کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز سه شنبه 3 مهر 1397 22:42

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 7 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: سه شنبه 26 خرداد 1388 14:06 
Moderator
Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 مهر 1386 14:13
پست ها : 705
محل سکونت: Tehran
تشکر کرده اید: 2784 مرتبه
تشکر شده:
2198 مرتبه in 659 پست

ويژگيهاى زندگى امام على (عليه السلام)



1 - على (عليه السلام )نخستين امام مؤمنين و رهبر مسلمانان و اوّلين خليفه بعد از رسول خدا،پيامبر راستين و امين اسلام محمّد بن عبداللّه خاتم پيامبران - صلوات خدابر او و دودمان پاكش باد - است (1)

او كه برادر و پسر عمو و وزير پيامبر(صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و داماد آن حضرت ؛ يعنى شوهر دخترش حضرتفاطمه زهرا - سلام اللّه عليها - سرور بانوان دو جهان است ، اميرمؤمنان على بن ابيطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف ، سرور اوصيا - بهترين صلوات و سلام بر او باد -.


2 - كنيه على (عليه السلام ) ابوالحسن است
او در روز جمعه سيزدهم رجب سال سى ام ((عام الفيل )) (ده سال قبل از بعثت ) در مكه در بيت الحرام داخل كعبه خانه خدا، ديده به اين جهان گشودكه هيچ كس قبل از او و بعد از او، در اين خانه خدا تولّد نيافت و نمى يابد و اين نشانگر موهبت و احترام و توجّه خاصّ خداوند به وجود على (عليه السلام ) است و بيانگر مقام بسيار ارجمند اوست .


3 - مادر آن بزرگوار، فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف (س ) است كه براى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) (نيز) همچون يك مادر بود و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در دامن او رشد كرد و آن حضرت هميشه سپاسگزار نيكيهاى او بود.

فاطمه بنت اسد، در صف نخستين ايمان آورندگان به اسلام ، ايمان آورد و همراه جمعى از مهاجرين با آن حضرت به سوى مدينه هجرت كرد و وقتى كه از دنيا رفت (2) ، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او را با پيراهن مخصوص خود كفن نمود تا به وسيله آن از آزار حشرات زمين حفظ گردد و در قبر او (قبل از دفنش ) خوابيد تا بدين وسيله فشار قبر به او نرسد

و اقرار به امامت پسرش اميرمؤ منان على (عليه السلام ) را به او تلقين كرد، تا پس از دفن ، وقتى از او در مورد آن سؤ ال شد بتواند پاسخ دهد و اين همه توجّهات مخصوص پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به مادر على (عليه السلام ) به خاطر آن مقام ارجمندى بود كه او در نزد پروردگار و نزد آن حضرت داشت . اين سرگذشت بين تاريخ نويسان مشهور است .



1- حضرت امير مؤ منان على (عليه السلام ) در روز 13 رجب ، ده سال قبل از بعثت ، در مكّه چشم به جهان گشود و در شب 21 رمضان سال 40 هجرى ، در سن 63 سالگى به شهادت رسيد (مترجم )
2- فاطمه بنت اسد در سالهاى اول هجرت در مدينه از دنيا رفت و قبرش در مدينه در ((رَوْحاء)) است (مترجم )

_________________
نابرده رنچ گنج بدست نمیاد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از [EHSAN] به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی, محب فاطمه, 110, Labbaik, علی اصغر حسین, Mohsen1001, MAHDIYAR, محدثه, اسماني
پستارسال شده در: چهارشنبه 3 تیر 1388 10:52 
Moderator
Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 مهر 1386 14:13
پست ها : 705
محل سکونت: Tehran
تشکر کرده اید: 2784 مرتبه
تشکر شده:
2198 مرتبه in 659 پست
4 - اميرمؤمنان على (عليه السلام ) و برادرانش (طالب ، عقيل و جعفر) نخستين كسانى هستند كه از دو سو (هم از ناحيه پدر و هم از ناحيه مادر) از نسل هاشم بن عبد مناف هستند، به اين خاطر و به خاطر نشو و پرورش آن حضرت در دامان رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و تحصيل كمالات معنوى از او، به دو شرافت نايل گرديد (شرافت نسب و شرافت پرورش و آموزش از دامان فرهنگ ساز رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم).


5 - على (عليه السلام ) نخستين فردى بود كه قبول اسلام كرد و به خدا و رسولش ‍ايمان آورد و هيچ كس از اهل بيت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و از اصحاب ، در اين جهت به او نرسيد و او نخستين مردى بود كه پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او را دعوت به اسلام كرد و او آن را پذيرفت و همواره از دين اسلام حمايت مى كرد و با مشركان مبارزه مى نمود و از حريم ايمان دفاع مى كرد و گمراهان و سركشان را سركوب مى نمود و دستورات دين و قرآن را منتشر مى ساخت و به عدالت ، حكم مى كرد و به كارهاى نيك دستور میداد.


