[size=184]مرزهاي توحيد و شرك در عبادت
در ميان امور فطري و احساسات پاك، مسألهي يكتاپرستي از اهميت خاصي برخوردار ميباشد و در حقيقت برنامهي تمام پيامبران در دعوت به توحيد
و يكتاپرستي خلاصه ميشود. چنان كه قرآن كريم ميفرمايد: «
ولقد بعثنا في كل امة رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت»
(در ميان هر امتي پيامبري را برانگيختيم تا خدا را بپرستند و از پرستش طاغوت اجتناب ورزند) (1)
اين آيه و نظاير آن به روشني گواهي ميدهد كه «توحيد در عبادت» و پرستيدن خدا و نفي پرستش غير او، عصارهي دعوت انبيا و
يا گل سرسبد برنامههاي آنان ميباشد. از اين رو كليهي شرايع ابراهيمي بر اين اصل تأكيد كرده و يكتاپرستي را در سرلوحهي برنامهي خود قرار دادهاند.
مراتب توحيد
توحيد براي خود مراتب گوناگوني دارد و «توحيد در پرستش» كه همهي پيامبران براي دعوت به آن آمدهاند، يكي از شاخههاي «اصل توحيد» است.
توحيد در پرستش يا عبادت يعني، پرستش از آن خداست و غير او هرچه و هركه هست بندهي ناتوان اوست و همگي بايد پيشاني بر آستان قدس الهي بسايند.
در ميان مراحل گوناگون توحيد، اين مرحله رشتهي واقعي سخن ما را تشكيل ميدهد، هرچند بحث در مراحل ديگر نيز از اهميت بالايي برخوردار است.
اينكه گفتيم توحيد در عبادت، محور گفتار ماست نه به اين معناست كه در كليت اين اصل و يا اساس آن شك و ترديدي وجود دارد تا به زدودن آن بپردازيم.
زيرا همانطور كه يادآور شديم كليت اين اصل خدشهبردار نبوده و پيروان تمامي شرايع آسماني در «اساس آن» اتفاق نظر دارند و
شعار همگان شعار قرآني است كه دستور ميدهد كه همگان بگويند «
اياك نعبد» (فقط تو را ميپرستيم)
اصولا نام كسي را نميتوان مسلمان نهاد مگر اين كه اين اصل را بپذيرد و انكار اين اصل با انكار اسلام يكسان است.
صرف نظر از اتفاق مسلمين بر توحيد در عبادت و اينكه اين اصل، نقطهي مشترك در ميان همگان است، جواز و مشروعيت موضوعاتي
مانند «شفاعت خواهي» از پيامبر (ص) يا بزرگداشت روز تولد او و مانند آنها، مورد بحث و گفتگو واقع شده و برخي تصور كردهاند
شفاعتخواهي از پيامبر(ص) و يا اجتماع در روز ولادت او، نوعي عبادت و پرستش وي ميباشد.
از اين جهت بحث ما بايد بر تشخيص موارد انجام گيرد تا روشن شود واقعيت اين نوع درخواستها و بزرگداشتها چيست؟
«عبادت» پيامبر است، (پس شرك و نارواست) يا صرفا
تكريم و احترام اوست ( پس جايز بلكه مستحب ميباشد)
حل مسئله در گرو اين است كه عبادت به صورت منطقي و علمي تعريف شود تا در سايهي آن موارد مشكوك و مشتبه را باز شناخته و «تكريم» را
از «پرستش» جدا سازيم. زيرا چنانچه عبادت به صورت دقيق، تعريف نشود نميتوان دربارهي اين نوع موارد داوري كرد.
تعريف منطقي عبادت
تعريف منطقي هرچيز، بايد در عين اختصار «
جامع و مانع» باشد. يعني در عين فراگيري همهي افراد و مصاديق شئ تعريف شده،
مانع از ورود مصاديق بيگانه در آن شود. در نتيجه ضابطهاي به دست آيد كه بتوان در پرتو آن موارد «واقعي» عبادت را از موارد غير آن تميز داد
و از خلط و اشتباه آنها باهم جلوگيري كرد. طبعا اگر ما به چنين تعريفي دست يابيم، بسياري از مشكلات برطرف شده و اختلاف در داوري از ميان ميرود.
در تعريف مفهوم «عبادت و پرستش» از سه راه ميتوان بهره گرفت:
الف- مراجعه به فرهنگها
ب- بررسي مواردي كه لفظ عبادت در آن به كار ميرود.
ج- تحليل ويژگيهاي عبادتهاي قطعي مانند پرستش موحدان يا بتپرستان
إن شاء الله در آينده دربارهي هر يك بيشتر سخن ميگوييم...
------------------------- پی نوشت -----------------------------
1- سوره مبارکه نحل ؛ آیه 36
(12)