کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز چهارشنبه 12 آذر 1399 09:52

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 7 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: شنبه 18 خرداد 1387 01:50 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: چهارشنبه 6 تیر 1386 21:40
پست ها : 266
تشکر کرده اید: 77 مرتبه
تشکر شده:
591 مرتبه in 150 پست
به نام خدا


در اولین سپیدۀ روز فراق مادر ، اشک

به گونه های ظریف حسین(ع) جاری شد

به یاد آمدش ، آن لحظه های سخت غروب ...

که پیش چشم غریبش ، نگاه مادر رفت



به یاد آمدش آن لحظه ای که با مجتبی(ع) ...

به سوی مسجد جدش رسول(ص) ، راهی گشت

دوان دوان و پریشان به جستجوی پدر

و بغض پر خبر و کودکی ِّ حنجرشان

که آه ! قوم ستمکار ، کار خود کردید  !

پدر کجاست ببیند که همدمش پر زد ؟

پدر کجاست ببیند که خصم بی مقدار ...

به سوی خانه زهرا (س) به درب ، آتش زد

بیا پدر که نوای سکوت مادر رفت

بیا پدر که توان حسین (ع) آخر رفت



دوباره گفتن ِ آن آمدن ز مسجد و باز ...

فتادن پدر و زانوان بی رمقش !

شکستن کمر ِ یکـّه تاز بدر و حنین ...

چه سخت و سخت و چه سخت است !

نانوشته می گذریم ...



حسن(ع) دلش سوی آن کوچه و خروش عدو

صدای پر شرر تازیانه بر بازو ...


(ادامه دارد ...)

_________________
.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از راوي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محمد علي, مستور, مائده آسمانی, 110
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 18 خرداد 1387 15:52 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: چهارشنبه 6 تیر 1386 21:40
پست ها : 266
تشکر کرده اید: 77 مرتبه
تشکر شده:
591 مرتبه in 150 پست
نگاه اوست به دستی سیاه و زشت و پلید ...

که با تمام عداوت، گُلش نشانه گرفت !

سپیدی دو سه گلبرگ یاس نازش را ...

کبودی شرری تازه ، آشیانه گرفت !

فغان مادر افلاک ، در فضا پیچید



حسن(ع) درون دلش آتشی زبانه گرفت

دهان خویش ببست و خموش چون پدرش

گدازه های دلش را

میان چاه سکوت ...

امیدوار رضای پدر، به چاره گرفت



سخن ز حرمت ناموس خلقت است این جا !

دمی که دیو لعین، نامه غاصبانه گرفت ...



چو مادر همه مهرش ، به دست زخمی خویش ..

کشید چادر خاکیِّ عفتش بر سر

حسن(ع) ، امید دل و سبط اکبر احمد(ص)

که مَحرم و همه جان و عزیز زهرا (س) بود

دگر ندید به چشمش، طلوع کامل مادر !



(ادامه دارد...)

_________________
.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از راوي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محمد علي, مستور
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 25 خرداد 1387 00:02 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: چهارشنبه 6 تیر 1386 21:40
پست ها : 266
تشکر کرده اید: 77 مرتبه
تشکر شده:
591 مرتبه in 150 پست

دمی که مادر و فرزند سوی منزل خویش

به آه و ناله و افغان کمی خرامیدند ...

رسید بر درخانه ( دری که سوخته بود )


سکوت ِ شرم و حیای بتول ظاهر شد !

به یک نگه سوی فرزند ، این سخن فهماند


که قلب خسته بابا توان ندارد باز ...

تو در میان دل خود به کام گیر این راز


دوباره غربت و غربت !

دوباره راز و نیاز...


صدای گریۀ زهرا(س) ز خانه شعله گرفت

که تاب فرقت بابا و غربت یارش ...

تمام کورۀ دل را به آتشی سوزاند !



