کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز چهارشنبه 4 اسفند 1395 10:33

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 3 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: يکشنبه 6 اسفند 1385 07:22 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 13 بهمن 1385 22:31
پست ها : 509
تشکر کرده اید: 764 مرتبه
تشکر شده:
652 مرتبه in 217 پست
[align=center]بسم الله الرحمن الرحیم


[align=center]احسان به دشمن[/align]

در شهر مدینه مردی گمنام و فرو مایه به سر می برد که با امام کاظم (علیه السلام) دشمنی شدید و کینه قلبی دیرینه ای داشت. حکومت وقت و ایادی او نیز وی را تحریک و از عملیات او پشتیبانی می نمودند و او را وا می داشتند که هر کینه‏ای که در دل دارد، در حق خاندان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و نوادگان علی (علیه السلام) روا و اظهار دارد. این مرد اصرار می ورزید که کینه‏ی دیرینه و زهرآگین خود را منحصرا بر دامان سرشناس‏ترین فرد خاندان علوی در زمان خود، یعنی حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام)، بریزد.

کار بیدادگری این فرومایه به جایی رسید که چند تن از یاران امام موسی بن جعفر (علیه السلام) اجازت طلبیدند که با ریختن خون او دفتر این حکایت ننگین را بشویند. آنان اصرار داشتند امام (علیه السلام) اجازه دهد تا با یک ضرب شمشیر، کار این فاجر خبیث را برای همیشه بسازند و خود را از آزار زبان و طعن او راحت سازند. ولی امام (علیه السلام)، هرگاه که این درخواست را از یاران خود می‏شنید، به شدت آنان را از این اندیشه باز می داشت و می فرمود: «من خود او را تنبیه خواهم کرد.»

روزی امام کاظم(علیه السلام) بی آنکه کسی را همراه خود بردارد، بر مرکب خویش سوار شد و از وضع آن مرد خبر گرفت. یاران گفتند که او در حومه مدینه در کشتزار خود مشغول کشاورزی است. امام(علیه السلام) به سوی مزرعه‏ او رفت و مرکب خود را از میان گندمها عبور داد. آن مرد که از دور این سوار بزرگوار را شناخته بود، فریاد کشید: "چه میکنی؟ کجا می‏آئی؟" امام (علیه السلام) بی آنکه به این فریادها پاسخ گوید، همچنان پیش می رفت تا به در کومه‏ او رسید.

در این هنگام از مرکب خود پیاده شد و بر دشمن خود سلام گفت و با خنده و خوشروئی فرمود: "خوب، حالا بگو ببینم از این بی‏احتیاطی من مزرعه‏ شما چقدر خسارت دید که اینقدر ناراحت شدی؟" مرد که هنوز اخمهایش باز نشده بود گفت: "صد سکه طلا". امام (علیه السلام) فرمود: " بگو ببینم از این مزرعه چقدر امید سود و بهره‏داری؟" مرد با لحن تند و تلخی گفت: "من که غیب نمیدانم."  امام (علیه السلام) فرمود:" من هم از غیب سئوال نکردم." مرد فکری کرد و گفت: "دویست سکه طلا."

در این هنگام، امام کاظم (علیه السلام) کیسه‏ای از جیب خود بیرون آورد و به آن مرد داد که محتوای آن سیصد سکه‏ طلا بود و فرمود: "این بهره‏ای که امیدوار بودی از مزرعه‏ات بدست آوری؛ می‏بینی که مزرعه‏ی تو همچنان بحال خود باقی است و من امیدوارم که خداوند متعال امید ترا از این مزرعه باز آورد."

آن مرد که در برابر این کرم و بخشش و در مقابل این ماجرا متحیر وبهت زده مانده بود، از جا برخاست و با خضوع و مذلت خود را به پای آن بزرگوار افکند و دیگر از شرم نتوانست سر بردارد و در چشم امام (علیه السلام) بنگرد.

عصر آنروز که یاران امام موسی بن جعفر(علیه السلام) آن مرد را در مسجد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه دیدند، اوی آن حضرت میگفت: "خداوند آگاهتر و داناتر است که پیشوایی را به چه کسی واگذارد."  

