کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


امیرالمومنین على عليه السلام : « آن كس از شما ايمانش كاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد »
امروز پنج شنبه 27 اسفند 1388 23:11

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند





ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 6 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست: حكايت مُحبّ و محبوب
پستارسال شده در: سه شنبه 9 تیر 1388 23:21 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 1 اسفند 1387 20:22

پست : 179

تشکر کرده اید :
2003
تشکر شده : 769 مرتبه به 179 پست

 

آفلاين

 

                             بسم الله الرحمن الرحيم


جبرئيل(ع) ، وقتي كه حضرت خليل(ع) را درآتش و تير طعنه نمروديان ديد ،درمحضر

او حاضر شد و فرمود :اگر حاجتي داري بيان فرما .

خليل الله گفت: حاشا ،مرا به جز پروردگار ياري نبا يد.

جبرئيل(ع) گفت: چون پرواي منّت مرا نداري ،نجات خود از قاضي الحاجات بخواه ،تا

ديده دشمنانت كور و دل دوستانت مسرور گردد.

گفت: چه خواهم ازآن كه خود حاضر وناظر است، محبّ صادق ، بنده  فرمان اوست

چرا رضا بر  قضاي الهي نباشم  كه  هر  كه به زخم پاي ندارد در نزد  او  جاي ندارد.

درياي لطف الهي به جوشش در آمد و ندا رسيد كه؛

                          يا نارُ كُوني بَرداً وَ سَلاماً عَلي اِبراهيم  *


اي جبرئيل حقيقت بندگي را در يافتي ،پس شفقت خداوندي را مشاهده كن!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*اي آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش (سوره انبيا آيه 69)


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از اسماني به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, hasan21, Labbaik, Mohsen1001, nimà, مستور
 موضوع پست: Re: حكايت مُحبّ و محبوب
پستارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1388 19:53 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 1 اسفند 1387 20:22

پست : 179

تشکر کرده اید :
2003
تشکر شده : 769 مرتبه به 179 پست

 

آفلاين

 

                             بسم الله الرحمن الرحيم


محب صادق و عاشق همچون ابراهيم خليل الله است كه...

خداوند به حضرت ابراهيم(ع) مال بسيار داده بود و فرشتگان گمان مي كردند كه دوستي ابراهيم

با حق تعالي به جهت مال ونعمت است! خدا براي تنبّه منكران و امتحان خليلش ، به جبرئيل فرمود

كه برو و در جايي كه ابراهيم بشنود ،مرا ياد كن. جبرئيل در صورت آدمي بر بالاي تلّي ايستاد و

به آواز خوشي ندا كرد؛

                                     سُبّوحٌ قُدّوس رَبُّ الملائِكةِ و الرّوح

چون ابراهيم نام خدا را شنيد لرزه بر جانش افتاد. در پي آواز دل نواز بر تلّ ريگ دويد و شخصي را ديد

گفت :تو بودي كه نام دوست مرا بردي گفت: بله،

ابراهيم(ع) گفت: اي جوان نيكو بيان اگر يكبار ديگر نام حق ببري نصف گوسفندانم را به تو مي بخشم

جبرئيل باز نام حق را خواند و خليل الله از كثرت شوق بيخود و بيقرار گرديد.

گفت:همه گوسفندانم از آنِ تو!يك بار ديگر نام دوست مرا بگو.جبرئيل باز گفت .

ابراهيم(ع) فرمود من ديگر چيزي ندارم كه فداي نام ذوالجلال كنم ،بار ديگر نام دوست ببر و بر تمام وجودم را مالك شو.

جبرئيل جواب داد ؛ اي ابراهيم مرا به گوسفندان تو حاجت نيست . من جبرئيلم و حقا كه جاي آن دارد كه خدا تو را

خليل(دوست)خود كرد، كه در وفاداري كاملي و در مرتبه دوستي صادق و در شيوه طاعت ،ثابت قدم.




                        وَالّذين آمَنُوا أشَدُّ حُبّاً لِلّه

           كساني كه ايمان آورده اند،نسبت به خدا شديد المحبت هستند."بقره آيه165"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از اسماني به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, hasan21, Mohsen1001, nimà, مستور
 موضوع پست: Re: حكايت مُحبّ و محبوب
پستارسال شده در: جمعه 12 تیر 1388 00:31 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 1 اسفند 1387 20:22

پست : 179

تشکر کرده اید :
2003
تشکر شده : 769 مرتبه به 179 پست

 

آفلاين

 

                             بسم الله الرحمن الرحيم



در احوال يكي از بزرگان آورده اند كه؛

شبي در صحن خانه به عبادت باريتعالي مشغول بود. دزدي به خانه اش آمد.وي غرق در راز و نياز با

محبوب خويش بود.دزد اثاثيه منزل را جمع كرد و راهي شد كه برود ، ولي! در بسته شد.برگشت

و وسايل را به جاي خود گذاشت و دوباره به سمت در رفت ، اينبار در باز شد!

مجدداً اثاثيه را جمع كرد كه ببرد وسوي در رفت . در دوباره بسته شد. اين عمل را چند بار تكرار كرد!

و عارف بيخبر از اين عالم  و مستغرق در انس با  رب العالمين.

ندائي آمد كه:

اي فلان، اگر يك دوست از خود بيخود است ،دوست ديگر هشيار و بيدار است.



