کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز سه شنبه 29 مهر 1399 03:49

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد اين مبحث بسته شده است.شما نمي توانيد پست هاي خود را ويرايش يا پست جديدي ارسال کنيد.  [ 26 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: يکشنبه 20 بهمن 1387 18:33 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.
«  چگونگى برخورد صحابه با حكم عمره تمتع »  





تا به اینجا گفتيم كه چگونه پيامبر خدا (ص ) آرام آرام و بتدريج حكم عمره تمتع را در ماههاى حج ابلاغ كرد.


اينك ببينيم صحابه آن حضرت در آن روز با اين حكم چگونه برخورد كردند:



ــ در صحيح مسلم به نقل از ابن عباس آمده است :


      رسول خدا (ص ) و اصحابش در روز چهارم از ماه ذى حجه ، در حالى كه تلبيه حج گفته بودند، به مكه وارد شدند.

      در آنجا بود كه پيامبر فرمود تا آن را عمره قرار دهند.




و در روايتى ديگر در پايان اين حديث آمده است :


      و احرامشان را به عمره بگردانند، مگر كسانى كه قربانى به همراه آورده اند (1).




و در روايت سوم آمده است :


      پيامبر خدا (ص ) و اصحابش در صبح روز چهارم ، در حالى كه تلبيه حج گفته بودند، به مكه وارد شدند.

      در آنجا رسول خدا (ص ) آنان را فرمان داد تا آن را عمره قرار دهند كه اين دستور، آنان را سخت دشوار و ناگوار آمد و گفتند:

      اى رسول خدا، چه چيزهايى حلال است كه انجام دهيم ؟ فرمود: همه حلالها (2).




و در روايت چهارم آمده است كه رسول خدا (ص ) فرمود:



      اين عمره است ، و ما، در آن از هر حلالى بهره خواهيم برد.

      پس هر كس كه قربانى به همراه نياورده ، از همه حلالها بهره مند شود كه عمره تا روز قيامت داخل در مراسم حج شده است  (3).





_______________________

1  - صحيح مسلم ، ح 201-203، باب جواز العمرة فى اءشهر الحج ، ص 911؛ سنن ابوداود، ج 2، ص ‍ 156، ح 1791 از ابن عباس كه گفت : رسول خدا فرمود: اگر كسى تلبيه حج گفته باشد، چون به مكه برسد و طواف خانه و سعى صفا و مروه كند، از احرام به درآيد و آنرا عمره قرار دهد.
2 - صحيح مسلم ، ح 198، ص 909، باب جواز العمرة ؛ صحيح بخارى ، ج 1، ص 191. اين سه روايت در زاد المعاد ابن قيم ، ج 1، ص 246 نيز آمده است .
3 - صحيح مسلم ، ص 911، باب جواز العمرة فى اءشهر الحج ، ح 201-203؛ سنن ابوداود، ج 2، ص ‍ 156؛ بيهقى ، ج 5، ص 18، ح 2423 از المنتقى ؛ مصنف ابن ابى شيبه ، ج 4، ص 202.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, محمد علي, 110
پستارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 14:55 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.




ــ و در روايتى ديگر در صحيح بخارى و مسلم از قول جابر بن عبدالله آمده كه :



      او با پيامبر خدا، در حالى كه قربانى با خود آورده بود، حج گزارد. همگان به حج تنها تلبيه گفته بودند كه رسول خدا (ص ) فرمود:

      پس از طواف كعبه و سعى بين صفا و مروه و تقصير، از احرامتان به درآييد و به هر چيز كه در غير احرام بر شما حلال بود روى آوريد،

      تا روز هشتم ذى حجه ترويه . آنگاه تلبيه حج بگوييد و آنچه را كه پيش از آن انجام داده بوديد، عمره قرار دهيد.

      گفتند: چطور آن را عمره تمتع قرار بدهيم ، در حالى كه آن را حج ناميده بوديم . به قصد حج آمده بوديم .

      فرمود: هر طور كه به شما دستور مى دهم عمل كنيد. اگر من قربانى با خود نياورده بودم ، همان گونه كه به شما گفتم عمل مى كردم ؛

      اما هيچ حرامى بر من حلال نمى شود، مگر هنگامى كه قربانى را انجام دهم (1).