(برگرفته از کتاب " دور نمایی از زندگانی موسی بن جعفر(علیه السلام)"، تألیف:عقیقی بخشایی)

7 صفر، سالروز ولادت

اسوه حلم و بردباری و هفتمین پیشوای فلاح و رستگاری،

حضرت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)

را به تمامی مسلمین جهان و به خصوص شما دوستان گرامی تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم.


پایگاه اسلامی شیعی رشد



............................................

پاورقی:

1- "...الله اعلم حیث یجعل رسالته..." (سوره انعام، آیه 124)
_________________
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 25 بهمن 1386 11:49 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 شهریور 1386 09:13
پست ها : 371
تشکر کرده اید: 42 مرتبه
تشکر شده:
453 مرتبه in 203 پست




     « ولادت، پدر و مادر »


روز هفتم ماه صفر سال 129 ق زمانی که امام جعفر صادق علیه‏السلام به همراه خانواده و اصحابشان از سفر حج به مدینه

مراجعت می‏کردند، در مکانی به نام «اَجواء»، کودکی، از مادری به نام حمیده اندلسیه به دنیا آمد که حضرت، نام او را موسی

گذاشتند و فرمودند: «این فرزند بعد از من امامی برای خلق است».



« ولیمه »  


از مستحباتی که در اسلام بر آن تاکید فراوان شده، عقیقه کردن و ولیمه دادن برای نوزاد نورسیده است. امام جعفر صادق

علیه‏السلام نیز در احیای این سنت نبوی، پس از مراجعت به مدینه، به شکرانه مولود مبارک ولیمه‏ای ترتیب داد و در آن امامت

آن حضرت را اعلام فرمود.



« القاب و کنیه امام موسی کاظم(ع) »


مهم‏ترین و معروف‏ترین لقب امام موسی کاظم علیه‏السلام ، «کاظم» است. کظم به معنی بیرون آمدن نَفَس است. کَظوم

،کسی است که نَفَس خود را حبس می‏کند و این کنایه از سکوت است و کاظم یعنی فرو خورنده خشم و غضب. از دیگر القاب

آن حضرت می‏توان به عالم، صالح، باب الحوائج، صابر، امین و زین‏المجتهدین اشاره کرد. مهم‏ترین کنیه آن حضرت عبدصالح و

ابوالحسن می‏باشد که در میان اهل حدیث به ابوالحسن اول معروف است.



« کودکی امام موسی کاظم(ع) »


امام موسی کاظم علیه‏السلام از همان کودکی در مجلس درس پدر، که مؤسس و رئیس دانشگاه جعفری است، شرکت و

جانش را از سرچشمه علوم و معارف اصیل اسلامی سیراب می‏کرد و در بحث‏های علمی شرکت می‏جست و در عین ناباوری

اطرافیان، فردی کهنه‏کار و قوی، اهل بحث و منطق و قادر به اثبات مباحث دشوار و معضل علمی بود و این موجب محبوبیت آن

حضرت نزد امام جعفر صادق علیه‏السلام و اصحاب گردیده بود. مسئله امامت این کودک بعد از امام جعفر صادق علیه‏السلام و

جانشینی رسول الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و هادی و راهنما بودن او محبوبیتی مضاعف نزد پدر به وجود آورده بود.



« جوانی امام و کار و اشتغال »


امام موسی کاظم علیه‏السلام با این‏که وضع مالی امام جعفر صادق علیه‏السلام بد نبود و او می‏توانست راحت و بی‏غم

زندگی کند و آسان بخورد و بپوشد و روزگار بگذراند، در جوانی در مزرعه پدر کار می‏کرد و با دیگر کارگران، دوش به دوش، در برابر

آفتاب به کشاورزی می‏پرداخت ناگفته نماند این امر سبب نمی‏شد که او خود را از شرکت در مجالس درس پدر محروم کند یا

لطمه‏ای به دیگر وظایف او وارد آورد.



