کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز جمعه 17 مرداد 1399 18:24

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 11 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: شنبه 2 شهریور 1387 06:58 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: سه شنبه 29 مرداد 1387 17:22
پست ها : 270
محل سکونت: کره زمین
تشکر کرده اید: 240 مرتبه
تشکر شده:
909 مرتبه in 202 پست
افراد ی را می شناسیم كه همه نوع كار زشت و خلاف شرعی را مرتكب می شوند دروغ می گویند ، تهمت می زنند ، مال مردم میخورند  ، روز روشن دزدی میكنند  و... اما خود را محب اهل بیت نشان می دهند و به قول معروف با شنیدن ذكر مصیبت امام حسین خیلی سریع اشكشان جاری میشود و رقیق القلب هستند  . اینها به امید اینكه مورد شفاعت ائمه معصومین قرار بگیرند خیلی هم اتفاقا در گناه جری و گستاخ می شوند  از طرفی افرادی هم هستند كه به عنوان انسانهای معمولی ممكن است مرتكب گناه بشوند یا كار ثوابی هم بكنند اینها به ائمه هم متوسل نمی شوند و درخواستی نمی كنند
به نظر شما اگر ان عده از گناهكاران كه  دایم نذر می كنند و حسینیه می روند و روضه حضرت عباس می خوانند  و سفره رقیه در خانه اشان برپاست و شب پنج شنبه ها دعای كمیل می روند  یا تا پاسی از شب در حسینیه ها محكم به سر و سینه خود می كوبند و صبح هم نمازشان قضا می شود ..... مشمول شفاعت اهل بیت قرار بگیرند و از طرفی  عده ای هم كه  از توسل  و شفاعت خبر نداشته اند یا اگر هم با خبر بوده اند  این كار را نكرده اند  و نه وقت ان را داشته اند و نه حوصله اش را  داشته اند ولی ازارشان به كسی نرسیده و در مسیر اعتدال بوده اند  شفاعت شامل حالشان نشود  و در آخرت هم  آن گناهكاران  به  واسطه توسل به بهشت بروند و این بیچارگان با سختی رو برو باشند :
به نظر شما این نوعی پارتی بازی نیست؟
ایا این امر با عدالت خداوند سازگار است ؟
این مسئله با مرام و مسلك اهل بیت  همخوان است ؟
آیا كسی كه از توسل خبر نداشته  چه گناهی كرده ؟
به طور كلی تعریف شما از توسل چیست چگونه این شبهه را پاسخ می دهید ؟


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 2 شهریور 1387 15:51 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 20 بهمن 1385 22:01
پست ها : 2218
تشکر کرده اید: 3409 مرتبه
تشکر شده:
6642 مرتبه in 1535 پست
به نام خدا

سلام

به نظر شما با عدلي که از خدا سراغ داريم اصلا امکان چنين چيزي وجود دارد ؟

کسي که در خط اهل بيت(ع) قدم نگذاشته چگونه محب واقعي خواهد بود!!

حبّ واقعي ، معني اش اتّباع و پيروي است :

[align=center]قل ان کنتم تحبون الله ، فاتّبعوني يحببکم الله[/align]


پس ابراز محبت تنها با عمل است که رخ مي دهد و شفاعت تنها نصيب کساني مي شود که در اين مسير بوده اند

و قدم زده اند نه مدعيان دروغين .


مثال ساده براي شفاعت ، دسته اي سرباز است که به فرمان فرمانده خود از کوهي بايد بالا روند .

گروهي به سرعت به بالاي کوه مي رسند .

گروهي به سمت قله حرکت مي کنند ولي به بالا نمي رسند، اما در مسير هستند .

و گروهي نيز اصلا اهميتي به فرمان نمي دهند و پايين کوه مي ايستند .


