نتيجه آنکه: .
در داستان زيد و زينب، رسول خدا(ص) با شوهر دادن زينب به زيد، قانون
«همتايي نَسَبي» جاهلي را، با قانون
«همتايي اسلامي» درهم شکست،
.
و پس از اين پيروزي بزرگ، خداوند متعال او را فرمان داد تا - با زينب مطلّقه زيد - ازدواج کند و قانون «پسرخواندگي» شناخته شده جاهلي را نيز، درهم بشکند و آن را به قانون اسلامي بدل نمايد - همان گونه که داود(ع) با بيوه اوريا ازدواج کرد .
.[و ممنوعيت ازدواج با زنان شوهر از دست داده را درهم شکست]. . همه انبياء(ع) در اجراي احکام اسلامي چنين مي کنند. رسول خدا(ص) در ابطال قانون «ربا» و قانون «خون خواهي» اهل جاهليت نيز، چنين کرد و در حجه الوداع، «ربا» و سود پولهاي عمويش عباس را باطل شده، و خون پسرعمويش را مهدور، اعلام داشت.[57]
..
اين، حقيقت ازدواج نبي خدا داود(ع) با بيوه اوريا و ازدواج خاتم انبياء(ص) با مطلّقه پسرخوانده اش زيد است. . ولي گسترش
«روايات اسرائيلي» در تأويل و معناي «قصص انبيا»ي پيشين، و گسترش «روايات ساختگي» در کتابهاي تفسير و برخي ديگر از مصادر اسلامي، حق و باطل را درهم آميخته، و حق را از ديد پژوهشگران مستور داشته است.
..
اين روايات در جوامع اسلامي از آن رو رواج و شهرت يافت که براي فرو رفتن برخي افراد سلطه حاکم در شهوت جنسي توجيه مناسبي در خود داشت.
. چنانکه صدور گناهان از امثال يزيد بن معاويه و اشباه وي از خلفاي مرواني و همتايانشان، انگيزه آن شد تا «عامه» به انبياء و رسولان الهي(ع) نيز، نسبت گناه و معصيت داده و از ايشان سلب عصمت نمايند، و اين آيات را درباره آنان به گونه اي تأويل و معني نمايند که هر گونه نقد و ايراد را از برخي خلفا دور سازد.
.