نکته سوم: از جمله «والاُخري لا يعلم بمکانه فيها إلاّ خاصّة مواليه» استفاده مي شود که در دوران غيبت طولاني حضرت مهدي (عليه السلام) نيز مواليان و خدمت کاراني براي حضرت وجود دارند که جا و مکان وي را مي دانند.
با توجّه به اين نکته که از فرمايش امام صادق (عليه السلام) استفاده کرديم، بحث امکان تشرّف به حضور امام زمان (عليه السلام) در غيبت کبري را ادامه مي دهيم. در دعاي شريف ندبه مي خوانيم:
«هل إليک يابن أحمد سبيل فتلقي؟».
«آيا راهي به سويت اي فرزند احمد هست تا ملاقات شوي؟»
دعاي ندبه
سؤالي که با خواندن اين جمله، در ذهن مشتاقان حضرت مهدي (عليه السلام) خطور مي کند اين است که:
آيا در عصر غيبت کبري راهي براي شرفيابي به حضور امام زمان (عليه السلام) هست؟
در جواب پرسش فوق به طور اجمال مي توان گفت: آري! در زمان غيبت کبري امکان تشرف به حضور امام زمان (عليه السلام) هست. زيرا افراد زيادي در طول غيبت کبري به سعادت ديدار حضرت بقية اللّه الأعظم (عليه السلام) دست يافته اند. *
امّا براي اين که پرسش فوق را به صورت مفصّل جواب دهيم، لازم است موضوع سؤال را از دو جهت بحث نماييم:
1. از جهت امکان عقلي.
2. از جهت دليل نقلي.
* براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به كتاب هاي : نجم الثاقب ، العقبري الحسان ، جنة المأوي و بغية الطالب فيمن رأي الامام الغائب مراجعه شود .
امکان تشرف به حضور امام زمان از نظر عقل
اگر از ديدگاه عقل به اين مسئله بنگريم، هيچ گونه مانعي در اين باره وجود ندارد و عقل آن را ممکن مي داند. زيرا تحقق آن نه امري محال است و نه مستلزم امر محال مي باشد.
بنابر اين، همانگونه که خداوند به پيامبر مي فرمايد:
«قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ » سوره كهف / آيه 11 به مردم بگو، من نيز مانند شما انسانم».
امام عصر (عليه السلام) نيز همچون پيامبر هستند و گرچه از انظار عموم غايب مي باشند، ولي عقل، ديدن و مشاهده آن حضرت را ممکن مي داند.
علاوه بر اين، ـ طبق شواهد متقن تاريخي، افراد بسياري در دروه غيبت کبري به حضور حضرتش رسيده اند که اين دليل قاطعي بر امکان تشرّف است. زيرا بهترين دليل بر امکانِ چيزي، وقوع آن است.
در اين جهتِ از بحث به همين مقدار بسنده مي کنيم. زيرا هدف اساسي ما اين است که اين موضوع را از نظر روايات و براهين نقلي بررسي کنيم.
امکان تشرف به حضور امام زمان از نظر نقل
روايات ائمه اطهار (عليهم السلام) در مورد زندگاني حضرت مهدي (عليه السلام) در عصر غيبت، از نظر دلالت به طور کلي به سه دسته تقسيم مي شود:
دسته اول:
رواياتي است که از آن ها استفاده مي شود که امام زمان (عليه السلام) به طور طبيعي و معمولي، امّا به صورت ناشناس و با «خفاي عنوان» در ميان مردم و اجتماع مي باشند و مردم را مي بينند و مي شناسند و مردم نيز حضرت را مشاهده مي کنند، لکن آن حضرت را نمي شناسند.
اينک نمونه هايي از آن روايات را متذکّر مي شويم:
1 ـ سدير مي گويد: «از امام صادق (عليه السلام) شنيدم که مي فرمود: «به تحقيق در صاحب اين امر شباهتي از يوسف خواهد بود».
عرض کردم: گويا شما از غيبت وي سخن مي گوييد؟
حضرت فرمود:
چرا اين مردم خوک صفت، موضوع غيبت را انکار مي کنند. ـ مگر نمي دانند که ـ برادران يوسف که عاقل و با خرد و فرزندان پيامبران بودند، هنگام ورود بر وي با او به گفتگو و داد و ستد پرداختند، امّا او را نشناختند تا اين که خود را به آنان معرفي فرمود.
آن گاه يوسف را شناختند. پس چرا اين امت حيران، انکار مي کنند که خداوند در پاره اي از اوقات، حجتش را از آنان مستور بدارد؟»
... فما تنکر هذه الأمّة أن يکون اللّه يفعل بحجّته ما فعل بيوسف وأن يکون صاحبکم المظلوم، المجحود حقّه، صاحب هذا الأمر يتردّد بينهم، و يمشي في أسواقهم، و يطأ فرشهم ولايعرفونه حتّي يأذن اللّه له أن يعرّفهم نفسه کما اذن ليوسف حين قال له إخوته: «أءِنَّکَ لأَنْتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ» [1]
پس چرا اين امت انکار مي کند که خداوند با حجت خويش همان کند که با يوسف کرد؟ يعني صاحب شما که مظلوم است و حقش را انکار مي کنند، در بين امت رفت و آمد کند و در بازارشان راه رود و بر فرش هايشان قدم نهد. ولي او را نشناسند تا خدا به وي اجازه دهد که خود را به آنان معرّفي کند همچنان که به يوسف اجازه داد در آن هنگام که برادرانش به وي گفتند: آيا تو يوسفي؟! فرمود بلي، من يوسف هستم». [2] .
2 ـ در حديثي امام صادق (عليه السلام) شباهت آن حضرت را با يوسف پيامبر چنين بيان مي فرمايد:
«وأمّا سنّة من يوسف فالستر يجعل اللّه بينه و بين الخلق حجاباً يرونه ولايعرفونه». [3] .
«اما سنّتي که از يوسف (عليه السلام) در صاحب اين امر مي باشد اين است که خداوند بين او و ساير خلق، حجابي قرار مي دهد که او را مي بينند، ولي نمي شناسند».
3 ـ جناب محمّد بن عثمان ـ نايب خاصّ حضرت در غيبت صغري ـ که از ديگران به حال امام (عليه السلام) آگاه تر است، مي فرمايد:
«واللّه إنّ صاحب هذا الأمر ليحضر الموسم کلّ سنة فيري الناس و يعرفهم ويرونه ولايعرفونه». [4] .
«سوگند به خدا! همانا صاحب اين امر همه ساله در موسم حج حاضر مي شود و مردم را مشاهده مي کند و مي شناسد و مردم نيز او را مي بينند، امّا نمي شناسند».
[1]سوره يوسف / آيه 90
[2]غيبت نعماني / ص163، بحار الانوار / ج52 /ص154
[3] كمال الدين / ص351 /ح46
[4] كمال الدين / ص440/ ح8