به نظر شما اگر آن فرمانده قرار باشد دست کسي را بگيرد و او را کمک کند که بالا بيايد کدام گروه هستند ؟

مسلما گروه دوم ، چون در مسير بوده اند و سعيشان را کرده اند اما به دلايل زيادي شايد نتوانستند کامل بالا ايند .


و به کساني که اصلا حرکتي نکردند هيچ کمکي نخواهد شد .

شفاعت و دست گيري نيز تنها مختص آگاهان به اين مسئله نيست . ائمه (ع) مظهر کرامت خداوندي و کاگزاران الهي هستند

يعني رحمت خدا به واسطه ايشان است که به خلق مي رسد . يعني در همين دنيا راه را به او نشان مي دهند (غيرمستقيم حتي)

يا بنابر روايات ، کساني که در اين دنيا مستضعف بودند و آگاهي از معارف دين نداشتند در آن دنيا زمينه اي براي عرضه

اين دين و آزمايش ايشان فراهم مي شود و معني کامل شفاعت الهي توسط اهل بيت(ع) در اينجا مشخص مي شود .


خداوند ما را در ثبات قدم در این مسیر توفیق دهد  :razz:

موفق باشيد

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: شنبه 2 شهریور 1387 21:06 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: سه شنبه 29 مرداد 1387 17:22
پست ها : 270
محل سکونت: کره زمین
تشکر کرده اید: 240 مرتبه
تشکر شده:
909 مرتبه in 202 پست
سلام باز هم از پاسخ کاملتون ممنونم اما ميشه لطف کنيد بيشتر درباره محب و شيعه اي که قول شفاعتش

رو دادند


توضيح بدید و تفاوتشان را بفرماييد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


منظورم اینکه حرف شما با این روایتکه هر کس قطره اشکی بر امام حسین(ع) گریه کند بهشت بر او واجب میشود  


در تناقض است.اینطور نیست؟
:razz:


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 3 شهریور 1387 00:32 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 20 بهمن 1385 22:01
پست ها : 2218
تشکر کرده اید: 3409 مرتبه
تشکر شده:
6642 مرتبه in 1535 پست
[align=center]به نام خدا


سلام مجدد  :D

سوال بسیار خوبی است .  :razz:

نکته اول اینکه شیعیان حقیقی سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و مالک اشتر ها بوده اند و ما را با آن جایگاه رفیع فاصله زیادی است .

طبق تعریفی که حضرت زهرا(س) از شیعه (پیرو واقعی) دارند ...

حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمودند :

«اگر به آنچه به شما امر مي كنيم عمل مي كني و از آنچه شما را بر حذر مي داريم دوري مي كني ،

از شيعيان ما مي باشي ، و الا هرگز»


(بحار الانوار ، ج 68 ، ص 155)



ما فاصله زیادی با این نهایت داریم .

لذاست که خود را محب اهل بیت(ع) می دانیم . اما این حبّ نیز مراتب دارد و بالتبع ابراز آن نیز مراتب دارد .

اگر در عمل توانستیم مراتب والای ابراز محبت یعنی پیروی حقیقی را طی کنیم آنوقت در نزدیکی های قله قرار می گیریم .

اما اگر در مسیر وارد شدیم اما کمتر توانستیم پیروی کنیم (اما بازهم در مسیر بودیم و تمام توان خود را به کار گرفتیم ) باز در راه قله ایم و موجب شفاعت خواهیم بود(ان شاء الله)

پس حد ثابت و مشخصی ندارد ، جز در مسیر بودن (یعنی اعتقاد و عمل) . کیفیت آن و تشخیص قابل شفاعت بودن آن فرد ، با همان عادلان حقیقی است .

نکته بعدی در مورد اشک بر حضرت سید الشهدا (ع) که لازم است کمی توضیح بیشتری داده شود .

ببینید ، موجبات بهشت رفتن را این اشک فراهم می کند . یعنی اشکی که از روی اعتقاد و شناخت و محبت به ایشان ریخته می شود باعث می شود تا خداوند

توفیقاتی را در سر راه انسان قرار دهد تا او با پذیرش آنها و غنیمت دانستن آنها به بهشت برود .