ولی پلید سیرتان ، ناکثین پیمان ها

که نه وجود پیمبر(ص) نه دوری او را ، به زاری زهرا(س)

توان و تاب تحمل چنین نمی کردند

به اعتراض ، لب به طعنه بگشودند

که روز گریه کند یا به شب ، یکی زین دو



آری ؛

ز سوز همین سست عنصران بودش

که وقت حلقه زدن ، کودکان به گرد مادرشان

به التماس ، خواهش دعا کردند ...

و مادر از آفریدگار ، مرگ خود طلبید !

.
.
.

چه نا امیدانه فرو گشت چشم های حسن (ع)

دست های حسین (ع)

قلب کوچک زینب(س)  ...



(ادامه دارد ...)

_________________
.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از راوي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مستور, مائده آسمانی, محمد علي
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 28 خرداد 1387 23:30 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: چهارشنبه 6 تیر 1386 21:40
پست ها : 266
تشکر کرده اید: 77 مرتبه
تشکر شده:
591 مرتبه in 150 پست

و زینب(س) کوچک

چه زود بود برایش ...

یتیمی و ناله ؛

چه سخت بود برایش ...

امانت و وعده ؛



هنوز خواهش قلب غمین او این بود ...

که مادری همه پاکی و مهر

زلفش را

به دست های ظریفی

به شانه بنوازد !!


بخندد و همه مهر و امید و عاطفه را

بغل بغل زمیان دلی سراسر عشق

به او نمایاند !



ولی دریغ ، ز آغوش خسته ی مادر!

به ندبه زینب(س) کوچک ، به زیر لب می گفت :

شکسته بال کبوتر ...

خمیده شد مادر !!




و دختری دیگر ...

تمام ناز و همه لطف

می گزید آرام،

لب ِ چو غنچه ی خود را

به دور چشم پدر!



غمش فزون ز توان و

تحمل دوری

بسان خنجر تیزیش

می زدش نشتر !


...

_________________
.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از راوي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مستور, مائده آسمانی, محمد علي
>
پستارسال شده در: چهارشنبه 14 اسفند 1387 10:19 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 20 بهمن 1385 22:01
پست ها : 2218
تشکر کرده اید: 3409 مرتبه
تشکر شده:
6642 مرتبه in 1535 پست
ایام عزای آل محمد (علیهم السلام) ، هجوم به خانه وحی و آنچه ناگفته اش جگر سوز است ...


... بر شمع های سوخته اعتقادی تسلیت باد

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محمد علي به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, محب فاطمه, Labbaik, مائده آسمانی
>
پستارسال شده در: چهارشنبه 14 اسفند 1387 15:51 
Iron
Iron
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: چهارشنبه 4 مهر 1386 17:49
پست ها : 132
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
135 مرتبه in 52 پست
در ادامه ي شعري كه در بالا نقل شده:




... و کودکان، همه نالان
نگاهشان فرداست،
که می رسد ز رهی دور
سلاله ای زان ها
و امر اوست قیام و صبوری اش ره نیست
و می کِشد به دو دست عدالت حیدر.ع
به ذوالفقار علی.ع
انتقام این مادر.س







                                                                                                                               و ما اين فاطميه هم منتظريم مولا جان!

_________________
اللهم عجل ثم عجل ثم عجل لوليک الفرج


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از خاک قدم هايش به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محمد علي, yekpesar, مائده آسمانی, محب فاطمه
>
پستارسال شده در: سه شنبه 3 خرداد 1390 23:11 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 20 بهمن 1385 22:01
پست ها : 2218
تشکر کرده اید: 3409 مرتبه
تشکر شده:
6642 مرتبه in 1535 پست
نمازم را قضا کرده، تماشا کردنت ای ماه
بماند بین ما این رازها بینی و بین الله!

من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانم
اجابت می شود این توبه کردن های با اکراه

برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه است
همان لحظه که بیتی ناگهانی می رسد از راه

...و شاید من سر از کاخ عزیزی در می آوردم
اگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چاه
  
واما بیتی در حاشیهء این غزل:

مرا محروم کردی از خودت این داغ سنگین بود
چنان تحریم تنباکو برای ناصرالدین شاه

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 7 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.244s | 26 Queries | GZIP : On ]
Seo