ــ و در روايت دوم جابر در صحيح بخارى ، سنن ابوداود، مسند احمد و ديگر منابع آمده است كه :


      آنها به پيامبر گفتند: در آن هنگام ، ما به منى برويم در حالى كه از ...  ما منى مى چكد (2) ؟!








ــ  و در روايت سوم در صحيح بخارى و مسلم و سنن ابن ماجه و ابوداود و مسند احمد از قول عطاء آمده است كه گفت :



      شنيدم كه جابر در ميان جمعى مى گفت : ما اصحاب پيامبر خدا تنها تلبيه حج گفته بوديم ، بدون اينكه عمره اى در آن باشد.

      تا اينكه رسول خدا (ص ) در صبح روز چهارم ماه ذى حجه وارد مكه شد، و چون همه ما گرد آمديم ، آن حضرت به ما دستور داد

      تا از احرام بيرون آييم و فرمود: از احرام بيرون بياييد و با بانوانتان مباشرت كنيد.


      جابر مى گويد: پيامبر مباشرت با زنان را الزام نفرمود، ولى با اين فرمان ، زنانشان را برايشان حلال كرده بود.

      گفتگو در ميان ما برخاست تا اينكه اين سخن ما به گوش پيامبر خدا (ص ) رسيد كه : در حالى كه بيش از پنج روز به عرفه باقى نمانده است ،

      به ما دستور مى دهد از احرام بيرون آمده ، با همسرانمان مباشرت كنيم . آن وقت در حالى كه از ... ما منى مى چكد به عرفه برويم !

      پس رسول خدا (ص ) در ميان ما برخاست و فرمود: اين را مى دانيد كه من خداى را از شما پرهيزگارتر و راستگوتر و خالصترم .

      اگر من حيوان قربانى به همراه خود نداشتم ، چون شما از احرام بيرون مى آمدم و از آنچه حلال است استفاده مى بردم .

      اينك شما از احرام بيرون بياييد، كه اگر من پيش از اين مى دانستم ، حيوان قربانى به همراه نمى آوردم ...  (3).








ــ و در روايت چهارم در صحيح بخارى آمده است كه جابر گفت :


      رسول خدا(ص ) در صبح روز چهارم ذى حجه با نيت حج ، بدون اينكه چيز ديگرى را با آن همراه كند، قدم به مكه گذاشت .

      چون ما به مكه رسيديم به ما فرمان داد تا آن را عمره قرار دهيم و از احرام بيرون آمده ، حتى با زنانمان مباشرت كنيم .

      اين سخن شايع شد و اعتراضاتى را برانگيخت ...تا آنجا كه مى گويد: اين سخنان اعتراض آميز ما به گوش پيامبر خدا (ص ) رسيد.

      پس ‍ به سخنرانى برخاست و در ضمن آن فرمود:

      به من خبر داده اند كه عده اى چنين و چنان گفته اند. به خدا سوگند كه من صالحترين ، و پرهيزگارترين و... (4).

      (تا آخر بيانات آن حضرت در حديثى كه گذشت .)











______________________________

1 - صحيح بخارى ، ج 1، ص 190، باب التمتع والاقران و الافراد بالحج ...؛ صحيح مسلم ، ص ‍ 884-885، باب بيان وجوه الاحرام ...، ح 143؛ زاد المعاد، ج 1، ص 248، فصل فى اهلاله بالحج .
2 - صحيح بخارى ، ج 1، ص 213 و ج 4، ص 166، كتاب التمنى ، باب لو استقبلت من امرى ما استدبرت ؛ سنن ابوداود، ج 4، ص 156، باب افراد الحج ، ح 1789 با جزئى اختلاف ؛ مسند احمد، ج 3، ص 305؛ سنن بيهقى ، ج 5، ص 3، باب من اختار الافراد...و ج 4، ص 338 آن ؛ زاد المعاد، ج 1، ص ‍ 246، فصل فى احلال من لم يكن ساق الهدى .
3 - فتح البارى ، ج 17، ص 108-109، باب نهى النبى على التحريم ...؛ صحيح مسلم ، ص 883، باب وجوه الاحرام ، ح 141؛ سنن ابوداود، باب افراد الحج ؛ سنن ابن ماجه ، باب التمتع بالعمرة ؛ سنن بيهقى ، ج 4، ص 238 و ج 5، ص 19؛ زاد المعاد، ج 3، ص 246؛ مسند احمد، ج 2، ص 356.
4 - صحيح بخارى ، ج 2، ص 52، كتاب الشركة ، باب الاشتراك فى الهدى ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1، ص ‍ 992، ح 298.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, محمد علي, 110
>
پستارسال شده در: پنج شنبه 24 بهمن 1387 20:26 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.



