[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4691: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4693: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4694: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4695: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
فقط حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام اميرالمومنين است. : اميرالمومنين علي (علیه السّلام) - Page 2 - مرکز نشر اعتقادات

کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز شنبه 30 شهریور 1398 04:41

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 19 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: سه شنبه 31 خرداد 1390 14:59 
Senior Member
Senior Member
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 1 مهر 1387 14:58
پست ها : 104
تشکر کرده اید: 242 مرتبه
تشکر شده:
218 مرتبه in 93 پست
بسم الله الرحمن الرحیم

سلمان فارسي که رحمت خدا بر او باد، مي‌گويد: وقتي که پيامبر (ص) در شان علي (ع) فرمود: من شهر علم هستم و علي، دروازه آن شهر است،
منافقان در مورد علي (ع) حسادت شديد ورزيدند و بين خود توطئه کردند تا علي (ع) را در همين مورد (علم) به نظر واهي
خودشان، درمانده کنند. توطئه آنها اين بود که چند نفر هرکدام جداگانه نزد علي (ع)
بروند و سوال کنند: علم بهتر است با ثروت؟ گفتند: اگر وي در پاسخ هر کدام يکسان  پاسخ گفت، مي‌فهميم که علم او اندک است
و اگر پاسخ هرکدام را به‌گونه‌اي داد که با پاسخ‌هاي ديگر تفاوت داشت، ديگر در اين راستا راهي براي عيب‌تراشي و انتقاد از او   نداريم.
اين توطئه به اين ترتيب اجرا شد که يکي‌يکي آمدند و هرکدام جداگانه از آن   حضرت سوال کردند.

   -اولي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. گفت:
   چرا؟ فرمودند: براي اين‌که علم، ميراث پيامبران است. ولي مال ميراث قارون و هامان و
   فرعون است.

- دومي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. گفت:
  چرا؟ فرمودند: براي اين که مال را تو بايد حفظ‌کني. ولي علم تورا حفظ مي کند.

سومي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي عليه السلام فرمودند: علم بهتر است.

پرسيد: چرا؟ فرمودند: براي‌اينکه صاحب ثروت، دشمنان بسيار دارد، ولي صاحب علم
دوستان بسيار دارد.

چهارمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: "علم بهتر
است". پرسيد: چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه هرگاه از مال استفاده‌کني، از آن
کاسته مي‌شود، ولي اگر از علم استفاده‌کني، برآن افزوده‌مي‌شود"

پنجمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد:

چرا؟ فرمودند: "براي‌اينکه صاحب‌مال با صفاتي مانند بخيل و لئيم، خوانده مي‌شود،
ولي از صاحب‌علم با احترام و تجليل، نام برده‌مي‌شود"

- ششمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: علم بهتر

است. پرسيد: چرا؟ فرمودند: "براي‌اينکه در مورد مال، از دزد ترسيده مي‌شود که مبادا
به آن دستبرد بزندوببرد، ولي در مورد علم چنين ترسي نيست"

هفتمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد:

چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه مال با گذشت زمان، کهنه‌مي‌شود. ولي علم با مرور
زمان، کهنه نمي‌شود و هميشه تازه است"

هشتمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد:

چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه مال، قلب صاحبش را سخت مي‌کند، ولي علم قلب
صاحبش را نوراني مي‌نمايد"

نهمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: علم بهتر

است. پرسيد: چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه صاحب مال، تکبر مي‌ورزد و خودبيني
مي‌کند، ولي صاحب علم، خاشع و متواضع است"

در اين‌هنگام همه آنها گفتند: خدا و رسولش راست گفتند و بدون ترديد، علي، باب همه
علوم است. علي (ع) فرمودند: به خدا سوگند، تا زنده هستم، اگر همه خلايق تا پايان
روزگار از من سوال کنند، در پاسخ آنها درمانده نمي‌شوم و به هرکدام، پاسخي جداگانه،
غير از پاسخي که به‌ديگري داده‌ام، خواهم داد.


