کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز جمعه 7 آذر 1399 03:45

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 31 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: پنج شنبه 21 خرداد 1388 19:41 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.

3 . بيان موارد اختلافى


يكى ديگر از احاديثى كه بر توان علمى امير مؤمنان على( عليه السلام)  دلالت بيشترى دارد فرمايش رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله ) به آن حضرت است كه فرمود:



« أنت تبيّن لأمّتي ما اختلفوا فيه من بعدي »


« تو پس از من هر آن چه امّت در آن اختلاف دارند واضح و آشكار مى سازى. »






با توجّه به اين حديث، رسول خدا ( صلى اللّه عليه وآله) ،  على  (عليه السلام) را حاكم و قاضى در هر اختلافى بين امّت قرار داده است;

خواه آن اختلاف مربوط به امور دنيايى باشد و يا اختلاف هايى كه در حوزه دين مطرح مى شود.

در تمامى اين اختلاف ها، حاكم و برطرف كننده آن ها از ميان امّت، على عليه السلام است.







ــ اين حديث را نيز عده بسيارى از اهل سنّت نقل كرده اند; از جمله:


1 . حاكم نيشابورى كه اين حديث را صحيح دانسته است;
2 . ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق;
3 . ديلمى;
4 . جلال الدين سيوطى;
5 . متّقى هندى;
6 . مَنّاوى.




گروه ديگرى نيز اين حديث را روايت كرده اند ( 1 ) كه چنين حديثى در حقّ هيچ يك از اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بيان نشده است.









_______________________________

1 . المستدرك على الصحيحين: 3 / 122، ترجمة الامام على عليه السلام من تاريخ مدينة دمشق: 2 / 487 و 488، حديث 1007، 1008 و 1009، كنز العمّال: 1 / 615، حديث 32983، حلية الاولياء: 1 / 64.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, اسماني, Mohsen1001, زهـرا
پستارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1388 02:47 
New Member
New Member
آفلاين

تاريخ عضويت: دوشنبه 11 خرداد 1388 23:49
پست ها : 3
تشکر کرده اید: 13 مرتبه
تشکر شده:
7 مرتبه in 5 پست
با سلام خدمت دوستان  شیعه

مخصوصا خواهرمحدثه

ازآنجا که بحث طلبگی است

لازم دیدم اشکالاتی را از دید خودم مطرح کنم

1.با توجه به اطلاعات ادبی که بنده دارم فکر نمیکنم از وازه«تبیین» معنی ولایت و حکومت تداعی شود

بلکه تحلیل ورفع اختلافات است که شایسته مولایمان است

زیرا هر فرد عادی می تواند به بیان اختلافات بپردازد.

2.اگر بنده بخواهم از موضع یک اهل سنت به کنکاش در حدیث مرقوم بپردازم و در عین حال به اطلاعات تاریخی رجوع کنم
حرف عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) را به میان می آوردم که گفت: اگر علی(ع) نبود هلاک می شدم. ومیگفتم که حضرت علی(ع) درزمان خلیفه دوم به تبیین اختلاف می پرداخته ولی حکومت در دست او نبوده و اتفاقی از از این جهت رخ نداده است.

امید وارم شمابزرگوار دراین مسیر نیکو وخوش عاقبت مؤیّد باشید

اللهم العن اول الظالم ظلم حق محمد وآل محمد وتابعین له علی ذلک


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از صحابی الشمال به خاطر این پست تشکر کرده اند:
s.abbasi
>
پستارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1388 17:07 
New Member
New Member
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 11 اردیبهشت 1388 12:19
پست ها : 17
تشکر کرده اید: 39 مرتبه
تشکر شده:
25 مرتبه in 11 پست
سلام به برادر/خواهر گرامی صحابی الشمال

فکر می کنم شما باید اصلاحاتی در نحوه قضاوتتان بو جود آورید چرا که این مسلک بس مذموم است.

