کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز پنج شنبه 4 خرداد 1396 18:41

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 6 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: جمعه 18 اسفند 1385 02:38 
Administrator
Administrator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 بهمن 1385 23:52
پست ها : 2244
تشکر کرده اید: 11378 مرتبه
تشکر شده:
5966 مرتبه in 1549 پست
نویسنده : سيد اسدالله هاشمي شهيدي
ماهنامه موعود شماره 67


اشاره:
در كتاب‌هاي مذهبي مقدسي كه در ميان هنديان به عنوان كتاب‌هاي آسماني شناخته شده و آورندگان اين كتاب‌ها به عنوان پيامبر شناخته مي‌شوند، تصريحات زيادي به وجود مقدس مهدي موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتي از آن‌ها از نظر خوانندگان گرامي مي‌گذرد.


الف) كتاب اوپانيشاد

در كتاب اوپانيشاد كه يكي از كتب معتبر و از منابع هندوها به شمار مي‌رود، بشارت ظهور مهدي موعود(ع) چنين آمده است:
«اين مظهر ويشنو (مظهر دهم) در انقضاي كلي يا عصر آهن، سوار بر اسب سفيدي، در حالي كه شمشير برهنه درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مي‌شود، و شريران را تماماً هلاك مي‌سازد، و خلقت را از نو تجديد، و پاكي را رجعت خواهد داد . . . اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد»1.


ب) كتاب باسك


در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسماني هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولي عصر(ع) چنين آمده است.
«دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان، كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد، و حق و راستي با او باشد، و آنچه در دريا و زمين‌ها و كوه‌ها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمان‌ها و زمين و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگ‌تر كسي به دنيا نيايد».2


ج)  كتاب پاتيكل


در كتاب پاتيكل كه از كتب مقدسه هنديان مي‌باشد و صاحب اين كتاب از اعاظم كفره هند است و به گمان پيروانش، صاحب كتاب آسماني است، بشارت ظهور مبارك حضرت مهدي(ع) چنين آمده است:
«چون مدت روز تمام شود، دنياي كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود از فرزندان دو پيشواي بزرگ جهان كه يكي «ناموس آخرالزمان» و ديگري «صديق اكبر». يعني وصي بزرگ‌تر وي كه «پشن» نام دارد. و نام آن صاحب ملك تازه، «راهنما» است، به حق، پادشاه شود، و خليفه «رام» باشد، و حكم براند، و او را معجزه بسيار باشد. هر كه پناه به او برد و دين پدران او اختيار كند، سرخ روي باشد در نزد رام».

و دولت او بسيار كشيده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اكبر» زياده باشد، و آخر دنيا به او تمام شود. و از ساحل درياي محيط و جزاير سرانديب و قبر بابا آدم(ع) و از جبال القمر تا شمال هيكل زهره، تا سيف البحر و اقيانوس را مسخر گرداند، و بتخانه «سومنات» را خراب كند. و «جگرنات» [جگرنات به لغت سانسكريت نام بتي است كه هندوها آن را مظهر خدا مي‌دانند] به فرمان او به سخن آيد و به خاك افتد، پس آن را بشكند و به درياي اعظم اندازد، و هر بتي كه در هر جا باشد بشكند»3.

از آن جا كه در اين بشارت، الفاظ و تعابيري به كار رفته است كه امكان دارد براي بعضي از خوانندگان نا مفهوم باشد بعضي از آن‌ها را جهت روشن تر شدن مطلب توضيح مي‌دهيم:

1. مقصود از «ناموس آخرالزمان»، ناموس اعظم الهي، پيامبر خاتم حضرت محمد بن عبدالله(ص) است.
2. پشن، نام هندي حضرت علي بن ابي طالب(ع) است.
3. صاحب ملك تازه، آخرين حجت خداوند حضرت ولي عصر(ع) است و راهنما، نام مبارك آن حضرت(ع) است كه بزرگ‌ترين نماينده راهنمايان الهي و نام مقدس وي نيز، هادي و مهدي و قائم به حق است.
4. كلمه «رام» به لغت «سانسكريتي» نام اقدس حضرت احديت (خدا) است.
5. اين جمله «هر كه به او پناه برد، و دين پدران او اختيار كند، در نزد رام، سرخ روي باشد» صريح است در اين كه، حضرت مهدي(ع) جهانيان را به دين اجداد بزرگوارش ـ اسلام ـ دعوت مي‌كند.
6. سومنات، بنا به نوشته دهخدا، در كتاب لغت نامه بتخانه‌اي بوده است در «گجرات». و گويند: سلطان محمود غزنوي آن را خراب كرد، و «منات» را كه از بت‌هاي مشهور است و در آن بتخانه بود، شكست. و گويند: اين لغت هندوي است كه مفرّس شده و آن نام بتي بود، و معني تركيبي آن «سوم، نات» است: نمونه قمر، زيرا «سوم» به لغت هندوي قمر را گويند، و نات، تعظيم است. براي اطلاع بيشتر به لغت نامه دهخدا، ماده «سومنات» مراجعه فرماييد.
7. و اما «جگرنات» به لغت سانسكريتي، نام بتي است كه هندوها آن را مظهر خدا مي‌دانند.


د) كتاب وشن جوك


در كتاب جوك كه رهبر جوكيان هندو است و او را پيامبر مي‌دانند، در باره بشارت ظهور حضرت بقيةالله(ع) و رجعت گروهي از اموات در دوران حكومت عدالت گستر آن حضرت، چنين آمده است:

«آخر دنيا به كسي برگردد كه خدا را دوست مي‌دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد. خلق را، كه در دين‌ها اختراع كرده و حق خدا و پيامبر را پايمال كرده اند، همه را زنده گرداند و بسوزاند، و عالم را نو گرداند، و هر بدي را سزادهد، و يك «كرور» دولت او باشد كه عبارت از چهار هزار سال است، خود او و اقوامش پادشاهي كنند»4.