_________________

قال مولانا حسن بن علی علیه السلام : استعدّ لسفرك و حصّل زادك قبل حلول أجلك، و اعلم أنّك تطلب الدّنيا و الموت يطلب
ك

مهياى مسافرت (آخرت) شو، و توشه آن را پيش از رسيدن اجل فراهم نما، و بدان كه تو دنيا را طلب نمايى و مرگ تو را مى‏طلبد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محی الدین14 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
sh.ahmad, ع ل ی, رهرو حضرت زهرا
پستارسال شده در: سه شنبه 31 خرداد 1390 21:08 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام

اللهم جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین علی بن ابیطالب و اولاده معصومین علیهم السلام
حضرت على (علیه السلام ) در بعضى اوقات از مصائب و گرفتاریهاى آیندگان خبر مى داد و راه درمان ابتلائات آنها را گوشزد مى كرد.
حضرت على (علیه السلام ) فرمود:« زمانى بر مردم خواهد آمد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بین آنها پدید مى آید.»
   1- كارهاى زشت آشكار مى گردد و معمولى مى شود.
   2- پرده هاى عفت و شرم پاره مى گردد.
   3- زنا كارى و تجاوزهاى ناموسى علنى مى شود
  4- مالهاى یتیمان را حلال مى شمارند و مى خورند.
5-   ربا خوارى شیوع پیدا مى كند.
   6- در كیلو و وزنها، كم و كاست مى كنند.
    7- شراب را به اسم نبید حلال شمرده و مى خورند.
8-    رشوه را به عنوان هدیه و شیرینى مى گیرند.
9-      به نام امانت دارى خیانت مى نمایند.
     10- مردها خود را به شكل زنان و زنان خویش را به صورت مردها در مى آورند.
11-      به احكام و دستورات نماز بى اعتنائى مى كنند.
    12- حج خانه خدا را براى غیر خدا (براى ریا و یا تجارت ) بجا مى آورند.

سپس در ادامه فرمود:
كیفر این زشتى ها این است كه خداوند آنها را از فیوضات خود محروم مى كند، تا جائى كه ماه )شوال ) براى آنها مخفى مى شود بطورى كه گاهى دو شبه دیده مى شود (كه معلوم مى شود روز عید فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اینكه روزه آن حرام بوده است ( و زمانى شب اول رمضان مخفى مى شود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مى خورند و روز عید فطر را به خیال آخر ماه رمضان روزه مى گیرند. در این وقت باید ترسید از اینكه خداوند بطور ناگهانى آنها را كیفر كند (مانند زلزله و طوفان و سیل(.
چرا كه به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مى گیرد، تا جائى كه كسانى صبح سالم هستند ولى شب در دل خاك و قبر آرمیده اند و گاهى شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.
وقتى چنین روزگارى پیش آمد، لازم است انسان همیشه وصیت كرده باشد كه مبادا بلائى بر او فرود آمده و بدون وصیت بمیرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد.
هر یك از شما آن زمان را درك كرد بدون وضو نخوابد و اگر برایش امكان دارد همیشه با وضو باشد چه ترس آن است كه مرگ ناگهانى برسد، لذا خوب است با وضو باشد كه روح وى با طهارت خدا را ملاقات نماید.
من شما را ترساندم اگر بترسید و آگاه نمودم ، اگر آگاه گردید و شما را پند دادم چنانچه پند گیرید پس در پنهانى و آشكار، از خدا بترسید و نباید كسى از شما بمیرد، مگر اینكه مسلمان باشد، زیرا هر كس به جز اسلام آئینى داشته باشد از او پذیرفته نیست و در آخرت زیان كار است

يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از ع ل ی به خاطر این پست تشکر کرده اند:
رهرو حضرت زهرا
>
پستارسال شده در: سه شنبه 31 خرداد 1390 21:10 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام

