باسمه تعالی
با تشکر از این سؤال مهم و بسیار دقیق
لازم می دانم که قبل از پرداختن به پاسخ مستقیم این سوال چند مطلب
مهم و مقدماتی را یادآور شوم
اول اینکه نکته مهمی که در فهم ما از یک آیه یا یک کلمه در آیه ای کمک شایان می کند ، بررسی و فهم آیات قبل و بعد از آن آیه مزبور می باشد .
در سوره بقره ، خداوند در آیات ابتدایی گویی نوعی شرایط لازم را برای دریافت کامل هدایت از قرآن، برای خواننده آن بیان می کند .
بسم الله الرحمن الرحیم
الم / ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین
این کتاب ، بدون شک هدایت و راهنما برای متقین است .
اما متقین کیانند ؟
الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون / و الذین یؤمنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخرة هم یوقنون
نکته مهمی که توجه دوست عزیزم را می خواهم به آن جلب کنم این مطلب است که ایمان به غیب ،
یکی از
صفات متقین است ؛
نه اینکه تصور کنیم که متقین صرفا کسانی هستند که به غیب ایمان دارند (با توجه به متن سوال شما این تذکر لازم بود)
یعنی ، یکی از شرایط متقین ، ایمان به غیب می باشد .
اما غیب چیست ؟
غیب در لغت به معنای هر چیزی است که از دیده و حس ظاهری انسان پوشیده است ؛
(که البته می توان به وسیله واسطه های دیگری ، ان را با چشم درون حس کرد ، لذا بصورت مطلق از حس پوشیده نیست ، بلکه از حس ظاهر پوشیده است )
اما آیا هر غیبی منظور این آیه شریفه است ؟ هرچیزی که از چشم من و شما پنهان است باید به آن ایمان آورد ؟ خیر ؛
غیبی در اینجا منظور است که
شایسته ایمان آوردن باشد .
هرچیزی که از چشم من و شما پنهان است که لزومی به ایمان آوردن به آن نیست . پس به چه چیزی باید ایمان بیاورم ؟
ایمان به غیبی در اینجا مد نظر است که
زمینه ساز عمل در شما باشد ، این غیب و ایمان به آن ، باعث خواندن نماز و پرداخت زکات و انفاق و دیگر فرایض می گردد . (با توجه به ادامه آیه)
و البته در تفاسیر مصادیق اصلی این غیب ذکر شده که در ادامه به اجمال به آنها اشاره می کنیم ؛
اما حال ، از منظری دیگر بنگریم :
نکته ی مهمی که در اینجا قرآن کریم به آن اشاره دارد برای عمل نمودن ، این است که بسیاری می گویند که ما تا خداوند و فرشتگان را نبینیم به آنها ایمان نمی آوریم
و بالتبع نماز و دیگر اعمال را هم انجام نمی دهیم .
یکی از آزمایشات مهم ، همین ایمان آوردن به چیزی است که نمی بینم ، و به ظاهر چون نمی بینم فکر می کنم که وجود هم ندارد ؛
اما یک انسان
حقیقت جو و عقل مدار ، بدون شک به دیدۀ ظاهر خود اعتماد کامل نمی کند و سعی می کند چیزی را که ظاهرا نمی بیند از روی نشانه ها و واسطه هایی که خود آن غیب ،
برای او گذارده استفاده کند و به او پی ببرد . این وسایل و نوع اندیشیدن و استدلال به آنها ، به کرّات در آیات مختلف آمده که انسان را از راههای مختلف از جمله آیات و نشانه ها و مخلوقات و ...
به خالق آن ها رهنمون می کند و فطرت او را بیدار نموده و ایمان را در او زنده می کند .
که بحث در این زمینه مفصل و در این پاسخ ما نمی گنجد ، و بحث ما چیز دیگری است .
پس گفتیم که این غیب در اولویت خود ، خداوند و فرشتگان و وجود وحی و نزول آن را شامل می شود . که نتیجه عملی آن هم عمل ایمانی است ، مثل نماز و انفاق و... ؛
چرا که در همه جای قرآن ایمان و عمل صالح
با هم آمده و هر کدام بدون دیگری بی ارزش است .
اما بحث ما بر این است که این غیب شامل چه مصادیقی می تواند باشد ؟
گفتیم هر چیزی که ارزش ایمان آوردن داشته باشد و ایمانِ واقعیِ به آن ، بتواند شما را
به عمل صالح رهنمون شود .