ازآنجا که بحث طلبگی است لازم دیدم اشکالاتی را از دید خودم مطرح کنم:
در ابتدا بنده حقیر شما را به تأمل بیشتر در موضوع دعوت میکنم ودر این جا به اشاره چند نکته در باب پاسخگوئی به شما کفایت می کنم:

1- این مباحث که خواهر محدثه مطرح نموده اند همانطور که خود ایشان ذکر کرده اند از کتاب اخیر آیت الله میلانی می باشد و اگر اندکی صبر و بزرگی از خود نشان می دادید ، می دیدید درباره حرف آن ملعون (مادر به خطا رفته) در جای خود (با عنوان :اعتراف معروف عمر ) بحث می شد .

2- از آن جهت به این حدیث اشاره شده است که از شرائط و ویژگی های امام و حاکم امت برتری وی بر دیگران از لحاظ علمی است پس قطعا انحصاری بودن بیانگری در اختلافات برای امت اسلام مرتبه علمی والائی برای امیر المومنین است که شایستگی حاکم بودن ایشان را نیز تداعی می کند.

3- پرواضح است تبیین به معنای روشنگری است و روشنگری اعم از به زبان آوردن اختلافات است . آنگاه که می گوئیم فلان شخص فلان مساله را روشنگری کرد یعنی حق را از باطل جدا ساخت ومساله را از ظلمت ابهام و تلاقی حق و باطل(فتنه) به وسیله نور توانائی علم خود روشن ساخت. آیا این تحلیل و رفع اختلاف نیست؟؟؟

4- حدیث از رسول خداست . حال شما تعیین می کند چه صفتی شایسته نفس رسول خداست؟؟؟

  امید وارم شمابزرگوار در مسیر تحلیلگری های نیکو وخوش عاقبتتان مؤیّد باشید. :-)

در پایان از خواهر محدثه به خاطر حسن انتخابشان در ارائه مطلب متشکرم.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وتابعین له علی ذلک.


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از s.abbasi به خاطر این پست تشکر کرده اند:
علی اصغر حسین, اسماني, Mohsen1001, محدثه, 110
>
پستارسال شده در: شنبه 23 خرداد 1388 17:51 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
« بسم الله الرحمن الرحیم »







صحابی الشمال نوشته است:
با سلام خدمت دوستان  شیعه

مخصوصا خواهرمحدثه

ازآنجا که بحث طلبگی است

لازم دیدم اشکالاتی را از دید خودم مطرح کنم

1.با توجه به اطلاعات ادبی که بنده دارم فکر نمیکنم از وازه«تبیین» معنی ولایت و حکومت تداعی شود

بلکه تحلیل ورفع اختلافات است که شایسته مولایمان است

زیرا هر فرد عادی می تواند به بیان اختلافات بپردازد.

2.اگر بنده بخواهم از موضع یک اهل سنت به کنکاش در حدیث مرقوم بپردازم و در عین حال به اطلاعات تاریخی رجوع کنم
حرف عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) را به میان می آوردم که گفت: اگر علی(ع) نبود هلاک می شدم. ومیگفتم که حضرت علی(ع) درزمان خلیفه دوم به تبیین اختلاف می پرداخته ولی حکومت در دست او نبوده و اتفاقی از از این جهت رخ نداده است.

امید وارم شمابزرگوار دراین مسیر نیکو وخوش عاقبت مؤیّد باشید

اللهم العن اول الظالم ظلم حق محمد وآل محمد وتابعین له علی ذلک











سلام علیکم
در مورد مطلبی که بیان فرمودید ، بهتر است یک بار  به طور کامل سیر بحث را بیان کنم تا شبهات بر طرف گردد .

چون از  مطالب و اشکالاتی که بیان فرمودید معلوم می شود که  هدف و سیر بحث برایتان روشن نشده  .


همان طور که می دانید اهل سنت مسئله امامت را اکتسابی می دانند و نه انتسابی و از جانب خداوند متعال .

بنابراین خود ایشان برای قبول فردی به عنوان امام  چند شرط قرار داده اند .

