[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Array to string conversion
[phpBB Debug] PHP Notice: in file /includes/functions_content.php on line 77: Undefined variable: Array
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4691: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4693: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4694: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file /includes/functions.php on line 4695: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /includes/functions.php:3826)
مهدويت و فرقه‌هاي انحرافي : مهدویت (عج) - مرکز نشر اعتقادات

کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 21:13

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 14 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:10 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست


مساله ي حضرت بقيته الله الاعظم ، مهدي موعود (عجل الله تعالی فرجه) ، يکی از بارزترسن و بديهي ترين مسايل اسلامي و مورد تاييد و اعتقاد همه ي مسلمانان به ويژه شيعيان است ،زيرا صدها آيات قرآني و روايات نبئي اين مساله ي با اهميت را به طوركسترده و مبسوط عنوان و مطرح ساخته اند و جزئيات آن را با بياناتي دقيق و روشن ، ذكر كرده اند ، به طوري كه ابهامي براي كسي باقي نگذاشته اند .
تمامي فرق اسلامي – تقريباٌ – اين آيات و روايات و مفاد آن ها را به نحوي در كتب حديثي و كلامي و تفسيري و احياناف رجالي و تاريخي خود متعرض شده اند و درباره آن به شكل هاي مختلف سخن گفته اند ، تا جايي كه مي توان ادعا كرد كه كم تر دانشمند و عالمي ، بلكه مسلماني يافت مي شود كه به اين موضوع مهم و خطير نپرداخته اند ، يا اين مطلب به گوش او نرسيده باشد .

شاهد روشن و قوي اين مدعا ، صدها كتابي است كه در طول تاريخ ، با استفاده ار اين نام شريف و مقدس به وجود آمده است . اما اين مساله ي مقدس و بدهي – بسان هر مساله ديگر ديگر ديني واسلامي حتي مانند الوهيت و ربوبيت و رسالت – كه گاهي مورد سوء استفاده ي افراد يا گروههايي البته با انگيزه هاي شخصي يا سياسي ، قرار گرفته و مي گيرد و اهداف و اغراض خاصي از اين عمل دنبال شده مي شود.

مگر نه اين كه جهان هميشه شاهد اين مطلب است كه افرادي گستاخانه مدعي الوهيت يا ربوبيت شده و كوس خدايي زده اند و يا مدعي نبوت و رسالت شده و دعوي پيغمبري نموده اند ؟ !! بديهي است كه اين سوء استفاده ها و اين ادعاهاي مفتضح و رسوا ، هرگز به اصل و اصالت اين حقايق ضربه نمي زند و كسي نمي تواند با اين بهانه كه گه گاهي اين نوع مطالب واقعي و ريشه دار در فطرت و عقل و مويد به صدها بلكه هزاران دليل ، مورد سوء استفاده قرار گرفته يا مي گيرد ، آن ها را زير سئوال ببرد و يا اين كه به نحوي در صحت اصل آن ها ، تشكيك كند .

از آنجا كه مساله ي حضرت بقيه الله العظم ، مهدي (عجل الله تعالی فرجه) ، كه در آيات و روايات فراواني خصوصيات آن مطرح شده است ، نزد مسلمانان ، مساله اي مقدس و ظهور حضرتش همواره آرزوي آنان بوده است ، از اين قاعده مستثنا نبوده و نيست . اين مساله ي مهم از همان زمان ائمه ي اطهار (عليه السلام) و حتي با وجود خود امامان – كه جزو مبشران و نويد دهندگان به آن بوده اند – به نحوي مورد سوء برداشت قرار گرفت و با برخورد ائمه (عليه السلام) ، مواجه شد .

اين روند خطرناك و انحرافي در عصر غيبت صغري مخصوصا پس از آن ، به شكل هايي مانند ادعاي دروغين (سفارت و نيابت خاصه ) حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه) تجلي مي نمود ، كه مورد تكذيب حضرت (عجل الله تعالی فرجه) و هشدار آن وجود مقدس قرار مي گرفت و مومنان تنها به سفرا و نواب واقعي توجه داده مي شدند و البته اين حركت در زمان هاي بعد ، نه تنها در جوامع شيعي بلكه درجوامع سني نيز ادامه پيدا كرد و از اعتقاد و علاقه ي مسلمانان به ايمن مطلب مقئس و حساس و سرنوشت ساز ، بي محابا وناجوانمردانه بهره برداري مي شد !

