برای توضیح بیشتر ، تدبر و تعمق در این نکات ضروری است : 1- بحث از ضوابط صحّت مضمون و قواعد محض از درستی و عدم درستی آن به واسطه عرضه بر محکمات کتاب و سنت قطعی ،
به مراتب مهم تر از بحث حجیت خبر واحد (اساسی ترین بحث حجیت صدور) است ؛ چرا که آنچه اصولی ها در این مبحث ذکر کرده اند ،
یعنی بحث از صدور و شرایط اثبات آن ، از شئون استنباط و مربوط به عالم دلالات تصوری و تصدیقی است
ولکن بحث از صحت مضمون ، بحث از اصول قانون (در مساله فرعی) یا اصول معرفت (در مساله اعتقادی) است .
بنابراین ، بحث از صحت مضمون به بحث در متن ثبوت و نظام قانون و معارف برمی گردد و از مسائل مرتبط به اصول قانون است . 2- بحث در صحت مضمون ( چه بحث فقهي باشد يا اعتقادي ) احتياج به احاطة كامل به تمام دقايق دارد؛
مثلاً در فروع، تسلّط به تمام ابواب و نظامهاي فقهي و همچنين ارتباط يكايك ابواب با يكديگر لازم است.
بنابراين، قدرت بر شناخت صحّت مضمون و ضوابط آن متوقّف است بر دارا بودن آگاهي كامل و خبرويت جامع به مسائل فقه اكبر و اصغر،
اما مباحث حجيت صدور تنها احتياج به علم رجال و آشنايي با طرق حديث و طبقات دارد، و اين قابل انكار نيست.
ميدانيم كه علم رجال علمي تاريخي تراجمي است؛ از اين رو، برخي از اعلام، علم رجال را از شرايط اجتهاد دانستهاند
( اگر چه نظر صحيح خلاف اين است )
در نتيجه فرق اساسي بين بحث در صحّت مضمون و اثبات صدور روشن شد.
.3. برهان بر ركنيت صحّت مضمون و فرعيت حجيت صدور در ساختار حجيت :
. اگر با توجه به مضمون حديث ، در مورد معيني ، به عدم صحت آن، حكم شود و روايت از اساس معدوم ميشود و بحث از صدور لغو ميشود.
در حالي كه اگر مضمون صحيح باشد و صدور آن روايت اثبات نشود
ثمرة علمي و شرعي حديث منتفي نميشود ؛
چرا كه با انتفاي حجيت صدور ، احتمال صدور همچنان باقي است !
اگر صحت مضمون به گونهاي تقويت شود ـ مثلاً موافقت با محكمات و يا عمومات داشته باشد ـ در اين صورت احتمال صدور تقويت ميشود.
در اين فرض بررسي مضمون روايت با توجّه به عمومات كتاب و سنّت انجام مي شود ؛ و اين مضمون از عموم استخراج ميگردد.
در نتيجه، دليل مورد اعتماد عامّ فوقاني است و اين خبر محتمل الصدور صحيح المضمون به منزلة قرينة منضمّ به دلالت عموم خواهد شد.
اما اگر خبر از جهت مضمون، مخالف كتاب و سنت بود مجالي براي احتمال صدور و بررسي سندي باقي نميماند !
.4ـ در حقيقت بحث از حجيت صدور بحث از متشابه است آنهم از جهت صدور كه به محكم از حيث صدور بر ميگردد؛
همچنان كه بحث از صحت مضمون نيز برگرداندن متشابه معنوي است به محكم معنوي .
در هر دو صورت لازم است كه متشابه به حكم ارجاع داده شود. پس بايد متشابه را با توجّه به محكم مورد بررسي قرار داد.
اگر تنها به بررسي صدور پرداختيم و روايت ضعيف الصدور را بدون ارجاع متشابه معنوي در متن آن به محكم كنار گذاشتيم از اين قاعده خارج شدهايم!
اين قاعده قاعدهاي است منطقي و فطري كه بايد هر مسأله علمي در ضمن مجموعة نظام موجود در آن علم و با تمام قضاياتش مورد تحليل قرار گيرد.
در مجموعة نظام دين هم بررسي مضمون سبب ميشود تا قيمت و وزن اين روايت از حيث درون اين نظام خاصّ روشن گردد.
علاوه بر اين كه در بررسي طرق هم بايد نظر مجموعي داشت و با بررسي جوانب گوناگون بحث حكم به صحّت و سقم سند كرد.
...