در سنن ابن ماجه ، مسند احمد بن حنبل و مجمع الزوائد از قول براء بن عازب آمده است :



      رسول خدا (ص ) و اصحابش از مدينه بيرون شده ، همگى به نيت حج محرم شده بوديم ؛

      اما چون به مكه وارد شديم ، پيامبر (ص ) به ما فرمود: حجتان را عمره قرار دهيد.

      عده اى گفتند: اى پيامبر خدا! ما احرام حج بسته ايم ، چگونه آن را عمره قرار دهيم ؟!

      فرمود: به دستورهايم توجه كنيد، آن را انجام دهيد؛ كه بار ديگر سرو صدا برخاست و بانگ اعتراض از هر گوشه بلند شد.

      پس حضرتش از رفتار آنها به خشم آمد و از ايشان روى بگردانيد و با حالتى دژم و گرفته بر عايشه وارد شد.

      عايشه ، كه آثار خشم را در چهره مبارك آن حضرت مشاهده كرد، پرسيد: چه كسى تو را خشمگين ساخته است كه خدايش خشم بگيرد؟

      فرمود: چگونه خشمگين نشوم كه انجام كارى را فرمان مى دهم و عمل نمى شود (1) !








ــ عايشه خود از اين ماجرا به گونه اى سخن گفته است كه آن را بخارى و مسلم در صحيح خود و ديگران نيز در منابع ديگر چنين آورده اند:


      چهار يا پنج روز از ماه ذى حجه گذشته بود كه رسول خدا (ص ) وارد مكه شد.

      در آن روز پيامبر خدا (ص ) در حالى كه سخت عصبانى بود بر من وارد شد.

      من پرسيدم : اى رسول خدا! چه كسى تو را به خشم آورده كه خدايش به آتش اندازد؟

      فرمود: با خبر نشدى كه من مردم را به امرى فرمان داده ام و آنها در انجامش ‍ دو دل هستند (2) ؟!








ــ عبدالله بن عمر، سخنان برخى از اصحاب را در برابر اوامر پيامبر خدا (ص ) چنين آورده است كه آنها گفته اند:


      اى رسول خدا! يعنى كسى كه از...منى مى چكد به عرفات برود؟!

      پيامبر فرمود: آرى ، و بوى خوش از مجمرهاتان برخيزد؛ اين جمله كنايه از مباشرت با زنان پس از آمادگى است (3).



______________________

1 - سنن ابن ماجه ، ص 993، باب فسخ الحج ؛ مسند احمد، ج 4، ص 286؛ مجمع الزوائد، ج 3، ص ‍ 233، باب فسخ الحج الى العمرة ؛ زاد المعاد، ج 1، ص 247؛ المنتقى ، باب ما جاء فى فسخ الحج الى العمرة ، ح 2428.
2 - صحيح مسلم ، ص 879، ح 130، باب بيان وجوه الاحرام و انه يجوز افراد الحج ...؛ زاد المعاد، ج 1، ص 247؛ سنن بيهقى ، ج 5، ص 19، باب من اختار التمتع بالعمرة الى الحج و منحة المعبود، ح 1051.
3 - صحيح مسلم ، ص 884، باب بيان وجوه الاحرام ، ح 142؛ و نزديك به آن لفظ در زادالمعاد، ج 1، ص 248، فصل فى اهلاله (ص ) بالحج ؛ سنن بيهقى ، ج 4، ص 356؛ المنتقى ، ح 2426؛ مجمع الزوائد، ج 3، ص 233.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محمد علي, Mohsen1001, 110
>
پستارسال شده در: سه شنبه 13 اسفند 1387 18:53 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.