با اين حال ، خوشبختانه با هشدارهاي قوي وبه موقع عالمان دين و صدور ده ها روايت كه شمايل و نشانه هاي آن حضرت ، شرايط ظهور و نحوه كار آن ذخيره ي الهي را بيان مي كرد ، ماهيت پليد آن حركت هاي شوم و مغرضانه آشكار مي شد و صاحبان آن مفتضح و رسوا مي گشتند .

اين ماجرا سر درازي دارد كه از حوصله ي اين مقاله ي مختصر بيرون است . لذا ما دراين جا تنها به بخشي از آ‎ن چه در دو قرن اخير واقع شد و مسلمانان بخصوص شيعيان هنوز از تبعات و پيامدهاي ناگوار آن رنج مي برند ،‌ مي پردازيم تا شايد گامي ، در جهت تنوير اذهان بشد.

آن چه فعلا در اين مقله مطرح است، بررسي كوتاهي است درباره ي فرقه اي كه متاسفانه ، زمينه ساز پيدايش فرقه ضاله ي بابيت و سپس بهائيت شد. لازم به ذكر است كه اين مقاله يك مرور اجمالي بيش نيست، و تفصيل كلام به شماره هاي بعد موكول مي شود.




_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


آخرين ويرايش توسط mohajer6164 در شنبه 3 مرداد 1388 02:20, ويرايش شده 1 در کل.

بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:11 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
شيخيه ، ريشه بهائيت
اگر بخواهيم تصويري جامع و گويا از فرقه ي ضاله ي بهائيت داشته باشيم، لازم است ريشه پيدايش بهائيت را مورد بررسي و دقت قرار دهيم. در حقيقت ، بهائيت زائيده ي بابي گري است و بابي گري ازكشفيه ، و كشفيه هم فرزند ناخلف شيخي گري است . قهرا براي پي بردن به واقعيت بهائي گري بايد ريشه ها و دامنه هايي را كه در آن متولد شده و پرورش يافته است ،‌ بشناسيم. لذا قبل از ورود به بحث بهائيت، بايد دو فرقه ديگر را مورد بررسي قرار بدهيم . ما در اين جا اول فرقه ي شيخيه را مورد بحث قرار مي دهيم.

الف – شيخيه

1 – شيخ احمد احسائي كيست؟

مؤسس فرقه شيخيه ، شيخ احمد احسائي است . شيخ احمد احسائي فرزند زين الدين بن ابراهيم بن صفر بن راغب بن رمضان در سال 1160 ﻫ در قريه اي به نام مطيرفي از قراء احساء يا (لهسا) متولد شد . وي از اعراب صحرانشين بود، ولي به خاطر اختلافي كه بين جد دوم و سومش (دائر و رمضان) پيدا شد، به منطقه ي احساء رفتند. اجداد شيخ احمد از سني هاي متعصب بودند، ولي آمدن آن ها به منطقه احساء كه شيعه نشين بود، باعث شد تحت تاثير شيعه قرار گرفتند. با اين حال، به دليل سابقه ي تعصب و صحرانشيني ، به نظر مي رسد تشيع آن ها از روي تحقيق و تعقل نبوده است و چه بسا از باب هم رنگ شدن با محيط جديد بوده است.



_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


آخرين ويرايش توسط mohajer6164 در شنبه 3 مرداد 1388 02:21, ويرايش شده 1 در کل.

بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:13 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
2 – اوصاف احسائي