اي خُــنُك جـاني كه در عشــق  جلال                 بذل كرد او خانمان و ملك و مال
غرق عشقي شد كه غرقست اندرين                 عشـــقهاي اوليـــن  و اخـــرين


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از اسماني به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, Mohsen1001, مستور
 موضوع پست: Re: حكايت مُحبّ و محبوب!!!
پستارسال شده در: يکشنبه 14 تیر 1388 19:46 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 1 اسفند 1387 20:22

پست : 179

تشکر کرده اید :
2003
تشکر شده : 769 مرتبه به 179 پست

 

آفلاين

 

                                   بسم الله الرحمن الرحيم


در ليلة المبيت ،

وقتي جناب امير المؤمنين علي(عليه السلام) به جاي ختمي مرتبت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله)

دربستر ايشان آرميد و جان خود را انفاق آن بزرگوار نمود ، از جانب رب الارباب به

جبرئيل و ميكائيل(عليهما السلام)خطاب رسيد : كدام يك از شما دو نفر در محبت و برادري، آنچنانست

كه بقيه عمر خود را از سر رضايت به او دهد ؟

هيچكدام اظهار ايثار ننمودند!

حق تعالي فرمود: اكنون وليّ ما علي مرتضي را بنگريد كه از جان خود گذشت و در جائي كه محل

نزول بلاي دوست و ابن عمّ اوست نشست!

قال الله الحكيم:

و مِنَ النّاس مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله وَاللهُ رَئوفٌ بالْعِباد  

و از ميان مردم كسي است كه جان خود را براي طلب رضاي خدا مي فروشد .

وخدا نسبت به (اين) بندگان مهربان است."سوره بقره، آيه 207



سبحان الله! اين حالت محبان حق است كه عقول در ادراك و فهم آن عاجزند هنوز!


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از اسماني به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, Mohsen1001, علی اصغر حسین, مستور
 موضوع پست: Re: حكايت مُحبّ و محبوب
پستارسال شده در: چهارشنبه 24 تیر 1388 01:22 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 1 اسفند 1387 20:22

پست : 179

تشکر کرده اید :
2003
تشکر شده : 769 مرتبه به 179 پست

 

آفلاين

 

بسم الله الرحمن الرحيم



روزي جناب سلمان فارسي از امير المؤمنين علي(ع) يكي از اسرار نهان را مسئلت كرد.

حضرت او را به قبر يهودي دلالت فرمود.

سلمان بر سر قبريهودي حاضر شد ولي قبر را شكافته ديد با حيرت داخل شد و

فضايي دلگشا و هوايي مسرت بخش را مشاهده نمود و مرد يهودي كه بر تختي عالي جلوس

كرده و خادمان پري رو در برابرش به خدمت ايستاده اند!وخلاصه به مقامي بس والا رسيده است.

سلمان خيلي تعجب كرد يهودي و...!!

از وي سؤال كرد كه تو را كدامين طاعت بدين مقام و منزلت رسانده است؟!

تو كه تمام عمر خود را در انكار دين اسلام گذرانده اي و بهره اي از دين نبرده اي!

يهودي جواب داد:بله ،من از شرف دين اسلام بهره اي نبرده ام ولي!!

در مدت عمري كه در دنيا داشتم علي(ع) را دوست مي داشتم


و همان محبت مايه نجات و موجب اين درجات والا شده است.


شاعري عزيز خيلي زيبا انشا كرده كه:


جنّـــــت المأوي است حــــبّ آنجنـــاب              اُدخُلوا  يا  مستحقــــين العقـــــــــاب

عشق اگر اين است جان قربان عشق              مرده گوي آن را كه نبُود جان عشق


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از اسماني به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, Mohsen1001, علی اصغر حسین, مستور
 موضوع پست: Re: حكايت مُحبّ و محبوب
پستارسال شده در: دوشنبه 29 تیر 1388 16:45 
Iron
Iron
نماد کاربر

تاريخ عضويت :
پنج شنبه 1 اسفند 1387 20:22

پست : 179

تشکر کرده اید :
2003
تشکر شده : 769 مرتبه به 179 پست

 

آفلاين

 

                                بسم الله العزيز


....واعظ صاحبدلي در مسجدي منبر رفته و از محبت خداي مهربان سخن مي گفت.

جمعيت با ادب و اشتياق به سخنان او گوش مي كردند. سكوتي خاص فضاي مسجد را پر كرده بود.

ناگهان يك عوامي كه الاغش را گم كرده بود وارد مسجد شده و بدون ملاحظه موقعيت فرياد زد:

ايهاالناس الاغم را گم كرده ام هركس پيدا كند مژدگاني مي گيرد.

واعظ گفت:لحظه اي بنشين تا من الاغت را پيدا كنم .سپس به سخنان خود ادامه داد ،گفت:

ايها المستمعون!شما را به خدا قسم مي دهم كدام يك از شما تا بحال عاشق خدا نشده ايد

و لذت محبت را نچشيده ايد؟!

مردي از گوشه جمعيت برخاست و گفت :من هنوز نفهميده ام!

عشق و محبت به خدا يعني چه؟!!

بلافاصله واعظ  رو به صاحب الاغ كردو گفت :گم كرده تو همين است !

  يعني آنكس را كه نبود عشق يار                           بهر  او  پالان و افساري  بيار

سينه خالي ز مهر گلــــــــرخان                              كهنه انباني بود پر زاستخوان
ــــــــــــــــــ
كليات شيخ بهايي ص4


بازگشت به بالای صفحه
 مشخصات ايميل  
تشکر کرده اید 

کاربران زیر از اسماني به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, مستور
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 6 پست ] 

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


کاربران حاضر

کاربران حاضر در اين انجمن: divoone110 و 1 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  


News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.169s | 28 Queries | GZIP : On | Load : 4.04 ]
 آمار بازدید سایت درباره ما عقاید مهم  Seo Powered by  MyPagerank.Net