در صحيح مسلم از قول جابر بن عبدالله آمده است كه گفت :




      ما با پيامبر خدا تلبيه حج گفته بوديم ، اما چون به مكه وارد شديم ، ما را فرمان داد تا از احرام به درآييم و آن را عمره قرار دهيم .

      راستى را كه اين دستور بر ما سخت گران آمد و صبر و شكيبايى را از ما بربود. ناراحتى و اعتراض ما به گوش ‍ پيغمبر رسيد.

      آن حضرت چنان به هم برآمد كه ندانستيم خبرى از آسمان به او رسيده يا موردى از مردم ، كه فرمود:

      اى مردم ! از احرام به درآييد كه اگر من اين حيوان قربانى را به هرماه نياورده بودم ، هر كار كه شما مى كرديد، من هم انجام مى دادم .

      جابر مى گويد: بالاخره از احرام بيرون آمديم تا آنجا كه با زنانمان مباشرت كرديم و هر حلالى را انجام داديم و

      چون روز هشتم روز ترويه شد، پشت به مكه كرده ، تلبيه به حج گفتيم
      (1).





ــ و بنا به روايتى ديگر از رسول خدا (ص ) پرسيديم :

      كدام كارهاى حلال را مى گوييد؟

      فرمود: همه كارهاى حلال را.

      اين بود كه هم بوهاى خوش به كار برديم و هم با همسرانمان مباشرت كرديم و چون روز ترويه درآمد، تلبيه به حج گفتيم   (661).





بدين سان بود كه با همه سختيها، جمع بين حج و عمره را در ماههاى حج پذيرفتند،

و اينكه در فاصله بين عمره و حج از حلالها بهره برگيرند!

زيرا چنين سنتى بر خلاف روش و آداب دوره جاهليت ايشان بوده است !

و نظر به اينكه عايشه به علت ابتلا به عادت ماهانه از انجام عمره پيش ‍ از مراسم حج بازمانده بود، رسول خدا (ص ) فرمان داد

تا آن را پس از مناسك حج قضا كند. روايت زير با همه صراحت گوياى همين مطلب است .

روایت در ادامه ذکر خواهد شد :....






_____________________

1 - صحيح مسلم ، ص 882، ح 138؛ المنتقى ، ح 2400 و 2415، باب ادخال الحج على العمرة .
2 - زادالمعاد، ج 1، ص 246.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محمد علي, HRG, Mohsen1001, 110
>
پستارسال شده در: سه شنبه 20 اسفند 1387 13:09 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.


« عايشه و قضاى عمره تمتع   »





ــ در صحيح مسلم از قول عايشه آمده است كه گفت :



      به همراه پيامبر خدا (ص ) و تنها به نيت انجام حج از مدينه بيرون آمديم . چون به محل سرف و يا نزديكيهاى آن رسيديم ،

      من مبتلا به عادت ماهانه شدم . پس در حالى كه از اين پيشامد مى گريستم ، پيامبر خدا (ص ) بر من وارد شد و فرمود:

      تو را چه مى شود، دچار دوره ماهانه شده اى ؟  

      گفتم : آرى .

      فرمود: اين چيزى است كه خداوند براى دختران آدم مقرر داشته است . تو همه كارهاى حاجيان را، بجز طواف ، انجام ده

      تا هنگامى كه از عادت پاك شوى و غسل نمايى (1).








ــ و در روايت پيش از اين از قول عايشه آمده است كه گفت :


      چون مراسم حج را به پايان برديم ، پيامبر خدا (ص ) مرا به همراهى برادرم عبدالرحمان بن ابى بكر به تنعيم فرستاد و فرمود:

      از اينجا عمره بگزار. و من عمره به جاى آوردم (2).









ــ    و بنا به روايت ديگر در صحيح مسلم و سنن ابوداود، كه كاملتر از روايات گذشته است عايشه گفت :



      با رسول خدا (ص ) در حجة الوداع به نيت اداى عمره بيرون شديم . پيامبر خدا (ص ) فرمود: هر كس كه قربانى به همراه دارد،

      نيت حج با عمره كند و از احرام بيرون نيايد تا آنگاه كه همه اعمالش را انجام داده باشد.

      من در حالى كه در عادت ماهانه بودم ، به مكه وارد شدم . از اين رو نه طواف كعبه به جاى آوردم و نه سعى بين صفا و مروه را.