برخي از مريدان وي اوصاف عجيب و غريبي را به او نسبت داده اند و از وي فقردي استثنايي و داراي الهامات و امدادهاي غيبي، ساخته اند ، ولي بيشتر اين اوصاف توسط پسرش به او الهام مي شد. بيشتر اوصافي كه به او نسبت داده شده ،‌از ناحيه ي پسرش بوده كه كتابي هم در وصف او نوشته است. مثلا قبل از 5 سالگي ، يادگيري قرآن را تمام كرد. خود مي گويد: " در ايام طفوليت ، جسمم با بچه ها در حال بازي بود ، ولي روحم در عالم ديگر بود. هميشه فكر مي كردم و تدبير مي نمودم و بر همه مقدم بودم . در سنين كودكي، بر اين عادت بودم كه در خلوت هايم در باره ي اوضاع جهان و مردم مي انديشيدم كه : كجايند ساكنين اين عمارات كه اين بناها و كاخ ها را ساخته اند و وقتي متذكر احوال شان مي شدم ،‌ مي گريستم . در مجالس لهو كه در آن زمان شايع بود، مي رفتم، ولي از آن كناره گيري مي كردم . اگر هم جسمم با آن ها بود، ولي روحم در ملاء اعلي بود" .

لازم به تذكر است كه در منطقه اي كه او سكونت داشت، موسيقي و غنا و امثال اين ها خيلي رواج داشت تا آن جا كه دستگاه موسيقي را بر درب خانه هاي شان آويزان مي كردند. درباره حافظه و هوشمندي خويش نيز مي گويد: "دو ساله كه بودم، سيلي آمد و همه چيز را برد جز يك مسجد و خانه ي عمه ام ؛ حبابه." كه اين سخن، حافظه ي قوي او را مي رساند.

گويند زماني بر مقتولي گذر كرد ، با عبارت فصيح به او خطاب نمود: " اين ملكك، اين شجاعتك، اين قوتك؟ ملك و شجاعتت چه شد، نيرو و توانت كو؟ " و بعد بر دگرگوني زمان ، مي گريست. اين فضايل مربوط به دوران طفوليت او است كه مقدمه اي است براي ادعاهايي ديگر . به هر حال ، اوصافي براي او ذكر نموده اند كه لازمه اش ، قداست و نبوغي خارق العاده است كه در اصلاب وي بي سابقه بوده و هدف از اين كار، چيزي جز اغواء و فريفتن مردم نبود.

نكته ي قابل توجه اين است كه: چنين اوصافي بعد از آن كه وي، رئيس اين گروه گرديد، توسط پسرش، بيان مي شد تا مريدانش از او پيروي كنند.

_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


آخرين ويرايش توسط mohajer6164 در شنبه 3 مرداد 1388 02:22, ويرايش شده 1 در کل.

بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:13 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست


3 – علماء و احسائي

از علماي معاصر و غير معاصر او ، به خاطر عقايد باطله ، چيزي جز تكلفير و تفسيق و نكوهش و ذم او نقل نشده است كه به اسامي بعضي از آنها اشاره مي كنيم:

1 – سيد محمد مجاهد؛ نويسنده ي مناهل(متوفي 1242 ه).

2 – سيد مهدي طباطبائي ؛ فرزند نويسنده ي كتاب رياض ( متوفي 1260 ه ).

3 – شيخ محمد حسين؛ نويسنده فصول (متوفي 1261 ه ).

4 – سيد ابراهيم قزويني؛ مؤلف ضوابط (متوفي 1262 ه ).

5 – شهيد سوم شيخ محمد تقي قزويني (متوفي 1264 ه).

6 – شيخ شريف العلماء(متوفي 1265 ه ).

7 – شيخ محمد حسن مؤلف جواهر (متوفي 1266 ه ).

8 – ملا آقا دربندي ؛ مؤلف كتاب خزائن الاصول و خزائن الاحكام (متوفي 1285 ه ).

9 – ميرزا محمد باقر خوانساري ؛ نويسنده روضات الجنات (متوفي 1313 ه).



4 – تحصيلات شيخ

شيخ بعضي علوم و بعضي از معارف را تحصيل نمود بي آن كه براي او شفاي قلبي حاصل شود و توشه اي معنوي برگيرد . خود مي گويد: " در 25 سالگي در خواب ديدم كه كتابي در مقابل من باز شد و اين قول خداوند : "الذي خلق فسوي و الذي قدر فهدي" 2 را چنين تفسير مي كرد: الذي خلق؛ يعني اصل شي را كه هيولا باشد ، خلق كرد. فسوي؛ يعني صورت نوعيه ي آن قدر؛ اسباب آن . فهدي؛ يعني از اين نوع به خير و شر هدايت كرد . بر اثر اين خواب، انقلابي عجيب در من ايجاد شد كه مرا از ادامه ي تحصيل علوم كه ظاهري و غير واقعي است، باز داشت" .