در ابتدای بحث  این شرط ها را بیان کردیم که عبارتند از :

1- علم و دانش

2- شجاعت و دلیری

3- عدالت و دادگری





حالا در ادامه بحث داریم بررسی می کنیم که حتی اگر امامت انتخابی هم بود توسط مردم ( در صورتی که این طور نیست )

واقعا چه کسی این شرایط را داراست ؟
آیا امیرالمؤمنین امام علی (ع) این 3 شرط را که اهل سنت بیان کرده اند و قبول هم دارند ، به طور کامل داراست
و یا 3 خلیفه دیگر اهل سنت یعنی ابوبکر و عمر و عثمان ؟!

که ان شاء الله قصد داریم به ترتیب این 3 شرط را در این افراد بررسی کنیم و سخنانی را که دیگران درباره ایشان فرموده اند را بیان کنیم تا از راه عقل و خرد در کنار مباحث نقلی مطرح شده ، به این نتیجه را برسیم که واقعا چه کسی برای مقام جانشینی پس از رسول خدا (ص) و امامت بر جامعه مسلمین شایسته تر است .

این حدیثی را هم که درباره اش سوال فرموده بودید ، مربوط به یکی از ویژگی های امیرالمؤمنین امام علی (ع) است؛ چون در حال بررسی ویژگی های بیان شده برای این چند نفر هستیم در این پست قبل بنده یکی از این ویژگیهای امام علی (ع) را از زبان پیامبر اکرم (ص) بیان کردیم که در مورد هیچ یک از صحابه چنین صحبتی بیان نشده است .






در مورد اشکال دومی که بیان کردید از موضع یک اهل سنت ، شما را به اولین پست همین تاپیک در صفحه قبل ارجاع می دهم .

همچنین توصیه می کنم که به مباحثی تاریخی و دیگر تاپیک های سایت مراجعه کنید

و با چهره واقعی عمر و بدعت ها و سنت شکنی های او و حرام کردن حلال خدا و حلال کردن حرام خدا و دیگر کارهای او

بیشتر آشنا شوید و در پایان مجددا خودتان نتیجه بگیرید که ایا این حرف و اشکال و پاسخ شما درست است یا خیر ؟!!


صحابی الشمال نوشته است:


2.اگر بنده بخواهم از موضع یک اهل سنت به کنکاش در حدیث مرقوم بپردازم و در عین حال به اطلاعات تاریخی رجوع کنم
حرف عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) را به میان می آوردم که گفت: اگر علی(ع) نبود هلاک می شدم. ومیگفتم که حضرت علی(ع) درزمان خلیفه دوم به تبیین اختلاف می پرداخته ولی حکومت در دست او نبوده و اتفاقی از از این جهت رخ نداده است.






موفق باشید

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
زهـرا, Mohsen1001, 110, علی اصغر حسین, اسماني
>
پستارسال شده در: دوشنبه 25 خرداد 1388 13:44 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
در پست های پیشین در حال بیان و بررسی «  ويژگى هاى علمى امام على (عليه السلام) از ديدگاه پيامبر خدا (صلى اللّه عليه وآله)  » بودیم که ان شاء الله این مطلب را ادامه خواهیم داد :





4 . گوش شنوا


در روايتى آمده است: زمانى كه آيه

« وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » 1


«و گوش هاى شنوا آن را دريابد و بفهمد»





نازل شد، ديديم كه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله فرمودند:
« أنّ عليّاً هو الاُذن الواعية »

« به راستى كه على همان گوش شنوايى است كه آن را به خاطر مى سپارد. »




پس قلب مقدّس امير مؤمنان على عليه السلام ظرف است براى آن چه از طرف خداوند متعال نازل مى شود

و ايشان، همان كسى است كه تمام حقايق جهان هستى را به خاطر مى سپارد و حامل علم رسول خدا صلى اللّه عليه وآله خواهد بود.




ــ  اين حديث را مى توان در كتاب هاى ذيل جست و جو كرد:

1 . تفسير طبرى;

2 . تفسير الكشّاف;

3 . تفسير رازى;

4 . تفسير الدرّ المنثور.

جلال الدين سيوطى در همين كتاب، اين حديث را از سعيد بن منصور، ابن جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتِم، ابن مردويه، ابن عساكر، واحدى و ابن نجّار روايت كرده است.