دو كلمه «فرخنده» و «خجسته» در عربي به (محمد و محمود) ترجمه مي‌شود و اين هر دو اسم، نام مبارك حضرت مهدي(ع) مي‌باشد، و شايد هم اشاره به «محمّد» و «احمد» باشد؛ زيرا در روايات اسلامي وارد شده است كه حضرت مهدي(ع)دو نام دارد، يكي مخفي و ديگري ظاهر است، نامي كه مخفي است «احمد» و آن كه ظاهر است «محمد» مي‌باشد
.

هـ) در كتاب ديد
در كتاب ديد كه از كتب مقدس هنديان است بشارت ظهور مبارك امام عصر(ع) چنين آمده است:

«پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد، و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگيرد، و به دين خود در آورد، و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آيد».5

در برخي از روايات اسلامي، «منصور»، يكي از اسامي مبارك حضرت مهدي(ع) خوانده، و آيه شريفه:

و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف في القتل إنّه كان منصوراً6.
و هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وي قدرتي داده ايم. پس [او] نبايد در قتل زياده‌وري كند، زيرا او ياري شده است.
به آن حضرت تفسير شده، زيرا آن يگانه باز مانده حجج الهي، وليّ خون مظلومان و منصور و مؤيّد از جانب خداوند است.


و) كتاب دادتگ

در كتاب دادتگ كه از كتب مقدس برهمائيان هند است، بشارت ظهور مبارك حضرت قائم(ع) چنين آمده است:

«بعد از آن در آخرالزمان كه مسلماني به هم رسد و اسلام در ميان مسلمانان به واسطة ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدّي حاكمان و رياي زاهدان و بي ديانتي امينان و حسد حاسدان محو شود و به جز نام از آن چيزي نماند، و دنيا مملو از ظلم و ستم شود، و پادشاهان، ظالم و بي رحم شوند، و رعيّت بي‌انصاف گردند و در خرابي يكديگر كوشند و عالم را كفر و ضلالت و فساد بگيرد، دست حق به در آيد، و جانشين آخر «ممتاطا» (در زبان هندي به معني «محمد» است) ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگيرد و همه جا (همه جهان) را بگردد... و خلايق را هدايت كند، و آن در حالتي باشد كه تركان، امير مسلمانان باشند، و اوغير از حق و راستي از كسي قبول نكند».7

ز) كتاب ريك ودا

در كتاب ريك ودا كه يكي از كتب مقدس هند است، بشارت ظهور آن حضرت(ع) چنين آمده است:
«ويشنو، در ميان مردم ظاهر مي‌گردد... او از همه كس قوي تر ونيرومندتر است... در يك دست «ويشنو» (نجات دهنده) شمشيري به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگر انگشتري درخشنده دارد هنگام ظهور وي، خورشيد و ماه تاريك مي‌شوند و زمين خواهد لرزيد»8.


ح) كتاب شاكموني

در كتاب شاكموني كه به اعتقاد كفره هند، پيغمبر صاحب كتاب است و مي‌گويند: وي بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرين حجت خدا(ع) چنين آمده است:

«پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيّد خلايق دو جهان «گشن» بزرگوار تمام شود، و او كسي باشد كه بر كوه‌هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان كاركنان او باشند، و جنّ و انس در خدمت او شوند، و از «سودان» كه زير خط «استوا» است تا سرزمين «تسعين» كه زير قطب شمالي است و ماوراي بحار و ماوراي اقليم هفتم و گلستان ارم تا باغ شداد را صاحب شود، و دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده گردد، و نام او «ايستاده» باشد، و خداشناس باشد».
«گشن» در لغت هندي نام پيامبر اسلام(ص) است كه در بشارت فوق، فرزند برومند وي را به نام «ايستاده» و «خدا شناس» ناميده، چنان كه شيعيان او را «قائم(ع)» و مهدي(ع) مي‌خوانند.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Mohsen1001 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
mahdieh, HamidSHS, علی اصغر حسین, محب فاطمه, مستور
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 18 اسفند 1385 02:44 
Administrator
Administrator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 بهمن 1385 23:52
پست ها : 2244
تشکر کرده اید: 11378 مرتبه
تشکر شده:
5966 مرتبه in 1549 پست
    *  كتاب تورات


الف) زبور داوود:

در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان «مزامير» در لابلاي كتب «عهد عتيق» آمده، نويدهايي در باره ظهور حضرت مهدي(ع) به بيان‌هاي گوناگون داده شده است و مي‌توان گفت: در هر بخشي از «زبور» اشاره‌اي به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.

«زيرا كه شريران منقطع مي‌شوند. اما متوكلان به خداوند، ... متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتي متلذذ خواهند شد. شرير به خلاف صادق افكار مذمومه مي‌نمايد، و دندان‌هاي خويش را بر او مي‌فشارد. خداوند به او متبسم است چون كه مي‌بيند كه روز او مي‌آيد شريران شمشير را كشيدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكين را بيندازند، و كمان‌هاي ايشان شكسته خواهد شد. كمي صديق از فراواني شريران بسيار بهتر است. چون كه بازوهاي شريران شكسته مي‌شود و خداوند صديقان را تكيه‌گاه است.

خداوند روزهاي صالحان را مي‌داند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود. در زمان «بلا» خجل نخواهند شد، و در ايام قحطي سير خواهند بود لكن شريران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پيه بره‌ها فاني بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ زيرا متبركان خداوند، وارث زمين خواهند شد، اما ملعونان وي منقطع خواهند شد. صديقان وارث زمين شده، تا ابد در آن ساكن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمين بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهي ديد اما عاصيان، مستأصل، و شريران منقطع خواهند شد»9.