بنابر اين ادعا، اين مطلب برايش از اين علوم و معارف كه آن ها را صرفا ظاهري مي داند، بهتر است! زيرا گويي منادي غيبي ، او را مورد خطاب قرار داده است، چيزي شبيه به وحي يا اشراق و الهام .

در ادامه مي گويد: (( پس از عزلتي چند، و در نفس خود، امور ديگري را احساس كردم)) .

مريدان او ادعا كرده اند كه شيخ ، علمش را از عالم اعلي گرفته است . بر خلاف ديگر ان كه با همه ي سعي و كوشش وافر خود از آن عاجز هستند، براي او در علوم مختلف، 300 تاليف ذكر كرده اند و تنها يك هزارم فضايل او مطرح شده است . در هر فن و علمي از تمام متخصصان بالاتر است.


_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


آخرين ويرايش توسط mohajer6164 در شنبه 3 مرداد 1388 02:23, ويرايش شده 1 در کل.

بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:15 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
گفته شده ايشان سفر هاي زيادي به بلاد مختلف داشته ، خصوصا بلاد و شهرهايي كه داراي حوزه علميه بوده و علماي بزرگ در آن زندگي مي كردند. شركت در درس آن علما باعث شد كه علوم زيادي فرا گرفته و از او يك عالم بزرگ و شخصيتي مقدس و متفي بسازد . منتها اين ادعا را اموري تكذيب و از اهميت آن مي كاهد كه اينك آن ها را بر مي شماريم:

1 - بنابر آن چه كه از ايشان نقل شده است يا به او نسبت داده اند ، او نه براي آموختن ، بلكه صرفا براي آزمايش علما در دروس شركت مي كرد.

2 – بنابر تصريح خود يا نقلي كه از او شده است ، با ديدن آن خواب، حقايق علوم را دريافت و به او الهام گشت .

3 – ادعاي اين كه علم او لدني بود.

گويند: بعضي از علوم مانند فلسفه و تصوف و بعضي علوم غريبه را در سفرهايش آموخت و به دليل همين علوم يا به خاطر اعتماد بر بعضي از روايات كه معناي آن را نفهميده بود، دچار چنين سرانجامي شد.

شيخ احمد احسائي در اوايل امر به تقوي ، زهد و ورع توصيف شده است و لذا بعضي او را مدح كرده اند. ليك با بيان اعتقادات غلو آميز و ادعاهايش، انحراف او مشخص گشت. بدين سبب، علما به تكفير او حكم دادند.

– شيخ احمد احسائي و تشيع

شيخ احمد احسائي داراي مسلكي اخباري بود. او به اموري غريب معتقد بود كه با اعتقادات شيعه ي اماميه كه در طول قرون متمادي در كتب كلاميه و اعتقاديه ي خود به صورت مختصر و مطول بيان كرده اند ، فاصله ي زيادي دارد . مواردي از اعتقادات شيخ را بر مي شماريم:

1 – ائمه را به عنوان علل اربع براي عالم ذكر كرده است . ( علل فاعلي ، مادي ، صوري ، غايي). اين غلوي است كه عقل و شرع مقدس از آن ابا دارد.

2 – اصول دين 4 تا است: معرفت الله ، معرفت انبيا، ، معرف ائمه ، معرفت ركن رابع، كه شيوخ و بزرگان شيخيه هستند.

3 – قرآن ، كلام نبي (صلی الله عليه و اله) است. شيخ با اين كلام ، منكر وحي بودن قرآن است .

4 – اتحاد حق با خلق؛ يعني الله تعالي با انبياء، شيء واحدي هستند.

5 – تفسير معاد به معناي غير متعارف و بيگانه از آن چه علماي كلام مي گويند.

6 – تفسير امام به شيء غريب كه همراه با غلو، شرك و خرافه است كه قرآن و شرع مقدس، مخالف چنين امري است.

7 – اعتقاد به ركن رابع كه از مختصات اين فرقه است.

