تاريخ عضويت : سه شنبه 21 اسفند 1386 14:04
پست : 273
محل سکونت : همين نزديکي ها جنب دلهاي شما
سپاس از دیگران : 140 سپاس از ایشان : 265 بار به 100 پست
|
گوشه اى از زندگى پربركت امام موسى كاظم (عليه السلام)
حضرت موسى بن جعفر (ع) امام هفتم شيعيان، روز يكشنبه 7 صفر سال 128 ه .
ق در يكى از منزگاههاى بين مكه و مدينه به دنيا آمدند .
نام آن حضرت موسى، كنيه ايشان ابوالحسن و ابو ابراهيم والقاب شريف آن امام،
كاظم، صابر و امين است، لكن اصحاب ايشان از روى تقيه، گاهى نام آن حضرت
را نمى بردند و از ايشان به عبد صالح، فقيه، عالم و ياد مى كردند .
نام مادر آن حضرت حميده بود .
ايشان از زنان فقيه و آگاه به احكام دين بودند، بطورى كه امام صادق- عليه السلام-
به زنان ديگر امر مى فرمودند كه براى فراگيرى مسائل دينى به ايشان رجوع كنند .
نه تنها شيعيان، بلكه بزرگان اهل سنت نيز، آن حضرت را به خاطر صفات پسنديده و
اوصاف شايسته شان مدح مى كرده اند .
ايشان را به خاطر شدت بردبارى و حلم و فروبردن خشم، كاظم و به جهت كثرت
عبادت، عبد صالح لقب داده اند .
به اعتراف دوست و دشمن، ايشان فقيه ترين، پرهيزكارترين و داناترين افراد زمان
خود بودند . در وصف آن حضرت گفته شده است : حليف السجدة الطويلة و الدموع
الغزيرة: پيوسته ملازم سجده هاى طولانى و اشكهاى ريزان بود .
زمان ايشان، مقارن با اوايل حكومت بنى عباس بود .
كشمكشهاى بين دو سلسله عباسى و اموى در زمان امام صادق- عليه السلام- پايان
يافته بود و عباسيان، حاكم شده بودند و چون حكومت آنان كاملا از شر امويان آسوده شد
و بر تخت قدرت نشستند، بر آن شدند تا دشمنان هميشگى و مدعيان راستين خلافت، يعنى
اهل بيت پيامبر- صلوات الله عليهم اجمعين- را به هر طريق ممكن، از صحنه خارج كنند
و در اين راه، از هيچ آزارى كوتاهى نكردند .
ديگر امنيتى براى شيعيان وجود نداشت و هيچ گاه امامان ما پس از امام جعفر
صادق- عليه السلام- فرصت نيافتند تا آزادانه ابراز عقيده كنند و در بسط معارف حقيقى دين بكوشند .
اما اين سختيها سبب نشد تا آن حضرت از پاى بنشينند و تا حد ممكن، وظيفه الهى خود را به
انجام مى رساندند . امام كاظم- عليه السلام- در زمان منصور، مهدى، هادى و هارون الرشيد
عباسى مى زيستند و بارها مورد آزار و اذيت آنان قرار گرفتند .
هارون الرشيد كه از نفوذ معنوى آن حضرت هراسناك بود، امام را زندانى كرد و همواره سعى
مى كرد كه ايشان را دنياطلب جلوه دهد .
در يكى از اين تلاشهاى نافرجام، كنيزى را به زندان فرستاد تا نظر امام را به خود جلب كند؛
ولى آن كنيز چون شدت عبادت و كثرت سجود آن حضرت را مشاهد نمود، خود نيز به سجده افتاد و پيوسته مى گفت: قدوس قدوس
سبحانك سبحانك سبحانك! و تا آخر عمر از خوف خداوند
مى لرزيد و پيوسته به نماز مشغول بود تا از دنيا رفت .
هارون ابتدا امام كاظم (ع) را نزد عسيى بن جعفر، پسر عموى خود، در بصره زندانى
كرد و بارها از وى خواست تا فرزند رسول خدا را به قتل برساند، ولى او زير بار
اين پيشنهاد نمى رفت .
لذا پس از يك سال به امر هارون، امام را به بغداد آوردند و در زندان فضل بن ربيع
زندانى كردند و خواسته خود را به او نيز عرضه كرد، اما او هم به قتل امام راضى نشد .
در مرتبه سوم سندى بن شاهك را مأمور مراقبت از موسى بن جعفر (ع) قرارداد .
وى تصميم گرفت امام را به شهادت برساند .
براى حفظ ظاهر، پيش از آنكه امام- عليه السلام- توسط زهرى كه به ايشان خورانيده
بودند به شهادت برسد، چند نفر از قضات و افراد معروف به عدالت را نزد حضرت بردند
تا با ديدن آن امام، به سلامتى ايشان گواهى دهند و گفتند: مردم مى گويند موسى بن جعفر
در سختى و شدت بسر مى برد .
شما او را ببينيد و گواهى دهيد كه بيمارى و ناراحتى در او نيست .
امام كاظم- عليه السلام- به گواهان فرمودند: گرچه به ظاهر صحيح هستم، ولى اينها
به من زهر خورانده اند و پس از سه روز من به رحمت حق تعالى واصل خواهم شد .
و بدين ترتيب، حضرت توطئه آنها را خنثى كردند و همان طور كه خود فرموده بودند،
پس از سه روز به شهادت رسيدند .
پيكر مطهر آن امام معصوم را سه روز در ملأ عام گذاشتند تا چنين وانمود كنند كه
آن حضرت به مرگ طبيعى فوت كرده اند، زيرا اثر جراحت و زخمى بر روى بدن
مشاهده نمى شد .
تاريخ شهادت امام كاظم (ع) را 25 رجب سال 138 هجرى قمرى ذكر كرده اند .
آن امام همام درشهر كاظمين مدفونند .
(صلوات الله عليه و على آبائه و أبنائه)

|
|