ب)  كتاب اشعياي نبي

در كتاب اشعياي نبي كه يكي از پيامبران پيرو تورات است، بشارت فراواني در مورد ظهور حضرت مهدي(ع) آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازي از آن بشارت‌ها را نقل نموده، و برخي از نكات آن را توضيح مي‌دهيم تا معلوم شود كه مسلمانان در باره عقيده به ظهور يك مصلح جهاني تنها نيستند، بلكه همه اهل كتاب در اين عقيده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.
در فرازي از بشارت كتاب اشعيا چنين آمده است:

«و نهالي از تنه «يسي»10 بيرون آمده، شاخه اي از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشي او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤيت چشم خود، داوري نخواهد نمود و بر وفق سمع گوش‌هاي خويش، تنبيه نخواهد نمود؛ بلكه مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود . . . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.

و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پرواري با هم. و طفل كوچك آن‌ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چريد و بچه‌هاي آن‌ها با هم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شير خوره بر سوراخ مار بازي خواهد كرد، و طفل از شير باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعي خواهد گذاشت، و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهند كرد؛ زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آب‌هايي كه دريا را مي‌پوشاند»11.


ج)  كتاب بوئيل نبي

در كتاب بوئيل نبي كه از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدي(ع) و نزول حضرت عيسي(ع) و محاكمه اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است:
«آن گاه جميع امت‌ها را جمع كرده به وادي «يهوشافاظ»12 فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود و ميراث خويش، اسرائيل رامحاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امت‌ها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نموده اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسري در عوض فاحشه داده و دختري به شراب فروخته اند تا بنوشند»13.


د) در كتاب زكرياي نبي

در كتاب زكرياي نبي كه يكي از پيامبران بزرگ بني اسرائيل و از انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجي عالم چنين آمده است:
«اينك روز خداوند مي‌آيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع امت‌ها را به ضدّ اورشليم براي جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه‌ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بي عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسيري خواهند رفت، و بقيّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.

و خداوند بيرون آمده با آن قوم‌ها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پاي‌هاي او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد . . . و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و «يَهْوه» (خدا) بر تمامي زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»14.

در اين جا لازم است اين نكته را توضيح دهيم كه در كتب عهدين (يعني تورات و انجيل) كلمه «خداوند» بيشتر در مورد حضرت عيسي(ع) به كار مي‌رود، كه در اين جا نيز چنين شده است. و جالب اين كه در اين فراز بشارت كه از تورات نقل كرديم، محل فرود آمدن حضرت عيسي و يوم الله بودن آن روز و جهاني شدن اسلام و سقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامي مطابقت دارد.


هـ) كتاب حزقيال نبي

در اين كتاب در مورد واقعة ظهور و سرنوشت اسرائيل و جهاني شدن آيين توحيد، و اجراي احكام و حدود الهي در آن عصر درخشان، چنين آمده است:

«... و تو اي پسر انسان! يهوه (خدا) چنين مي‌فرمايد: كه به هر جنس مرغان و به همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد و بياييد و نزد قرباني من كه آن را براي شما ذبح مي‌نمايم فراهم آييد. قرباني عظيمي بر كوه‌هاي اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد.

و يهوه مي‌گويد: كه بر سفره من از اسبان و سواران و جباران و همه مردان جنگي سير خواهيد شد. و من جلال خود را در ميان امت‌ها قرار خواهم داد و جميع امت‌ها داوري مرا كه آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا كه برايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائيل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه يهوه ـ خداي ايشان ـ من هستم. و امت‌ها خواهند دانست كه خاندان اسرائيل به سبب گناه خودشان جلاي وطن گرديدند؛ زيرا كه به من خيانت ورزيدند»15.


و)  كتاب حجي نبي

در اين كتاب نيز كه يكي از كتاب‌هاي انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور بدين گونه آمده است:
«يهوه صبايوت چنين مي‌گويد: يك دفعه ديگر ـ و آن نيز بعد از اندك زماني ـ آسمان‌ها و زمين و دريا و خشكي را متزلزل خواهم ساخت، و تمامي امت‌ها را متزلزل خواهم ساخت، و فضيلت جميع امت‌ها خواهد آمد . . . اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت . . . جلال آخر اين خانه از جلال نخستينش عظيم‌تر خواهد بود، و در اين مكان سلامتي را خواهم بخشيد»16.


ز)  كتاب صفيناي نبي

در اين كتاب كه يكي از كتب انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولي عصر(ع) چنين آمده است:

«...خداوند در اندرونش عادل است و بي انصافي نمي‌نمايد. هر بامداد حكم خود را روشن مي‌سازد و كوتاهي نمي‌كند، اما مرد ظالم حيا را نمي‌داند. امت‌ها را منقطع ساخته ام كه برج‌هاي ايشان خراب شده است و كوچه‌هاي ايشان را چنان ويران كرده‌ام كه عبور كننده نباشد. شهرهاي ايشان چنان منهدم گرديده است كه نه انساني و نه ساكني باقي مانده است. و گفتم: كاش كه از من مي‌ترسيدي و تأديب را مي‌پذيرفتي... .

بنابر اين، خداوند مي‌گويد: براي من منتظر باشيد تا روزي كه به جهت غارت برخيزم زيرا كه قصد من اين است كه امت‌ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامي حدّت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيرا كه تمامي جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد زيرا كه در آن زمان، زبان پاك به امت‌ها باز خواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند»17.


ح) كتاب دانيال نبي

در كتاب دانيال نبي نيز بشارت ظهور منجي مطابق بشارات انبياي گذشته، چنين آمده است:

«... امير عظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگي خواهد شد كه از حيني كه امتي به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر يك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد. و بسياري از آناني كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد، اما اينان به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجالت و حقارت جاوداني. و حكيمان مثل روشنايي افلاك خواهند درخشيد، و آناني كه بسياري را به راه عدالت رهبري مي‌نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
اما تو اي دانيال ! كلام را مخفي دار و كتاب را تا زمان آخر مُهر كن. بسياري به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد ... خوشا به حال آن كه انتظار كشد»18.