بسم الله الرحمن الرحيم
«اللهم جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين و اولاده معصومين عليهم السلام»
شيعه يعني چه؟
اين واژه در زمان پيغمبرصلي الله عليه و اله و سلم هم استعمال شده است. در قرآن کريم هم به شکل اضافه مضاف و مضاف اليه هم به شکل غير اضافي، مفرد يا جمع استفاده شده است.
ابتدا معناي تشيع ، تشيع مصدر باب تفعل است. تشيع يعني در چيزي مستهلک شدن. مثلا تشيع في الشيء يعني در چيزي منحل شد.
از طرفي واژه شيعه دو معنا دارد. يکي به معناي گروه است و ديگري به معناي پيرو. خود شيعه يعني گروه و فرقه، و شيعه شدن يعني فرقه فرقه شدن. وقتي به حالت اضافي به کار رود، در معنای دوم است، مثلاً شيعه آل ابي سفيان، شيعه علي ابن ابيطالب.
***در قرآن نيز شيعه در هر دو معناي آن استفاده شده است. "ابراهيم از شيعيان نوح است." اين جمله زيباترين استعمال واژه ی شيعه در قرآن است. آيه  83 سوره صافات است: شاهد مثال «و ان من شيعته لابراهيم»، ابراهیم از شيعیان نوح بود. شيعه نوح يعني: پيرو نوح. در سوره مريم  يک نحوۀ استعمال ديگر شيعه رامي بينيم: «ثم لَنَنزِعَنَّ من کل شيعهٍ ايهم اشدُّ علي الرحمنِ عتياً» سپس ما بيرون مي کشيم از هر فرقه  و گروهي، آنها را که بر خداي رحمان دشمن ترند. پس شيعه در قرآن گاهي به معناي فرقه به کار رفته است و گاهي به معناي پيرو.
***جاي ديگري که اين آيه استعمال شده در سورۀ قصص آيه 15 دوبار واژه شيعه استعمال شده است: «و دخل المدينه علي حين غفله من اهلها» داخل شهر شد وقتي که مردم غافل بودند، «فوجد فيها رجلين يقتلان» دو مرد را يافت که با يکديگر مبارزه مي کردند، «هذا من شيعته و هذا من عدوه» اين از پيروان موسي بوده و آن از دشمنان شاهد مثال: شيعه در مقابل عدو. شيعته: شيعه موسي. آنجا شيعه نوح اينجا شيعه موسي. «فاستغثه الذي من شيعته علي الذي من عدوه» آن که شيعه موسي بود در برابر آن که از دشمنان موسي بود، از او طلب کمک کرد اين هم استعمال دومش. «فوکزهُ موسي» موسي مشتي به او زد «فقضي عليه» او از دنيا رفت.
***شيعه امروز به معناي فرقه نيست، به معناي پيرو است. لذا از خود واژه ي شيعه شايد چيز فراواني نمي توانيم پيدا کنيم.پس مي گوييم: شيعه علي(ع)، شيعه جعفري، شيعه علوي، شيعه حسيني.
اولين باري که اسم شيعه استعمال شده در زمان پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم بوده است. اما نمي دانيم به صورت علم استعمال شده است يعني به صورت اسم خاص يا به صورت اسم عام. در بين روايات هست، به قدري هم زياد است که بتوان اطمينان پيدا کرد. پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم همان واژه را استعمال کرده اند، اما نه بدون مضاف اليه. مثلاً پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم عباراتي دارد که در آن « شيعه علي» استعمال شده است. مثلاً «انّ شيعه علي لفائزون» پس شيعيان علي رستگارانند. اما نداريم که خود واژه شيعه بدون علي به کار رفته باشد و منظور هم اين مذهب بوده باشد. اين را نمي توان به پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم نسبت داد. حتي در نهج البلاغه هم، اين واژه به معني پيروان علي به کار رفته است. در خطبه ۲۱۸ اما به صورت علم نبوده است. در آنجا آمده است: در جنگ جمل از امام علي(ع) سؤال مي کنند: چه اتفاقي افتاد، امام علي(ع) شروع مي کند به توضيح دادن. در بين عباراتش اين است که: «و وثبوا علي شيعتي» اين ها تاختند بر پيروان من.
کساني که اولين بار به عنوان شيعه علي(ع) نام گرفتند، چهار نفر هستند: سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد، و عمار ياسر. اعتقاد اينان آن بود که رهبري مسلمانان پس از پيامبر حق علي است. دفاع هم مي کردند، ابراز هم مي کردند.