« شهادت پدر و امامت آن حضرت »


امام موسی کاظم علیه‏السلام بیست سال از دوران زندگی پدر را درک کرد که برای او بسیار گران‏قدر و پر ارج بود. محضر پدر

برای او از آن بابت ارزنده بود که او قدر پدر، امام و استاد خود را می‏شناخت و چه بهره‏ها که از اشراقات آن استاد و پدر گرامی

برای او حاصل نمی‏شد. منصور عباسی که زنده بودن امام جعفر صادق علیه‏السلام را سدی برای خود می‏دانست به طراحی

نقشه قتل آن حضرت پرداخت و به حضرت زهر خورانید. امام پس از خوردن زهر بیمار و بستری شد و در فاصله اندک به دیدار

اجداد پاکش شتافت و سکان امامت را به امام موسی کاظم که بیست سال بیشتر نداشت سپرد. امام کاظم علیه‏السلام نیز

همان راه و روش پدر را تعقیب کرد.



« زمامداران عصر امام موسی کاظم(ع) »



مدت امامت، امام موسی کاظم علیه‏السلام 35 سال بود. امامت آن امام مصادف با زمام‏داری غاصبانه چهارتن از بنی‏عباس بود

که عبارتند از منصور، مهدی، هادی و هارون. امام علیه‏السلام مدت ده سال از امامت خود را در عصر منصور گذراند. منصور

عباسی از متعصب‏ترین دشمنان خاندان علی علیه‏السلام و در کینه و حسادت بی‏مانند بود. ده سال دوم امامت آن حضرت در

عصر مهدی عباسی گذشت که اهانت‏هایی نیز به امام روا داشت و چهارده سالِ آخر امامت را نیز در عصر هارون سپری کرد که

سخت‏ترین دوره زندگانی و دوران حبس امام بود.



« استناد به آیه مباهله »


هارون را اصرار بر این مسئله بود که بنی‏عباس از نظر وراثت به مقام خلیفگی پیامبر سزاوارترند؛ زیرا عباس جدّ اصلی اینان

عموی پیامبر بود. غافل از آن که مسئله امامت عهدی الهی است، نه منصبی مالی و ارثی. امام موسی کاظم علیه‏السلام نیز

در مقام استدلال و اثبات حقانیت خود به آیه مباهله استناد می‏کرد که در آن رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، علی

علیه‏السلام و خاندان او، فاطمه علیهاالسلام و حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام ، را نفس و جان خود معرفی کرد.



« ادامه نهضت علمی و فرهنگی »



امام موسی کاظم علیه‏السلام پس از پدر نهضت علمی او را دنبال کرد و پیروانش را که پراکنده شده بودند، از نو گرد هم آورد و

به مجلس درس آنها سر و سامان داد. البته وضعیت برای این اقدام امام مساعد نبود، اما او از هر فرصت و امکانی برای تحقق

این هدف سود می‏جست و لحظه‏ای از تلاش و کوشش باز نایستاد و در راه تکامل جنبش علمی و نهضت فرهنگی اسلام تلاش

کرد و صدها محدّث و مفسر و مبلّغ تربیت نمود و به کمک آنها توانست از مکتب تشیع پاسداری کند و حرکت آن را تداوم بخشد
.


[align=left]ادامه دارد ...

_________________


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 25 بهمن 1386 12:16 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 شهریور 1386 09:13
پست ها : 371
تشکر کرده اید: 42 مرتبه
تشکر شده:
453 مرتبه in 203 پست
« توصیه به تعقّل »

امام موسی کاظم علیه‏السلام مردم را به تفکر و تعقل دعوت می‏کرد و متذکر می‏شد که هرچیزی راهنمایی دارد و راهنمای

عقل، تفکر است و از نشانه‏های تفکر، سکوت و خاموشی است. این خود سبب می‏شود که افراد کم‏تر سخن بگویند و بیشتر

بیندیشند تا حقایق را به دست آورند. امام موسی کاظم علیه‏السلام در این‏باره می‏فرماید: «آدمی از سوی خدا دو حجت دارد:

حجت ظاهر و حجت باطن. حجت ظاهرْ خدا و انبیا و ائمه‏اند و حجت باطن عقل است».