در اين بشارت نكات چندي وجود دارد كه برخي از آن‌ها را به طور اختصار توضيح مي‌دهيم:

1. شخص مورد بشارت كه در نخستين فراز بشارت مزبور به عنوان «ايستاده» از او تعبير شده است، قائم آل محمد(ع) است كه بزرگ‌ترين نماينده انبياي الهي است، و دعوت تمام پيامبران خدا را يكجا در حكومت حقّه خود آشكار ساخته، آيين الهي را بر سرتاسر كره خاكي حكم فرما مي‌نمايد.

2. منظور از «زمان تنگي»، زمان بيدادگري‌ها، سختي‌ها، فشارها، ظلم و ستم‌هايي است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پيدا مي‌شود، چنان‌كه در روايات اسلامي آمده است:
يملأ الأرض قسطاً و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً.

3. منظور از: «آناني كه در خاك زمين خوابيده اند»، گروهي از اموات مي‌باشند كه در دولت حضرت مهدي(ع) زنده مي‌شوند، و برخي از آنان از ياران آن حضرت مي‌گردند و در ركاب حضرتش مي‌جنگند و برخي ديگر به سزاي اعمال ناشايست خود مي‌رسند.

در اين زمينه، روايات بسياري از ائمه معصومين(ع) رسيده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري مي‌نماييم، و علاقمندان مي‌توانند به كتاب‌هايي كه دربارة «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمايند.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Mohsen1001 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مستور, sam131461
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 18 اسفند 1385 02:46 
Administrator
Administrator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 بهمن 1385 23:52
پست ها : 2244
تشکر کرده اید: 11378 مرتبه
تشکر شده:
5966 مرتبه in 1549 پست
  *  كتاب انجيل

بر اساس بشارات فراواني كه در كتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح(ع) به دنبال قيام حضرت قائم(ع) در «فلسطين» آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وي تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامي حضرت مهدي(ع) گردند. از اين رو، در آخرين روزهاي زندگي ـ و شايد در طول دوران حيات ـ به ياران و شاگردان خود توصيه‌ها و سفارش‌هاي اكيدي دربارة بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيداري و هوشياري و آمادگي فرموده است كه ما به جهت اثبات اين مدعا و بيداري مسلمانان قسمتي از آن‌ها را در اين جا مي‌آوريم.

اينك متن برخي از آن بشارات كه در انجيل آمده است:


الف) انجيل متّي :

«پس عيسي از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمدند تا عمارت‌هاي هيكل را بدو نشان دهند. عيسي ايشان را گفت: آيا همه اين چيزها را نمي‌بينيد؟ هر آينه به شما مي‌گويم: در اين جا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود. و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو كه اين اُمور كي واقع مي‌شود؟ و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟
عيسي در جواب ايشان گفت: زنهار كسي شما را گمراه نكند. از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد. و جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قحطي‌ها و وباها و زلزله‌ها در جاي‌ها پديد آيد... .

آن گاه اگر كسي به شما گويد: اينك مسيح در اين جا يا در آن جا است باور مكنيد زيرا كه مسيحان كاذب و انبياي كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودي برگزيدگان را نيز گمراه كردندي. اينك شما را پيش خبر دادم.
پس اگر شما را گويند: اينك در صحراست بيرون مرويد، يا آن كه در خلوت است باور مكنيد زيرا
هم چنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي‌شود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد...

و فوراً بعد از مصيبت آن ايام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند، و قوت‌هاي افلاك متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوّت و جلال عظيم مي‌آيد... .
پس از درخت انجير مثلش را فرا گيريد كه چون شاخه اش نازك شده برگ‌ها مي‌آورد مي‌فهميد كه تابستان نزديك است. هم‌چنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بر در ـ است. هر آينه به شما مي‌گويم... .

آسمان و زمين زايل خواهد شد ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد.
اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ملائكه آسمان جز پدر من و بس ليكن چنان‌كه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود... .

پس بيدار باشيد زيرا كه نمي‌دانيد در كدام ساعت خداوند شما مي‌آيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحبخانه مي‌دانست در چه هنگامي از شب دزد مي‌آيد، بيدار مي‌ماند و نمي‌گذاشت كه به خانه‌اش نقب زند.
لذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نبريد پسر انسان مي‌آيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معين خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامي كه چون آقايش آيد او را در چنين كار مشغول يابد»19.

«اما چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد آن گاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست. و جميع امت‌ها در حضور او جمع شوند و آن‌ها را از همديگر جدا مي‌كند به قسمي كه شبان ميش‌ها را از بزها جدا مي‌كند و ميش‌ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آن گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي بركت يافتگان از پدر من ! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به ميراث گيريد»20.

«عيسي ايشان را گفت: هر آينه به شما مي‌گويم: شما كه مرا متابعت نموده ايد، در معاد وقتي كه پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند، شما نيز به دوازده كرسي نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانه‌ها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمين‌ها را ترك كرد، صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاوداني خواهد گشت»21.


ب) انجيل مَرْقُس:

«و چون او ـ عيسي ـ از هيكل بيرون مي‌رفت يكي از شاگردانش بدو گفت: اي استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگ‌ها و چه عمارت‌ها است!
عيسي در جواب وي گفت: آيا اين عمارت‌هاي عظيمه را مي‌نگري. بدان كه سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد مگر آن‌كه به زير افكنده شود.
و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود... از وي پرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كي واقع مي‌شود؟ و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟

آن گاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زيرا كه بسياري به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسياري را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را بشنويد مضطرب مشويد زيرا كه وقوع اين حوادث ضروري است. ليكن انتها هنوز نيست. زيرا كه امتي بر امتي و مملكتي بر مملكتي خواهند بر خاست، و زلزله‌ها در جاي‌ها حادث خواهد شد و قحطي‌ها و اغتشاش‌ها پديد مي‌آيد، ... ليكن شما از براي خود احتياط كنيد... .

ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده، دعا كنيد زيرا نمي‌دانيد كه آن وقت كي مي‌شود.
مثل كسي كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر يكي را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند. پس بيدار باشيد ! زيرا نمي‌دانيد كه در چه وقت صاحبخانه مي‌آيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. اما آنچه به شما مي‌گويم به همه مي‌گويم بيدار باشيد !»22.


ج) انجيل لوقا :

«كمرهاي خود را بسته، چراغ‌هاي خود را افروخته بداريد. و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي‌كشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد . . . پس شما نيز مستعد باشيد; زيرا در ساعتي كه گمان نمي‌بريد پسر انسان مي‌آيد»23.

«و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتي خواهد بود و بر زمين، تنگي و حيرت از براي امت‌ها روي خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش. و دل‌هاي مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع مسكون ظاهر مي‌شود، زيرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند ديد كه بر، ابري سوار شده با قوّت و جلال عظيم مي‌آيد»24.

همانگونه كه قبلا توضيح داديم مقصود از «پسر انسان» حضرت مسيح(ع) نيست، زيرا مطابق نوشته مستر هاكس آمريكايي در «قاموس كتاب مقدس» اين عبارت هشتاد بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده است كه فقط سي مورد آن با حضرت عيساي مسيح(ع) قابل تطبيق است». و اما پنجاه مورد ديگر از نجات دهنده اي سخن مي‌گويد كه در آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسي(ع) نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند ـ تبارك و تعالي ـ كسي اطلاع ندارد، و او كسي جز خرين حجت خدا(ع) نخواهد بود.


هـ) انجيل يوحَنّا :

و بدو قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند زيرا كه پسر انسان است. و از اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتي مي‌آيد كه در آن جميع كساني كه در قبور مي‌باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد براي قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داوري».

مكاشفه يوحَنّا: «و ديدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبي سفيد كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داوري و جنگ مي‌نمايد و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهاي بسيار و اسمي مرقوم دارد كه جز خودش هيچكس آن را نمي‌داند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد و نام او را كلمه خدا مي‌خوانند. ولشكرهايي كه در آسمانند بر اسب‌هاي سفيد، و به كتان سفيد و پاك ملبس از عقب او مي‌آمدند. و از دهانش شمشيري تيز بيرون مي‌آيد تا به آن امت‌ها را بزند و آن‌ها را به عصاي آهنين حكمراني خواهد نمود...

و ديدم فرشته‌اي را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامي مرغاني را كه در آسمان پرواز مي‌كنند ندا كرده مي‌گويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران را...»25.


پي‌نوشت‌ها:
=========
1. اوپانيشاد، ترجمه محمد داراشكوه (از متن سانسكريت)، ج 2، ص 637.
2. بشارات عهدين، ص 246؛ علائم الظهور كرماني، ص 18؛ لمعات النور في كيفية الظهور، ج 1، ص 19، نور الانوار، ص 86، نور هفتم.
3. علائم الظهور كرماني ص 17؛ لمعات شيرازي، ج 1، ص 18؛ نور الانوار، نور هفتم؛ بشارات عهدين، ص 246 به نقل از كتاب زبدة المعارف، ذخيرة الالباب و تذكرة الاولياء.
4. بشارات عهدين، ص 272؛ علائم الظهور كرماني، ص 18.
5. بشارات عهدين، ص 245؛ او خواهد آمد، ص66؛ علائم الظهور كرماني، ص 18.
6. سورة اسرا، آية 33، جهت اطلاع بيشتر به كتاب المحجّة، صص129ـ127 مراجعه فرماييد.
7. علائم الظهور كرماني، ص 18؛ او خواهد آمد، ص 80.
8. او خواهد آمد، ص 65 به نقل از كتاب ريگ ودا، ماندالاي 4 و 16 و 24.
9. عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور 37، بندهاي 9 ـ 38.
10. يسي به معناي قوي، پدر حضرت داود و نوه «راعوت» است، و به طوري مشهور بود كه داود را پسر «يسي» مي‌ناميدند، در صورتي كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمي داشته و از پيغمبران بزرگ «بني اسرائيل» بوده است. ( قاموس كتاب مقدس).
11. تورات، كتاب اشعياي نبي، باب 11، پندهاي 1 ـ 10، ص 1548، كتاب مقدس.
12. وادي يهوشافاظ، نام صحرايي در نزديكي بيت المقدّس است كه اكنون وادي «قدرون» ناميده مي‌شود. (لغت نامه دهخدا، حرف قاف، قدرون، ص 177).
13. كتاب مقدس، كتاب بوئيل نبي، ص 1327، باب 3، بندهاي 2 و 3.
14. همان، كتاب زكرياي نبي، ص 1382، باب 14، بندهاي 10ـ1.
15. كتاب مقدس، كتاب حزقيال نبي، ص 1265، باب 39،
بند 23_17.
16. قاموس كتاب مقدس، ماده «پسر خواهر»، ص 219.
17. كتاب مقدس، كتاب صفيناي نبي، ص 1363، باب 3، بندهاي 9 ـ 5.
18. كتاب مقدس، كتاب دانيال نبي، ص 1309، باب دوازدهم، بندهاي 12 ـ 1.
19.  كتاب مقدس، انجيل متي، ص 41، باب 24، بندهاي 8 ـ 1، 29 ـ 23 ، 37 ـ 28 و 46 ـ 42.
20. كتاب مقدس، انجيل متي، ص 44، باب 25، بندهاي 34 ـ 31.
21. انجيل متي، باب 19، بندهاي 28 و 29.
22. 42 ـ كتاب مقدس، انجيل مرقس، ص 77، باب 13، بندهاي 1 ـ 9 و 32 تا 37.
23. كتاب مقدس، انجيل لوقا، ص 116 باب 12، بندهاي 35 و 36 و 40 ـ 37.
24. انجيل لوقا، باب 21، بندهاي 27 ـ 25.
25. كتاب مقدس، مكاشفه يوحنّاي رسول، ص 417، باب 19، بندهاي 18 ـ 11.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Mohsen1001 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مستور, sam131461
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 6 شهریور 1386 03:00 
Administrator
Administrator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 بهمن 1385 23:52
پست ها : 2244
تشکر کرده اید: 11378 مرتبه
تشکر شده:
5966 مرتبه in 1549 پست
اعتقاد به امام مهدى(ع) به عنوان مصلحى الهى و جهانى در بسيارى از مذاهب و اديان وجود دارد.