اما اگر انسانی آگاهانه این توفیقات را رد کرد و کنار زد و نپذیرفت ، باز وارد بهشت می شود ؟

برای روشن تر شدن ، مثالی می زنم :

« مروان بن حکم ، حاکم مدینه بود . او می گفت حضرت ام البنین (ع) چنان روضه ای در بقیع برای حضرت عباس(ع) و دیگر پسران شهیدش در کربلا ، می خواند که من بی اختیار گریه می کردم . »


بدون شک مصیبت جانکاه کربلا ، هر رقیق القلب و بعضا قسی القلبی را تکان می دهد . اما فردی چون مروان که خودش و پدرش ، منفور و ملعون پیامبر اکرم (ص) بودند

و دشمنی آشکاری با خاندان نبوت داشتند ، با همین اشک به بهشت خواهد رفت ؟!!!

اصلا اعتقادی به امامت دارد که اشکش سودی ببخشد ؟ اصلا در این مسیرقدم زده که اشکش کمکی به سریع تر رفتن او در مسیر کند ؟

مسلما خیر !

پس به هر میزانی که اعتقاد داریم و عمل می کنیم مستوجب کمک خواهیم بود .


حسن ختام و تکمیل (واقعی این بحث) با حدیث دیگری از حضرت زهرا(س)  که تبیین بیشتری از این موضوع دارد :


حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند:

شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند ، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و كسي كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده ، در صورتي كه از اوامر ما سرپيچي كنند و نواهي و موارد پرهيز را محترم نشمرند ، از شيعيان واقعي ما نخواهند بود ، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود ، ولي بعد از پاك شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا ، و تحمل مشكلات و شدائد روز قيامت و يا قرار گرفتن اندك زماني در طبقات بالاي جهنم و چشيدن عذاب ، تا اينكه ما به خاطر دوستي شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد .


(بحار الانوار جلد 68 صفحه 155)




به امید توفیق دستیابی به رضایت اهل بیت(ع) که تجلی رضایت الهی هستند .  :razz:
_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 3 شهریور 1387 09:20 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: سه شنبه 29 مرداد 1387 17:22
پست ها : 270
محل سکونت: کره زمین
تشکر کرده اید: 240 مرتبه
تشکر شده:
909 مرتبه in 202 پست
سلام دوباره

معذرت از اينکه سوالاي من تمومي نداره اما دلم  ميخواد يه بحث حسابي درباره شفاعت و روايت با چند نفري انجام بدم و

دوست دارم قبل از اون ابهام هاي خودم در اين موارد حل شده باشه :D

سوالم اينکه چرا شما براي روايت اشک بر امام حسين شرط ميگذاريد من فکر ميکنم اين روايت بي هيچ شرطي اجرا

خواهد شد اگر مي خواستند دستشون بسته نبود که خودشون شروط بگذارند موافقيد؟

:-(


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 3 شهریور 1387 11:43 
New Member
New Member
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 31 تیر 1387 22:38
پست ها : 2
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
3 مرتبه in 1 پست
ne mitunem begem ke?


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 3 شهریور 1387 21:25 
New Member
New Member
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 3 شهریور 1387 14:05
پست ها : 1
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
0 مرتبه in 0 پست
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام
من جواب سوال شما رو از زبان اقای مکارم شیرازی می گزارم اگر سوالی بود بفرمایید
خداوند همه ی ما را هدایت کند

شفاعت در اسلام هست و از اصول مسلّم اسلام به شمار مى رود و هركس كه مختصر آشنايى با قرآن و احاديث اسلامى داشته باشد مى داند كه نويد شفاعت، نسبت به افرادى كه شايستگى شفاعت دارند، مطلبى است قطعى و آن چنان نيست كه بتوان درباره آن شكّ و ترديد به خود راه داد.