      پس شكايت به پيامبر خدا (ص ) بودم . آن حضرت فرمود: موى سرت را بگشاى و آن را شانه زن و نيت حج كن و فعلا عمره را بگزار.

      من نيز چنان كردم و چون حج را به پايان برديم ، پيامبر خدا (ص ) مرا به همراه عبدالرحمان بن ابى بكر به تنعيم فرستاد

      تا از آنجا عمره به جاى آوردم . چه ، پيامبر به من فرموده بود كه از اينجا عمره بگزار. آنان كه تلبيه به عمره گفته بودند،

      طواف كعبه و سعى بين صفا و مروه را انجام داده ، از احرام بيرون شده بودند و پس از بازگشتنشان از منى ، طوافى ديگر براى حجشان به جاى آوردند.







ــ و عايشه در روايت ديگر گفته است :

      برادرم عبدالرحمان مرا در پشت خود بر شترش نشانيد. من گوشه مقنعه ام را، كه به دور گردنم پيچيده شده بود، بالا زدم .

      عبدالرحمان با تازيانه به پايم زد. من گفتم مگر كسى مرا مى بيند؟ پس لبيك عمره گفتم و آن را به پايان بردم

      و در محل رمى جمرات در منى به رسول خدا (ص ) پيوستم (3).









____________________________

1 - سرف بين مكه و مدينه و در چند ميلى مكه واقع است . اين حديث در باب وجوه الاحرام صحيح مسلم ، ص 873، ح 1190؛ سنن ابوداود، ج 2، ص 154 با اختلاف جزئى ؛ سنن ابن ماجه ، ح 2963 آمده است .
2 - تنعيم در سه يا چهار ميلى مكه ، و نزديكترين حل است به حرم . حديث مزبور در باب وجوه الاحرام صحيح مسلم ، ص 870، ح 111؛ تاريخ ابن كثير، ج 5، ص 138-139 آمده است . تنعيم را از آن رو تنعيم گفته اند كه در سمت راستش كوه تنعيم و در سمت چپ آن كوه ناعم قرار دارد.
3 - صحيح مسلم ، ص 880، باب بيان وجوه الاحرام ، ح 134.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, پرستوی-مهاجر, 110
>
پستارسال شده در: پنج شنبه 22 اسفند 1387 17:59 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.



ــ  در سنن ابوداود و بيهقى از ابن عباس آمده است كه گفت :


      رسول خدا (ص )، عايشه را در آن شب به عمره نفرستاد، مگر به خاطر مخالفت صريح و آشكارش با مشرکان  كه مى گفتند:

      زمانى كه پشت چهار پايان رو به بهبودى نهاد و اثر عبور و مرور از زمين پاك شد و ماه صفر به پايان رسيد، آنگاه انجام عمره روا و شايسته است .






ــ و سخن بيهقى در سننش از اين قرار است :


      رسول خدا (ص ) عايشه را در ماه ذى حجه به عمره نفرستاد،  مگر به خاطر درهم شكستن سنت مشركان ؛

      زيرا اين طايفه ، از قريش و همكيشانشان ، مى گفتند: زمانى كه پشت چهار پايان ...و برگزارى مراسم عمره را در ماه ذى حجه

      و پيش از پايان يافتن آن حرام مى دانستند.






ــ همين موضوع را طحاوى به نقل از ابن عباس چنين آورده است :

      به خدا سوگند كه پيامبر خدا (ص ) عايشه را در ذى حجه به عمره نفرستاد، مگر به خاطر در هم شكستن قوانين جاهليت (1).





_______________________________

1  - سنن ابوداود، باب العمره ، ج 2، ص 204؛ مسند احمد، ج 1، ص 161، ح 2361، سنن كبراى بيهقى ، ج 4، ص 345، باب العمرة فى اءشهر الحج ، مشكل الاثار طحاوى ، ج 3، ص 155 و 156.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, 110
>
 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1387 16:54 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.

