کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز پنج شنبه 2 آذر 1396 16:18

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 2 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 18:58 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: سه شنبه 28 اسفند 1386 15:47
پست ها : 280
تشکر کرده اید: 314 مرتبه
تشکر شده:
806 مرتبه in 253 پست
بسم رب الحسین علیه السلام

سلام بر شما

متاسفانه برخی افراد هستند که به زعم خود در قرآن تعمق کرده و عصمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را تنها در بیان وحی می دانند و سخن خود را مستند به آیه آخر سوره کهف می کنند .

لذا سخنی از جناب دکتر جواد علایی در رد سخنان مجتهد شبستری را بیان می کنم .

این نقد صحبتهای مجتهد شبستری در دانشگاه اصفهان می باشد .

دکتر علایی چنین می گویند :

آقاي شبستري در بخشي از سخنراني مورد بحث، با استناد به آيه ديگري از قرآن گفته اند:
«"قل انّما انا بشرٌ مثلکم ..." من مثل شما يک انسانم، علايق شما را هم دارم، تمايلات شما را هم دارم، نقطه ضعف هاي شما را هم دارم. اگر شما در درون خودتان وهم ها و خيالات بر شما غلبه مي کند و بايد خودتان از زير اينها بيرون بکشيد، تاريک مي شود درونتان بايد روشنايي ايجاد کنيد. من هم همينطور. شما چيزهايي را دوست داريد، من هم دوست دارم. شما از چيزهايي بدتان مي آيد من هم بدم مي آيد.... "انا بشر مثلکم" يه اضافه دارد "يوحي الي انما الهکم اله واحد" تفاوت من با شما اينست که من هميشه در درون به من امدادي [وحيي] مي رسد و آن امداد اين است که اله شما اله واحد است.»


ايشان از آيه مورد استناد، نتيجه گرفته که تنها تفاوت پيامبر اکرم(ص) با سايرين، وحي است. (آن هم وحي بدين مضمون که « اله شما اله واحد است.») آن گاه تمام ضعف هاي انسان هاي عادي را قابل تسري به آن حضرت دانسته است.

اين خطاي بزرگي است؛ که اشتباهات قابل توجهي را در شناخت مقام رسول خدا(ص) ناشي مي شود.

توضيح اين که منحصر دانستن اختلاف ساير انسان ها با پيامبر اکرم(ص) به وحي، ناشي از کاربرد کلمه «انما» در آيه شريفه مي باشد. «انما» از ادات حصر است که علماي نحو در توضيح کاربرد آن گفته اند: «آن چه بعدش ذکر شده اثبات، و غير آن رانفي مي کند.»

به عنوان مثال؛ از«انما ضرب زيد عمروا» دو مطلب فهميده مي شود:
1- زيد عمرو را زده است.
2- زيد کسي جز عمرو را نزده است.

به تعبير ديگر، اگر کسي بگويد:«من بنّا هستم.»، ممکن است در کنار اين شغل، شغل دوم و سومي هم داشته باشد. راننده، نجار، نقاش،.... نيز باشد، اما اگر گفت: «من فقط بنّا هستم.» يعني اينم و جز اين نيستم، و لذا گوينده؛ با کاربرد حصر، همه مشاغل به جز بنّايي را از خود نفي نموده است.

اما کاربرد حصر؛ به اين مطلب خلاصه نمي شود. در کنار مثال هايي که آورديم و به آن ها «حصر مطلق» مي گويند، نوع ديگري وجود دارد، که «حصر نسبي» ناميده مي شود.