6 - على (عليه السلام ) بعد از بعثت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) تا رحلت آن حضرت يعنى در طول 23 سال ، همواره همراه ، همراز و همكار پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود،
در سيزده سال قبل از هجرت (در بحران مبارزه شديد با مشركان ) شريك تنگاتنگ غمهاى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود، بيشترين دشواريها و رنجهاى اين دوره را تحمّل نمود و ده سال بعد از هجرت به سوى مدينه ، يگانه مدافع اسلام و پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از شر مشركان بود و براى حفظ جان (و هدف ) پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) با كافران جنگيد

و در اين راستا جانش را در طبق اخلاص نهاد و فداى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و سپر بلا براى اسلام نمود و اين شيوه ادامه داشت تا آن هنگام كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رحلت كرد و خداوند او را به سوى بهشت خود برد و در ارجمندترين جايگاه بهشتى ، جايش داد، هنگام رحلت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ، على (عليه السلام ) 33 سال داشت .

امت اسلام درباره امامت على (عليه السلام ) در همان روز رحلت پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) اختلاف نمودند، شيعيان او يعنى همه بنى هاشم و (افراد برجسته اى مانند:) سلمان ، عمّار، ابوذر، مقداد، خزيمة بن ثابت (ذوالشّهادتين )، ابوايّوب انصارى ، جابر بن عبداللّه انصارى ، ابوسعيد خدرى .

و امثال آنان از بزرگان مهاجر و انصار، معتقد بودند كه على (عليه السلام ) خليفه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بعد از آن حضرت است و امام برحق مى باشد؛ زيرا او در فضايل و راءى و كمالات بر همگان سبقت و برترى دارد، هم در ايمان و هم در علم و آگاهى به احكام و هم در جهاد و مبارزه با دشمنان ، بر همه پيشى گرفته است و در زهد و پارسايى و خير و صلاح ، بين او و ديگران ، فاصله بسيار بود و اصلاً ديگران را نمى شد با او مقايسه كرد و در قرب منزلت و خويشاوندى به پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) هيچ كس چون او نبود.

_________________
نابرده رنچ گنج بدست نمیاد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از [EHSAN] به خاطر این پست تشکر کرده اند:
MAHDIYAR, مائده آسمانی, Mohsen1001, اسماني, 110
>
پستارسال شده در: پنج شنبه 4 تیر 1388 22:56 
Moderator
Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 مهر 1386 14:13
پست ها : 705
محل سکونت: Tehran
تشکر کرده اید: 2784 مرتبه
تشکر شده:
2198 مرتبه in 659 پست
آيه ولايت

صرف نظر از اين امور، خداوند در قرآن ، به ولايت و امامت او تصريح كرده ، آنجا كه مى خوانيم:

(اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذيِنَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ ). (55 مائده)

((سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آنان كه ايمان آوردند و نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع ، زكات مى پردازند)).

و (بر مطلعين ) آشكار است كه غير از على (عليه السلام ) كسى نبود كه در ركوع ، صدقه بدهد و به اتفاق ارباب لغت ، واژه ((ولىّ)) به معناى ((برتر و سزاوارتر)) است و وقتى كه اميرمؤمنان على (عليه السلام ) به حكم قرآن برترين و سزاوارترين بوده و بر خود مردم اَوْلى و سزاوارتر باشد -

زيرا به تصريح قرآن (در آيه فوق ) اين موهبت به او داده شده - در اين صورت بدون هرگونه ابهام واجب است كه همه مردم از او اطاعت كنند، چنانكه اطاعت آنان از خدا و رسول خدا واجب مى باشد.

_________________
نابرده رنچ گنج بدست نمیاد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از [EHSAN] به خاطر این پست تشکر کرده اند:
محدثه, MAHDIYAR, Labbaik, اسماني, Mohsen1001, 110
>
پستارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1388 03:58 
Moderator
Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 مهر 1386 14:13
پست ها : 705
محل سکونت: Tehran
تشکر کرده اید: 2784 مرتبه
تشکر شده:
2198 مرتبه in 659 پست
آيه انذار

دليل ديگر حديث ((يومُ الدّار)) است كه پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرزندان و نوادگان عبدالمطلب را (در آغاز بعثت ) براى دعوت به اسلام در خانه اش جمع كرد (3)

آنان در آن روز چهل مرد - يكى كمتر يا يكى زيادتر - بودند (چنانكه محدّثين ذكر كرده اند) و سپس به آنان فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب ! خداوند مرا به پيامبرى بر همه مردم جهان برانگيخت و بخصوص مرا پيامبر شما نمود، و فرمود:

(وَاَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الاقْرَبِينَ ) (4) ؛ ((و خويشاوندان نزديكت را انذار كن )).

