[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4691: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4693: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4694: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4695: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
۩ پلاک سوم جمادی الثانی ۩ : قطعه ادبي - مرکز نشر اعتقادات

کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز جمعه 29 شهریور 1398 09:32

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 1 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: پنج شنبه 7 خرداد 1388 18:29 
Old-Moderator
Old-Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 مهر 1386 16:06
پست ها : 1668
تشکر کرده اید: 3510 مرتبه
تشکر شده:
5920 مرتبه in 1404 پست
بسم ربّ الفاطمه(سلام الله عليها)


.:.پلاک سوم جمادی الثانی.:.


کوچه بنی‏هاشم، پلاک سوم جمادی الثانی .

باز هم آدرس را مرور می‏کنم . چه‏قدر بوی نامهربانی از این کوچه می‏آید، توقف می‏کنم .
به دنبال درب خانه می‏گردم .دری کبود و سینه سوخته به چشم می‏خورد اما باز باید بپرسم .
کسی دارد رد می‏شود اما نه مثل آن روز که تمام اهل مدینه در آن آزمون رد شدند .

می‏بخشید این همان دری نیست که در آتش جهالت و بی‏وفایی مسلمانان نامسلمان سوخت؟
این همان دری نیست که بوی دست پرمهر پیامبر می‏دهد؟
این همان دری نیست که پیامبر از آن به دیدار پاره تنش می‏آمد؟
این همان دری نیست که آدم‏های آن طرفش اهل‏بیت نامیده شدند؟

ناگهان همه چیز در این کوچه با من سخن می‏گویند . در، دیوار و میخ با چشم‏های شفق گونه‏شان به من می‏نگرند .

می‏گریم بر کبودی‏ها ...
بر ماه صورت نیلگون و فریاد می‏زنم بر میخ .


تو قاتل مادر منی، تو مسبب شهادت دختر رسول خدایی تو . . .
و میخ در حالی که گریه می‏کند می‏گوید: نه غریبه، آرام‏تر، اشتباه مکن .

اگر مرا به رنگ شفق می‏بینی نه برای آن است که به خون پهلوی کوثر محمدصلی الله علیه وآله آغتشه گشته‏ام، نه، که من خون گریستم .
در را ببین، تو گمان می‏کنی از گذشت زمان پوسیده گشته است . نه این پوسیدگی حاصل دل پژمردگی در سوگ فاطمه است .

به راستی در و علی چه همراهند در سوختن و ساختن.

در بی کسی و غربت، در هجران رحمت و محبت .
در اگر زبان داشت‏با نعره‏ای اسرافیل گونه تمام مردگان را به شهادت می‏خواند تا همه از مصیبت آن روز بگویند که مردگان همیشه از ما زنده‏تر بوده‏اند .

در به نشستن دعوتم می‏کند . بنشین که غم بزرگی، به بزرگی تمام کوه‏های دنیا سینه‏ام را فشار می‏دهد . ما هم ناله‏ایم خواهرم .
می‏بویمش . هنوز بوی پهلو می‏دهد . هنوز بوی کینه دوستان از دشمن دشمن‏تر علی را می‏دهد .
و به میخ می‏گویم از آن روز برایم بگو و می‏گوید :

خواهرم، دختر آن بانوی بزرگ اگرچه آن روز به ظاهر پهلوی مادرت را . . . ولی رگ‏های بریده پهلوی مبارکش را بوسیدم و بر جنینی که با او بود سلام کردم .


چشمان من نظاره گر خون معصومه پیامبر بود . جنازه حبیب خدا بر روی زمین، هم خانه معصومه پیامبر مشغول غسل و دفن پسر عمویش به وسیله اشک چشمان همسرش و دزدان حکومت اسلامی در حال بریدن این ودیعه الهی و بعد از آن ماجرای من و در و پهلو و غربت‏بزرگ‏ترین مرد دنیا و . . .

میخ دوباره بغضش به گریه باز می‏شود و من از گناه مادرم می‏پرسم و میخ می‏گوید:

گاهی ایمان و تقوی و اخلاص بزرگ‏ترین جرم‏های دنیایند و در مورد مادرتان این جرم به اضافه جرم غفلت و جهل مسلمانان نه چندان مسلمان، آن فاجعه را آفریدند

و این بار سوخته چوبین برایم حرف می‏زند: مسافر، آتش عشق به زهرا این بلا را بر سر من آورده است . تمام پیری چهره من، زردی گونه‏های من، رنجی که در سلول سلول بدنم نقش بسته است همه از عشق به آن تنها معصومه دنیاست .

خواهرم فقط چند روز بعد از آن روز بد همه غم‏های فاطمه از دنیا رفتند و علی با دنیایی از تنهایی، تنها ماند .
با این‏که مادرم رفته است اما کدام عقل سلیمی این را باور می‏کند که این تنها معصومه تمام افلاک هنوز غمگین نباشد که فرزند بزرگوارش درست مانندآن روزهای همسرش این قدر تنها و بی‏یاور است .

دلم شکسته است .
یاد خدا و دل شکسته که همواره باهمند می‏افتم . حالا وقت دعاست . باید کاری بکنم...

به میخ و در نگاه می‏کنم . هر سه دستمان را بالا می‏بریم .

معبودا، به ما صبری به وسعت آسمان نگاه فاطمه هنگام لبخند مرگ، صبری به وسعت مجروحیت علی،
صبری به بزرگی کرم آخرین بازمانده زهرای بتول و افتخار پرستاری در رکاب قطب عالم امکان کرم فرما .


آمین یا ربّ الفاطمه (س)



سیده لیلی مقیمی

_________________
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند




بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Labbaik به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, مائده آسمانی, محمد علي, اسماني, مستور
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 1 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.135s | 16 Queries | GZIP : On | Load : 1.45 ]
Seo