دليل اعتقاد به ركن رابع:

براي هر سلطاني ، 4 وزير است و اگر اين چهار وزير نباشند، ملك و سلطنت از بين مي رود و كم و زياد كردن آن ها هم جايز نيست:

1 – وزير عدل ؛

2 – وزير انفاق؛

3 – وزير جنگ؛

4 – وزير دارائي و ماليات.

چون خداوند و نبي و امام از جنس بشر نيستند ، لازم است بين آن ها و خلق شيوخ آن ها واسطه و موضوع تجلي حق باشند . اين ها اين اصل را در مقابل سفارش ائمه ي معصومين(عليه السلام) در رجوع به فقهاء كه قدرت استنباط احكام را از كتاب ، سنت، عقل و اجماع دارند و حجت بر عوام هستند ، قرار داده اند .

_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


آخرين ويرايش توسط mohajer6164 در شنبه 3 مرداد 1388 02:24, ويرايش شده 1 در کل.

بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:17 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
8 - اعتقاد عجيب و غريب شيخ در مورد امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) ، استهزاي آن حضرت است كه شبيه به كلام منكرين است و گفته است امام غايب در پشت پرده غيبت چه فايده اي دارد؟ وي گفته است: ان الامام الحجه خاف و فر الي العالم حور قليائي ؛ امام عصر به خاطر ترس به عالم حور قليايي گريخت.

9 – اعتقاد به حقانيت فرقه ي شيخيه و عقايد آن و تصريح به بطلان جميع فرق شيعه حتي اماميه.

10 – نفي عدل كه نزد شيعه از اصول دين است .

شيخ احمد احسائي در يكي از كتاب هايش به خلفا حمله كرد. به همين دليل، حكومت عثماني كه در آن وقت بر عراق، سيطره داشت ، به كربلا حمله كرد، عده اي از اهالي آن جا را كشت ، خانه ها را آتش زد و ويران كرد .در اين ميان ، خانه اي جز خانه ي سيد كاظم رشتي شاگرد شيخ احمد احسائي سالم نماند. شيخ كه مسبب اين فتنه بود، خود در امان ماند. مدتي بعد به حجاز رفت و در آن جا مورد احترام قرار گرفت. اين در حالي بود كه حكام آن ديار ، سني بود و زير نظر حكومت عثماني قرار داشتند.

به هر حال شيخ در 57 سالگي به سال 1241 ﻫ از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شد.

شاگردان شيخ، مروجان عقايد او و مورد عنايت ناصرالدين شاه بودند،(او به دنبال معارضه و مقابله با قدرت علماي شيعه بود) و كارهاي آنان به اختلاف بين صفوف شيعيان انجاميد، خصوصا در آن زمان كه شيعيان عراق تحت حكومت متعصب سني عثماني بوده و به اتحاد، نياز شديد داشتند. سعي هميشگي استعمار بر اين بود كه مراجع را كه ملجاء و پناه شيعيان بودند از ميان بردارد.

سيد كاظم رشتي كه در كلاس درس او شركت و عقايد او را ترويج مي داد بعدها فرقه كشفيه را تاسيس كرد.

بعد از مرگ شيخ، فرقه ي او به شعب مختلف تقسيم شد . مانند: كراميه ، حقاقيه ، حجت الاسلاميه و باقريه كه هر يك از اين ها افكار مخصوص به خود را داشتند.

_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:26 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
ب – كشفيه

1 – سيد كاظم رشتي كيست؟
سيد كاظم رشتي فرزند سيد قاسم رشتي گيلاني حائري ، ايراني الاصل بود و در سال 1212 ﻫ متولد شد.

بعضي گفته اند نسبش از سادات حسيني بوده ، ولي بعضي گفته اند كه اصلا سيد نبوده ، بلكه اين يك اسم مستعاري است ؛ زيرا در يزد با نام احمد احسائي به فعاليت مي پرداخت .

وي در 21 سالگي به كربلا رفت و تا آخر عمر در آنجا ماند و عقيده ي شيخ را ترويج مي كرد. بعد از وفات شيخ ، از بين مشايخ شيخيه ، وي چون جرات زيادي در اظهار عقايد سلف خود داشت يا به خاطر اسباب خارجي و سياست مداران خارجي ، به عنوان رئيس انتخاب شد . او بر عقايد سلف خود ، اوهامي جديد افزود و ادعاهاي شبيه به كشف داشت . شايد به همين خاطر ، به آن ها كشفيه مي گويند.

