کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز چهارشنبه 31 مرداد 1397 06:33

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 16 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: يکشنبه 24 آذر 1387 20:06 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06
پست ها : 1668
تشکر کرده اید: 3510 مرتبه
تشکر شده:
5920 مرتبه in 1404 پست
- به زودى وليد به جزاى خويش كه خوارى و آتش ( دوزخ ) است خواهد رسيد و ترديدى نيست كه پاداش على بهشت است .
غديريه قيس بن سعد قيس بن سعد بن عباده كسى است كه در برخى از غزوات پيامبر ( ص ) پرچمدار انصار بوده است . در جلد دوم الغدير درباره زندگانى و شخصيت وى بطور مبسوط تحقيق شده است . قيس در غديريه خويش مى گويد :

. . . وعلى إمامنا وإمام * لسوانا اتى به التنزيل يوم قال النبى من كنت مولا ه * فهذا مولاه خطب جليل . . .

- على امام ما و امام همه مى باشد و در اين خصوص ( در روز غدير آياتى از ) قرآن نازل شده است . - همان روزى كه پيامبر ( ص ) گفت : هر كس كه من مولاى او هستم ، على نيز مولاى اوست .


و اين ( واقعه ) حادثه‌اى بود بس سترگ . غديريه عمروعاص غديريه عمرو بن عاص به قصيده جلجليه معروف است . عمروعاص از طرف معاويه به حكمرانى مصر گمارده شده بود . وى از ارسال خراج مصر به شام كه مركز حكومت معاويه بود - امتناع مى جست . معاويه نامه‌اى براى او نوشت و ضمن سرزنش عمروعاص ، وى را تهديد نمود .

عمروعاص در جواب معاويه نامه‌اى به نظم نوشت كه به قصيده جلجليه معروف شد . جلجل به معناى زنگوله است . منظور عمروعاص اين است كه اى معاويه ، اين من بودم كه تو را به اين جا رساندم ، و اگر چنانچه سر به سر من بگذارى ، زنگوله را بدين گونه به صدا در مى آورم و آبرويت را مى برم . ( 3 )

قصيده جلجليه 66 بيت دارد و در آن به حقايقى اشاره شده است كه هر مسلمان آزاده و با شرافتى از خواندن آن متأثر مى گردد . مضمون ترجمه برخى از ابيات قصيده جلجليه از اين قرار است : عمروعاص مى گويد :


" اى معاويه ، قضايا را فراموش مكن . . .

اين من بودم كه به مردم گفتم نمازشان بدون وجود تو قبول نيست . . .


اين من بودم كه آنها را برانگيختم تا با سيد اوصياء على ( ع ) به بهانه خونخواهى آن مرد احمق [ = عثمان ] جنگ كنند . . .

و اين من بودم كه به لشكريانت ياد دادم كه هر گاه ديديد على ( ع ) چون شير براى كشتن شما به سويتان مى آيد شلوارتان را در بياوريد و پشت به او كنيد تا او از شرم از كشتن شما منصرف شود . . .


اى معاويه ، مگر گفت و گوى من و ابوموسى اشعرى را فراموش كرده اى ؟ . . .

مگر يادت رفته كه در آن روز چطور جامه خلافت را از قامت على ( ع ) در آوردم ، بقدرى راحت اين كار را كردم كه انگار دمپايى از پاى در مى آورم . . .


و مگر يادت رفته كه جامه خلافت را - مانند انگشترى كه به انگشت مى كنند - بر تو پوشانيدم . . .

اى معاويه اين من بودم كه تو را بدون جنگ و دعوا بر فراز منبر نشاندم ، گر چه به خدا لياقت آن را نداشتى و ندارى . . .


اين من بودم كه تو را در شرق و غرب پرآوازه نموده . . .

اگر من نبودم ، تو مانند زنها در خانه نشسته بودى و بيرون نمى آمدى . . . .


اى پسر هند ، ما - از روى نادانى - تو را عليه على يارى نموديم وعلى كسى بود كه خدا از او به عنوان نبأ عظيم ياد نموده است . . .

وقتى تو را بر سر مسلمين بالا برديم به اسفل سافلين فرو افتاديم . . .