پيش از آن كه درباره دلايل نقلى شفاعت به بحث و گفتگو بپردازيم لازم است پيرامون حقيقت شفاعت توضيحاتى بدهيم تا روشن شود كه حقيقت شفاعت چيست و تفاوت آن با «پارتى بازى» چگونه مى باشد.

شفاعت در لغت به معناى «ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر و جفت نمودن آن» است و در اصطلاح مذهبى به معناى كمك كردن اولياى خدا (پيامبران، امامان و مردم صالح و درستكار) براى نجات افرادى است كه در طول زندگى مرتكب لغزش هايى شده اند.

البتّه كمك به نجات افراد گنهكار دو صورت دارد: يك شكل آن به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعيض نارواست و شكل ديگر آن يك نوع درس تربيت، روزنه اميد و وسيله تكامل مى باشد.

اگر افرادى كه مورد شفاعت واقع مى شوند هيچ گونه شايستگى نداشته باشند، و در عين حال به آنها بدون جهت كمك شود و بر ديگران مقدّم گردند، اين كار يك نوع تبعيض ناروا و تشويق مردم به گناه و تأمين دادن به آنها در برابر جنايات است.

اين همان شفاعت غلط و ناروايى است كه بايد گفت موجب جرأت جنايتكاران و گناهكاران مى گردد و اميد به چنين شفاعتى سبب مى شود كه افراد مجرم از انجام هيچ جنايتى كوتاهى نكنند، ولى مسلّماً هدف آيات، اين نوع شفاعت نيست كه عقل و خرد آن را محكوم مى كند.

ولى اگر بعضى از گناهكاران به خاطر پيوندهاى معنوى كه با خدا داشتند و به خاطر ارتباط ايمانى كه با اولياى پروردگار برقرار ساخته بودند مورد كمك شفيعان روز رستاخيز قرار گيرند، در اين صورت نويد شفاعت نه تنها موجب تشويق و مستلزم تبعيض ناروا نيست، بلكه عين عدالت و وسيله تربيت و بازگشت افراد گنهكار از نيمه راه است.

توضيح اين كه: همان طور كه قرآن مجيد بيان مى كند، شفاعت اولياى خدا منوط به اذن پروردگار جهان است و تا اجازه خدا نباشد هيچ كس نمى تواند شفاعت نمايد، ناگفته پيداست كه اذن خدا بى جهت و بدون حكمت نخواهد بود; در اين صورت بايد گفت اذن خدا شامل حال كسانى مى شود كه براى عفو و اغماض شايستگى دارند و اگر در طول زندگى لغزش و گناهى داشتند به مرحله پرده درى و طغيان نرسيده و اگر رابطه خود را در بعضى از جهات ضعيف كرده اند، ولى بكلّى آن را از بين نبرده اند، چنين افرادى كه پيوندهاى گوناگون خود را با حقّ و حقيقت نگسسته اند مشمول و شايسته شفاعت مى شوند.

نويد شفاعت با اين شرط خود هشدارى است به افرادى كه گاهى مرتكب گناه مى شوند كه بهوش باشند و هرچه زودتر از ادامه گناه باز گردند و همه پيوندها را پاره نكنند و پرده ها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند كه در غير اين صورت، راه نجاتى براى آنان نخواهد بود.

همين احساس و توجّه، در بازگشت افراد گنهكار به راه حق و تجديد نظر در برنامه هاى غلط مؤثّر مى گردد و در حقيقت، روزنه اميدى براى پاك ساختن برنامه زندگى از نقاط تاريك محسوب مى شود.

تجربه نشان داده است كه اگر روزنه اميدى به روى افراد مجرم گشوده شود و احساس نمايند كه اگر در برنامه غلط نارواى خود تجديد نظر كنند، راه نجاتى براى آنها هست، در اين صورت بسيارى از آنان از بيراهه به راه باز مى گردند.