باز هم مثالي مي آوريم. شخصي را در نظر بگيريد که هم «بنّا» و هم «نجّار» است. اگر کسي به حالت اعتراض، به يک ساختمان در حال ساخت، که اين شخص به عنوان بنّا در آنجا مشغول کار است؛ وارد شود و با داد و فرياد بگويد: «اين چه وضعي است، چرا اين قدر مصالح ساختماني در کوچه و خيابان ريخته ايد و راه مردم را بند آورده ايد؟ » در اين حالت اگر وي پاسخ دهد: «آقا به من چه ربطي دارد؟» «من فقط بنّا هستم.»، منظور وي از جمله اخير قطعاً اين نيست که «بنّا هستم.» و «نجار و آهنگر و نقاش و ..... نيستم.» بلکه منظور اين است که «من بنا هستم.» و بر خلاف تصور يا ادعاي شما «مسئول کارگاه ساختماني نيستم.» و مشکلاتي که گفتيد، به من مربوط نيست.

حصر مطلق اگر مثلاً راجع به مشاغل به کار برده شود، ناظر به همه شغل ها خواهد بود، يعني يک (يا چند) شغل را براي کسي ثابت و همه مشاغل ديگر را نفي مي کند، اما حصر نسبي اصلاً چنين کارکردي ندارد و مجموعه مرجع آن، صرفاً ذهن مخاطب است.

بنابراين اگر از کسي سؤال شود که چه حرفه ها و شغل هايي دارد، و او بگويد: «من فقط بنّا هستم.» يعني «من بنّا هستم و هيچ شغل ديگري ندارم.»، اما اگر جمله «من فقط بنّا هستم.» در فضاي «حصر نسبي» بيان شود، معنايش آن است که « من بنّا هستم، نه آن چه شما فکر مي کنيد.» ضمن اين که از آن؛ نفي ساير مشاغل فهميده نمي شود.

توضيح فوق، دقيقاً تعريف يکي از انواع سه گانه «حصر نسبي» است که آن را «حصر قلب» ناميده و کاربرد آن را در جايي مي دانند که «متکلم مي خواهد عکس عقيده مخاطب را به او القا کند.»  

طبعاً تشخيص اين که حصر؛ مطلق است يا نسبي، بايد با توجه به سياق و فضاي کلام و قرائن موجود به دست آيد.

از توضيحاتي که گذشت، فهميده مي شود که «حصر نسبي» در مقام نفي عقيده مخاطب و نشاندن عقيده متکلم به جاي آن به کار مي رود.

اکنون به آيه مورد بحث بپردازيم و بررسي اين که چه نوع حصري در آن به کار رفته است.

در اين آيه به پيامبر(ص) دستور داده مي شود که «بگو: من فقط"بشري مانند شما که به من وحي مي شود" هستم.»

آيا اين کلام؛ يعني «بشري مانند شمايم که به من وحي مي شود ولاغير.» يا معنايش اين است که « بشري مانند شمايم که به من وحي مي شود، نه آن چه شما گمان مي کنيد.»

براي يافتن پاسخ، به آيات زير که ذهنيات غلط مخالفان نسبت به پيامبر(ص) را مطرح مي کند؛ ملاحظه کنيد:
*سوره فرقان:وَقالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشي‏ فِي الْأَسْواقِ لَوْلا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذيراً(7)
وگفتند: چرا اين پيامبر غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود؟چرا فرشته‏اى بر او نازل نشده كه همراه وى مردم را انذار كند؟

*سوره انبياء: ... وَ أَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنتُمْ تُبْصِرُونَ(3) ... وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِى إِلَيهِْمْ فَسَْلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(7) وَ مَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَ مَا كاَنُواْ خَلِدِينَ(8)
... و ستمگران پنهانى نجوا كردند (و گفتند): «آيا جز اين است كه او بشرى همانند شماست؟! آيا به سراغ سحر مى‏رويد، با اينكه مى‏بينيد؟(3) ... ما پيش از تو، جز مردانى كه به آنان وحى مى‏كرديم، نفرستاديم (همه انسان بودند، و از جنس بشر). اگر نمى‏دانيد، از آگاهان بپرسيد.(7) آنان را پيكرهايى كه غذا نخورند قرار نداديم! عمر جاويدان هم نداشتند.(8)