5 . حلية الأولياء;

6 . مجمع الزوائد و كتاب هاى ديگر.2









___________________________

1 . سوره حاقه: آيه 12.
2 . تفسير طبرى: 29 / 35 و 36، تفسير الكشاف: 4 / 151، تفسير فخر رازى: 30 / 107، تفسير الدرّ المنثور: 8 / 267، مجمع الزوائد: 1 / 131، حلية الأولياء: 1 / 67، نظم درر السمطين: 92، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 7 / 220، كنز العمال: 12 / 135 حديث 364269.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, زهـرا, محب فاطمه, Mohsen1001, صحابی الشمال, اسماني
>
پستارسال شده در: سه شنبه 26 خرداد 1388 18:04 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.



5 . بهترين داور




رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله )  در حديثى ديگر فرمودند:
« أقضاكم علي »

« بهترين شما در امر قضاوت و داورى على است. »




همان طور كه صاحب شرح المواقف گفت علّت نياز ما به امام اين است كه در همه اختلافات، درگيرى ها و مشكلات بايد به كسى رجوع كنيم

كه اختلاف را از بين مردم بردارد و با عدالت در ميان آنان داورى كند. در اين حديث پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله مى فرمايند:

« أقضاكم علي »

« بهترين شما در امر قضاوت و داورى على است. »



چنين سخنى جز براى امير مؤمنان على ( عليه السلام ) ، در حق هيچ يك از اصحاب رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله)  گفته نشده است.





ــ  اين حديث در اين كتاب ها آمده است:

1 . صحيح بخارى;

2 . مسند احمد بن حنبل;

3 . المستدرك على الصحيحين;

4 . سنن ابن ماجه;

5 . الطبقات الكبرى;

6 . الإستيعاب;

7 . السنن الكبرى;

8 . مجمع الزوائد;

9 . حلية الأولياء;

10 . أُسد الغابه;

11 . الرياض النضره و كتاب هاى ديگر.




حال گناه ما چيست اگر بگوييم تنها كسى كه براى امامت و رهبرى مردم صلاحيّت دارد على بن ابى طالب عليهما السلام است؛

حتى اگر اين امر به مردم هم واگذار شود و آن ها بخواهند كسى را براى امامت و پيشوايى انتخاب كنند بايد اميرالمؤمنين عليه السلام

را برگزينند؛ چرا كه ضابطه هايى كه اهل سنّت در علم كلام مطرح كرده اند و آن ها را در امام لازم و واجب مى دانند در هيچ انسانى

جز فرزند ابى طالب پيدا نمى شود.













آن چه تا كنون به اختصار بيان شد سخنان رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله) درباره جايگاه و مقام علمى امير مؤمنان على( عليه السلام )بود.

از اين سخنان استفاده مى شود كه آن كسى كه مى تواند در دفاع از آيين نورانى اسلام دليل و برهان بياورد و شبهه هاى مطرح شده

را دفع كند ، على بن ابى طالب عليه السلام است و اوست كه از طرف رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در همه اختلاف ها و درگيرى ها

مرجع قرار داده شده و تنها كسى است كه پس از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله با علم و دانش سرشارش اختلاف ها را از ميان برمى دارد.








.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
زهـرا, Mohsen1001, اسماني, محب فاطمه, 110
>
پستارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 16:42 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.

  سخنان «  اصحاب  » در مقام علمى امير مؤمنان على (عليه السلام)



اصحاب درباره مقام علمى امير مؤمنان على (عليه السلام)  سخنان بسيارى گفته اند.

ما فقط سخن يكى از بزرگان اصحاب را در شرح حال آن حضرت (ع)  مى آوريم كه اين كلام شامل شهادت بزرگان صحابه رسول خدا (ص)

و تابعين در عظمت علمى اميرالمؤمنين (عليه السلام ) است.




