[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4691: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4693: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4694: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4695: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
درسهائی کوتاه از برای زندگی : نکته ها و لطایف - مرکز نشر اعتقادات

کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز پنج شنبه 30 خرداد 1398 21:00

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 3 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: دوشنبه 18 بهمن 1389 17:23 
Senior Member
Senior Member
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 16 آبان 1389 18:29
پست ها : 120
تشکر کرده اید: 248 مرتبه
تشکر شده:
476 مرتبه in 118 پست
روزی رسول اکرم ص وارد مسجد مدینه شد. چشمش به دو اجتماع افتاد، که یکی در گوشه ای مشغول عبادت بودند و اجتماع دیگر در جای دیگری در حال تعلیم و تعلم بودند. پیامبر به همراهانش گفت این دو دسته هر دو کار نیک می کنند و بر خیر و سعادتند. سپس فرمود: لیکن من برای تعلیم و دانان کردن فرستاده شده ام، پس خودش به طرف همان دسته که به تعلیم و تعلم اشتغال داشتند رفت و در حلقه انها نشست.

========================
========================

هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می کنیم، ولی اگر کسی بی نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند خداوند او را بی نیاز می کند.( این جمله را پیامبر ص به مردی که از شدت فقر به توصیه همسرش برای دریافت کمک به پیش ایشان امده بود فرمودند قبل از انکه مرد فرصت بیان خواسته اش را داشته باشد)

========================
========================

شخصی از امام صادق ع خواست تا برایش دعای وسعت رزق در پیشگاه خدا بفرماید ولی امام گفتند هرگز، تو در خانه نشسته و می خواهی بدون تلاش روزی به در خانه ات بیاید.

========================
========================

هرگز از دیگران در کارهایی که خود توان انجام انرا دارید کمک نخواهید، و به دیگران اتکا نکنید، ولو برای یک قطعه چوب مسواک باشد.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از soldier young به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مستور, مامونیه, اخرالزمان2, hosseingrami, dingo, Mohsen1001, مائده آسمانی, قهرمان علقمه
پستارسال شده در: چهارشنبه 20 بهمن 1389 20:00 
Senior Member
Senior Member
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 16 آبان 1389 18:29
پست ها : 120
تشکر کرده اید: 248 مرتبه
تشکر شده:
476 مرتبه in 118 پست
هرگاه دو نفر در یک راه با یکدیگر مصاحبت کنند حقی بر یکدیگر پیدا می کنند. ( از اینرو امام علی ع وقتی یکبار با یک  نصاری که او را نمی شناخت همسفر شد وقت جدا شدن مقداری از مسیر همسفرش را برای مشایعت پیمود و وقتی ان مرد نصاری علت مشایعت امام علی ع را فهمید(حق همسفر بر همسفرش) و وقتی متوجه شد او خلیفه مسلمین است طولی نکشید که او هم مسلمان شد و از افراد مومن و فداکار امیالمومنین ع قرار گرفت)

============================
============================

این کار شما را در دنیا به رنج می اندازد و در اخرت به شقاوت می کشاند. همیشه از اینگونه کارها که شما را پست و خوار می کند خودداری کنید. بعلاوه این کارها چه فایده ای بحال ان افراد دارد. ( این سخنان را مولا علی ع به اهالی شهر انبار که ایرانی بودند و برای بدرقه امام علی ع دنبال و جلوی مرکب امام می دویدند بیان کرد و انرا سنتی غلط انگاشتند)

============================
============================

روزی مردی مسیحی امام باقر ع را بنام انت بقر صدا کرد( بمعنی گاو ) برای استهزاء. امام با خونسردی جواب دادند نه من بقر نیستم من باقرم(بمعنی شکافنده علوم). مسیحی دوباره گفت: تو پسر زنی هستی که اشپز بود. امام با بردباری فرمودند: شغلش(خانه داری) این بود، عار و ننگی محسوب نمی شود. مسیحی جسارت کرد مادرت سیاه و بی شرم و بدزبان بود. امام باقر ع فرمودند اگر این نسبتها که به مادرم می دهی راست است خداوند او را بیامرزد و اگر دروغ است خدا از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی. وقتی مرد مسیحی این همه حلم و صبر را که نتیجه علم ایشان بود را دید در حالی که امام هر قدرتی را برای برخورد با یک نصاری در سرزمین اسلام داشتند منقلب شد و بعدها مسلمان شد.

============================
============================

مردی شترش رمیده بود و فرار می کرد. مردم با دیدن این صحنه برای کمک به دنبال مرد و شتر دویدند و فریاد کردند و شتر بیشتر رمید. صاحب شتر به مردم گفت لطفا کمک نکنید من خود با روشی ساده شترم را برمی گردانم. ( پیامبر این حکایت را برای یارانش در مورد افرادی بیان کرد که در برخورد با پیامبر درشتی می کنند و یاران پیامبر با خشم می خواهند بر سر او فرود ایند و این امر ان مردمان را از پیامبر فراری و بیشتر دور می کند).