تمام رويدادهايى را كه درباره انجام عمره تمتع به همراه مراسم حج آورديم ، همه در آخرين سال حيات پيامبر اسلام (ص ) و در حجة الوداع

به وقوع پيوسته و چنين پيداست كه مخالفين انجام عمره تمتع در مراسم حج ، كه آن دستور بر ايشان سخت و ناگوار مى آمده ،

از مهاجران قرشى و اصحاب پيامبر (ص ) بوده اند.
به اين دليل :


1. به موجب روايت ابن عباس كه گفت :

اين طايفه از قريش و همفكران ايشان هستند كه انجام مراسم عمره را تا پايان ماه ذى حجه و محرم حرام مى دانستند
(1).






2. كسانى هم كه انجام عمره را در ماههاى حج و بعد از پيامبر خدا (ص ) مانع شدند، همان فرمانروايانى بودند كه از قريش بر مسلمانان حاكم شدند.

به خواست خدا بدين موضوع خواهيم پرداخت .

آنان چنين نشان مى دادند كه قصد و غرضشان از صدور چنين فرمانى احترام گذاردن به موضوع حج است .  و اينكه مردم دو بار به مكه بيايند:

يك مرتبه براى انجام حج ، و بار ديگرى براى عمرة ، تا قرشيان ساكن مكه را برگ و نوايى از آن به دست آيد؛

كمااينكه چنين منظورى از خلال سخنان عمرو به هنگام نهى از انجام عمره تمتع به دست مى آيد.






_________________________

1 - به سخن بيهقى در مورد انجام عمره عايشه مراجعه شود.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, 110
>
پستارسال شده در: يکشنبه 25 اسفند 1387 20:15 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.


عمره تمتع در روزگار ابوبكر  

قريش در دوران جاهليت جمع بين حج و عمره را در ماههاى حج حرام مى دانست و آن را زشت ترين گناهان به حساب مى آورد؛

اما اسلام آن را مقرر داشته و پيامبر خدا (ص ) نيز آن را سنت نهاده است .




با وجود اين ، حكم ياد شده مورد موافقت زمامدار قرشى بعد از آن حضرت قرار نگرفت و عمره و حج را قرشيان ، چون گذشته ، جداى از هم به جا آوردند.


و نخستين كسى را كه حج تنها و بدون عمره به جاى آورده ، خليفه اول قرشى ، ابوبكر، معرفى كرده اند.



اين مطلب در سنن بيهقى از قول عبدالرحمان بن الاسود از پدرش چنين آمده است كه گفت :


« من با ابوبكر رض حج به جا آوردم . او حج تنها گزارد.

با عمر رض نيز چنان كردم . او هم حج تنها به جاى آورد.

سپس با عثمان رض به حج رفتم ، او نيز چنان كرد (1).







_________________________

1 - سنن بيهقى ، ج 5، ص 5، باب من اختار الافراد و راه افضل ؛ تاريخ ابن كثير، ج 5، ص 123

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, 110
>
پستارسال شده در: دوشنبه 26 اسفند 1387 19:15 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.


عمره تمتع در روزگار عمر بن خطاب  





نخستين كسى كه بعد از پيامبر خدا (ص ) حج تنها به جا آورد، خليفه قرشى ، ابوبكر، بود.

و نيز نخستين كسى كه بعد از پيامبر مسلمانان را از انجام عمره تمتع مانع گرديد، خليفه قرشى ، عمر، بود.




روايات زير بيانگر اين مطلبند:



1. در صحيح مسلم ، مسند طيالسى ، سنن بيهقى و ديگر منابع به نقل از جابر آمده است :


ما به همراه پيامبر خدا (ص ) عمره تمتع به جا آورديم . اما چون عمر به خلافت نشست ، گفت :

خداوند آنچه را كه براى پيامبرش روا مى داشت حلال فرمود، و قرآن در موارد مربوطه اش نازل گرديد.

پس حج و عمره را، همان طور كه خدايتان فرمان داد، تمام و كامل براى خداوند به پايان ببريد و از نكاح موقت با زنان خوددارى كنيد.

و نكند كه مردى را به نزد من بياورند كه زنى را به مدتى معين به عقد خود درآورده باشد كه او را سنگسار خواهم كرد!




و دنباله آن در صحيح مسلم چنين آمده است كه عمر گفت :

بين حج و عمره تان فاصله بيندازيد كه آن ، حج و عمره تان را كامل كننده تر است (1).







