بسم الله الرحمن الرحيم
پيامبر اکرم -صلي الله عليه و اله- شاهد اعمال امت
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذيرا- لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزروه و توقروه و تسبحوه بکرة و اصيلا- ميفرمايد: انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذيرا.اين آيه در سوره احزاب هم با همين عبارت اضافهاي وجود دارد.
آنجا ميفرمايد: يا ايها النبي انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذيرا اي پيامبر،
ما تو را فرستادهايم گواه بر مردم و گواه بر امت.
«شاهد» و «شهيد» معني حضور را ميدهد.در زبان عربي به «گواه» از آن جهت «شاهد» ميگويند که کسي حق دارد در مورد واقعهاي گواهي بدهد که در آن واقعه حاضر باشد، يعني انسان در مورد واقعهاي که در آن حضور دارد و احساس ميکند و بالعيان آن را ميبيند حق دارد شهادت بدهد.
اين مسالهاي است در باب «قضاء» (قضاوت)، ميگويند شهادت به علم جايز نيست، شهادت به عين و به حس جايز
است،
يعني اگر شما چيزي را يقين داريد و شک نداريد ولي نديدهايد، مثلا يقين داريد العياذ بالله زيد همسايه شما شراب ميخورد، از صد احتمال يک احتمال هم نميدهيد که شراب نخورد، يعني هيچ احتمال اينکه بتوانيد توجيه هم بکنيد نميدهيد، يقين داريد شراب ميخورد، اما به چشم خودتان نديدهايد، يقين داريد که فلان مرد و زن زنا کردهاند ولي به چشم خود نديدهايد،
حق نداريد که اين را شهادت بدهيد بگوييد فلاني زنا کرده يا فلاني شراب خورده است،
و اگر شهادت بدهيد و قاضي از شما بپرسد که اين را که تو شهادت ميدهي ديدهاي يا نديدهاي، و شما بگوييد من نديدهام ولي يقين دارم، اگر شما عادلترين عادلهاي عالم هم باشيد، اعدل عدول هم باشيد، سلمان فارسي هم باشيد قاضي
حق ندارد بر اين گونه شهادت ترتيب اثر بدهد.
حديثي هست، حضرت صادق عليه السلام فرمودند(با دستشان اشاره کردند):
«علي مثل ضوء الشمس»: مثل اينکه نور خورشيد را ميبيني، فقط اگر اين طور باشد شهادت بده، غير از اين نه.
به همين جهتبراي آنچه که ما در فارسي ميگوييم «گواه» در زبان عربي کلمه «شاهد» به کار ميبرند، يعني حاضر، يعني آن کسي که حاضر واقعه بوده نه آن کسي که عالم به واقعه است، چون غايب از واقعه هم گاهي عالم به واقعه ميشود، ولي
کافي نيست.
علم به واقعه ولي غياب کافي نيست، حضور آن واقعه و شهود آن لازم است.