در قوانين جزايى و كيفرى جهان، قانونى به نام عفو زندانيان و مجرمان بزرگ و محكومان به حبس ابد وجود دارد; نكته آن اين است كه روزنه اميدى براى اين افراد باز شود و در برنامه زندگى خود تجديدنظر نمايند و اگر اين روزنه نبود، علّت نداشت كه در همان محيط آرام بنشينند و دست به جنايت نزنند زيرا بالاتر از سياهى (زندان ابد) رنگى نيست.

شفاعت درباره افراد لايق و شايسته جز روزنه اميد براى امكان تجديد حيات دينى و اخلاقى، چيزى نيست و مخصوص كسانى است كه روابط خود را با خدا و اولياى دين حفظ كرده اند ولى كسى كه داراى اعمال نيك نبوده و از ايمان به خدا بهره نداشته باشد و عمرى در گناه و فساد به سر برده است هرگز مشمول شفاعت نخواهد بود.

فرق اين دو گروه را مى توان در ضمن مثالى مجسّم ساخت:

فرض كنيد سربازانى مأمور گشودن دژى بر فراز كوهى مى باشند و گشودن آن دژ، در حفظ كشور آنان از تجاوز خارجى فوق العاده مؤثّر است; فرمانده ماهر و ورزيده، وسايل لازم براى صعود و گشودن دژ را در اختيار آنان مى گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مى نمايد.

آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو كه گوش به فرمان فرمانده نداده و در پايين كوه مى مانند هيچ گاه مشمول حمايت او نمى گردند، امّا آن گروهى كه فداكارند و به سرعت از كوه بالا مى روند، اگر در ميان آنان افرادى ضعيف و ناتوان باشند و در بعضى از گذرگاه ها بلغزند، يا صعود و بالا رفتن به تنهايى در بعضى از نقاط حسّاس كوه براى آنها مشكل باشد، فرمانده دلسوز مراقب حال آنان بوده و در نقاط حسّاس به آنها كمك كرده و از لغزشگاه عبورشان مى دهد.

اين نوع مراقبت و كمك، يك نوع شفاعت است و از آن افرادى است كه در مسير هدف گام بر مى دارند و اشكالى ندارد كه فرمانده دلسوز پيش از صعود به كوه، اين مطلب را اعلام كند و بگويد اگر شما در نقاط حسّاسى از صعود باز بمانيد از كمك هاى بى دريغ من محروم نخواهيد ماند و من با تمام قوا كوشش مى كنم كه شما را در اين هدف كمك كنم.

يك چنين اعلام قبلى، افراد را براى كار دلگرم كرده و نور اميد را در دل آنان پديد مى آورد و بر قدرت و پايدارى آنان مى افزايد و در حقيقت يك نوع تربيت و وسيله تكامل است.

آيا اگر شفاعت يك نوع كمك به نجات افراد در زمينه هاى مساعد باشد، مستلزم تبعيض نارواست و يا ترجيح بدون دليل و تشويق به گناه و پارتى بازى بى جهت محسوب مى شود!



قرآن و مسأله شفاعت

آيات مربوط به شفاعت را مى توان به سه دسته تقسيم نمود:

1- آياتى كه شفاعت را نفى مى نمايد مانند: «وَ اتَّقُوا يَوْمَاً لا تَجْزِى نَفْس عَنْ نَفْس شَيْئَاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفاعَة وَ لاَ يُؤخَذُ مِنْهَا عَدْل وَ لاَ هُمْ يُنْصَرُونَ; و از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه يارى مى شوند».(1)

2- آياتى كه شفاعت را از آن خدا دانسته و آن را به ذات خدا منحصر مى داند، مانند: «مَالَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لاَ شَفِيع; هيچ سرپرست و شفاعت كننده اى براى شما جز او نيست.»(2)

3- آياتى كه به وجود شفيعانى كه به اذن پروردگار شفاعت مى كنند صريحاً اعتراف مى كند و پذيرش شفاعت آنها را به اذن خداوند محدود مى سازد مانند: «مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ; كيست كه در نزد او جز به فرمان او شفاعت كند؟!»(3)