______________________________________

1  - صحيح مسلم ، ص 885، باب فى المتعة بالحج و العمره ، ح 145؛ مسند طيالسى ، ص 247، ح 1729؛ سنن بيهقى ، ج 5، ص 21.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محب فاطمه, 110, محمد علي, Mohsen1001
>
پستارسال شده در: شنبه 1 فروردین 1388 15:15 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.



عُمر در حديث نخستين که در پست قبل بدان اشاره شد ، به اين مطلب اشاره مى كند كه

خداوند براى پيامبرش عمره تمتع را به همراه حج روا دانسته ؛  زيرا او هر چه را بخواهد براى پيامبرش روا خواهد داشت .

و اينكه عمره اگر با حج برگزار شود كامل نخواهد بود.  پس بين حج و عمره تان را فاصله بيندازيد كه حج و عمره تان كاملتر شود!








ــ حديث زير، موردى را كه منجر به نهى عمر از انجام عمره تمتع و جمع آن با حج شده است بيان مى كند.

از اسود بن يزيد (1) آمده است :



      عصر بود و من كنار عمر بن خطاب در صحراى عرفات ايستاده بودم كه مردى از راه رسيد؛ با مويهاى آراسته و شانه زده

      كه از او بوى خوش به مشام مى رسيد. عمر از او پرسيد: تو محرم هستى ؟

      آن مرد گفت : آرى .

      عمر گفت : وضع سر و رويت به آدم محرمى نمى ماند. محرم كسى كه موى ژوليده و خاك آلود و بدبو دارد!

      آن مرد گفت : من عمره تمتع به جا آورده ام و همسرم نيز همراه من است . و من امروز احرام حج بسته ام .

      عمر گفت : بعد از اين در ايام حج ، عمره به جا نياوريد كه اگر من با آن روى موافق نشان بدهم ، دور نيست

      كه زير درختهاى اراك حجله عروسى پهن كنند و از همان جا با ايشان به حج بيرون شوند (2)  !




ــ ابن قيم در دنبال اين روايت مى نويسيد:


      اين روايت ، اين مطلب را مى رساند كه عقيده شخصى عمر چنين بوده است .




ــ ابن حزم نيز گفته است كه اين طور بوده ، و چه خوب كه اين چنين باشد. پيامبر خدا (ص ) با زنانش همبستر مى شد

و صبحگاهان محرم مى گرديد. و در اين خلافى نيست كه با يك چشم بر هم زدن هم مى توان پيش از احرام نزديكى كرد!





ــ ابوموسى اشعرى نيز بنا به روايت بخارى و مسلم در صحيح خود، آنچه را كه بين او و عمر در مساءله عمره گذشته ، چنين شرح داده است :


      پيامبر خدا (ص ) مرا به يمن مأموريت داده بود و من در آن سال كه حضرتش ‍ به حج بيرون شده بود به خدمتش رسيدم .

      رسول خدا (ص ) پرسيد: اى ابوموسى ! به هنگام احرام چه گفتى ؟

      گفتم : لبيك ؛ چون لبيك رسول خدا.

      فرمود: قربانى به همراه آورده اى ؟

      گفتم : نه .

      فرمود: پس برو و طواف كعبه و سعى بين صفا و مروه را به جاى بياور و از احرام بيرون بيا و...



دنباله همين حديث در روايت پيش از اين چنين آمده است :


      من هم خانه خدا را طواف كردم و سعى بين صفا و مروه انجام داده ، پس از احرام به نزد يكى از زنان فاميل خود رفتم كه سرم را شانه زد و شست و...




و در روايت ديگر آمده است :


      آنگاه تلبيه به حج گفتم . و احمد در مسندش ‍ روز ترويه را بر آن افزوده است .

      سپس ابوموسى مى گويد: من در ايام خلافت ابوبكر و عمر در مسائل فقهى اظهار نظر مى كردم و در موسم حج در ميان مردم فتوا مى دادم .

      روزى در آن حالت بودم كه مردى رسيد و به من گفت : تو نمى دانى كه اميرالمؤ منين درباره مناسك حج چه دستور جديدى داده است !




بيهقى اين موضوع را چنين آورده است :



      همان طور كه من در كنار حجر الاسود و مقام ، مردمان را به آنچه پيامبر خدا (ص ) به من فرموده بود، فتوا مى دادم ،

      مردى به من رسيد و زير گوشم گفت : تند و تند فتوا مده كه اميرالمؤ منين در مراسم حج مقررات جديدى وضع كرده است (3)!