سيد كاظم 20 سال رئيس فرقه بود و بين پيروانش در ايران و عراق ، ركن رابع بود. او مي گفت : فقط ما شيعه ي كامل هستيم.



2 – تاليفات

سيد رشتي ، كتب زيادي قريب به 120 كتاب ، تاليف كرد كه در بردارنده ي امور غريبه و ادعاهايي عجيب است و از غلو و خرافه درباره ي ائمه ي معصومين(عليه السلام) آكنده است . او غالبا كتاب هايش را با رمز مي نوشت .

افندي عبدالباقي عمري فاروقي موصلي ، در مدح سلطان عثماني كه پرده اي از پرده هاي حرم نبوي را براي مرقد موسي بن جعفر(عليه السلام) به عراق فرستاد، قصيده اي دارد و در آن به يكي از فضائل اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) اشاره مي كند كه حضرت رسول (صلی الله عليه و اله) انا مدينه العلم و علي بابها. افندي اين كلام را به صورت شعر در آورد و گفت :

هذا رواق مدينه العلم الذي من بابها قد ضل من لابد خل

سيد كاظم رشتي اين بيت را شرح كرد و گفت: اين مدينه اي عظيم در آسمان است و ائمه (عليه السلام) در آن ساكن هستند . بعد اين مدينه را توصيف مي كند كه اين مدينه ، 21 محله دارد و 360 كوچه . سپس براي هر يك از آن ها نام عجيب و صاحبي با اسم عجيب ذكر مي كند . اين ها مطالبي شبيه اساطير و خرافات است كه دين و عقيده را به مسخره و استهزاء گرفته است.

وقتي اين شرح اسطوره اي به شاعر رسيد، گفت: چنين سخني به ذهن من هم خطور نكرده بود.

سيد محمود آلوسي مفتي بغداد كه در عناد با شيعه معروف است ،‌ سيد كاظم را مورد را احترام قرار داد . وي وصف عجيبي را براي او بيان مي كند و مي گويد : اگر سيد رشتي در زماني بود كه آمدن نبي امكان داشت، پيامبر بود و من نخستين كسي بودم كه به او ايمان مي آوردم؛ چون شرايط نبوت را از نظر اخلاقي و علم كثير و عمل به سجاياي انساني داراست.

آيا چنين ستايشي از طرف مخالفين ، دلالت بر رضايت آن ها از اين فرد فاسد العقيده ندارد و آيا دليل بر اين نيست كه آن چه رشتي گفته و نشر داده ، مخالف راه و روش اهل بيت (عليه السلام) بوده است؟

_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:27 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
3 – سيد كاظم رشتي و مهدويت

سيد كاظمي رشتي ، مهدويت را به صورتي موهوم مطرح مي كرد . براي مثال مي گفت: الآن مهدي در بين شماست. او حتي مبلغينش را به اطراف مي فرستاد كه : آماده باشيد، آقا مي آيد و گاهي مي گفت : آقا بين خود شماست . به خاطر همين افكار خرافاتي و موهوم ، يكي از شاگردان بارزش به نام علي محمد باب ادعا كرد كه من باب امام زمان هستم . بعد ادعا كرد كه خود مهدي هستم. مردم هم دور او را گرفتند و زير بناي بابيت شكل گرفت.

سيد كاظم رشتي ، شاگرداني را تربيت كرد كه متاسفانه بعضي از آن ها از اهل علم بودند. آنان عقايد و افكار او را در مناطقي از ايران از جمله ؛ كرمان ، آذربايجان و تبريز ترويج دادند.

احسائي و رشتي ، نايبي را معرفي نكردند ، ولي بعضي ها در بعضي ها در بعضي مناطق ادعا كردند كه نايب سيد هستند .

سيد كاظم ، قريب به 150 تاليف داشت كه برخي از آن ها شرح بعضي از ادعيه است. با تاويلاني غريب شبيه به داستان .

سيد كاظم در سال 1259 هجري درگذشت و فرزندش سيد احمد ، رئيس فرقه شد.