و نيز مى فرمايد: «يَوْمَئِذ لاَ تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ اِلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَ رَضِىَ لَهُ قَوْلا; در آن روز شفاعت هيچ كس سودى نمى بخشد، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده و به گفتار او راضى است».(4)

اين آيات و آيات ديگرى كه در پاورقى به شماره آنها اشاره نموده ايم صريحاً ثابت مى كند كه در روز رستاخيز بطور اجمال شفيعانى وجود دارند كه به اذن پروردگار، درباره گناهكاران شفاعت مى كنند و خداوند نيز شفاعت آنان را مى پذيرد.(5)

با اين آيات صريحى كه در قرآن پيرامون وجود شفاعت وارد شده است، تكليف كسانى كه درباره آن به خود شكّ و ترديد راه مى دهند و يا بطور كلّى به انكار آن بر مى خيزند روشن است.



مقصود از آياتى كه شفاعت را نفى مى كنند چيست؟

با در نظر گرفتن عقايد خرافى كه عرب بت پرستان درباره شفاعت بت ها داشت، هدف دسته نخست از آيات كه شفاعت را بكلّى نفى مى كند، روشن مى گردد; آنان مى گفتند كه اين بت ها شفيعان ما در درگاه الهى مى باشند و خدا اين عقيده خرافى را از آنان در قرآن در سوره هاى مختلفى نقل كرده است مانند:

«وَ يَقُولُونَ هَؤلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللهِ; و مى گويند اينها شفيعان ما نزد خدا هستند».(6)

بسيارى از آياتى كه بطّور كلّى شفاعت را انكار مى كند مربوط به اين نوع شفاعت است كه عرب جاهلى به آن اعتقاد داشت. از اين جهت قرآن در سوره زمر، آيه 43 هنگامى كه از بت پرستان موضوع شفاعت بت ها را نقل مى كند فوراً به ردّ آنها پرداخته و آن را از آن خدا مى داند، آن جا كه مى فرمايد:

«اَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ شُفَعَاءَ... قُلْ لِلهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً; يا آنان غير از خدا شفيعانى گرفته اند؟!... بگو تمام شفاعت از آن خداست.»

از اين بيان استفاده مى شود كه هدف آياتى كه شفاعت را انكار مى كنند، مربوط به آن نوع از شفاعت صحيح نيست كه به حكم دسته سوّم از آيات به اذن خدا انجام مى گيرد، بلكه مربوط به شفاعت بت هايى است كه نه شايستگى شفاعت كردن را دارند و نه خدا به آنها اذن داده است.

هدف برخى از آيات ديگر كه به صورت ظاهر شفاعت را نفى مى كنند، محكوم كردن خيال هاى باطل يهود است; زيرا آنان تصوّر مى كردند كه چون نياكان آنها پيامبران بودند - هر اندازه هم مجرم باشند - شفاعت آنان را خواهند كرد.

آنان تصوّر مى كردند كه براى گناهان مى توان فدا و بدل تهيّه نمود; همان طور كه در اين جهان مى توان از طريق رشوه و پارتى و هدايا و تحف، جرايم را از بين برد و افكار داوران را دگرگون ساخت.

قرآن مجيد براى اين كه خطّ بطلان بر چنين افكار بكشد و اعلام نمايد كه در آن روز هيچ كس حقّ شفاعت و وساطت ندارد و از كسى فدا و بدلى پذيرفته نمى شود و چيزى جز عمل، انسان را نمى تواند نجات دهد چنين فرمود:

«وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَيْئاً وَ لاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَ لاَ يُؤخَذُ مِنهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ يُنْصَرُونَ; از روزى بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد نه يارى مى شوند».(7)

بنابر اين، مجموع آياتى كه شفاعت را نفى مى كنند، با در نظر گرفتن عقايد رايج عرب و يهود، درباره شفاعت و به كمك قراينى كه در قبل و بعد خود آيات وجود دارد، آن نوع شفاعت را مى گويد كه عرب بت پرست و يا يهود معتقد بودند و حساب اين نوع شفاعت، با شفاعتى كه آيات دسته دوّم و سوّم بطور اجمال ثابت مى كنند، جداست.