و من شما را به دو كلمه اى كه گفتن آن در زبان آسان است ، ولى در ميزان گران و سنگين مى باشد و شما در پرتو اين دو كلمه ، سرور عرب و عجم خواهيد شد و همه امّتها به خاطر اين دو كلمه مطيع شماخواهند گرديد و شما در پرتو آن وارد بهشت مى شويد و از آتش دوزخ ، نجات مى يابيد، دعوت مى كنم و آن دو كلمه عبارت است از:

الف : گواهى به يكتايى و بى همتايى خدا.

ب : گواهى به اينكه من رسول خدا هستم .

هر آن كس پاسخ مثبت به اين دعوتم بدهد و در پيشبرد اين دعوت مرا يارى كند، او برادر، وصىّ و وزير و وارث من ، بعد از من است .

در ميان آن جمعيّت (چهل نفر) هيچ كس به اين دعوت ، پاسخ نداد تنها امير مؤ منان على (عليه السلام ) از ميان آن جمعيت ، در پيش روى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) برخاست ، با اينكه كوچكترين آنان از نظر سال (5) بود و ساق پايش از ساق پاى همه آنان نازكتر و ناتوانترين آنان به چشم مى خورد (6) ، گفت : ((اى رسول خدا! من تو را در اين راستا يارى مى كنم )).

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به او فرمود:
((اِجْلِسْ فَاَنْتَ اَخِى وَوَصِيّى وَوَزِيرِى وَوارِثى وَخَلِيفَتِى مِنْ بَعْدِى )).
((بنشين كه تو برادر من و وصىّ من و وزير و وارث و جانشين من بعد از من هستى )).

و اين ، گفتار صريح و روشنى است در مورد جانشينى على (عليه السلام ) .


3- طبق قرائن تاريخى ، اين جريان در سه سال اول بعثت بوده و بعضى مى گويند در سال دوم بعثت بود.
4- سوره شعراء، آيه 214.
5- در اين وقت على (عليه السلام ) حدود دوازده سال داشت .
6- يعنى همه آنان قوى هيكل بودند و حضرت در ظاهر، كوچك و ناتوان به نظر مى آمد.

_________________
نابرده رنچ گنج بدست نمیاد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از [EHSAN] به خاطر این پست تشکر کرده اند:
اسماني, MAHDIYAR, 110, Mohsen1001, محدثه, Labbaik
>
پستارسال شده در: يکشنبه 14 تیر 1388 08:02 
Moderator
Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 مهر 1386 14:13
پست ها : 705
محل سکونت: Tehran
تشکر کرده اید: 2784 مرتبه
تشکر شده:
2198 مرتبه in 659 پست
حديث غدير

دليل ديگر، گفتار رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ماجراى ((غدير خُمّ)) است كه همه امّت اسلامى براى شنيدن سخن آن حضرت در سرزمين غدير، اجتماع كردند. (7) پيامبر( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ضمن گفتارش به آنان فرمود:((اَلَسْتُ اَوْلى بِكُمْ مِنْكُمْ بِاَنْفُسِكُمْ؛ آيا من به شما از خودتان به خودتان برتر و سزاوارتر نيستم ؟))

همه در پاسخ گفتند:((آرى ، خدا را گواه مى گيريم )).

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به دنبال اين سخن ، بدون فاصله فرمود:((مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىُّ مَوْلاهُ؛ ((هركس كه من مولا و رهبر او هستم ، پس على (عليه السلام ) مولا و رهبر اوست )).

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) با اين سخن ، اطاعت از على (عليه السلام ) و ولايتش (يعنى رهبرى و فرمانروائيش ) را بر اُمّت واجب كرد چنانكه اطاعت و فرمانروايى خودش بر آنان واجب بود و در اين مورد از آنان اقرار گرفت و آنان انكار نكردند.

و اين جريان نيز دليل روشنى بر امامت و جانشينى على (عليه السلام ) است و هيچ گونه ابهامى در آن نيست .


7- اين جريان در روز 18 ذيحجه ، سال دهم هجرت واقع شد.

_________________
نابرده رنچ گنج بدست نمیاد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از [EHSAN] به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, MAHDIYAR, محدثه, Mohsen1001, علی اصغر حسین, 110, اسماني
>
پستارسال شده در: سه شنبه 16 تیر 1388 10:35 
Moderator
Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 مهر 1386 14:13
پست ها : 705
محل سکونت: Tehran
تشکر کرده اید: 2784 مرتبه
تشکر شده:
2198 مرتبه in 659 پست
حديث مَنْزلَت

دليل ديگر ((حديث مَنْزِلَت )) است كه پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) هنگامى كه با سپاه اسلام روانه سرزمين تبوك (در سال نهم هجرت ) بود به على (عليه السلام ) رو كرد و فرمود:

((اَنْتَ مِنِّى بِمَنْزَلَةِ هارُونُ مِنْ مُوسى اِلاّ اَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدِى )).
((نسبت مقام تو به من ، همانند نسبت مقام هارون به موسى (عليه السلام ) است ، با اين فرق كه بعد از من ، پيامبرى نخواهد بود)).