ــ   حافظ نوَوَى در كتاب تهذيب الاسماء واللغات در توصيف امير مؤمنان على (عليه السلام) مى گويد:


« او يكى از عالمان ربّانى، دلاوران مشهور و عابدان مورد توجّه مردم بود. او نخستين كسى بود كه اسلام آورد. »


تا آن جا كه گويد:

« علم و دانش او در بالاترين درجات علمى است; چرا كه او پانصد و هشتاد و شش حديث از رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله)  روايت كرده

كه بُخارى و مسلم بر بيست حديث از آن ها اتفاق نظر دارند. بُخارى بر نُه حديث و مسلم بر پانزده حديث نظر صحيح دارد.

سه فرزند حضرت على عليه السلام، حسن، حسين و محمّد بن حنفيّه از او روايت كرده اند. هم چنين ابن مسعود، ابن عمر، ابن عباس،

ابوموسى، عبداللّه بن جعفر، عبداللّه بن زبير، ابوسعيد، زيد بن ارقم، جابر بن عبداللّه و جمعى ديگر از تابعان شناخته شده از او حديث روايت كرده اند.



در روايتى از ابن مسعود نقل شده كه گويد: ما از بهترين قاضى و حاكم مدينه، على بن ابى طالب حديث نقل مى كنيم.


ابن مسيّب مى گويد: هيچ انسانى پيدا نشد كه اين جمله از دهان او خارج شود و بگويد: « سلوني قبل أن تفقدوني; پيش از اين كه از ميان شما بروم از هر چه مى خواهيد از من بپرسيد» جز على بن ابى طالب.


ابن عباس گويد: به على بن ابى طالب عليهما السلام نُه درجه از ده درجه علم و دانش اعطا شده است و به خدا سوگند كه در آن يك درجه ديگر نيز او با ديگران شريك است.

وى مى افزايد: اگر چيزى از طرف على بن ابى طالب براى ما روشن و ثابت مى شد، ديگر به غير او مراجعه نمى كرديم.


آن گاه نَوَوى مى گويد: پرسش بزرگان اصحاب ـ ابوبكر، عمر، عثمان و افراد ديگرى از عشره مبشّره ـ از على بن ابى طالب عليهما السلام و مراجعه آن ها به دستورات آن حضرت و داورى هاى او در مشكلات پيچيده و موارد بسيارى مشهور بوده و قابل انكار نيست. » 1







حال كه بزرگان از اصحاب در مشكلات علمى به على عليه السلام رجوع مى كردند و به دستور او عمل مى نمودند

و حتى يك مرتبه هم ديده نشده  كه آن حضرت به يكى از آن ها نياز داشته باشد و در امر قضاوت به آن ها مراجعه كند;

عقل ما در اين جا چه حكمى مى كند؟ و شما چگونه داورى مى كنيد؟






___________________________
1 . تهذيب الاسماء واللغات: 1 / 344 - 346.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, Mohsen1001, زهـرا, اسماني
>
پستارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1388 19:00 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.


نياز نداشتن حضرت على عليه السلام به هيچ يك از اصحاب



همان گونه كه نَوَوى تصريح كرد، همه بزرگان از اصحاب در مشكلات علمى به على بن ابى طالب (عليهما السلام) رجوع مى كردند

و آن حضرت به هيچ يك از آن ها مراجعه نكرده است. موارد بسيارى را نيز ابن حزم اندلسى در گفتارى طولانى ذكر كرده كه جهل و نادانى

بزرگان صحابه در مسائل و احكام دين و رجوع آن ها براى حلّ مشكل به ديگران از آن جمله است. در اين گفتار طولانى ابن حزم،

حتّى يك مورد نيز وجود ندارد كه بگويد على بن ابى طالب عليهما السلام به يكى از افراد امّت مراجعه كرده است.






ــ ابن حزم مى گويد:


ما در كتاب ها اين گونه يافتيم كه بزرگان از اصحاب اقرار و اعتراف كرده اند كه بسيارى از احكام و سنّت رسول خدا( صلى اللّه عليه وآله)

به آن ها نرسيده است.  حديثى كه از ابوهريره در اين باره رسيده مشهور است كه مى گويد: « برادران مهاجر من در بازارها براى جلب مشترى

دست روى دست مى زدند و برادران انصارى من نيز سرگرم نگهدارى از ثروت ها و دارايى هاى خود بودند»، در حالى كه نه بازار

على (عليه السلام ) را به خود مشغول كرده بود و نه به اموال و دارايى هايش فكر مى كرد; بلكه او روز و شب فقط ملازم رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بود.