پي نوشت ها:

1 – نوشته ی حاضر ، تقرير سلسله درس های «مهدويت و فرقه های انحرافی » از استاد جعفر خوشنويس است که در مرکز تخصصی مهدويت وابسته به بنياد حضرت مهدی (عج) در قم ، برای جمعی از طلاب و دانش پژوهان ارائه شده است .

2 – الاعلي، 2 و 3.


نويسنده : جعفر خوشنويس
تدوين : علي لاري


پی نوشت:

1. حياه شيخ احمد احسائي ؛ مولف : فرزند شيخ احمد احسائي .

2. ارشاد العلوم ، كريم خان كرماني .

3. تاريخ نبيل . زرندي

جهت مطالعه و تحقيق بيشتر به كتابهاي زير مراجعه شود :

1. رد شيخيه ، محمد مهدي بن سيد صالح قزويني موسوي ( انتشار سال 1337 ) .

2. اسرار پيدايش شيخيه ، بابيه و بهائيه ، محمد كاظم خالصي .

3. خرافات شيخيه و كفريات ارشاد العلوم ، محمد كاظم خالصي .

4. كشف المراد ( بررسي عقايد شيخيه رد اتهامات ) ، مولف و ناشر . الف حكيم هاشمي ( تهران 1352 ش ) .

_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:27 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
مكتب شيخيه (كشفيه ـ پايين سري) در اوايل قرن 13 ﻫ.ق. به وسيله‌ي احمد بن زين الدين معروف به «شيخ احمد احسايي» (1166-1241ق) پديد آمد. مكتبي كه نه تنها خود دستخوش تحولات زياد گرديد؛ بلكه به وجود آمدن تحولات بسيار ديني و اجتماعي و حتي نظامي در كشور ايران شد و بذر بابيت و بهائيت پاشيده گرديد.

شيخ احمد احسايي، گرچه در حوزه‌هاي علوم ديني حضور داشت؛ اما كمتر به درس اساتيد حاضر مي‌شود و مدعي بود كه در فراگيري علوم، شاگرد كسي نبوده و تنها آنچه را مي‌داند از راه خواب به دست آورده است. شاگردان او نيز اين ادعا را درباره‌ي استاد خود تصديق مي‌كردند.1 اين نكته به رغم آن كه حكايت از نوع بلوغ و رشد فكري دارد، مي‌تواند نشانگر نقطه ضعفي نيز باشد؛ زيرا برخي از علوم و معارف، چيزي نيستند كه در قالب الفاظ و مفاهيم قرار گرفته و هركسي بتواند بدون استاد آنها را به دست آورد. همان‌ طور كه در مورد فلسفه و عرفان هميشه تذكر داده‌اند كه خواندن اين درس‌ها، بدون استاد موجب زحمت براي خود و ديگران مي‌گردد. پيروان شيخيه، چنان در حق شيخ احمد مبالغه كرده كه ادعا نموده‌اند: «شيخ خدمت حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه) رسيده است.2اين درحالي است كه حتي برخي از بزرگان، به انحراف و بلكه تكفير شيخ احمد، حكم داده‌اند.


بدن هور قليايي
يكي از مهم‌ترين انديشه‌هاي شيخ احمد احسايي «بدن هور قليايي» است كه اين بدن در شهر «جابلقا و جابرسا» قرار دارد. او به گمان خود، با اين نظريه سه مسأله‌ي مهم ديني و عميق فلسفي را تحليل نموده است؛ يعني، معراج جسماني رسول خدا(صل الله عليه واله)، حيات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در طول بيش از ده قرن و معاد جسماني را با اين عقيده تفسير كرده و هر سه را از يك باب مي‌داند. او نه تنها زمين محشر را «هور قليايي» مي‌داند؛3 بلكه معتقد است كه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نيز با بدني غير عنصري و تنها هور قليايي و در شهر "جابلقا و جابرسا" زندگي مي‌كند. براي روشن شدن بحث لازم است در ابتدا اين واژگان نامأنوس آنها را توضيح دهيم؛ سپس ديدگاه شيخيه را نقل كرده، آن گاه به نقد و بررسي آن بپردازيم.