با اين بيان ، مقام وزارت و اختصاص در دوستى و برترى بر همگان و جانشينى آن حضرت در زمان حيات پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و بعد از حياتش را فرض و ثابت كرد، چنانكه قرآن به همه اين ويژگيها در مورد هارون نسبت به موسى (عليه السلام ) گواهى مى دهد، خداوند در اين باره مى فرمايد موسى گفت :

(وَاجْعَلْ لِى وَزِيرا مِنْ اَهْلى # هارُونَ اَخِى # اشْدُدْ بِهِ اَزْرِى # وَاَشْرِكْهُ فِى اَمْرِى # كَىْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرا # وَنَذْكُرَكَ كَثِيرا # اِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصيِرا ). (8)
((خدايا! وزيرى از خاندانم براى من قرار ده ، برادرم هارون را، به وسيله او پشتم را محكم كن ، او را در كار من شريك گردان تا تو را بسيار تسبيح گوييم و تو را بسيار ياد كنيم ، چرا كه تو هميشه از حال ما آگاه بوده اى )).

خداوند در پاسخ به درخواست موسى (عليه السلام ) فرمود:
(... قَدْ اُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى ) (9) ؛ ((آنچه را خواسته اى به تو داده شد اى موسى )).

مطابق اين آيات ، شركت هارون (عليه السلام ) با موسى (عليه السلام ) در نبوّت و وزارت براى اجراى رسالت و پشتيبانى محكم هارون از موسى (عليه السلام ) ثابت شد.

و موسى در مورد خلافت و جانشينى هارون ، به خدا عرض كرد:
(... اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَاَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ). (10)
((جانشين من در ميان قوم من باش (و آنان را) اصلاح كن و از روش مفسدان پيروى منما)).


به اين ترتيب ، خلافت هارون از جانب موسى (عليه السلام ) مطابق آيات روشن قرآن ، ثابت شد.


8- سوره طه ، آيه 29 - 35.
9- سوره طه ، آيه 36.
10- سوره اعراف ، آيه 142.

_________________
نابرده رنچ گنج بدست نمیاد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از [EHSAN] به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Labbaik, MAHDIYAR, محدثه, سعید منتظر, Mohsen1001, 110, اسماني
>
پستارسال شده در: پنج شنبه 18 تیر 1388 09:02 
Moderator
Moderator
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 1 مهر 1386 14:13
پست ها : 705
محل سکونت: Tehran
تشکر کرده اید: 2784 مرتبه
تشکر شده:
2198 مرتبه in 659 پست
با توجّه به اين جريان ، وقتى كه پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) براى امير مؤ منان على (عليه السلام ) همه ويژگيهاى هارون ، نسبت به موسى (عليه السلام ) را قرار داد و على (عليه السلام ) را همچون هارون (جز در مقام نبوّت ) دانست ،
معنايش ‍ در حقيقت اين است كه بر على (عليه السلام ) عهده دارى وزارت و پشتيبانى استوار از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) واجب مى گردد و برترى على (عليه السلام ) بر ديگران روشن مى شود و پيوند ناگسستنى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) با على (عليه السلام ) آشكار مى گردد، سپس خلافت و جانشينى على (عليه السلام ) از پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به ثبوت مى رسد؛

زيرا به استثناى خصوص نبوّت نه غير آن همه مقامات هارون نسبت به موسى (عليه السلام ) براى على (عليه السلام ) نسبت به پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه از جمله آن جانشينى هارون نسبت به موسى باشد، ثابت مى گردد، خلافت در زمان حيات پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) طبق صريح گفتار پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ثابت مى شود و خلافت بعد از رحلت آن حضرت نيز از استثناء خصوص نبوّت ، استفاده مى شود (زيرا پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) )فرمود:((بعد از من پيامبرى نخواهد آمد)).

مفهومش اين است كه على (عليه السلام ) غير از مقام نبوّت ، تمام مقامات ديگر، از جمله جانشينى - حتى بعد از پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) - را دارد

(اين بود چند نمونه از دلايل روشن كه بيانگر حقّانيت امامت و خلافت على (عليه السلام ) بود) و امثال اين دلايل بسيار است كه براى رعايت اختصار، از آنها خوددارى شد.

_________________
نابرده رنچ گنج بدست نمیاد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از [EHSAN] به خاطر این پست تشکر کرده اند:
110, Mohsen1001, Labbaik, MAHDIYAR, محدثه
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 7 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.096s | 28 Queries | GZIP : On | Load : 2.66 ]
Seo