.
« ويژگيهاى گياهان دارويى »
در گياهان دارويى و اينكه هر كدام در تهيه دارويى خاص به كار مى روند بينديش :
يكى مانند
« شاه تره » در عروق ، اعماق و مفاصل بدن فرو مى رود و مواد زايد و سنگين را دفع مى كند .
يكى ديگر چون
« افتيمون » مواد سودايى را از بدن مى كشد،
ديگرى چون
« سكبين » ورمها و همانند آنها را بر مى دارد و...
چه كسى اين مصالح را در اين آفريده ها آفريده است ؟ و چه كسى مردم را نسبت به آنها آگاه كرد جز آنكه آنها را پديد مى آورد؟
و چنانكه برخى پنداشته اند، كجا مى توان تصادفى و اتفاقى به اين ويژگيها پى برد؟
در واقع با ذهن و انديشه و ذكاوت و تجربه آموزى اى كه به انسان عنايت شده او مى تواند به آنها پى ببرد.
حيوانات چگونه از برخى ويژگيهاى درمانى گياهان آگاهند و برخى از درندگان ، زخم خود را با گياهى دارويى درمان مى كنند و پرنده اى
با حقنه كردن ، يبوست خود را درمان مى نمايد و ديگر موارد (ى كه حيوانات از گياهان دارويى استفاده مى كنند)؟
چه بسا ( در آغاز ) در گياهانى كه در دشت و صحرا مى رويد ترديد كنى و بگويى در اين مناطق كه انسانى زندگى نمى كند. اين داروها زايدند
و به كار نمى آيند در حالى كه چنين نيست ، شاخ و برگشان غذاى حيوانات ، دانه ها براى پرندگان ، چوبهاى خشك براى استفاده انسان است
و آدمى از بسيارى از آنها در درمان و معالجه استفاده مى كند.
ــ همچنين از بعضى براى
دباغى پوستها ، از بعضى براى
رنگ آميزى اشيا ، و... استفاده مى شود.
مى دانى كه گياه
« پيزر » از ريزترين و كوچكترين گياهان به شمار مى رود. در اين گياه و همانند آن ، سود و مصلحت فراوان نهفته است .
از اين پيزر كاغذها ساخته مى شود كه پادشاهان و رعايا را به كار آيد، حصيرى به دست مى آيد كه همه مردم به كار مى برند، غلافها به دست
مى آيد كه براى نگاهدارى ظروف آبگينه و غير آن استفاده مى شود و در ميان ظرفهاى شكستنى مى نهند تا نشكند و...
از اينكه در صغير و كبير و ريز و درشت و با ارزش و بى ارزش آفرينش مصالح فراوان نهفته شده درس عبرت بگير. پست ترين آنها عذره انسان و
سرگين حيوان است كه كثافت و نجاست در آن گرد آمده ولى براى كشتزارها و سبزيها از چنان ارزشى برخوردار است كه چيزى جاى آن را
نمى گيرد، تا جايى كه هيچ گياهى از آنچنان رشد و نموى برخوردار نمى شود مگر با چيزى كه از مردم دفع مى شود و هيچ گاه به آن نزديك نمى شوند.
بدان كه منزلت و مكانت هر چيزى به حسب قيمت آن نيست . بلكه اين دو، دو قيمت متفاوتند كه در دو بازار به كار مى آيند. چه بسا چيزى در بازار
كاسب بى ارزش و كم فايده باشد ولى در ميدان دانش ، ارزشمند و بلكه نفيس باشد.
پس به خاطر كم قيمتى ، چيزى را بى اعتبار مشمار. اگر شيفتگان و طالبان دانش كيميا به خواص عذره و مدفوع پى مى بردند
آن را با قيمتى گران و با بيشترين قيمتها مى خريدند.
مفضل مى گويد:
در اين وقت ظهر شد و مولايم (ع ) براى اقامه نماز برخاستند و فرمودند: به خواست خداى جل و علا بامدادان به نزد من آى .
من نيز در حالى كه از آنچه به من آموخته بود شادمان و فرحناك بودم و خداى را در برابر نعماتش سپاس مى گفتم برخاستم
و شبانگاه را با سرور و راحتى تمام آرميدم .
« پایان مجلس سوم »
.