نه تنها شيعه كه اهل تسنن و حتى پيروان اديان ديگر، مانند يهود، نصارا، زردشتيان و هندويان نيز به ظهور مصلحى بزرگ و الهى اذعان دارند و آن را انتظار مى‏كشند.


آيين زردشتى


در كتاب‏هاى :

اوستا،
زند،
جاماسب نامه،
داتستان دينيك،
زراتشت نامه،

موعودهايى معرّفى شده‏اند كه آنان را سوسيانت مى‏نامند.

اين موعودها سه تن بوده‏اند كه مهم‏ترين آنان آخرين ايشان است و او را «سوسيانت پيروزگر» خوانده‏اند.

اين سوشيانت، همان موعود است. چنان‏كه گفته‏اند:

سوشيانت مزديسنان، به منزله گريشناى برهمنان بوداى پنجم بودائيان،(1) مسيح يهوديان، فارقليط عيسويان و مهدى مسلمانان است.


در كتاب‏هاى قديم چينيان، در عقايد هنديان، در بين اهالى اسكانديناوى و حتى در ميان مصريان قديم، بوميان آمريكايى، اهالى مكزيك و نظاير آن مى‏توان چنين انتظارى را مشاهده كرد.


بنابراين، عقيده به ظهور رهايى بخشى بزرگ، برچيده شدن بساط ظلم و ستم از ميان انسان‏ها و برپايى حكومت حق و عدالت، منحصر به شرقى‏ها و مذاهب شرقى نيست،

بلكه اعتقادى عمومى و جهانى است كه چهره‏هاى مختلف آن در عقايد اقوام گوناگون ديده‏مى‏شود

و همه روشن گر اين حقيقت است كه اين اعتقاد كهن در فطرت و نهاد انسان و در دعوت همه پيامبران ريشه داشته است.


«برنارد بارلر» جامعه شناس آمريكايى در رساله نهضت منجى گرى وجود چنين اعتقادى را حتى در ميان سرخ‏پوستان آمريكايى نقل كرده، مى‏گويد:

در ميان قبايل سرخ پوست آمريكايى اين عقيده شايع است كه روزى گرد سرخ‏پوستان ظهور خواهد كرد و آنها را به بهشت زمين رهنمون خواهدساخت.(2)



پی نوشتها :
------------------
[size=84]1- دائرة المعارف فارسى، ج 1، ص 1373.
2- ر. ك: مكارم شيرازى، حكومت جهانى مهدى(عج)، ص 58 - 59.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 6 شهریور 1386 03:33 
Administrator
Administrator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 بهمن 1385 23:52
پست ها : 2244
تشکر کرده اید: 11378 مرتبه
تشکر شده:
5966 مرتبه in 1549 پست
مهدى(عج) در منابع اهل سنت

مدارك و روايات موجود درباره مهدى و ظهور ايشان، منحصر به يك مذهب از مذاهب اسلامى، يعنى شيعه نيست،

بلكه كتاب ها و مدارك همه مذاهب اسلامى ديگر، از جمله حنفى، شافعى، مالكى و حنبلى نيز سرشار از روايات نبوى درباره مهدى و ظهور او است.

در كتاب‏هاى حديث، تفسير، تاريخ، مناقب و فضايل، كلام و اعتقادات، حتى لغت و ادبيات، تصوف و عرفان، جغرافيا و بلدان و ديوان‏هاى شاعران به ذكر احاديث و مطالبى پرداخته شده كه مربوط به مهدى است.


اين اتفاق نظر به حدّى است كه حتى تندروترين گروه‏هاى اسلامى،

يعنى وهابيان نيز اين موضوع را پذيرفته و به‏طور جدّى از آن دفاع كرده‏اند و آن را از عقايد قطعى و مسلم اسلامى مى‏دانند.



بيانيه رابطة العالم الاسلام كه از بزرگ‏ترين مراكز دينى وهّابى‏ها در مكه است، در اين خصوص جالب توجه است.


يك سند زنده

حدود سه سال قبل شخصى به نام ابو محمد از كنيا سؤالى درباره ظهور مهدى منتظر از اين مركز كرده است.

دبير كل رابطه، محمد صالح القزاز در پاسخى كه براى او فرستاده، ضمن تصريح به اين كه «ابن تيميه» مؤسس مذهب وهابيان نيز احاديث مربوط به ظهور مهدى را پذيرفته

و متن رساله كوتاهى را كه پنج تن از علماى معروف فعلى حجاز در اين زمينه آماده كرده‏اند براى او فرستاد.


در اين رساله پس از ذكر نام حضرت مهدى و محل ظهور او، يعنى مكه آمده است:


به هنگام ظهور فساد در جهان و انتشار كفر و ستم خداوند به وسيله او (مهدى) جهان را پر از عدل و داد مى‏كند، همان‏گونه كه از ظلم و ستم پر شده است.

