بسم الله الرحمن الرحيم روزي جناب سلمان فارسي از امير المؤمنين علي(ع) يكي از اسرار نهان را مسئلت كرد. حضرت او را به قبر يهودي دلالت فرمود. سلمان بر سر قبريهودي حاضر شد ولي قبر را شكافته ديد با حيرت داخل شد و فضايي دلگشا و هوايي مسرت بخش را مشاهده نمود و مرد يهودي كه بر تختي عالي جلوس كرده و خادمان پري رو در برابرش به خدمت ايستاده اند!وخلاصه به مقامي بس والا رسيده است. سلمان خيلي تعجب كرد يهودي و...!!
از وي سؤال كرد

كه تو را كدامين طاعت بدين مقام و منزلت رسانده است؟!
تو كه تمام عمر خود را در انكار دين اسلام گذرانده اي و بهره اي از دين نبرده اي!
يهودي جواب داد:بله ،من از شرف دين اسلام بهره اي نبرده ام ولي!!
در مدت عمري كه در دنيا داشتم علي(ع) را دوست مي داشتم
و همان محبت مايه نجات و موجب اين درجات والا شده است. شاعري عزيز خيلي زيبا انشا كرده كه:
جنّـــــت المأوي است حــــبّ آنجنـــاب اُدخُلوا يا مستحقــــين العقـــــــــاب عشق اگر اين است جان قربان عشق مرده گوي آن را كه نبُود جان عشق