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از soldier young به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مستور, مائده آسمانی, dingo, مامونیه
>
پستارسال شده در: شنبه 23 بهمن 1389 20:55 
Senior Member
Senior Member
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 16 آبان 1389 18:29
پست ها : 120
تشکر کرده اید: 248 مرتبه
تشکر شده:
476 مرتبه in 118 پست
روزی مردی شامی که برای حج به مکه امده بود بعد از دیدن حسین بن علی ع و با توجه به تبلیغات منفی که امویان در شام بر علیه هاشمیان کرده بودند جلو امد و هر چه ناسزا و فحش بلد بود نثار امام کردند. ولی در جواب ان مرد شامی امام چند ایه از حسن خلق و عفو و بخشش خواندند و پس از ان از ان شخص پرسیدند اهل شامی و پس از جواب مرد بدو گفتند تو در اینجا غریبی هر چه از جای استراحت و غذا و پول را که می خواهی به ما بگو تا برایت فراهم کنیم. مرد شامی که انتظار این برخورد را نداشت چنان منقلب شد که گفت: ارزو داشتم زمین شکافته می شد و مرا فرو می برد. در روی زمین کسی از حسین و پدرش مغبوضتر نزد من نبود ولی حالا او و پدرش محبوبترین انسانها نزد من هستند.

================================
================================

در زمان خلافت علی ع در کوفه زره ایشان گم شد. بعد از صباحی ان را نزد یک مرد مسیحی یافتند ایشان. امام شکایت به قاضی بردند و گفتند که من این زره را نه فروخته ام و نه به کسی هبه کرده ام ولی مرد مسیحی هم این صحبت ها را انکار کرد پس چون امام علی ع شاهدی نداشت قاضی به نفع مرد مسیحی رای داد. امام علی ع نیز این رای را قبول کردند. ولی مرد مسیحی که بهتر می دانست زره مال کیست و وقتی دید که در این حکومت حتی برای خلیفه نیز تبعیض قائل نمی شوند وجدانش مرتعش شد و زره را به امام پس داد و طولی نکشید که با شوق و ایمان در زیر پرچم امام علی ع بعنوان مسلمان در نهروان جنگید.

================================
================================

کسی که چند دانه خرما یا چند قرص نان یا چند دینار دارد و قصد انفاق انها را دارد در درجه اول بر پدر و مادر خود باید انفاق کند و در درجه دوم خودش و زن و فرزندش و در درجه سوم خویشان و برادران مومنش و در درجه بعد خیرات و مبرات باید انجام دهد.

================================
================================

خداوند دعای چند دسته را مستجاب نمی کند:
1- کسی که از خداوند بدی برای پدر و مادرش بخواهد.
2- کسی که مالش را به قرض داده و از طرف شاهد و گواهی و سندی نگرفته باشد و فرد قرض گیرنده مالش را خورده باشد.(از باب بازگش مالش)
3- کسی که از خداوند دفع شر زنش را بخواهد.(چون این امر در دست خود اوست به امر طلاق)
4- ادمی که در خانه بنشیند و از خداوند روزی طلب کند.
5- کسی که خدا مال و ثروت به او داده ولی او با بخششهای بیجا ان را تباه کند. (از باب بازگشت اموالش به سبب خیرات بیجا)
6- کسی که درباره ی قطع رحم دعا کند.(چیزی بخواهد که مستلزم قطع رحم باشد یا همان صله ارحام)
                                                                                  (امام جعفر صادق ع )

=================================
=================================

نفس انسان اگر بمقدار کافی وسیله ی زندگی نداشته باشد در اطاعت حق کندی و کوتاهی کند و نشاط و نیروی خود در راه حق را از دست می دهد.      (سلمان فارسی)

=================================
=================================

* در پایان به سبب درخواست یکی از دوستان اعلام می کنم تقریبا منبع تمام مطالب این سه پست در این تاپیک کتاب داستان راستان اقای مطهری تئوریسین انقلاب اسلامی می باشد که به خلاصه ترین حالت داستانها را ارائه دادم تا دوستان در کمترین زمان بیشترین استفاده را ببرند.
* اما از انجائی که شخصا معتقدم حرف حق را هرکسی بیان کند باید گوش کنیم و یاد بگیریم حتی اگر یک منافق یا یک کودک حرفی درست بزند شخصا علاقه ای به اعلام منبع مطالبم ندارم و اگر داستانها یا سخنانی که ارایه می کنم از نظر خواننده درست است از ان استفاده کند و اگر غلط است با انتقاد از پی اصلاح ان بکوشد و نویسنده را در صحت کارش یاری کند.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از soldier young به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی, مستور, قهرمان علقمه, dingo, مامونیه
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 3 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.139s | 20 Queries | GZIP : On | Load : 1.8 ]
Seo