اى معاويه ، يادت هست كه چقدر پيامبر مصطفى درباره على وصيت مى كرد ، يادت هست كه پيامبر در غدير خم بر منبر رفت و در حالى كه دست على در دست او بود به امر خداوند گفت :
" اى مردم ، آيا من بر شما از خودتان سزاوارتر نيستم [ آيا من بر شما ولايت ندارم ؟ ] " .

همه گفتند : " تو بر ما ولايت دارى " . آنگاه پيامبر گفت :

" پس هر كسى كه من مولا و ولى او هستم ، على نيز ولى اوست " .


يادت مى آيد پيامبر در آن روز دعا كرد كه " خدايا ، على ( ع ) برادر پيامبر و فرستاده توست ، پس دوست او را دوست بدار و دشمنش را دشمن باش " . . .




( 3 ) شايد هم منظور عمروعاص اين باشد كه : " اى معاويه ! در جريان تثبيت حكومت تو ، زنگوله به گردن من بود و تمامى  كارها را من بودم كه به سامان رسانيدم . به هوش باش كه اين زنگوله هنوز هم بر گردن من است و اگر بخواهم ، همان بلائى را كه بر سر مخالفين تو آوردم بر سر خود تو نيز در خواهم آورد " .

_________________
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند




بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی, Mohsen1001, محمد علي
پستارسال شده در: دوشنبه 25 آذر 1387 23:50 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06
پست ها : 1668
تشکر کرده اید: 3510 مرتبه
تشکر شده:
5920 مرتبه in 1404 پست
در آن روز وقتى استاد تو [ ابو بكر ] ديد ديگر گردنبند خلافت على پاره شدنى نيست ، آمد و به على تبريك گفت . . .

اى معاويه ما جايمان در آتش ، در درك اسفل جهنم خواهد بود . . .


و در فرداى قيامت - كه روز شرمندگى ماست - خون عثمان ما را نجات نخواهد داد . . .

فردا خصم ما على است و او نزد خدا و رسولش عزيز است . . .


در آن روز كه پرده ( از كارهاى ما ) برافتد ، عذر ما چيست ؟ ! . . .

پس واى بر تو و واى بر من . . .


اى معاويه چه نسبتى مى تواند ميان تو وعلى باشد ؟ ! . . .

على چون شمشيرى ( بران ) است و تو بمانند داسى ( كند ) . . .


على كه چون ستاره آسمانست كجا و تو كه چون ريگى بيش نيستى كجا ؟ ! . . .

اى معاويه آگاه باش كه در گردن من زنگوله‌اى است كه اگر گردنم را تكان بدهم ، زنگوله به صدا در خواهد آمد " .



اينك ابياتى از متن قصيده جلجليه :

معاوية الحال لا تجهل
وعن سبل الحق لا تعدل نسيت احتيالى في جلق

على اهلها يوم لبس الحلبى ؟ . . وقولى لهم : إن فرض الصلاة
بغير وجودك لم تقبل . . . فبى حاربوا سيد الأوصياء

بقولى : دم طل من نعثل . . . وعلمتهم كشف سوءاتهم
لرد الغضنفرة المقبل . . . نسيت محاورة الأشعرى

ونحن على دومة الجندل . . . خلعت الخلافة من حيدر
كخلع النعال من الأرجل . . . والبستها فيك بعد الاياس

كلبس الخواتيم بالأنمل ورقيتك المنبر المشمخر
بلا حد سيف ولا منصل ولو لم تكن انت من اهله

ورب المقام ولم تكمل . . . ولو لاى كنت كمثل النساء
تعاف الخروج من المنزل نصرناك من جهلنا يا بن هند

على النبأ الأعظم الأفضل وحيث رفعناك فوق الرؤوس
نزلنا إلى اسفل الأسفل وكم قد سمعنا من المصطفى

وصايا مخصصة في على ؟ وفى يوم خم رقى منبرا
يبلغ والركب لم يرحل وفى كفه كفه معلنا

ينادى بامر العزيز العلى الست بكم منكم في النفوس
باولى ؟ فقالوا : بلى فافعل . . . فقال : ومن كنت مولى له