« پرهیز از تنبلی »


امام موسی کاظم علیه‏السلام همانند پیامبر اسلام(س) مشوّق کار و فعالیت بود و خود الگوی کار و تلاش مشروع در نزد مردم

بود و می‏فرمود: «از تنبلی و سستی بپرهیزید که این امر مانع بهره‏گیری شما از دنیا و آخرت است» آن بزرگوار در تشویق به کار

می‏فرمودند: «آن‏گاه که کار برای تأمین زندگی خانواده و عیال باشد، نوعی از جهاد و دارای همان پاداش است».



« زندگی مورد نظر »


امام موسی کاظم علیه‏السلام هم‏چون جد بزرگوارشان امام سجاد علیه‏السلام در قالب دعاهایی به هدایت و آموزش مردم

می‏پرداختند. آن حضرت در دعاها و اعمال ماه رجب نوع زندگی مطلوب و هدفمند را به زیباترین بیان به تصویر کشیده‏اند: «خدایا،

از تو می‏خواهم که زندگی مرا، زندگی پاک و پاکیزه‏ای قرار دهی، به من گشایش و فراخی و نیز آزادی ورهایی عنایت کنی؛ به

من آن زندگانی بخشی که در آن امنیت و تندرستی همراه با فروتنی و قناعت و سپاس‏گزاری باشد و عافیت و پرهیزکاری و

پایداری در آن موج زند».



« توصیه امام به تفریحات سالم »


امام موسی کاظم علیه‏السلام با بیانی الهام‏گرفته از وحی الهی، در سفارش به مناجات و عبادت خداوند می‏فرمایند: «بکوشید

که اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای مناجات با خدا، بخشی را برای امور زندگی، و ساعتی را برای

معاشرت با دوستان و افراد مطمئن ـ کسانی که عیب‏های شما را به شما بشناسانند و در نبود شما، دوستدار شما باشند ـ و

بخشی را هم برای تفریحات و لذت‏های حلال خالی کنید که به وسیله این تفریحات حلال است که می‏توانید سه برنامه قبلی را

درست انجام دهید».


« آراستگی امام موسی کاظم(ع) »


امام موسی کاظم علیه‏السلام در آراستگی و نظافت هم‏چون امامان قبل از خود بود و با سر و وضعی آراسته و لباس و جامه‏ای

پاکیزه و مرتب در بین مردم حضور می‏یافت. لباس آن حضرت از بَس نظیف و مرتب بود به نظر فاخر می‏آمد. به هنگام بیرون آمدن

برای دیدار با مردم یا حضور در مجلسِ درس، با وضعی آراسته و مرتب در جمع مردم حاضر می‏شد و این را نوعی حرمت‏گزاری

نسبت به مردم به حساب می‏آورد. کفش آن حضرت تمیز و زیبا و راه رفتنشان نه تند بود و نه کند. سعی و حرکتش موقّرانه و از

روی متانت بود.



« صوت خوش قرآن »


امام موسی کاظم علیه‏السلام دارای آوائی خوش در تلاوت قرآن بود. عشق به قرآن آن آوا را حزین‏تر و جاذب‏تر ساخته و با

صدای خوش و لحنی زیبا آن را قرائت می‏کرد. در حین قرائت قرآن در عالمی دیگر بود. چنان قرآن تلاوت می‏کرد که گویی آن آوا از

سراسر وجودش برمی‏خواست و کل وجود و اعضای آن حضرت سرگرم تلاوت قرآنند؛ آن‏چنان که شنوندگان از حرکت باز

می‏ماندند و به آوای تلاوت او گوش فرا می‏دادند.



چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن  ******   به رُخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن  


« معرفی حضرت از زبان خود »


روزی امام موسی کاظم علیه‏السلام از مسجدالحرام برخاست که بیرون رود. وقتی سوار مرکب شد و حرکت کرد، فردی از دیدن

شکوهش متحیر شد و پرسید: تو که‏ای؟ امام علیه‏السلام فرمودند: «اگر نسب مرا می‏پرسید من فرزند محمدمصطفی

صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم حبیب خدایم. از نسل اسماعیل ذبیح اللّه‏ و فرزند ابراهیم خلیل هستم. اگر از شهر من می‏پرسی، من

اصالتا از شهر و دیاری هستم که واجب است مسلمانان در طول عمر یک بار برای انجام وظیفه [گذاردن حج و مناسک] بدان‏جا

آیند. اگر از مفاخر من می‏پرسی، از خاندانی هستم که بینیِ گردن‏کشان و ستمگران را به خاک مالیده، باعث شدند مردم راه

هدایت را بشناسند و به سوی توحید روی آرند. اگر شهرت مرا خواهی، من از آل محمدم که خدای دستور داده است که در نماز

بر ما درود فرستند».



« نجات جان علی بن یقطین »


علی‏بن یقطین از شاگردان و یاران حضرت بود که به سفارش امام موسی کاظم در دستگاه خلافت بود تا به دست‏گیری از یتیمان

و مستضعفان بپردازد. سخن‏چینان به هارون خبر دادند که وی طرف‏دار امام موسی کاظم علیه‏السلام است. هارون در مقام

بررسی درستی این خبر، چندین نوبت علی بن یقطین را آزمود. یکی از آنها بدین قرار است که هارون روزی بر سبیل انعام پولی

و لباس و جبّه‏ای به علی بن یقطین داد. او نیز عین هدیه را برای امام موسی کاظم علیه‏السلام ارسال کرد. امام پول و لباس را

قبول و جبه را به وی باز گرداند و فرمود که از آن خوب نگه‏داری کن تا روزی تو را به کار آید. هارون روزی علی بن یقطین را احضار

کرد و خبر آن جبّه را گرفت. چون به وی خبر داده بودند که علی بن یقطین آن جبّه برای امام موسی کاظم علیه‏السلام فرستاده

است. علی بن یقطین گفت: آن جبّه را معطور و مهمور کرده و در صندوقی نهاده است و به غلامی دستور داد تا برود و آن جبّه را

نزد هارون بیاورد. غلام رفت و جبه را حاضر کرد و پیش روی هارون نهاد. نظر هارون تغییر کرد و علی بن یقطین را مورد مرحمت

قرار داد و آن خبرچین را به صد تازیانه کیفر کرد.



« هدایت اهل فسق به دست امام(ع) »


روزی حضرت موسی بن جعفر علیه‏السلام از جلو خانه «بُشْر» می‏گذشت. صدای ساز و آواز شنید. از خدمت‏گزاری که برای

کاری به دَرِ خانه آمده بود سؤال کرد: «صاحب تو آزاد است یا بنده؟» خدمت‏گزار گفت: مولای من آزاد است. حضرت فرمود:

«راست گفتی، اگر او بنده بود از خدا پروا می‏کرد و چنین نمی‏کرد». وقتی خادم داخل خانه شد بُشْر علت تأخیر او را جویا شد.

او هم ماجرا را نقل کرد. از شنیدن ماجرا در بُشْر تحولی رخ داد. با پای برهنه بیرون دوید و خود را به حضرت موسی بن جعفر

علیه‏السلام رسانده، عذرخواهی کرد و بعد از گریه و زاری در حضور مبارک آن حضرت توبه کرد و از اعمال زشت گذشته خود

پشیمان شد و بعد از این ماجرا از عابدان و زاهدان روزگار شد .



« ضمانت امام (ع) »


علی بن یقطین از خواصّ اصحاب امام کاظم علیه‏السلام بود که در دستگاه خلافت هارون دارای منزلتی بس عظیم بود و شیعه

بودن خود را از دیگران پنهان می‏کرد. در کتاب رجال کبیر نقل است که حضرت موسی‏بن جعفر علیه‏السلام به او فرمودند: «یک

موضوع را برای من ضامن شو تا من سه موضوع را برای تو ضمانت کنم که عبارتند از: سالم ماندن از گزند شمشیر دشمن،

گرفتار نشدن به نداری، و در امان ماندن از اسارت و زندان». علی‏بن‏ابن‏یقطین گفت: آن موضوعی که من باید ضامن شوم

چیست؟ حضرت فرمود: «ضمانت دهی هر وقت یکی از دوستان ما نزد تو بیاید او را اکرام کنی». علی‏بن یقطین ضامنت کرد و

امام علیه‏السلام هم ضامن آن سه موضوع شد.