_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
پستارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 02:28 
Iron
Iron
آفلاين

تاريخ عضويت: يکشنبه 28 تیر 1388 00:43
پست ها : 225
تشکر کرده اید: 1 مرتبه
تشکر شده:
219 مرتبه in 118 پست
واژه‌شناسي
عبدالكريم صفي‌پور مي‌گويد: «جابلص (بفتح باء و لام يا به سكون لام) شهري است به مغرب و ليس وراءه انسي، و جابلق شهري است به مشرق برادر جابلص».4 اما وي اشاره‌اي به هور قليا ننموده است. در پاورقي برهان قاطع آمده است: «هورقليا ظاهرا از كلمه عبري «هبل» به معناي هواي گرم، تنفس و بخار و «قرنئيم» به معناي درخشش و شعاع است، و كلمه‌ي مركب به معناي تشعشع بخار است». 5خلف تبريزي گويد, «جابلسا (بضم باي ابجد و سكون لامم و سين بي نقطه بألف كشيده) نام شهري است در جانب مغرب. گويند هزار دروازه هزار پاسبان نشسته‌اند. برخي به جاي «لام»، راي قرشت آورده گويند شهري است به طرف مغرب؛ ليكن در عالم مثال، چنان كه گفته‌اند: «جابلقا و جابرسا و همامدينتان في عالم المثل» و به اعتقاد محققان " منزل آخر سالك است در سعي وصول قيد به اطلاق و مركز به محيط " 6 . و سپس مي گويد " جابلقا " منزل اول سالك باشد .

شيخ احمد احسائي معتقد است كه " هور قليايي " ، لغتي سرياني و از زبان صابئين گرفته شده است .7

به احتمال قوي ، شيخ احمد سه واژه " هور قليايي " ، " جابلقا " و " جابرسا " را از شيخ اشراق گرفته باشد 8 البته اين كلمات در بعضي از روايات نيز به كار رفته است و شيخ احمد – كه گرايش اخباري گري داشته و برخي از اصطلاحات فلسفي را مطالعه كرده بود – به تلفيق و تركيب آنها پرداخت . او از انديشه هاي باطني مذهب اسماعيليه نيز كمك گرفت و از مجموع آنها مذهب " كشفيه " را بنا نهاد . در مذهب اسماعيليه و حتي انديشه هاي مسيح نيز نوعي گرايش به " جسم لطيف " يا " جسم پاك " و ... وجود دارد ؛ مثلا " هانري كربن " معتقد است : " ارض ملكوت هور قليا "، ارض نوراني آيين مانوي در عالم ملموس اما وراي حس است و با عضوي كه خاص چنين ادراكي باشد ، شناخته مي شود . و به نوعي از مسيحيت و انديشه مسيحيان درباره جسم لطيف داشتن عيسي متاثر است " .9

ظاهرا اولين كسي كه اصطلاح " عالم هور قليايي " را در جهان اسلام مطرح كرد ، سهرودي است .

وي در فلسفه اشراق (در بحث از "احوال ساكنين " )پس از توضيح انوار قاهره و انوار معاقه ,مي گويد : "آنچه ذكر شد احكام اقليم هشتم است كه جابلق و جابرص و هورقلياي شگفت در آن دارد ".10

در "مطارحات"آمده است :"جميع سالكان از امم انبياي سابق نيز,از وجود اين اصوات خبر داده و گفته اند كه اين اصوات در مقام جابرقا و جابرصا نيست ؛ بلكه در مقام هور قليا است كه از بلاد افلاك عالم مثالي است ". 11

در اين عبارت بين دو شهر (جابلقا و جابر صا ) , با عالم( هور قليا ) تفاوت گذاشته شده و مقامي بالاتر از آن دو شهر شمرده شده است . "شهر زوري" نيز همين گونه ادعا كرده است .12

مقصود از آنكه "هور قليا " را اقليم هشتم شمرده اند , اين است كه تمام عالم جسماني , به هفت اقليم تقسيم مي شود و عالمي كه مقدار داشته و خارج از اين عالم باشد , اقليم هشتم است . خود آن اقليم نيز , به هفت اقليم قابل تقسيم است ؛ اما چون آگاهي و دانش ما از آن اقليم اندك است , آن را تنها يك اقليم قرار داده اند . 13

_________________
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از mohajer6164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:
نفیسه ل
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 14 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.312s | 34 Queries | GZIP : On | Load : 1.8 ]
Seo