايى كه با مباحث نقلى و آيات و روايات سروكار دارند، باز در تحليل و بررسى اينها محتاج علم اصولند.

سعه و ضيق، اطلاق و تقييد، عموم و خصوص ادله‏ى نقلى و ترابط عقل و نقل در اين محدوده و نسبت‏سنجى احكام عقلى با احكام نقلى از اين قبيلند.

اينها گوشه‏اى بود از شواهدى بر كيفيت تاثير علم اصول بر ساير علوم دينى كه به طور اجمال بيان شد.



ادامه دارد ...

_________________


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 
 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 3 مرداد 1387 21:06 
Commander
Commander
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
جمعه 20 بهمن 1385 22:01

پست : 2149

تشکر کرده اید :
3389
تشکر شده : 5694 مرتبه به 1329 پست

 

آفلاين

 

.

جالب اين جاست كه علم اصول از حيث ابواب و مباحث، شباهتى به علم منطق دارد. در علم منطق دو بحث مهم (مباحث لفظ و دلالت) و (مباحث‏حجت) هست

كه در علم اصول هم اين دو باب موجود است. مباحثى همچون استقراء، هرمنوتيك، زبان دين، تجربه‏ى دينى، شديدا وابسته به سيستم اصولى است.

هر دو علم ميزانى براى كنترل خطا در تفكرات و استدلالات هستند. يكى در تفكرات بشرى و ديگرى در تفكرات دينى.

البته اين به آن معنا نيست كه ما علم منطق را در استدلالات دينى و تقييم كيفيت آنها بى‏تاثير مى‏دانيم بلكه ما علاوه بر نقش علم منطق در شيوه استدلالات دينى،

براى علم اصول هم نقش مشابهى قايليم.


شايد بتوان گفت كه شالوده معرفت‏بشرى بر كاوش‏هاى عقل نظرى نهاده شده ولى پايه‏ى معرفت دينى بر كاوش‏هاى عقل عملى قرار گرفته است.

و از اين بابت است كه در قرآن و سنت، جهل در مقابل عقل قرار گرفته ، نه در مقابل علم. اين رويكرد نشانگر كاربرد عقل عملى است و رويكرد دوم، نشانگر كاربرد عقل نظرى.


شاخص معرفت دينى اين است كه عمل و مسئوليت‏ ، به دنبال باور مى‏آيد ولى در معرفت ‏بشرى تنها ادراك و باور است و نتيجه‏ى عملى، لازمه‏ى قهرى آن نيست.



«حجيت اصولى‏» شاهدى بر اين مدعاست. در حجيت اصولى، بايد و نبايد پيداست ولى در حجيت منطقى، صرفا هست و نيست‏يافت مى‏شود.

دليل بر اين كه علوم دينى مبتنى بر ضوابط و قواعد اصولى است، اين است كه منبع اصلى آن علوم، كتاب و سنت و عقل است و آثار و فوائد آن علوم هم آثار شرعى است

و قرائت متون دينى براى ترتيب آثار دينى، بدون ابزار اصولى ممكن نيست.


علم اصول، ميزان فهم زبان دين است و اصولِ فقهِ كلِّ دين است !



و از اين جهت‏ ، بين مباحث اعتقادى و اخلاقى و حقوقى و... فرقى نيست. بحث (حجيت) كه يك بحث اصولى است‏شامل حجج قطعى - اعم از نقلى و عقلى - است

و لذا در تمام اين حوزه‏ها كاربرد ويژه‏اى دارد. بسيار بجاست تعبيرى را از استاد محقق، مرحوم آقا ميرزا هاشم آملى (ره) نقل كنم كه ايشان از استاد خود مرحوم آقا ضياء عراقى نقل مى‏فرمود كه:

«علم اصول، پاسبان و نگاهبان دين است‏» چرا كه موازين اصولى بر روند حركات فكرى تمام علوم دينى سيطره دارد و ميزان صحت و سقم استدلالات حوزه‏هاى مختلف دينى است.



يكى از مباحث اساسى علم منطق، صناعات خمس است. برهان، خطابه، جدل و مغالطه در تفكر دينى مرهون تضلع و تسلط بر موازين اصولى است.

استحكام برهان، كشف مغالطه و تشخيص جدل و تمييز خطابه از برهان در سايه‏ى علم اصول ميسر است.


لذا هر چه تسلط بر علم اصول بيشتر باشد، در معارف دينى بهتر مى‏توان استدلال نمود، بهتر مى‏توان مغالطات را كشف كرد

و اما عدم تسلط بر اين موازين، باعث توليد نظريه‏هاى سست و ضعيف مى‏شود و در دفاع عقلانى از حوزه‏ى تفكرات دينى كوتاهى مى‏شود.





خلاصه اين كه بحثهاى مهمى در علوم مختلف، مرهون نكات اصولى است. بحثهايى همچون:


- رابطه‏ى حوزه‏ى حجيت عقل و نقل.
- حقيقت‏حجيت احكام عقلى كه آيا از مقوله‏ى درك است‏يا انشاء؟
- حجيت قطع و تمام شعب و فروع آن.
- حقيقت نسخ در شريعت و رابطه‏ى آن با علم و بداء.
- مساله‏ى اعتبار و حقيقت آن و رابطه‏ى آن با حقايق تكوينى - كه مرحوم علامه‏ى طباطبايى در چند جا نكات و تحقيقات بسيار دقيق و جالبى دارند كه نشات گرفته از
افكار اصولى بزرگانى چون نائينى و اصفهانى است - .
- معناى حرفى و تحليل آن كه تاثيرى عميق در بحث وجود حرفى و درك معناى آن دارد.
- رابطه‏ى لفظ و معنا.
- حقيقت احكام ظاهرى و رابطه‏ى آن با حكم واقعى كه در حقيقت‏بحثى است راجع به ارتباط اراده‏ى تشريعى و تكوينى.
- رابطه‏ى طبايع متضاده با يكديگر و اجتماع طبايع متخالف كه دامنه‏ى بحث اصولى آن بيشتر از دامنه‏ى بحث فلسفى آن است.




" و السلام علی من اتبع الهدی "

_________________


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, zardaki
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 2 پست ] 

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 1 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  


News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.278s | 18 Queries | GZIP : On | Load : 10.21 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo Powered by  MyPagerank.Net