ويژگي اصلي علي که اين پيروان اوليه بر آن تاکيد مي کردند، افضليت علي(ع) نسبت به ديگران پس از پيامبر است. اين مسئله را مي توان اولين جرقه اي دانست که دلالت بر تمايز اين فرقه نسبت به ديگران مي کرد. پس شايد از اينها بتوان پرسيد که شيعه بودن يعني چه. پس غير از آن چهار منبعي که گفتم، اين چهار نفر هم براي ما افراد قابل توجهي هستند. البته در مراحل بعدي نيز برخي صحابه وجود دارند که بتوان از آنها هم اين سئوال را پرسيد، مثل کميل بن زياد که صحابه خود اميرالمومنين است. مثل مالک اشتر نخعي که او هم از صحابه اميرالمومنين است. مثل ابوايوب انصاري، ابوحمزه ثمالي، زراره ابن اعين، محمد بن مسلم، هشام بن حکم. اين افراد، همنشينان و پيروان وفادار امامان و البته انسانهاي عالمي در زمانه خود و صاحب تاليف بوده اند. البته کتب اين بزرگان هم به عنوان حديث و روايت به ما رسيده، همان مشکلي که براي سنت نبوي و سنت ائمه گفتيم، براي سخن اين صحابه هم وجود دارد.
تا اينجا مشخص شد که واژه شيعه چگونه استعمال شده است. به تدريج وقتي مي گفتند شيعه، بدون استفاده از اضافه به علي(ع)، منظور فهميده مي شد. شيعه يعني پيرو علي(ع). به نظر مي رسد، مهمترين نکته اي که در اين بحث بايد دنبال کنيم، آن است که تحقيق کنيم که علي(ع) چه ويژگيهايي داشت که ما مي خواهم شيعه علي(ع) بمانم
«تشيع يعني اعتقاد به جانشيني بلافصل علي ابن ابي طالب(ع) پس از پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم ».
مي بينيم که اين مهمترين ويژگي تشيع است. « قول به عصمت ائمه اثني عشر و قول به نصب امام علي در غدير خم» و همين طور ادامه داده تا نکات بعدي. شايد ديگر ويژگيهاي تشيع در تفحص تاريخي ما به گونه اي ديگر به دست آيد، اما چيزي که نمي توانيم انکارش کنيم، اين است که تشيع يعني پيرو علي ابن ابيطالب(ع) بودن و آن شيعيان اوليه مهمترين نکته اي که در علي(ع) پيدا کردند آن بوده که او بايد جانشين بلافاصله پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم  باشد.
***اما امروز وقتي من و تو همان واقعه را بازخواني مي کنيم، شايد بيش از آنکه روي جانشيني بلافصل تاکيد کنيم، مي پرسيم که چرا علي(ع) افضل افراد پس از رسول در بين مسلمانان است؟ علي(ع) چه ويژگيهايي داشت که سلمان، صحابي دنياديده پيرو او مي شود؟ ابوذر چه چيزي در علي(ع) ديده بود که پيرو او شد. شايد امروز چندان خلافت و امامت و بلافصل و مع الفصل، آن اهميت تاريخي را نداشته باشد.
شهيد مطهري در «امامت و رهبري» سخنی به این مضمون دارد: ۱۴۰۰ سال پيش دعوايي بين مسلمان صدر اسلام درباره جانشين پيامبر وجود داشت، بين همه آدمها اين مسائل پيش مي آيد، وقتي آدم بزرگي از دنيا مي رود، بر سر جانشيني او دعوا مي شود. حالا هر چه باشد، اين يک دعواي تاريخي است. آیا ما به اعتبار آن دعواي تاريخي اسمي براي خودمان گذاشتيم؟ امروز بايد چه کنيم؟
در واقع خلافت بلافصل، مميز امروز تشيع و تسنن نيست. مميز تاريخي هست ولي مميز امروز نيست. امروز ما يک تفاوت مهم تر داريم. آن چيزي که به نظر من در مجموعه مطالعاتمان بايد به دنبال آن باشيم همان "شيعه علي بودن" است. ببينيم آن چهار نفري که اولين شيعيان بودند در علي ابن ابيطالب چه يافتند؟
ابتدا به اين مقوله ميپردازيم که مميزات تاريخي تشيع چيست. يا مميزات تشيع تاريخي، مميزاتي که تشيع در طول تاريخ خود داشته است.
مهمترين آنها، اعتقاد به وجود انسانهايي است به نام امام با اين ويژگيها:
.۱علم غيب دارند غير از پيامبر.۲ عصمت دارند غير از پيامبر.
.۳ منصوبند از جانب خدا غير از پيامبر.4مسئله اي به نام غيبت.
اين چهار اعتقاد کاملا متفاوت با اعتقادات ديگر مسلمانها است. شيعيان در تحقق تاريخيشان کساني هستند که به اين چهار شاخصه اعتقاد داشته باشند. اولا به علم غيب قائل باشند، يعني بگويند امام کسي است که بيشتر از سرچشمه هاي عادي مي داند، علمي ماوراي علم عادي دارد. اين امام ويژگي دومي نيز دارد که با انسانهاي متعارف، متفاوت است و آن عصمت است. و سوم آنکه امام يک نشاني دارد، و آن حکم رسمي از جانب خدا است. اين انتصاب به هر چه هست، بر ما معلوم نيست، به زعامت و رهبري، به هدايت معنوي، به تشريع، به هر چه هست، از سوي خدا به آن نصب شده است. سپس در مرحله اي هم امري به نام غيبت مطرح مي شود. ديگر مسلمانان در غیر پیامبر به اين امور قائل نيستند
ويژگيهاي اعتقادي ديگري هم گفته شده است، اعتقاد به بداء، اعتقاد به رجعت و... يا در برخي احکام فقهي هم تفاوتهايي گفته اند، اما اين تفاوتها بين مذاهب اهل سنت نيز وجود دارد. پس به نظر مي رسد اينها مسئله مهمي نباشد، اما آن چهار مورد، مميزات تاريخي تشيع است.
وصلي الله علي محمد واله الطاهرين


يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از ع ل ی به خاطر این پست تشکر کرده اند:
رهرو حضرت زهرا
>
پستارسال شده در: سه شنبه 31 خرداد 1390 21:19 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام


«اعیان علمای خاصه و عامه از مفسرین و محدثین، شأن نزول آیه ی كریمه “إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ” را انگشتر بخشی آن حضرت در حال ركوع دانستند. به نقل روایتی از أبیذر غفاری از تفاسیر عامه اكتفاء می كنیم كه گفت : روزی با رسول خدا - صلی الله علیه و آله - نماز ظهر را خواندم. سائلی در مسجد سؤال كرد. كسی چیزی به او نداد. دست به آسمان بلند كرد و گفت: بار الها! شاهد باش در مسجد پیغمبر سؤال كردم، احدی به من عطایی نكرد . علی - علیه السلام - در نماز در حال ركوع دست راستش را به جانب او دراز كرد . سائل انگشتر را از انگشت او گرفت. و آن واقعه در مرأی و منظر رسول خدا - صلی الله علیه و آله - بود. آن حضرت رو به آسمان با خدای خود گفت :

برادرم موسی از تو سؤال كرد و گفت : “رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ، وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ، وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ، يَفْقَهُوا قَوْلِي ، وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي ، هَارُونَ أَخِي ، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ، وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي” ، بر او نازل كردی: “سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ” ، بارالها! من محمّد - صلی الله علیه و آله - نبیّ تو و برگزیده تو هستم " اشرح لی صدري ويسّر لي أمری واجعل لي وزيرا من أهلي عليِاً اشدد به أزري " . ابی ذر گفت: دعای آن حضرت تمام نشده بود كه جبرئیل نازل شد ، گفت: یا محمد بخوان: “إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ”.

خداوند متعال در این آیه ولایتی را كه برای خدا و رسول خداست برای علی مرتضی قرار داد . این مقام را كه حق خدا و خاتم انبیاست به كسی داد كه با استغراق در عظمت خداوند علی عظیم ، هنگام امتثال امر “فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ”از خطاب “وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ” غافل نمی شود و در حال محو در لاهوت، محیط بر ناسوت است و در اوج ملكوت مُلك را زیر نظر دارد ، و این آیت "لا يشغله شأن عن شأن" است كه مقام رابط بین خالق و خلق ، و ولی الله علی الاطلاق است

كتاب خدا و سنت رسول خدا كه فرمود : ''ألا ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه ليس نبيّ بعدي '' ، حجت بالغه الهیه بر خلافت بلافصل علی بن ابی طالب -علیهما السلام- است ».

قسمتي از فرمايشات آيت الله العظمي حاج حسين وحيد خراساني حفظ الله درباره غدير خم

يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از ع ل ی به خاطر این پست تشکر کرده اند:
رهرو حضرت زهرا
>
پستارسال شده در: پنج شنبه 2 تیر 1390 11:14 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام
صلي الله عليك يا ابالحسن يا امير المومنين روحي فداك

هنگام ركوع خود نگين بخشيدى
آب از دل چـاه بر زميـن بخشيدى
جان در طبق عشق نهادى يكشب
آن را به محمّـد اميـن بخشيـدى

* * * **

دُر دانه روزگـار مـولاى شماسـت
آن مرد ترين سوار مولاى شماست
در مدرسه عشــق سـرافرازانيـد
چون صاحب ذوالفقار مولاى شماست

يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از ع ل ی به خاطر این پست تشکر کرده اند:
رهرو حضرت زهرا
>
پستارسال شده در: پنج شنبه 2 تیر 1390 11:20 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام

بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه
حضرت اميرمؤمنان على‏عليه السلام ستيغ بلند فصاحت و اوج قله بلاغت و سرآمد ارباب سخن بود . حكمت در سينه‏اش موج مى‏زد و علم و دانش ـ كه جوشيده از سرچشمه وحى الهى و نشأت گرفته از علوم نبوى بود ـ از منطق استوار و بيان شيوايش نمايان بود. او خود مى‏فرمود: ينحدر عنى السيل ولايرقى إلى الطير (1) ؛ «علوم و معارف از قله شامخ من، سيل‏آسا سرازير است، و توسن فكر هيچ پروازكننده‏اى به اوج كمالات من نمى‏رسد.» خطابه‏هاى رسا و كلام دلربايش، جان‏هاى شيفته را برانگيخت تا سخنان وى را به خاطر بسپارند و بر صفحه دل بنگارند و كتاب‏هاى فراوان در جمع و ضبط آن‏ها فراهم آرند. (2)
در اين ميان، كلمات قصار حضرت، جايگاه ويژه‏اى داشته است. اين سخنان، به دليل كوتاهى و زيبايى و آسانى حفظ آنها، مجموعه‏هاى فراوانى را به خود اختصاص داده است كه يكى از معروف‏ترين آنها، كتاب ارزنده غرر الحكم و دررالكلم است. كتابى كه «دريايى پر از گوهر و آسمانى پر از نجم و اختر كه ياقوت‏هاى فروزان و اختران تابان آن، ديدگان بيننده را در پرتو و لمعان انوار درخشانش، خيره و مات مى‏سازد.» (3)
دراينجا  گزيده اي از برجسته ترين جملات عارفانه و حكمت آموز مولاي متقيان را مي نويسيم به اين اميد كه دستورات اخلاقي ايشان سرلوجه زندگي ما در دنيا و متضمن آخرت همه ما باشه . ان شاء الله
باب الايثار (از خود باز گرفتن و به ديگران دادن

الايثار فضيلة.
برگزيدن ديگران بر خود فضيلت و برترى است.
الايثار اشرف الاحسان.
ايثار شريف‏ترين نيكوكارى است.
الايثار شيمة الابرار.
ايثار خوى نيكان است.
الايثار غاية الاحسان.
ايثار نهايت نيكوكارى است.
الايثار أشرف الكرم
ايثار شريف‏ترين بزرگوارى است.
الايثار أعلى الاحسان.
ايثار والاترين نيكوكارى است.

الايثار اعلى المكارم.
ايثار والاترين صفات انسانى است.
الايثار أفضل عبادة و أجلّ سيادة.
ايثار برترين عبادت و بزرگترين آقايى است.
الايثار اعلى مراتب الكرم و افضل الشّيم.
ايثار برترين مرتبه‏هاى بزرگوارى و بالاترين خلق و خوى انسانى است.

يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
پستارسال شده در: پنج شنبه 2 تیر 1390 11:38 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام
خطبه مولا امير المومنين كه بدون نقطه است .

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.


ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را  به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید


يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
پستارسال شده در: جمعه 3 تیر 1390 06:14 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام
صلي الله عليك يا ابالحسن يا امير المومنين روحي فداك

علامه جعفری و ازدواج با زیباترین دختر دنیا!
عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود "اجمل بنات عصرها" یعنی: « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .
از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنند و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم .
یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .
آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که  عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آن سال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که با دست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد .
عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید، با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .
سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی . گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟ معلوم شد نظر آقا چیست. شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده.
کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی(ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب  اهل ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود.
یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی. گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )
نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».
منبع: سایت علمی دانشجویان ایران

يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
پستارسال شده در: جمعه 3 تیر 1390 06:20 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 1 بهمن 1389 16:43
پست ها : 378
تشکر کرده اید: 946 مرتبه
تشکر شده:
443 مرتبه in 287 پست
با سلام

با سلام


علیٌ حُبهُ جنه
قسیم النّار و الجنّه
وصی المصطفی حقاً
امام الناس و الجنه

اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولی عهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی، شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

تعریف علی به گفت و کو ممکن نیست
گنجایش بحر در سبو ممکن نیست


نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
آن را به محبت علی بخشیدند


تمام لذت عمرم در این است / که مولایم امیرالمومنین است


هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)


قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد


شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری



مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست


روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی
گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی


نام علی : عدالت
راه علی : سعادت
عشق علی : شهادت
ذکر علی : عبادت
------------------------------------------
اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد



در کوچه های شهر و در انظار مردمان

دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان

آن دم که خواست حب علی از دلم رود

ای خالق جهان به دمی جان من ستان

يا علي مرتضي (ع)

_________________
الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين


                  حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام                    





بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از ع ل ی به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محی الدین14, رهرو حضرت زهرا
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 19 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.249s | 32 Queries | GZIP : On | Load : 0.7 ]
Seo