فهذا له اليوم نعم الولى فوال مواليه يا ذا الجلال
وعاد معادى اخ المرسل . . . فبخبخ شيخك لما رأى

غرى عقد حيدر لم تحلل . . . وإنا وما كان من فعلنا
لفى النار في الدرك الأسفل ومادم عثمان منج لنا

من الله في الموقف المخجل وإن عليا غدا خصمنا
ويعتز بالله والمرسل . . . فما عذرنا يوم كشف الغطا

لك الويل منه غدا ثم لى . . . فان كان بينكما نسبه
فأين الحسام من المنجل ؟ واين الحصامن نجوم السما ؟

واين معاوية من على ؟ فان كنت فيها بلغت المنى
ففى عنقى علق الجلجل

_________________
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند




بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001
>
پستارسال شده در: سه شنبه 26 آذر 1387 18:03 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06
پست ها : 1668
تشکر کرده اید: 3510 مرتبه
تشکر شده:
5920 مرتبه in 1404 پست
بيش از 50 صفحه از مطالب جلد دوم الغدير به معرفى شخصيت عمروعاص اختصاص دارد .
غديريه سيد حميرى سيد حميرى ( متوفى 173 ) - كه از استوانه‌هاى شعر عرب است - 23 غديريه دارد كه همگى آنها در الغدير موجود است . در اينجا به چهار نمونه از اين غديرها كه عبارات پيامبر ( ص ) در آنها تضمين شده است اشاره مى كنيم :
فمن اولى بكم منكم ؟ فقالوا : *

مقالة واحد وهم الكثير جميعا : أنت مولانا واولى *

بنا منا وانت لنا نذير : فان وليكم بعدى على *

ومولاكم هو الهادى الوزير وزيرى في الحياة وعند موتى *

ومن بعدى الخليفة والأمير فوال الله من والاه منكم *

وقابله لدى الموت السرور وعاد الله من عاداه منكم *

وحل به لدى الموت الثبور



- پيامبر ( ص ) فرمود : چه كسى بر شما سزاوارتر از خودتان است ؟
در پاسخ ، تمامى  آن جماعت انبوه يكصدا گفتند :

- تو مولاى ما هستى و از ما بر خودمان سزاوارتر مى باشى ،
و تو هستى كه ما را انذار مى دهى .

- سپس پيامبر گفت : پس ( بدانيد كه ) بعد از من ولى شما على است
و اوست كه مولاى شما و هدايت كننده و وزير است .

- او در طول زندگانى من تا هنگام مرگم وزير من است
و پس از من خليفه و امير خواهد بود .

- از ميان شما ( مردم ) هر كس كه على را دوست دارد ، خداوند او را دوست باشد
و هنگام مرگ شادمانى و سرور بر او باد .

- و از ميان شما هر كس كه با على دشمن است ، خدا دشمن او باشد
و در زمان مرگ با خسران و خوارى مواجه گردد



* * * اقامه من بين اصحابه * وهم حواليه فسماه : هذا على بن ابى طالب * مولى لمن قد كنت مولاه فوال من والاه يا ذا العلا * وعاد من قد كان عاداه ( 4 )

* * * . . . أوصى النبى له بخير وصية * يوم الغدير بأبين الافصاح : من كنت مولاه فهذا واعلموا * مولاه قوال إشاعة وصراح ( 5 )

* * * . . . : أيها المسلمون هذا خليلى * ووزيرى ووارثى وعهودى وابن عمى  الا فمن كنت مولا * ه فهذا مولاه فارعوا عهودى ( 6 )




( 4 ) ( پيامبر ( ص ) ، على را ) در ميان صحابه خود - كه دور او جمع شده بودند - بلند كرد و چنين فرمود : " اين على بن ابى طالب ، مولاى كسانى خواهد بود كه من مولاى آنان بودم ، اى ( خداوند ) دو الجلال ، دوستدار او را دوست بدار و دشمن او را دشمن باش " .
( 5 ) پيامبر ( ص ) در روز غدير - با بيانى شيوا و رسا - بهترين وصيت خويش را درباره على بن ابى طالب چنين اعلام نمود : " ( اى مردم ) آگاه باشيد كه على مولاى كسانى است كه من مولاى آنان بودم " .
( 6 ) ( پيامبر ( ص ) فرمود ) : " اى مردم مسلمان ( آگاه باشيد كه ) اين على ، دوست و وزير و وارث و هم پيمان من مى باشد ، او پسر عم من و مولاى كسانى است كه من مولاى آنان بودم ، پس عهد خويش را با وى استوار بداريد " .