او آخرين خلفاى راشدين دوازده گانه است كه پيامبر(ص) در كتب صحاح از آنها خبر داده است. احاديث مربوط به مهدى را بسيارى از صحابه نقل كرده‏اند.
(1)

در ادامه مى‏گويد:

در بسيارى از كتب معروف اسلامى و متون اصلى حديث پيامبر(ص) اعم‏از سنن، معاجم و مسانيد آمده است،

از جمله سنن ابو داود، ترمذى،ابن‏ماجه، ابن‏عمرو دانى، مسند احمد، و ابى‏يعلى و بزّار، مستدرك‏حاكم، معاجم طبرانى (كبير و اوسط)، خطيب در تاريخ بغداد، ابن‏عساكر در تاريخ دمشق و....

در خاتمه آمده:

بنابر اين، اعتقاد به ظهور مهدى (بر هر مسلمانى) واجب است و اين جزء عقايد اهل سنت و جماعت محسوب مى‏شود و جز افراد نادان و بى‏خبر يا بدعت‏گذار آن را انكار نمى‏كنند.(2)



سخنان عالمان اهل سنّت

اكنون مناسب است سخنان عالمان اهل سنّت را درباره حضرت مهدى(عج) در اين‏جا بياوريم:


ابن حجر هيثمى شافعى


ابوالقاسم، محمد، الحجّه، عمر او پس از درگذشت پدرش پنج سال بود، خداوند در همين عمر، به او حكمت ربانى عطا كرد. او را «قائم منتظر» گويند.

اخبار متواتر رسيده است كه مهدى از اين امت است و عيسى(ع) از آسمان فرود خواهد آمد و پشت سر مهدى نماز خواهد خواند.(3)



عمادالدين ابن كثير دمشقى


مقصود از پرچم‏هاى سياه (كه در روايات مهدى ذكر شده است)، پرچم‏هاى‏سياهى نيست كه ابو مسلم خراسانى برافراشت و دولت بنى‏اميه راساقط كرد،

بلكه مقصود پرچم‏هاى سياهى است كه ياران مهدى خواهندآورد.(4)



ابن ابى الحديد


ميان همه فِرَق مسلمين اتفاق قطعى است كه عمر دنيا و احكام و تكاليف پايان‏نمى‏پذيرد، مگر پس از ظهور مهدى(عج).(5)



صدرالدين قونوى


پس از مرگ من، آن چه از كتاب هايم كه درباره طب و حكمت است و همچنين كتاب‏هاى فلسفه، همه را بفروشيد و پول آن را به فقرا صدقه بدهيد و كتاب‏هاى تفسير و حديث و تصوف را در كتابخانه نگاه داريد.

در شب اوّل مرگ من، هفتاد هزاربار كلمه توحيد (لا إله إلّا اللّه) را بخوانيد و سلام مرا به مهدى(عج) برسانيد.(6)



محمد بن بدرالدين رومى


خداوند به وسيله حضرت محمد(ص) نبوت تشريعى را ختم كرده و ديگر تاروز قيامت پيامبرى نخواهد آمد.

هم‏چنين خدا به وسيله فرزند صالح‏پيامبر، همو كه داراى نام پيامبر (محمد) و كنيه پيامبر (ابوالقاسم) است ولايت تامه و امامت عامه را ختم خواهد كرد ،

و اين ولى، همان كس است كه مژده داده‏اند كه زمين را چنان‏كه از جور و ستم لبريز شده باشد، از عدل و داد لبريز بسازد و ظهور او به ناگهان اتفاق بيفتد.

خداوندا! اين همه پريشانى و گرفتارى را از اين امت به بركت ظهور و حضور او برطرف فرما!

إنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بعيداً وَ نَراه قَريباً؛ كسانى ظهور او را بعيد و ناشدنى مى‏پندارند و ما آن را شدنى و نزديك مى‏دانيم.(7)



شيخ عبدالحق دهلوى


احاديث بسيارى كه به حد تواتر رسيده است وارد شده كه مهدى از اهل بيت پيامبر است، از اولاد فاطمه(س).(8)



احمد امين مصرى


اهل سنت به مهدى و مسأله مهدى يقيناً ايمان دارد.(9)



شيخ محمد عبده


خاص و عام مى‏دانند كه در اخبار و احاديث ضمن شمردن علائم قيامت، آمده‏است كه مردى از اهل بيت پيامبر(ص) خروج مى‏كند كه نام او مهدى است.

او زمين را، پس از آن كه از جور و بيداد آكنده باشد، از عدل و داد آكنده مى‏سازد.(10)



پی نوشتها :
--------------------
[size=84]1. بيست نفر از صحابه از جمله على(ع)، عثمان، طلحه، عبدالرحمن عوف، عبدالله بن عباس، عمار ياسر، عبدالله بن مسعود، و... را آورده است.
2. به نقل از: حكومت جهانى مهدى، ص 144 - 155 با تلخيص.
3. المهدى الموعود، ج 1، ص 200.
4. همان، ج 2، ص 72.
5. لطف اللَّه صافى، منتخب الاثر، ص 3 - 5.
6. محمد سعيد موسوى هندى، الامام الثانى عشر، ص 77.
7. همان، ص 77.
8. منتخب الاثر، ص 3.
9. شيخ محمد جواد مغنيه، المهدى المنتظر و العقل، ص 59.
10. رشيد رضا، تفسير المنار، ج 6، ص 57.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Mohsen1001 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
mahmood-en
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: سه شنبه 6 شهریور 1386 19:41 
Administrator
Administrator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 بهمن 1385 23:52
پست ها : 2244
تشکر کرده اید: 11378 مرتبه
تشکر شده:
5966 مرتبه in 1549 پست
نظر متفكران غربى درباره مهدويت

«برنارد شاو» فيلسوف برجسته انگليسى صريحاً به زنده بودن دين اسلام اعتراف كرده، اعلام نمود:


من هميشه نسبت به دين محمد(ص) به واسطه خاصيت زنده بودن شگفت آور آن نهايت احترام را داشته‏ام.