« امام کاظم(ع) و حکومت بر دلها »


هارون‏الرشید، خلیفه عبّاسی، با این که قدرتمندترین خلیفه عباسی بود از این‏که می‏دید مردم احترام فراوانی به امام کاظم

علیه‏السلام می‏کنند به شدت ناراحت بود و تمام تلاشش این بود که نفوذ معنوی امام علیه‏السلام را خنثی کند. او از این‏که

می‏شنید مردم حقوق و مالیت‏های اسلامی را مخفیانه به موسی بن جعفر علیه‏السلام می‏پردازند و با این عمل خود در واقع

حاکمیت ایشان را به رسمیّت شناخته، از حکومت عبّاسی بیزاری می‏جویند، سخت رنج می‏برد. روی همین اصل بود که روزی

هارون امام علیه‏السلام را کنار کعبه دید و به ایشان گفت: «تو همان هستی که مردم پنهانی با تو بیعت کرده تو را به پیشوایی

بر گزیده‏اند؟ امام فرمودند: «اَنَا اِمامُ القُلُوبِ و اَنْتَ اِمامُ الجُسُوم؛ من بر دل‏های مردم حکومت می‏کنم و تو بر تن‏ها».



« معنی جواد از نظر امام(ع) »


مردی از امام کاظم علیه‏السلام معنی جواد را پرسید ایشان در پاسخ فرمودند: «اگر منظور تو از بنده جواد، است باید بدانی که

جواد کسی است که هرچه از جانب خدا بر او واجب است ادا کند و بخیل کسی است که تکلیف الهی را ادا نکند، و اگر مقصود تو

جواد بودن خداست باید بدانی که خداوند چه ببخشد و چه دریغ کند جواد است؛ چون اگر ببخشد چیزی را بخشیده که از آن تو

نبوده است و اگر هم دریغ ورزد، آنی را دریغ کرده که از آنِ تو نبوده است».


« دستگیری حضرت از مستمندان »


آن حضرت تهی‏دستان مدینه را شناسایی می‏کرد و شبانه برای آنان پول و چیزهای دیگر می‏برد و آنان نمی‏دانستند که این

پول‏ها از جانب کیست.




« وصیت امام کاظم به فرزندانش »


روزی موسی بن جعفر علیه‏السلام فرزندانش را احضار کرد و به آنان گفت: «فرزندانم به شما وصیتی می‏کنم که هرکس آن را

به خاطر سپارد هلاک نشود». سپس فرمود: «اگر کسی نزد شما آمد و در گوش راستتان حرف زشتی گفت و سپس در گوش

چپتان عذرخواهی کرد و گفت: چیزی نگفته، عذر او را بپذیرید».



« وصایای امام(ع) به هُشام »


امام کاظم علیه‏السلام به هشام می‏فرمودند: «ای هشام، امیر مؤمنان علی علیه‏السلام به یارانش سفارش می‏کرد و

می‏فرمود: شما را به ترس از خدا در نهان و آشکار و رعایت داد در خشنودی و خَشم... وصیت می‏کنم. و نیز شما را سفارش

می‏کنم به این‏که با کسی که از شما بریده بپیوندید و از کسی که به شما ستم کرده گذشت کنید و بر کسی که از شما دریغ

داشته ببخشید و باید نظرتان عبرت، و خاموشی‏تان اندیشه، و سخن‏تان ذکر خدا و سرشتتان سخاوت باشد؛ زیرا بخیل به بهشت

و سخاوتمند به دوزخ نرود».


منبع : حوزه

_________________


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از زهـرا به خاطر این پست تشکر کرده اند:
saba313
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 3 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.086s | 18 Queries | GZIP : On | Load : 0.98 ]
Seo