_________________
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند




بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001
>
پستارسال شده در: چهارشنبه 27 آذر 1387 20:36 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06
پست ها : 1668
تشکر کرده اید: 3510 مرتبه
تشکر شده:
5920 مرتبه in 1404 پست
█ آيه انذار

سال سوم هجرت مصادف است با نزول آيه " وانذر عشيرتك الأقربين " [ = اى پيامبر ! خاندان نزديك خود را انذار ده ] . ( 7 ) پيامبر اكرم پس از نزول اين آيه ، چهل تن از بنى عبد المطلب را به منزل خويش دعوت نمودند و در آنجا آنها را به پرستش خداى تعالى فرا خواندند و فرمودند : " اولين كسى كه با من بيعت كند بردار و وصى و وزير من و خليفه بعد از من خواهد بود " .
به روايت تاريخ : اولين فردى كه با حضرت رسول ( ص ) بيعت نمود على بن ابى طالب ( ع ) بود .


مصادر مربوط به اين واقعه به تفصيل در الغدير آمده است . سيد حميرى نيز در ارتباط با اين موضوع شعرى دارد كه ابياتى از آن را مى خوانيم :

بأبى انت وامى  * يا أمير المؤمنينا . . . بأبى انت وامى  * وبناتى والبنينا وفدتك النفس منى * يا إمام المتقينا وامين الله وال‍ * وارث علم الأولينا . . . كنت في الدنيا اخاه * يوم يدعو الأقربينا ليجيبوه إلى الل‍ * ه فكانوا اربعينا بين عم وابن عم * حوله كانوا عرينا فورثت العلم منه * والكتاب المستبينا . . .
حاصل اشعار فوق اين است كه سيد حميرى مى گويد :

اى امير المؤمنين ، اى امام متقين واى وارث علم اولين ، جان من و مادرم و همه فرزندانم فداى تو باد .

تو در اين دنيا ، در آن روزى كه پيامبر ( ص ) چهل تن از عموها و عموزادگان خويش را براى اجابت دعوت خدا فراخواند برادر پيامبر بودى .


غديريه عبدى  غديريه بلندى دارد كه 86 بيت آن در الغدير آمده است . وى غير از غديريه ، اشعار زيباى ديگرى نيز در مدح اهل بيت سروده است كه شعر زير نمونه‌اى از آنهاست :

آل النبى محمد * اهل الفضايل والمناقب . . . الصادقون الناطقون * السابقون إلى الرغائب فولاهم فرض من ال‍ * رحمان في القرآن واجب وهم الصراط فمستقيم * فوقه ناج وناكب صديقه خلقت لصديق * شريف في المناسب إختاره واختارها * طهرين من دنس المعايب عبدى

در ابيات فوق به چند منقبت از مناقب امير المؤمنين ( ع ) اشاره نموده كه جميع مذاهب اسلامى  اتفاق دارند كه اين مناقب مخصوص على ( ع ) است . كليه مصادر مربوطه در الغدير آمده است . مناقبى چند از اهل بيت مناقبى كه عبدى در شعر فوق - بر اساس احاديث صحيحه مأثور - بدانها اشاره نموده عبارت است از اينكه : آيه " كونوا مع الصادقين " ( 8 )

يعنى:
" با على ( ع ) باشيد ، وآية " السابقون السابقون اولئك المقربون " ( 9 )
[ = مقربان درگاه الهى كسانى هستند كه در ايمان از همه پيشى جستند ] درباره على ( ع ) نازل شده است ،

و خداوند محبت على ، فاطمه و حسنين عليهم السلام را در آيه شريفه
" قل لا اسئلكم عليه اجرا إلا المودة في القربى " ( 10 ) بر همه واجب كرده است .