آن دسته از آيات (دسته دوّم) كه شفاعت را از آن خدا مى داند، با دسته سوّم كه به وجود شفيعانى اشاره مى كند كه به اذن پروردگار شفاعت خواهند كرد، كوچكترين منافاتى ندارد; زيرا شفاعت اصلا از آن خداست و ديگران با اذن و اجازه خدا از اين حقّ مطلق استفاده مى نمايند.

1. سوره بقره، آيه 48 و قريب به همين مضمون، آيات ديگرى در قرآن نازل شده است; به سوره بقره، آيه 123 و سوره مدّثّر، آيه 48 مراجعه بفرماييد.

2. سوره سجده، آيه 4.

3. سوره بقره، آيه 255.

4. سوره طه، آيه 109 و آياتى نيز در قرآن قريب به همين مضون وارد شده است، به سوره انعام، آيه 51 و زمر، آيه 44 مراجعه شود.

5. به اين مضمون آيات زيادى در قرآن وارد شده است. لطفاً به سوره هاى: يونس، آيه 3 - انبيا، آيه 28 - مريم، آيه 87 - سبأ، آيه 23 - زخرف، آيه 86 و نجم، آيه 26 مراجعه بفرماييد.

6. سوره يونس، آيه 18.

7. سوره بقره، آيه 48. اين آيه در سوره بقره در ضمن وقايع و سرگذشت بنى اسرائيل وارد شده است; از اين نظر، ناظر به عقايد يهود درباره شفاعت است.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 4 شهریور 1387 01:11 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 20 بهمن 1385 22:01
پست ها : 2218
تشکر کرده اید: 3409 مرتبه
تشکر شده:
6642 مرتبه in 1535 پست
parastoye-mohajer نوشته است:


سوالم اينکه چرا شما براي روايت اشک بر امام حسين شرط ميگذاريد من فکر ميکنم اين روايت بي هيچ شرطي اجرا

خواهد شد اگر مي خواستند دستشون بسته نبود که خودشون شروط بگذارند موافقيد؟

:-(


با سلام

منظور شما رو از شرط گذاشتن متوجه نشدم .  :-x

بنده عرض کردم کسی که اعتقاد داشته باشد اشکش ارزش دارد . این هم کاملا معقول است .

به این شرط گذاشتن نمی گویند ؛ به این فقه الحدیث می گویند . یعنی فهم حدیث با بررسی سایر احادیث و کنار هم گذاشتن یک مجموعه معارف

برای فهمیدن معنای یک حدیث . در دانش های حدیثی به هیچ عنوان یک حدیث را به تنهایی بررسی نمی کنند .

سوال ساده ای هم از شما کردم ، که پاسخش واضح است .  :D

پرسیدم :
نقل قول:
اما فردی چون مروان که خودش و پدرش ، منفور و ملعون پیامبر اکرم (ص) بودند

و دشمنی آشکاری با خاندان نبوت داشتند ، با همین اشک به بهشت خواهد رفت ؟!!!


