.
« فوايد آب و سبب كثرت آن »
ــ
از تدبير حكيم جل و علا در آفرينش زمين آن است كه غالبا قسمت شمالى از قسمت جنوبى بلندتر آفريده شده است .
آيا اين امر جز براى آن است كه آبها بر روى زمين جريان يابند، زمين را سيراب گردانند و در پايان به دريا بريزند؟
چنانكه يك سوى بام را پست تر مى سازند تا آب از آن بريزد و بر آن نايستد، همين گونه ، بخش شمالى بلندتر از بخش جنوبى است .
اگر چنين نبود آب بر زمين به صورت راكد و سرگردان مى ماند و مردم قادر به بهره گيرى از آن نبودند. نيز راهها و جاده ها را قطع مى كرد.
ــ همچنين اگر آب ، فراوان نبود و اگر در چشمه ساران نمى جوشيد و دره ها، جويها و رودها از آن پر نبود، براى نياز مردم ؛ از قبيل : نوشيدن ، نوشاندن به حيوانات
و چهار پايان ، آبيارى كشتزارها و باغها و غلات و براى نوشيدن حيوانات وحشى ، پرندگان و درندگان و نيز براى جايگاه زندگى ماهيان و آبزيان و ديگر منافعى كه
مى دانى ولى اى بسا از اهميت و عظمت آن غافلى ، كافى و به اندازه نبود.
ــ همچنين گذشته از آنكه آب ،
مايه حيات جانداران و جانوران روى زمين است و در زندگى روندگان و رويندگان نقش اساسى دارد، با ديگر نوشيدنيها آميخته مى شود
تا براى نوشنده لذيذ و خوش طعم گردد.
ــ با آب ، بدنها و كالاها و چيزهاى ديگر را از آلودگى و چرك مى شويند و پاكيزه مى كنند، خاك را براى كشت و كار و... تر مى نمايند، شعله هاى افروخته آتش
كه جان و مال مردم را در معرض زيان قرار مى دهد فرو مى نشانند، شخص خسته و افتاده با آن استحمام مى كند و از ملال و خستگى درآمده سرحال و راحت
مى گردد و ديگر منافعى كه در وقت نياز به آنها، شناخته مى شوند.
ــ اگر در فايده اين آب بسيار كه در درياها گرد آمده در ترديدى و مى گويى : به آن چه نياز است ؟ بدان كه
جايگاه و مأواى جانوران بى شمار آبزى ؛ چون : انواع ماهيها
و حيوانات دريايى آب است .
ــ معدن و مخزن گوهر، ياقوت ، عنبر و انواع اشيايى كه از آب استخراج مى گردد آب است .
ــ در ساحلهاى آن ، انواع عودهاى خوشبو و عطرها (ى مست كننده ) و داروهاى سودمند يافت مى شود.
ــ آب براى مردم همانند مركبى است كه بازرگانان بر آن سوار مى شوند و كالاهاى خود را از سرزمينهاى دور دست براحتى منتقل مى كنند. به وسيله آبها از چين
به عراق و از عراق به چين كالا حمل مى كنند.
بى ترديد اگر آب وسيله حمل اين كالاها نبود و همه چيز با پشت حمل مى شد، همه كالا در همان سرزمينها و در دست صاحبانشان مى ماند؛ زيرا هزينه حمل آنها
از ارزش خود كالاها بيشتر مى گشت و هيچ كس به حمل آنها اقدام نمى كرد؛ در نتيجه ، دو پيامد داشت :
1 _ بسيارى از چيزهاى مفيد كه به آن نياز بود به دست نيازمندان نمى رسيد.
2 _ بسيارى از مردم نمى توانستند در راه حمل و بازرگانى ، اينگونه روزى درآورند و زندگى بگذرانند.
.
_________________

وَ مُنعَطِفٍ أهوی لِتَقبیلِ طِفلِهِ ... فَقَبّلَ مِنهُ السَّهمُ مَنحَراً
به بوسیدن طفل خود خم شدی ، لیک ... تیر حرمله پیش از تو گلویش بوسید