همچنين مراد از " صراط مستقيم " در آيه " إهدنا الصراط المستقيم " ، صراط محمد وآل محمد است
و به موجب آيه تطهير ، ( 11 ) على ( ع ) و فاطمه ( ع ) معصوم هستند
و خداوند حضرت فاطمه را كه صديقه ( = معصومه ) مى باشد براى ازدواج با صديقى چون على ( ع ) خلق فرموده است .




( 7 ) سوره شعراء 214 .
(8 ) سوره توبه 119 .
( 9 ) سوره واقعه 10 ، 11 .
( 10 ) سوره شورى 23 .
( 11 ) سوره أحزاب 33 .

_________________
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند




بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001
>
پستارسال شده در: شنبه 30 آذر 1387 23:46 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06
پست ها : 1668
تشکر کرده اید: 3510 مرتبه
تشکر شده:
5920 مرتبه in 1404 پست
█لقب صديق و فاروق

لقب فاروق و صديق اكبر مختص على عليه السلام است و علماى اهل سنت احاديث متعددى در اين خصوص نقل كرده‌اند . در يك حديث پيامبر ( ص ) درباره على ( ع ) مى فرمايد :

" إن هذا اول من آمن بى ، وهو اول من يصافحنى يوم القيامة ، وهو الصديق الأكبر وهذا فاروق هذه الأمة يفرق بين الحق والباطل وهذا يعسوب الدين "

[همانا على ( ع ) اولين كسى است كه به من ايمان آورد و اولين كسى خواهد بود كه در روز رستاخيز با من مصافحه مى كند ، او صديق اكبر و فاروق اين امت است ، اوست كه حق را از باطل جدا مى سازد و اوست پيشواى دين ] ( 12 ) .


همچنين بسيارى از اكابر محدثين نظير نسائى وابن ماجه و حاكم روايت كرده‌اند كه على عليه السلام مى فرمايد : " . . . انا الصديق الأكبر لا يقولها بعدى إلا كذاب مفتر . . . "

[  صديق اكبر من هستم و كسى به جز من اين ادعا را نمى كند مگر آن كه دروغگو باشد ] . ( 13 )




( 12 ) مجمع الزوائد ج 9 / 102 ، كفاية الطالب ص 79 . . . .
( 13 ) تاريخ طبرى ج 2 / 212 ، سنن ابن ماجه ج 1 / 57 ، 58 ، خصائص نسائى ص 3 ، مستدرك الصحيحين ج 3 / 112 . . . .

_________________
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند




بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محمد علي, Mohsen1001
>
پستارسال شده در: جمعه 6 دی 1387 05:27 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06
پست ها : 1668
تشکر کرده اید: 3510 مرتبه
تشکر شده:
5920 مرتبه in 1404 پست
بحثهائى از جلد سوم الغدير


█غديريه‌هاى قرن سوم و چهارم

در جلد سوم نيز 11 غديريه مربوط به قرون سوم و چهارم هجرى درج گرديده است .
غديريه وامق نصرانى يكى از غديريه‌هاى قرن چهارم متعلق به وامق نصرانى است كه از پيشوايان بزرگ ارامنه سده سوم هجرى مى باشد . اين شاعر با اينكه فردى مسيحى است ، با اين حال اشعار بسيار زيبائى در مدح اهل بيت عليهم السلام سروده است .

وى در غديريه‌اش مى گويد :
اليس بخم قد اقام محمد
عليا باحضار الملافى المواسم فقال لهم : من كنت مولاه منكم

فمولاكم بعدى على بن فاطم فقال إلهى كن ولى وليه
وعاد اعاديه على رغم راغم



- مگر نه اينكه محمد ( ص ) هنگام موسم حج ، در غدير خم در ميان جمعيت على را به پا داشت ،
- و به مردم گفت : هر كس كه من مولاى او هستم ، پس از من - على پسر فاطمه ( بنت اسد ) مولاى اوست .

- سپس فرمود : خدايا ! دوستدار على را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش ،
هر چند كه مايه ناخشنودى ديگران باشد .

_________________
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند




بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, محمد علي
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 16 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.063s | 24 Queries | GZIP : On | Load : 1.1 ]
Seo