.
« مجلس دوم ... »
مفضل مى گويد: در روز دوم ، صبح زود به نزد مولايم (ع ) شتافتم . به من اذن ورود داده شد و به امر آن حضرت (ع ) نشستم .
آنگاه فرمودند :
سپاس خداى راست ، او كه پس از هر زمان ، زمانى بعد و بعد از هر قرن ، قرنى و پس از هر عالم ،عالمى مى آورد. تا از روى عدل ، آنان را كه بد كردند
كيفر دهد و نيكوكاران را پاداش عطا كند. اسماى او مقدس و منزه است و نعماتش فراوان . بر هيچ كس ستم نمى كند بلكه خود مردم به خود ستم
مى نمايند. سخن او جل و علا دليل اين گفته است :
« هر كس كه به اندازه ذره اى نيكى كند پاداش آن را مى بيند و آنكه به قدر ذره اى بدى كند كيفر آن را مى يابد » (زلزله ، آيه 7)
اين حقيقت در آيات بسيار ديگرى نيز در قرآن كريم آمده است . كتابى كه بيانگر هر چيزى است و از پس و پيش آن باطلى نمى آيد و فرستاده خداى حكيم
و حميد است .
از اين رو بزرگ ما،
پيامبر اكرم (ص ) فرمودند :
« (اين ( پاداشها و كيفرها ) همان اعمال شماست كه به جانب شما بازگردانده مى شود. »
آنگاه امام اندكى سر (مبارك ) خود را پايين انداختند ، سپس (سر بلند كردند و ) فرمودند :
اى مفضل ! مردم همه سرگشته اند و در طغيان خود متردد و سر مستند. اينان از شياطين و طاغوتهاى خود پيروى مى كنند. (ظاهرا) چشم دارند
ولى ( در واقع ) كورند و نمى بينند. ( ظاهرا ) سخنگويند، اما ( در حقيقت ) لالند و نمى انديشند، ( در ظاهر ) مى شنوند و ليكن (در حقيقت ) كرند
و نمى شنوند. به چيز اندك و پست خشنود گشتند و مى پندارند كه بر راه مستقيم هستند. از راه هوشمندان و اهل كياست منحرف و در چراگاه
فاسدان و پليدان به چرا مشغول گشته اند. گويا اين گروه از فرا رسيدن مرگ ناگهانى در امانند و از مجازات و كيفر بركنارند !
اى واى بر اينان ! چقدر تيره بختند! و چقدر دشوارى و عذاب آنان دراز است !
در روزى كه هيچ يارى يار ديگر را يارى نمى كند ( و بارى از دوش او بر نمى دارد ) و جز آنكه خدايش رحم كند، هيچ كدام يارى نمى شوند.
ـ مفضل مى گويد: از سخنان امام (ع ) سخت به گريه افتادم .
ــ
فرمودند : گريه نكن ! اگر پذيرفتى و شناختى خلاصى و نجات مى يابى .
ــ آنگاه فرمودند : از
حيوان آغاز مى كنم تا درباره آن نيز همانند چيزهاى ديگر توضيح دهم :
در ساختار و شكل دهى بدنهاى آنها (حیوانات ) انديشه كن . مانند سنگ سخت نيست ؛ زيرا اگر چنين باشد در وقت كار كردن و حركت نمودن
انعطاف پذير نيست . نيز بسيار نرم و سست نيست كه بر پاى خود نايستد بلكه از گوشت نرم است .
در ميان گوشتها ، استخوانهاى سخت و باصلابت آفريده شده و با عصب و عروق و ريشه ها همه به هم پيوند خورده اند. نيز بر روى آنها پوست
محكمى به عنوان محافظ، تمام بدن را فرا گرفته است .
برخى براى ساختن مجسمه ، چوبهايى را با ريسمان به پارچه مى بندند و روى همه را صمغ مى مالند. اين كار همانند آن است كه ما شرح داديم .
چوبهاى سخت به منزله استخوانها، پارچه هاى نرم در حكم گوشت ، ريسمانها به مثابه عصب و عروق و... و آن صمغ به منزله پوست است .
اگر مى شود كه حيوان زنده خود به خود به وجود آيد ، بنابراین این مجسمه دست ساز هم خود به خود و بدون سازنده پديد مى آيد !،
اما اگر آفرينش خود به خودى و بى آفرينشگر را در اين مجسمه ها نمى پذيريد ، به طريق اولى نبايد در حيوانات زنده
( و بمراتب پيچيده و منظم تر ) چنين سخن فاسدى را معتقد گرديد.
.