[size=125]ب - استشفاع به پيغمبر
[size=117]
مکتب اهل بیت (علیهم السلام) كه
توسل جستن به رسول خدا و شفيع قرار دادن آن حضرت را در هر زمان مشروع و روا مى داند، مدعى هستند كه چنين موضوعى ، حتى پيش از آفرينش پيغمبر و در سراسر ايام حيات آن حضرت و پس از مرگ و رحلت او و نيز در روز قيامت و حساب ،
مورد رضايت و خشنودى خداى متعال است .
دلايل ايشان از اين قرار است :
[size=125]1- توسل به پيغمبر پيش از خلقتش
[size=117]گروهى از ايشان ، از جمله
حاكم در مستدركش ، از قول عمر بن خطاب آورده است :
چون حضرت آدم مرتكب خطا و ترك اولى شد، روى به آسمان كرد و گفت : بار خدايا تو را به حق محمد سوگند مى دهم كه از من گذرى .
خداوند به او فرمود: تو محمد را، پيش از آنكه او را بيافرينم ، چگونه شناختى ؟
آدم گفت : پروردگارا چون مرا با دست خودت آفريدى و روح ويژه ات را در كالبدم دميدى ، سر برداشتم و ديدم كه بر پايه هاى عرش نوشته شده است :
لا اله الا الله ، محمد رسول الله ،
و دانستم كه نامى را با نام خودت همراه نمى كنى ، مگر اينكه او را بيش از همه دوست داشته باشى .
خداوند فرمود: درست گفتى آدم من او را از همه مخلوقاتم بيشتر دوست دارم . اكنون كه مرا به او سوگند دادى ، تو را بخشيدم .
چه اگر محمد نبود، من تو را نمى آفريدم . (14)
همچنين طبرانى ، روايت مزبور را آورده و در پايان آن چنين افزوده است : و او آخرين پيامبران از فرزندان تو خواهد بود.
حديث شناسان و مفسران در تفسير آيه
و لما جاء هم كتاب من عند الله مصدق لما معهم و كانوا من قبل يسفتحون على الذين كفروا، فلما جاء هم ما عرفوا كفروا به فلعنه الله على الكافرين ،
نوشته اند:
هنگامى كه يهود مدينه و خيبر پيش از بعثت پيامبر اسلام با مشركان عرب ، از اوس و خزرج و ديگران ، مى جنگيدند،
به نام آن حضرت توسل مى جستند و گشايش كار و پيروزى بر دشمن را آرزو مى كردند.
زيرا آنها از پيش ، نام پيغمبر را در تورات ديده بودند و در جنگهاى خود با كفار به نام وى متوسل مى شدند و چنين دعا مى كردند:
خداوندا ما به نام پيامبر امّی ات از تو كمك مى خواهيم تا ما را بر دشمنانمان پيروز گردانى ،
يا اينكه مى گفتند: پروردگارا، به نام پيامبرت ما را بر اينان پيروز گردان ، (15) و پيروز هم مى شدند.
اما زمانى كه از سوى خداوند، قرآن به آنها رسيد كه آنچه را در تورات و انجيلشان آمده بود تصديق مى كرد،
و آن كس را كه از پيش مى شناختند، يعنى محمد(ص )، در ميانشان آشكار شد و درباره او هيچ ترديدى هم نداشتند،
او را منكر شدند و نپذيرفتند. زيرا كه پيغمبر از طايفه بنى اسرائيل نبود. (16)
----------------------------------------------------
14- مستدرك حاكم ، كتاب التاريخ ، آخر كتاب البعث ، ج 2، ص 615؛ مجمع الزوائد، ج 8، ص 235؛ تحقيق النصره مراغى ، ص 113 - 114 كه از طبرانى نقل كرده است .
15- از روايت چنين بر مى آيد كه آنها غالبا از اين قبيل دعاها مى كرده اند كه نشان دهنده توسل به پيغمبر اسلام بوده است .
16- دلائل النبوه بيهقى ، ص 343 - 345، در تفسير آيه 89 بقره ، تفسير طبرى ، ج 1، ص 324 - 328؛ تفسير نيشابورى در حاشيه آن ، ج 1، ص 333؛ مستدرك حاكم در تفسير آيه مزبور، ج 4، ص 263؛ تفسير سيوطى از دلائل النبوه ابو نعيم ؛ تفسير محمد بن عبدالحميد؛ تفسير ابومحمد عبدالرحمن بن ابى حاتم بن ادريس رازى ؛ تفسير ابوبكر محمد بن ابراهيم منذر نيشابورى ، و روايات متواتر ديگر.