اما در احادیث بسیار ، پس از بیان مصادیق اولویت مند این آیه ، به تبیین و روشن نمودن دیگر مصادیق مهم این آیه نموده اند :
از جمله اینکه این غیب ، ولایت امیر المؤمنین علی (ع) ، می باشد ؛ که در دیگر روایات هم داریم که بدون پذیرش این ولایت ، دیگر فرایض و اعمال هم مورد قبول قرار نخواهد گرفت .
لذا به این دلیل است که این ایمان به غیب ، در آیه ، قبل از عمل قرار گرفته .
دومین مصداق آن وجود و حضور و نیز غیبت امام عصر (ع) می باشد که آن هم در راستای مورد پیشین است .
دقت داشته باشید مواردی که به عنوان مصادیق این آیه ذکر شده اند هیچ کدام در تعارض و تقابل با یکدیگر نیستند ، بلکه
در راستا و در تکامل یکدیگر می باشند
و این نیز از رازها و اعجازهای کلام خدا است .
چرا که ایمان هم مراتبی دارد . کسی که فقط ایمان به خدا داشته باشد و دیگر هیچ ، مسلماً فایده ای نخواهدداشت .
کسی که به خدا ایمان می آورد ، به وجود مخلوقات او مثل فرشتگان هم ایمان می آورد ،
سپس به پیامبری که از طرف خداوند آمده و وحی را از طریق فرشته الهی دریافت می کند نیز ایمان می آورد .
سپس به ولایت و سرپرستی اوصیاء آن پیامبر که ایشان هم از طرف خداوند تعیین شده اند ایمان می آورد ، اوصیایی که برای حفظ دین آن پیامبر و به عنوان نقباء و انصار و جانشینان آن پیامبر تعیین شده اند .
حال اگر چنین فردی این مراتب را طی نمود ، آنوقت نماز و دیگر فرایض او در
راستای همان ایمان مورد نظر باری تعالی خواهد بود ، و انتظار مقبولیت از آن اعمال می رود ، وگرنه خیر !
می بینید که این مراتب همگی پشت سر هم و لازم و ملزوم یکدیگرند ، و هر کدام از این حلقه ها نباشد ، این
رشته گسسته خواهد شد ، نه اینکه ایمان ناقص شود ،
بلکه اصلا از هم گسیخته خواهد شد .
مخصوصا حلقۀ آخر ، که
ایمان به ولایت اوصیای پیامبر (ص) می باشد ، و حلقۀ پیوندِ مراتبِ قبلی ایمان، با عمل انسان می باشد ؛ که اگر نباشد ،
تمام اعمال او تباه خواهد شد .
و اما از
دیگر مصادیق مهم غیب همان اموری است که در آیه بعد به آنها اشاره نموده است :
ایمان به آنچه که بر پیامبر (ص) نازل شده است ، و ایمان به آنچه که بر پیامبران پیش از ایشان نازل شده ، و نیز یقین داشتن به امر آخرت و حسابرسی روز جزا .
که به دلیل اهمیت بالای این امر (یعنی آخرت) و تاثیر به سزای ایمان داشتن به آن ، در اعمال و رفتار ما و زندگی ما ، از آن به عنوان یقین ، که مرتبه ای بالاتر از ایمان است یاد شده ،
یعنی شک نکنید و فراموش نکنید که امری حتمی و وقوع یافتنی است . چون ممکن است ایمان داشته باشم ، ولی در موقع عمل فراموشش کنم ، لذا یقین باعث عدم فراموشی آن خواهد گشت .
و این یقین به آخرت ، بسیار در حرکات و رفتار انسان موثر بوده و نیز در کوتاه نمودن آرزو و افزایش عمل کردن برای فردا تاثیر بسزایی دارد و بسیاری اثرات دیگر ... ؛
و در آیه پنج هم نتیجه گیری می کند که با این چنین شرایطی ، فرد متقی دارای این صفات و اعمال ،
هدایت کامل و واقعی را از قرآن دریافت می کند و
رستگاران حقیقی ایشانند .
درست است که قرآن کریم هدایتگر و راهنمای کامل و جامع بشر است تا ابد ، اما دریافت این هدایت هم لازمه اش فراهم نمودن شرایطی درونی است تا بتوان این هدایت را کامل
و در درجه اعلای خودش دریافت کرد .
--------------------------------
برای اطلاع بیشتر رجوع شود به تفاسیر :
مجمع البیان ج 1 ص122
ترجمه تفسیر المیزان ج 1 ص 73
آلاء الرحمن ج 1 ص 65
نور الثقلین ج1 ص 31
البرهان ج1 ص 123