به نظر من اسلام تنها مذهبى است كه استعداد توافق و تسلط بر حالات گوناگون و صور متغير زندگى و مواجهه با قرون مختلف را دارد.

من چنين پيش بينى مى‏كنم و هم اكنون هم آثار آن پديدار شده است كه ايمان محمد مورد قبول اروپاى فردا خواهد بود.
(1)


آن‏گاه كه برناردوشاو جهان گير شدن آيين اسلام را پيش بينى مى‏كرد وآن‏را مورد قبول مردم اروپا مى‏دانست و معتقد بود كه تنها اسلام مى‏تواندمشكلات جهان را حل كند،

اروپاييان با بى‏اعتنايى از كنار اين‏نظريه‏ مى‏گذشتند. اما امروز حقيقت سخنان او و ساير متفكران آزادانديش براى غربيان آشكار شده است.

گرايش روز افزون مردم جهان به اسلام نشانه بارزى است براى صحت پيش بينى‏هاى او.

امروزه كسانى كه در آمريكا و اروپا به اسلام مى‏گروند همان حقايقى را مى‏يابند كه متفكران غربى، آنها را از ويژگى‏هاى اسلام معرفى مى‏كنند كه عامل نجات بخش بشريت و پناهگاه امن معنوى براى انسان‏هاى سرگشته غربى است.

يك تازه مسلمان آمريكايى مى‏گويد :


[align=center]اين آيين قادر است فشارهاى جامعه بى‏بنياد و مصرفى آمريكا را كه متوجه افراد است، برطرف كند.

اسلام نه تنها يك دين، بلكه يك شيوه درست زندگى نيز مى‏باشد.
(2)


«داگلاس جانسون»
از مركز تحقيقات بين المللى و استراتژيك و نويسنده كتاب مذهب عنصر مفقوده در فن حكومت مى‏گويد :

جهان به مذهب روى مى‏آورد. هنگامى كه حكومت‏هاى غير مذهبى نيازهاى مردم را بر آورده نكنند، پيام‏هاى مذهبى فضاى خالى را پر مى‏نمايند.(3)

بنابراين، نوعى خود آگاهى و رشد معنوى در دنياى در حال تكامل و رشد، ديده مى‏شود كه فراتر از ماديات عمل كرده و حتى ماديات را عامل توقف و مانع رشد و تكامل مى‏داند،

افرادى نظير «تدد انليز» اهل «فيلاد لفيا» هر هفته ادبيات سال 2000 را بررسى مى‏كند، شديداً به اين باور ايمان دارد كه هزاره بعدى زمان ظهور منجى آخرالزمان است.(4)


صاحب الزمان(عج) از نگاه هانرى كربن


پروفسور «هانرى كربن» ايران شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپاييانى است ،

كه در دوران زندگى علمى خود تمايل قلبى و يقين عينى و عقلانى به وجود مبارك امام عصر(عج) و معنويت بى‏بديل ساير ائمه شيعه(ع) يافته‏بود.

به عقيده كربن، مفهوم ولايت در اين دوران طولانى انتظار، همان هدايت ارشادى امام است كه «اسرار» اصول عقايد را مى‏آموزد.

اين مفهوم از سويى، شامل مفهوم معرفت است و از سوى ديگر، واجد معناى محبت؛ يعنى معرفتى كه فى‏نفسه متمركز و نيرومند است.(5)


كربن در بخشى از كتاب تاريخ فلسفه اسلامى ضمن نقل روايتى مشهور از پيامبر اكرم(ص) كه مى‏گويد :

اگر تنها يك روز به پايان جهان باقى مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانى خواهد كرد تا مردى از ذرّيه من كه نامش نام من و كنيه‏اش كنيه من خواهد بود، ظهور كند.

او زمين را از هماهنگى و عدل پر خواهد ساخت چنان‏كه تا آن هنگام از خشونت و جور پر شده است.


به تفسير اين روايت پرداخته و مى‏نويسد:

روزى كه چنين طولانى خواهد شد، زمان غيبت است و اين حديث صريح طنين خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمير شيعه منعكس ساخته است.


كربن پس از اذعان به اين نكته كه امامان همه نور و حقيقت واحدى هستند كه در دوازده شخص متمثل شده‏اند، مى‏نويسد:

وقتى نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگيريم، مى‏بينيم مسأله به هيچ روى شبيه به اتحاد اُقنومى در طبيعت نيست،
امامان، ظهورات و تجليات الهى هستند، قاموس فنى زبان، كلمات (ظهور و مظهر) را پيوسته به مقابله با عمل آيينه باز مى‏گرداند،
پس بدين‏گونه امامان هم چون ظهور الهى، بى‏هيچ كم و بيش «اسماء الله» مى‏باشند و به اين عنوان از دو مهلكه تشبيه و تعطيل مصونند.(6)



پی نوشتها :
----------------
[size=84]1. روزنامه جمهورى اسلامى، 73/5/24، ص 11.
2. روزنامه جمهورى اسلامى، 73/5/24، ص 11.
3. موعود، شماره 9، ص 66، به نقل از: مقاله «نقش كليدى مذهبى در سياست بين المللى» ترجمه: فريند پرتو، 6ژوئيه 1996، ص‏1.
4. موعود، شماره 9، ص 66، به نقل از: مقاله «در جستجوى آخرالزمان»، نوشته ژان سبايستين ستلى، 30 دسامبر 1995، ص 1.
5. امين ميرزايى، موعود، شماره چهاردهم.
6. هانرى، كربن، تاريخ فلسفه اسلامى، ترجمه اسدالله مبشرى


توسط :
---------------
سپيده اميد ، سيد حسين اسحاقى ، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما

بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Mohsen1001 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
mahdieh, علی اصغر حسین, مستور, mehdi_m, mahmood-en
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 6 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.104s | 26 Queries | GZIP : On | Load : 0.96 ]
Seo