      من هم به آنان گفتم : اى مردم ! به هر كس كه درباره چيزى دستورى داده ام ، درنگ كند تا اميرالمؤ منين ( منظور او در اینجا از امیرالمؤمنین ، عُمر بوده )

      برسد و طبق دستور او عمل نمايد.


      و چون خليفه عمر به مكه وارد شد، به او گفتم : اى اميرالمؤ منين ! چه چيز تازه اى را در مراسم حج مقرر داشته اى ؟

      و بنا به روايتى ديگر، ابوموسى از عمر پرسيد: در مناسك حج چيز تازه اى پديد آمده ؟ كه عمر از اين نحوه خطاب خشمگين شد و گفت :

      اگر به كتاب خدا رجوع كنيم ، كتاب خدا دستور تمام داده است (4)،

      و يا به روايتى ديگر گفت : خداوند فرموده است : و اتموا الحج و العمره لله (5)؛

      و اگر سنت پيامبر - عليه الصلاة والسلام - را در نظر بگيريم كه پيغمبر از احرام بيرون نيامد مگر وقتى كه شتر قربانيش را نحر نمود (6).



در هر حال ، خليفه در حديثى ديگر منظورش را از تمام حج و تمام عمره آشكار كرده است .

اين موضوع را مالك در موطاء خود و بيهقى در سننش از عبدالله بن - عمر چنين آورده اند كه او گفته است :



      عمر بن خطاب گفت : بين حج و عمره تان را جدايى بيندازيد كه موجب كمال حج و كمال عمره تان خواهد شد،

      هر گاه عمره را در غير ماههاى حج به جا آوريد (7)!





      و در روايتى ديگر گفته است : بين حج و عمره تان را فاصله بيندازيد. حج را در ماههاى حج ، و عمره را در ماههاى غير حج به جاى آوريد

      تا حجتان را تمام و عمره تان را نيز تمام به جا آورده باشيد (8)!












_________________________

1 - اسود بن يزيد بن قيس نخعى ، ابو عمر يا ابو عبدالرحمان ، جاهليت و اسلام را درك كرده است . ثقه است و سخن در فقه بسيار گفته و از طبقه دوم به حساب مى آيد. حديثش را اصحاب صحاح آورده اند. او در سال 74 يا 75 هجرى از دنيا رفت . تقريب التهذيب ، ج 1، ص 77.
2- زاد المعاد ابن قيم ، ج 1، ص 258-259، فصل فى ما جاء فى المتعة من الخلاف .
3 - سنن بيهقى ، ج 5، ص 20.
4 - سنن بيهقى ، ج 4، ص 338، باب الرجل يحرم بالحج تطوعا، و نيز در ج 5، ص 20؛ منحة المعبود، ح 1502.
5 - سوره بقره / 196.
6 - صحيح مسلم ، ح 156 و 155، باب فسخ التحلل ، ص 895-896؛ صحيح بخارى ، ج 1، ص ‍ 188-189؛ سنن نسائى ، باب التمتع ، ج 2، ص 15 و باب الحج بغير نية يقصد المحرم ، ص 18؛ مسند احمد، ج 4، ص 393 و 395 و 410؛ سنن بيهقى ، ج 4، ص 88؛ كنز العمال ، باب التمتع از كتاب الحج ، ج 5، ص 86 كه بخارى آن را در ج 1، ص 214 به اختصار آورده است .
7 - موطاء مالك ، كتاب الحج ، باب جامع ما جاء فى العمرة ، ج 1، ص 319؛ سنن بيهقى ، ج 5، ص 5، باب من اختار الافراد و رآه افضل .
8 - تفسير سيوطى ، ج 1، ص 218، در تفسير الحج اشهر معلومات از ابن ابى شيبه ؛ حلية الاولياء ابو نعيم ، ج 5، ص 205؛ شرح معانى الآثار، مناسك الحج ، ص 375.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد اين مبحث بسته شده است.شما نمي توانيد پست هاي خود را ويرايش يا پست جديدي ارسال کنيد.  [ 26 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 3 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.390s | 32 Queries | GZIP : On ]
Seo