*سوره اسراء: وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتىَ‏ تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنبُوعًا(90) أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نخَِّيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَرَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا(91)أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتىِ‏َ بِاللَّهِ وَ الْمَلَئكَةِ قَبِيلاً(92) أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقىَ‏ فىِ السَّمَاءِ وَ لَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتىَ‏ تُنزَِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبىّ‏ِ هَلْ كُنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولًا(93) وَ مَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَن قَالُواْ أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَّسُولًا(94)
و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اينكه چشمه‏جوشانى از اين سرزمين براى ما خارج سازى(90) يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد و نهرها در لابه‏لاى آن جارى كنى(91) يا قطعات آسمان را- آن چنان كه مى‏پندارى- بر سر ما فرود آرى يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى(92) يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد يا به آسمان بالا روى حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه نامه‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم. مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!(93) تنها چيزى كه بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود که گفتند: «آيا خداوند بشرى را به عنوان رسول فرستاده است؟» (94)

ملاحظه مي شود که درآيات فوق، دو مانع مهم برسر ايمان آوردن مخاطبان پيامبر(ص) ذکر شده است که مي گفتند :

1-  چرا اين پيامبر غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود؟ يعني چرا با انسان هاي عادي تفاوت ندارد؟
2-  چرا اين پيامبر درخواست هاي جوراجور آنان را عملي نمي کند؟
اهميت اين موانع فکري، در ايمان آوردن آنان به حدي بوده است که در آخرين آيه(اسراء/94)، - برسبيل تأکيد- اين سخن مردم که «آيا خداوند بشرى را به عنوان رسول فرستاده؟» به عنوان تنها مانع ايمان آوردن آنان مطرح شده است.

متقابلاً در آيات سوره انبياء؛ پاسخ داده شده که ما پيش از اين نيز، به جز «مرداني[انسان هايي] که به آنان وحي مي شد» به عنوان پيامبر نفرستاديم. و در آيات سوره اسراء نيز از پيامبر نقل مي شود که:«من؛ جز انسانى فرستاده خدا نيستم». اين تأکيد بر «انسان بودن پيامبر» در مقابل عقيده غلط مشرکان است که «پيامبر نبايد مثل انسان ها راه برود و غذا بخورد و ...» و تأکيد بر «رسول بودن» يا «مخاطب وحي بودن آن حضرت» - که دو معناي ملازمند- در مقابل اين عقيده غلط مشرکان است که «پيامبر بايد هر معجزه اي ما مي خواهيم؛ ارائه کند.» زيرا رسول و فرستاده، بايد طبق دستور و رسالت عمل کند؛ و نه به صرف دلخواه مخاطبان.

بنابراين مضمون آيه کريمه « إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيّ‏ ...» که تأکيد بر همان دو ويژگي پيامبر(ص)، يعني «انسان بودن» و «مخاطب وحي بودن» دارد، بر همان سياق و در چهارچوب «حصر نسبي» و «در مقام نفي عقيده مخاطب و نشاندن عقيده صحيح به جاي آن» است.

لذا معنا کردن آيه اخير در قالب «حصر مطلق» و بدين شکل که ادعا شود پيامبر اکرم(ص) «انساني مخاطب وحي» است؛ و ديگر هيچ! و نتايج مترتب بر آن (من نقطه ضعف هاي شما را هم دارم و ...)، توجيه و مقبوليت علمي ندارد.




یا علی ع          

_________________
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

هر که ز حیدر جداست


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از amoonaser به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی, Mohsen1001
پستارسال شده در: دوشنبه 1 آبان 1396 22:46 
New Member
New Member
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 1 آبان 1396 22:37
پست ها : 7
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه in 0 پست
تشکر فراوان از سایت شما
بسیار عالی هست
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 2 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.030s | 16 Queries | GZIP : On | Load : 0.54 ]
Seo