.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, زهـرا, اسماني
>
پستارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1388 19:09 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.

1 . نگاهى به علم و دانش ابوبكر!



ابن حزم در جاى ديگر با اشاره به نياز ابوبكر در حكم شرعى به مغيرة بن شعبه مى گويد:



«  ابوبكر از مقدار تعيين شده ارث براى مادربزرگ آگاهى نداشت و محمّد بن مسلمه و مغيرة بن شُعبه او را راهنمايى كردند. »



هم چنين همين ابوبكر نمى دانست كه كفن رسول خدا صلى اللّه عليه وآله چه مقدار بود تا اين كه از دخترش عايشه پرسيد]![





ابن حزم اندلسى موارد ديگرى را ذكر مى كند كه در همه آن ها بزرگان اصحاب به حكم شرعى جاهل بوده و به ديگران مراجعه مى كردند.



.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, زهـرا, اسماني
>
 موضوع پست: میزان علم عمر (!!! )
پستارسال شده در: سه شنبه 2 تیر 1388 18:52 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: جمعه 23 شهریور 1386 02:57
پست ها : 1950
تشکر کرده اید: 3283 مرتبه
تشکر شده:
5922 مرتبه in 1497 پست
.


2 . اعتراف عمر



آن گاه ابن حزم اندلسى مى گويد:

عمر نيز در موارد بسيارى به جهل و نادانى خود اعتراف مى كرد.

ــ وى در حديث استئذان گفت: من اين مسأله را نمى دانم; چرا كه خريد و فروش در بازار مرا به خود مشغول كرد.

ــ هم چنين زمانى كه او درباره زن باردارى بر خلاف قانون اسلام، حكم كرد و ديگران او را آگاه كردند، به نادانى خود اعتراف كرد.

ــ هم چنين روزى بى جهت بر عيينة بن حصن خشم نمود و حرّ بن قيس او را متوجّه اشتباهش ساخت.

ــ در مورد ديگرى عمر و پيش از او ابوبكر از حكم پيامبر اكرم (صلى اللّه عليه وآله)  كه امر فرمود يهوديان از ديار و وطن خود دور شوند، نادان بودند.

ــ هم چنين عمر در مسأله طاعون، فرمان رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله)  را نمى دانست تا اين كه عبدالرحمان عوف به او آموخت.

ــ جالب اين كه عمر نمى دانست رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله ) در نماز عيد فطر و قربان كدام سوره را قرائت مى فرمود با اين كه آن حضرت سال هاى زيادى اين نماز را خوانده بودند; از اين رو از ابوواقد ليثى پرسيد و او به عمر قرائت رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را آموخت (!)





ابن حزم اندلسى مى افزايد:

ــ  عمر نمى دانست بايد با مجوسيان چگونه رفتار كند تا اين كه عبدالرحمان او را به فرمان رسول خدا( صلى اللّه عليه وآله)  درباره آنان آگاه كرد.

ــ از طرفى، وى خراج گرفتن از مجوسيان بحرين را كه يك حكم مشهور و معروفى بود نمى دانست و فراموش كرده بود و شايد از همين اموال بهره اى نيز برده بود.

ــ عمر، حكم تيمّم جُنُب را نيز فراموش كرده بود و مى گفت: هرگز فرد جنب نبايد تيمم كند و تا آب پيدا شود نبايد نماز بخواند تا اين كه عمّار، حكم تيمّم را به او آموخت.

ــ وى مى خواست اموال كعبه را تقسيم كند; ولى سرگردان بود تا اين كه اصحاب او را به حقيقت امر آگاه كردند.



.

_________________

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از محدثه به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, اسماني
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 31 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.306s | 34 Queries | GZIP : On ]
Seo