کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز چهارشنبه 18 تیر 1399 04:08

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 1 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: يکشنبه 19 مهر 1388 20:59 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: پنج شنبه 25 تیر 1388 20:54
پست ها : 1139
تشکر کرده اید: 501 مرتبه
تشکر شده:
1690 مرتبه in 762 پست


چه رابطه بين ايمان و بصيرت است ؟

مسأله مهم در زندگى انسان، اين است كه: واقعيات را آنچنان كه هست درك كند، و در برابر آن موضع گيرى صريح داشته باشد، پندارها، پيشداورى ها، و تمايلات انحرافى، حب و بغض ها، مانع از درك و ديد واقعيات ـ آنچنان كه هست ـ نگردد، و مهمترين تعريفى كه براى فلسفه شده است همين است، «درك حقايق اشياء آنچنان كه هست».

به همين دليل، يكى از مهمترين تقاضاهائى كه معصومين از خدا داشتند اين بود:


اَللّهُمَّ أَرِنِى الأَشْياءَ كَما هِىَ:

«خداوندا واقعيت ها و موجودات را آن گونه كه هست به من نشان ده» (تا ارزش ها را به درستى بشناسم و حق آن را ادا كنم).

و اين حالت بدون «ايمان» ميسر نيست، چرا كه هوا و هوس هاى سركش، و تمايلات نفسانى، بزرگترين حجاب و سدّ اين راه است، و رفع اين حجاب، جز در پرتو تقوا و كنترل هواى نفس، امكان پذير نيست.
لذا در آيه 4 سوره «نمل» مى خوانيم:


«كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، اعمال زشتشان را براى آنها زينت مى دهيم، و سرگردان مى شوند».

(إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَيَّنّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ).

آلودگى در نظر آنها پاكى، زشتى ها نزد آنها زيبا، پستى ها افتخار، و بدبختى ها و سيه روزى ها سعادت و پيروزى محسوب مى شود.


آرى، چنين است حال كسانى كه در طريق غلط گام مى نهند و بر آن ادامه مى دهند، واضح است وقتى انسان كار زشت و نادرستى را انجام داد، تدريجاً قبح و زشتيش در نظر او كم مى شود، و به آن عادت مى كند، پس از مدتى كه به آن خو گرفت، توجيهاتى براى آن مى تراشد، كم كم به صورت زيبا و حتى به عنوان يك وظيفه در نظرش جلوه مى كند، و چه بسيارند افراد جنايتكار و آلوده اى كه به راستى به اعمال خود افتخار مى كنند و آن را نقطه مثبتى مى شمرند.


اين دگرگونى ارزش ها، و به هم ريختن معيارها در نظر انسان، كه نتيجه اش سرگردان شدن در بيراهه هاى زندگى است از بدترين حالاتى است كه به يك انسان دست مى دهد.


جالب اين كه: در آيه مورد بحث و يكى ديگر از آيات قرآن(1) اين «تزيين» به «خدا» نسبت داده شده است، در حالى كه در هشت مورد به «شيطان»، و در ده مورد به صورت فعل مجهول (زُيِّنَ) آمده است، و اگر درست بينديشيم، همه بيانگر يك واقعيت است.


اما اين كه: به خدا نسبت داده شده است به خاطر آن است كه او «مسبب الاسباب» در عالم هستى است، و هر موجودى تأثيرى دارد كه به خدا منتهى مى شود، آرى اين خاصيت را خداوند در تكرار عمل قرار داده كه انسان تدريجاً به آن خو مى گيرد، و حس تشخيص او دگرگون مى شود، بى آن كه مسئوليت انسان از بين برود و يا براى خدا ايراد و نقصى باشد (دقت كنيد).


و اگر به شيطان يا هواى نفس نسبت داده شود، به خاطر اين است كه عامل نزديك و بدون واسطه، آنها هستند.


و اگر گاه به صورت فعل مجهول آمده، اشاره به اين است كه طبيعت عمل چنين اقتضا مى كند كه بر اثر تكرار، ايجاد «حالت»، «ملكه»، «عشق» و «علاقه» مى كند.


با توجه به آيه فوق نمونه آشكار و عينى اين معنى را در زندگى گروهى از دنيا پرستان زمان خود به روشنى مى بينيم.


آنها به مسائلى افتخار مى كنند، و جزء تمدنش مى شمارند كه در واقع چيزى جز ننگ و آلودگى و رسوائى نيست.


لجام گسيختگى و بى بند و بارى را نشانه «آزادى».


برهنگى و آلودگى زنان را دليل بر «تمدن».


مسابقه در تجمل پرستى را نشانه «شخصيت».

غرق شدن در انواع فساد را، مظهر «حرّيت».


آدم كشى و جنايت و ويرانگرى را دليل بر «قدرت».


خرابكارى و غصب سرمايه هاى ديگران را، «استعمار» (آباد سازى!).
ـبه كار گرفتن وسائل ارتباط جمعى را در مسير زننده ترين برنامه هاى ضد اخلاقى دليل بر «احترام به خواست انسان ها».


زير پا گذاردن حقوق محرومان را، نشانه «احترام به حقوق بشر»!.


اسارت در چنگال اعتيادها، هوس ها، ننگ ها و رسوائى ها را، «شكلى از آزادى».


تقلب و تزوير و به دست آوردن اموال و ثروت از هر طريقى كه باشد دليل بر «استعداد و لياقت»!.


رعايت اصول عدل و داد و احترام به حق ديگران نشانه «بى عرضگى و عدم لياقت».


دروغ و پيمان شكنى دو روئى و تزوير را نشان «سياست».


خلاصه اعمال سوء و ننگينشان آنچنان در نظرشان زينت داده شده است كه نه تنها از آن احساس شرم نمى كنند، كه به آن افتخار و مباهات نيز مى كنند، و پيدا است چهره چنين جهانى چگونه خواهد بود، و راهى را كه به سوى آن مى رود كدام سو است؟!(2)



1 ـ انعام، آيه 108.
2-تفسير نمونه، جلد 15، صفحه 426.




_________________

كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از طهورا به خاطر این پست تشکر کرده اند:
دموع الأنتظار, اسماني, Mohsen1001, مائده آسمانی
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 1 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.138s | 16 Queries | GZIP : On | Load : 2.11 ]
Seo