اگر شما بگویید بله ، همان جواب و اشکالات پست اولتان را به شما خواهم گفت :

نقل قول:
به نظر شما اگر ان عده از گناهكاران كه دایم نذر می كنند و حسینیه می روند و روضه حضرت عباس می خوانند و سفره رقیه در خانه اشان برپاست و شب پنج شنبه ها دعای كمیل می روند یا تا پاسی از شب در حسینیه ها محكم به سر و سینه خود می كوبند و صبح هم نمازشان قضا می شود .....
به نظر شما این نوعی پارتی بازی نیست؟
ایا این امر با عدالت خداوند سازگار است ؟
این مسئله با مرام و مسلك اهل بیت همخوان است ؟



به نظر شما گنهکار بی عقیده ای همچون مروان ، به بهشت می رود ؟ خودش در قتل امام شریک بوده ... ذره ای هم به مظلومیت او اعتقاد نداشته

حالا ممکن است با سوز و نوایی کمی دلش بسوزد و گریه کند ، خب این عکس العمل هرکسی می تواند باشد ولی دلیلی بر معرفت ارزشمند و سودبخش او نمی شود .


مثال دیگر :

فردی بت پرست به مکه آید و تمام اعمال حج را انجام دهد ، بدون اینکه اعتقادی داشته باشد و یا باورش عوض شود . به نظر شما صرفا با انجام این اعمال او بهشتی خواهد بود ؟؟؟


این (به اصطلاح شما) شرط ها را بنده نگذاشتم بلکه دلیل قرآنی دارد ، که هر جا عبارت "و عملوا الصالحات" آمده ، قبلش " آمنوا " آمده = الذین آمنوا و عملوا الصالحات

همه جا این دو کنار هم ذکر شده و با عرضه احادیث بر آیات قرآن است که معنی دقیق فرمایش معصومین (ع) را می توان دریافت .

نه ایمان تنها بدون عمل سود بخش است ، و نه عمل صالح بدون ایمان .



موفق باشید :razz:  :D

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 4 شهریور 1387 14:06 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: سه شنبه 29 مرداد 1387 17:22
پست ها : 270
محل سکونت: کره زمین
تشکر کرده اید: 240 مرتبه
تشکر شده:
909 مرتبه in 202 پست
سلام

منظورم اين بود که چرا در روايت نيامده که اگر کسي اعتقاد داشته باشد و يک قطره اشک بر اباعبدالله بريزد بهشت بر او

وارد مي شود و کسي که اعتقاد ندارد خودش را به زحمت نياندازد چون چه اشک بريزد يا نه بهشت نخواهد رفت ؟

اميدوارم منظورم را خوب رسانده باشم.  :AA:


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: دوشنبه 4 شهریور 1387 15:48 
Commander
Commander
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 20 بهمن 1385 22:01
پست ها : 2218
تشکر کرده اید: 3409 مرتبه
تشکر شده:
6642 مرتبه in 1535 پست
سلام

پس درست متوجه شده بودم . و پاسخی که دادم بر همین اساس بود . که روایات را باید در مجموعه ای از روایات و آیات سنجید

و این از اصول اساسی علم حدیث است که میان علمای ما امری پذیرفته شده و برگرفته از راهنمایی خود معصومین است که به ما فرمان دادند

روایات ما را بر محکمات آیات قرآن عرضه کنید تا معنی آن را به دقت دریابید . همه معارف در یک روایت نمی گنجد به همین خاطر است که با چیدن کنار هم  ِ

این پازلِ اعتقادی است که ما به معارف عمیق دست پیدا می کنیم .

امیدوارم ساده بیان کرده باشم . :D


اما اگر باز سوال مطرح می شود ، مثال دیگری می زنم :

یعنی آیا می شود گفت فردی امشب برای امام حسین(ع) اشک بریزد و خیالش راحت بشود که بهشت بر او واجب شده ، آنوقت از فردا برود سراغ گناه

چون دیگر مطمئن است که بهشتی است و هرچه هم گناه کند بهشت سر جای خودش باقیست ؟


این مورد نیز مانند احادیثی است که برای به جا آوردن حج آمده یا زیارت امام حسین(ع) که وقتی انجام دهید

مانند فردی که تازه از مادر متولد شده بدون هیچ گناهی هستید و برکات زیادی بر شما جاری است تا وقتی که به گناه برنگردید .


:razz:

_________________
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 11 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.342s | 34 Queries | GZIP : On | Load : 1.56 ]
Seo